از کلیسا تا صحنه رد معنویت در موسیقی جز

جز در ذهن بسیاری از شنوندگان با باشگاه شبانه و اجرای صحنهای پیوند دارد، اما تاریخ آن بدون آوازهای مذهبی، تجربه نیایش و جستوجوی معنوی کامل نیست.
جز در ذهن بسیاری از شنوندگان با باشگاه شبانه و اجرای صحنهای پیوند دارد، اما تاریخ آن بدون آوازهای مذهبی، تجربه نیایش و جستوجوی معنوی کامل نیست. این پیوند به یک شکل واحد ظاهر نمیشود. گاهی آهنگساز برای مراسم مذهبی اثر میسازد، گاهی در سالن کنسرت درباره ایمان سخن میگوید و گاهی تجربهای شخصی را با موسیقی بیکلام بیان میکند. برای شنیدن این تفاوتها، مقایسه دوک الینگتون، مری لو ویلیامز و جان کولترین روشنگر است. هیچیک نماینده تمام جز نیستند، اما هر سه نشان میدهند چگونه یک زبان موسیقایی میتواند حامل معناهای دینی متفاوت شود.
مری لو ویلیامز در نیویورک در حدود سال ۱۹۴۶؛ عکس ویلیام پی گوتلیب
ریشه مذهبی با کارکرد مذهبی یکی نیست
تاریخ پارک ملی جز نیواورلئان، آوازهای مذهبی آفریقاییآمریکایی را در کنار بلوز، رقص و موسیقی گروههای بادی از عناصر محیط پیدایش جز میداند. این ریشه مشترک به معنی مذهبی بودن تمام اجراهای جز نیست. یک شیوه پاسخگویی جمعی یا جملهبندی آوازی میتواند از محیط عبادت به صحنه سرگرمی راه یابد و در آنجا کارکرد دیگری پیدا کند. [۱]
برای تشخیص این تفاوت باید چند پرسش جدا طرح کرد. اثر برای کجا نوشته شده است؟ متن آن چه میگوید؟ آهنگساز درباره نیت خود چه توضیحی داده؟ و مخاطب در چه موقعیتی آن را میشنود؟ پاسخ این پرسشها همیشه یکسان نیست. ممکن است آهنگساز نیت دینی داشته باشد، اما شنوندهای بیاعتقاد نیز با موسیقی ارتباط عمیقی برقرار کند. همچنین احساس آرامش شنونده، بهتنهایی یک قطعه را به موسیقی آیینی تبدیل نمیکند.
دوک الینگتون و کنسرتهای مقدس
دوک الینگتون در سالهای ۱۹۶۵، ۱۹۶۸ و ۱۹۷۳ سه کنسرت مقدس عرضه کرد. پژوهش وان بوکر، با بررسی نوشتهها و اسناد شخصی او، نشان میدهد این آثار با تأملهای جدی درباره زبان ایمان و بیان خداوند ارتباط داشتند. الینگتون از موسیقی بهعنوان وسیلهای برای بیان چیزی استفاده میکرد که واژهها همیشه برایش کافی نبودند. این آثار را نمیتوان فقط یک تغییر موضوعی در ترانهها دانست. [۲]
در این تجربه، زبان آشنای یک آهنگساز جز به فضایی میرود که انتظارات شنونده از آن متفاوت است. شنیدن سازهای گروه و آواز در محیط دینی، پرسشهایی درباره مرز مقدس و غیرمقدس ایجاد میکند. با این همه، عنوان «کنسرت مقدس» را نباید هممعنای موسیقی مخصوص ترتیب رسمی یک آیین گرفت. اجرای یک اثر در کلیسا، و نوشته شدن آن برای بخشی معین از عبادت، دو موقعیت متمایزند.
