تاریخ موسیقی

پیش از صنعت ضبط موسیقی چگونه فروخته می‌شد

کلاوسن لویی بلو، ساختهٔ پاریس در سال ۱۷۴۲؛ نمونه‌ای از سازی که نت چاپی برای اجرا به آن نیاز داشت.

پیش از آنکه بتوان صدای یک اجرا را ضبط کرد، برای شنیدن دوبارهٔ موسیقی معمولاً باید کسی دوباره آن را می‌نواخت.

پیش از آنکه بتوان صدای یک اجرا را ضبط کرد، برای شنیدن دوبارهٔ موسیقی معمولاً باید کسی دوباره آن را می‌نواخت. این تفاوت ساده، معنای خرید موسیقی را تغییر می‌دهد. در دورهٔ باروک، آنچه خریدوفروش می‌شد فقط حق حضور در اجرا نبود؛ نت چاپی، نسخهٔ دست‌نویس، آموزش و مهارت اجرایی نیز ارزش اقتصادی داشتند. ناشر نمی‌توانست یک اجرای آماده را در اختیار هزاران شنونده بگذارد، اما می‌توانست دستور اجرای یک اثر را به خانه‌ها و گروه‌های مختلف برساند.

اصطلاح «بازاریابی موسیقی باروک» زمانی مفید است که آن را با صنعت ضبط امروز یکی نگیریم. موضوع، بررسی راه‌هایی است که اثر معرفی می‌شد، مشتری پیدا می‌کرد و از یک محیط به محیط دیگر می‌رفت. نمونه‌های نشر لندن و مجموعه‌های اشتراکی نشان می‌دهند این کار به شناخت نیاز نوازنده و خریدار وابسته بود، نه صرفاً به نام آهنگساز یا زیبایی صفحهٔ عنوان.

کلاوسن لویی بلو، ساختهٔ پاریس در سال ۱۷۴۲؛ نمونه‌ای از سازی که نت چاپی برای اجرا به آن نیاز داشت.

خریدار صدا را نمی‌خرید بلکه امکان اجرا را به دست می‌آورد

نت، همان موسیقیِ شنیده‌شده نیست. خریدار باید ساز، مهارت، زمان و گاهی چند همکار نیز در اختیار می‌داشت تا آن را به صدا تبدیل کند. همین واقعیت توضیح می‌دهد چرا نوع سازبندی و سطح دشواری در بازار اهمیت داشت. اثری که برای گروه بزرگی نوشته شده بود، برای یک نوازندهٔ خانگی به همان شکل قابل استفاده نبود؛ در مقابل، قطعه‌ای مناسب جمع کوچک می‌توانست در محیط‌های بیشتری اجرا شود.

از اینجا می‌توان تفاوت میان «ارزش هنری» و «تناسب با مصرف» را دید. اثری ممکن است پیچیده و مهم باشد اما برای امکانات یک خریدار مناسب نباشد. ناشر باید اطلاعاتی بدهد که این فاصله را کم کند: اثر برای چه سازهایی است، به چند نوازنده نیاز دارد و در چه قالبی عرضه می‌شود. صفحهٔ عنوان و شکل انتشار، تنها بسته‌بندی تزئینی نیستند؛ بخشی از ارتباط عملی میان سازنده و استفاده‌کننده‌اند.

جان والش و شناخت لحظهٔ مناسب انتشار

جان والش از ناشران مهم موسیقی لندن در آغاز سدهٔ هجدهم بود. پژوهش ریچارد هاردی دربارهٔ تولیدات او نشان می‌دهد از سال ۱۷۰۶، مجموعه‌های آوازِ اپرا بخش مهمی از فعالیتش شدند. در کنار آن‌ها، پارت‌های سازی نیز عرضه می‌شدند. چنین تنوعی امکان می‌داد موسیقیِ مرتبط با صحنه، در قالب‌های دیگری به دست خریدار برسد. [۱]

این جابه‌جایی را می‌توان نوعی افزایش عمر اجتماعی اثر دانست. کسی که از نمایشی لذت برده بود، می‌توانست بخشی از موسیقی آن را بیرون از تئاتر دنبال کند؛ و کسی که به سالن دسترسی نداشت، شاید از راه نت با آن آشنا شود. نباید بدون سند دربارهٔ تعداد این افراد یا میزان فروش حکم داد، اما خودِ وجود قالب‌های متفاوت نشان می‌دهد ناشر تنها به اجرای اصلی به عنوان پایان مسیر نگاه نمی‌کرد.

