هربی هنکاک؛ وقتی گوش جلوتر از دست حرکت میکند

وقتی از بداههنوازی حرف میزنیم، چشم معمولاً به دست نوازنده میرود: این همه نت از کجا میآید؟ هربی هنکاک مسیر یادگیری را از جای دیگری روایت میکند؛ از گوشدادن به صفحه و پیدا کردن چیزی که در آن دوست داشته است. برای هنرجویی که میان گامها و الگوهای فراوان گم شده، این جابهجایی مهم است. پیش از آنکه بپرسیم چه نتهایی اجازه داریم بزنیم، میتوانیم بپرسیم چه چیزی شنیدهایم و دوست داریم چگونه به آن پاسخ بدهیم.
هنکاک در درس «یادگیری با شنیدن» از همکلاسی نوازندهاش یاد میکند که علاقهٔ او را به بداههنوازی برانگیخت و شنیدن آثار جرج شیرینگ را پیشنهاد داد. او سراغ بخشهایی از ضبطها رفت که برایش جذاب بودند، آنها را روی پیانو پیدا کرد و یادداشت کرد. اما وقتی نوشتهٔ خودش را مینواخت و با ضبط مقایسه میکرد، نتیجه یکسان نبود. همین فاصله، پرسش آموزشی مهمی میسازد: نتها را پیدا کردهایم، اما آیا شیوهٔ گفتنشان را هم شنیدهایم؟
عکس: Raph_PH
این تفاوت برای کسی که از روی نت دقیق مینوازد هم آشناست. ارتفاع صداها و کششهای نوشتهشده همهٔ تجربهٔ شنیدن نیستند؛ آغاز و پایان جمله، تکیهها و رابطه با ضرب نیز در بیان حضور دارند. روایت هنکاک نشان میدهد تقلید شنیداری میتواند مرحلهای از یادگیری باشد، نه مقصد نهایی آن. او یادگرفتن از نوازندگان دیگر را در برابر داشتن صدای شخصی نمیگذارد؛ مسئله این است که گوش، فعالانه مصالح را بشناسد و بعد بتواند با آنها انتخاب تازهای انجام دهد.
در درس بداههنوازی گروهی، همین توجه از ضبط به آدمهای حاضر در اتاق منتقل میشود. هنکاک همراه یک نوازندهٔ ساکسوفون آلتو و یک نوازندهٔ ویبرافون، نمونهای بدون فرم ازپیشتعیینشده را توضیح میدهد. پس از آن، دربارهٔ تصمیمها صحبت میکنند. نوازندهٔ ساکسوفون میگوید به کار هنکاک توجه داشته و دنبال افزودن چیزی متضاد بوده است. بنابراین تفاوت صداها لزوماً نشانهٔ بیارتباطی نیست؛ پاسخ میتواند مکمل یا متضاد چیزی باشد که پیشتر شنیدهایم.
عکس: Paco Romero-Ferrero
هنکاک در همین بحث، اعتماد و بازماندن به اتفاقهای اجرا را مهم میداند. از این نگاه نباید نتیجه گرفت که هر صدای تصادفی خودبهخود موسیقی خوبی میشود. نکته، امکان واکنشدادن است: نوازنده اتفاق را میشنود و میکوشد برای آن نقشی پیدا کند. چنین مهارتی فقط با تمرین تکنفرهٔ الگوها ساخته نمیشود؛ به تجربهٔ همراهی نیاز دارد. در گروه، قرار نیست تمام توجه صرف آمادهکردن جملهٔ بعدی خودمان شود و صدای دیگری به پسزمینه برود.
امتحان کنید با یک دوست، جملههای بسیار کوتاه ردوبدل کنید. نفر دوم ابتدا فقط یک ویژگی جملهٔ اول را نگه دارد؛ مثلاً ریتم یا جهت حرکت ملودی. بعد نقشها عوض شود. اگر تنها تمرین میکنید، جملهای کوتاه ضبط کنید و به آن پاسخ بدهید. تعداد نتها را کم نگه دارید تا بتوانید رابطه را بشنوید. پرسش آخر این نیست که چه کسی پیچیدهتر نواخت؛ این است که پاسخ واقعاً از شنیدنِ جملهٔ قبل به وجود آمد یا از عادت همیشگی دستها.
زیبایی این درس هنکاک در آن است که بداهه را از نمایش دانستهها به رابطه تبدیل میکند. گوشدادن به شیرینگ، مقایسهٔ اجرای خود با ضبط و توجه به همنواز، سه شکل از یک کنجکاویاند: بیرون از عادت من چه میگذرد؟ برای شروع، لازم نیست دهها جملهٔ آماده داشته باشیم. یک جملهٔ کوتاه که واقعاً چیزی را شنیده و پاسخ داده باشد، میتواند آغاز موسیقی زندهتری باشد.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، هربی هنکاک، ۲۰۲۳؛ عکس: Shawn Miller / Library of Congress
تصویر دوم، هربی هنکاک در باربیکن، ۲۰۲۳؛ عکس: Raph_PH | CC BY 2.0
تصویر سوم، هربی هنکاک و چیک کوریا در جشنوارهٔ جز، ۲۰۱۵؛ عکس: Paco Romero-Ferrero | CC BY-SA 2.0