مری لو ویلیامز و موسیقی برای مراسم
در کار مری لو ویلیامز، پیوند جز و عبادت صورتی دیگر دارد. دفترچه اسمیتسونین فولکویز برای «مری لوز مس» توضیح میدهد که این موسیقی، برخلاف کنسرتهای مقدس الینگتون، با کارکردی درون مراسم کاتولیکی ساخته شده بود. طول بعضی بخشها و رابطه آنها با متن، از همین وظیفه ناشی میشود. این تفاوت کمک میکند موسیقی دینی را تنها بر اساس حالت روحی یا عنوان آثار دستهبندی نکنیم. [۳]
ویلیامز همچنین معنویت را از مسئولیت نسبت به جامعه موسیقیدانان جدا نمیکرد. پژوهش بوکر، فعالیتهای حمایتی و تلاش او برای کمک به هنرمندان گرفتار بیکاری و مشکلات دیگر را در کنار باورهایش بررسی میکند. در این نگاه، ایمان فقط موضوع یک آهنگ نیست؛ میتواند در شیوه مراقبت از دیگران و سازمان دادن زندگی حرفهای حضور داشته باشد. البته این تجربه شخصی را نباید به تمام نوازندگان یا تمام پیروان یک دین تعمیم داد. [۲]
کولترین و ساختار یک جستوجوی شخصی
«عشقی برتر» جان کولترین در دسامبر ۱۹۶۴ ضبط شد. لوئیس پورتر در نوشته خود برای کتابخانه کنگره توضیح میدهد که ساختار چهار بخش اثر با مسیر معنوی مورد نظر کولترین ارتباط دارد. این آلبوم، تنها فورانی بیقالب از احساس نیست؛ تکرارها و رابطه مواد موسیقایی، به مسیر کلی آن انسجام میدهند. [۴]
نکته شنیدنی در آغاز آلبوم، اهمیت یک نقش کوتاه باس است که در طول اجرا بازمیگردد و دگرگون میشود. بازگشت چنین نقشی میتواند برای گوش نقش یک تکیهگاه داشته باشد. در بخش پایانی، رابطه جملههای ساکسوفون با شعر خود کولترین اهمیت پیدا میکند. پورتر این بخش را نوعی بیان سازیِ متن توضیح میدهد. برای دنبال کردن این رابطه، بهتر است ابتدا موسیقی را مستقل بشنویم و سپس توضیح آهنگساز و ساختار شعر را کنار آن بگذاریم؛ دانستن زمینه میتواند شنیدن دوم را دقیقتر کند. [۴]
معنویت را نمیتوان از روی یک رنگ صوت تشخیص داد
صدای کشیده، تکرار یک عبارت، ضرب آرام یا شدت گرفتن گروه ممکن است برای شنونده حالتی مراقبهوار ایجاد کند. اما هیچکدام بهتنهایی مدرک نیت دینی نیستند. همین روشها در موسیقی عاشقانه، نمایشی یا کاملاً تجربی هم به کار میروند. نسبت دادن معنویت به هنرمند، بهخصوص وقتی او توضیحی نداده، باید با احتیاط انجام شود. میتوان از تجربه شخصی شنونده حرف زد، بیآنکه آن تجربه را به نیت قطعی سازنده تبدیل کرد.
از سوی دیگر، دانستن باور هنرمند نباید همه پیچیدگی موسیقی او را در یک برچسب خلاصه کند. ویلیامز پیش از آثار مذهبی و در کنار آنها، پیانیست و تنظیمکنندهای برجسته بود. کولترین نیز با پرسشهای فنی درباره جمله، ساختار و تعامل گروه درگیر بود. معنای دینی و کار موسیقایی رقیب هم نیستند؛ در بسیاری از موارد، همان تصمیمهای دقیق هنری امکان بیان تجربه معنوی را فراهم میکنند.
شنیدن با احترام به تفاوت تجربهها
برای مقایسه این سه مسیر، به جای جستوجوی «مذهبیترین» اثر، به نسبت موسیقی با موقعیت توجه کنید. در یک نمونه، کنسرت محل بیان ایمان است؛ در دیگری، قطعه بخشی از مراسم میشود؛ و در نمونه سوم، آلبوم حامل روایت شخصی هنرمند است. این تفاوتها روی نقش متن، طول بخشها، شکل تکرار و انتظار مخاطب اثر میگذارند.
شنونده لازم نیست باور آهنگساز را داشته باشد تا از ظرافت اثر چیزی بفهمد. در عین حال، احترام به معنای دینی یعنی آن زمینه را صرفاً نامی شاعرانه برای «احساس خوب» ندانیم. جز در این آثار، نه از هویت موسیقایی خود دست میکشد و نه یک پیام واحد درباره دین میدهد. آنچه میشنویم، تلاش هنرمندانی مشخص برای پیوند دادن مهارت، زندگی و پرسشهای عمیق شخصی است؛ تلاشی که میتواند راه شنیدن ما را گستردهتر کند.
اعتبار تصویر
عکاس یا مجموعه ویلیام پی گوتلیب؛ صفحه اصلی عکس؛ مالکیت عمومی؛ شرایط استفاده؛ فقط تغییر اندازه و فشردهسازی انجام شده است و کادر و رنگ اصلی حفظ شدهاند.