تبلیغ به زمان و شبکهٔ توزیع وابسته بود

پژوهش هاردی همچنین به استفادهٔ والش از رشد روزنامه‌ها پس از سال ۱۶۹۵ برای معرفی انتشاراتش در لندن و دیگر مناطق اشاره می‌کند. آگهی می‌توانست خبر تازه‌بودن یک اثر و محل تهیهٔ آن را منتقل کند. در اینجا شهرت صحنه و اطلاع‌رسانی چاپی به هم متصل می‌شدند، اما مسیر رساندن نسخه به خریدار همچنان به فروشندگان و امکانات حمل‌ونقل وابسته بود. [۱]

اهمیت زمان‌بندی را می‌توان بدون شباهت‌سازی افراطی با شبکه‌های اجتماعی توضیح داد. اگر توجه مخاطب به یک نمایش کوتاه‌مدت بود، تأخیر در آماده‌کردن نت ممکن بود فرصت فروش را کاهش دهد. بااین‌حال، این منطق برای همهٔ آثار یکسان نبود. یک مجموعهٔ آموزشی یا سونات می‌توانست استفاده‌ای طولانی‌تر داشته باشد و ارزش آن کمتر به تازگی یک رویداد صحنه‌ای وابسته باشد. ناشر با چند نوع زمانِ مصرف روبه‌رو بود، نه یک چرخهٔ واحد.

فهرست چاپی یک ابزار انتخاب بود

مجموعهٔ ولکام، فهرستی از موسیقی آوازی و سازیِ عرضه‌شده توسط والش در سال ۱۷۴۸ را ثبت کرده است. عنوان این سند، هم نام فروشنده و هم نشانی او در کاترین استریتِ استرند را دربردارد. این نمونهٔ کوچک نشان می‌دهد معرفی مجموعهٔ کالاها و روشن‌کردن محل تهیه، بخشی از فعالیت نشر بوده است؛ هرچند از یک فهرست به‌تنهایی نمی‌توان آمار فروش یا ترکیب اجتماعی تمام مشتریان را استخراج کرد. [۲]

فهرست به خریدار اجازه می‌دهد فراتر از اثری که از پیش می‌شناسد انتخاب کند. از طرف دیگر، قرارگرفتن آثار در کنار هم، تصویری از دامنهٔ فعالیت ناشر می‌سازد. برای مطالعهٔ چنین مدرکی باید به پرسش‌های مشخص توجه کرد: چه نوع موسیقی‌ای نام برده شده، چگونه دسته‌بندی شده و چه اطلاعاتی برای تصمیم خریدار ضروری فرض شده است؟ این پرسش‌ها از جملهٔ کلی «موسیقی در گذشته هم تبلیغ می‌شد» اطلاعات بیشتری به ما می‌دهند.

پیش‌اشتراک با اشتراک شنیدن امروز تفاوت داشت

در انتشار اشتراکی، تعهد خریداران می‌توانست پیش از تکمیل یا تحویل مجموعه ثبت شود. مجموعهٔ «موسیقیِ میز» یا «تافل‌موزیک» تلمان، منتشرشده در سال ۱۷۳۳، نمونهٔ شناخته‌شده‌ای در این زمینه است. آرشیو تلمان هامبورگ، در معرفی نسخهٔ بازچاپ عکسیِ اصل، وجود فهرست مشترکان و هفت دفتر پارت را ثبت می‌کند. [۳]

این اشتراک را نباید به معنای دسترسی ماهانه به انبوهی از صدای ضبط‌شده فهمید. موضوع، مشارکت در خرید یک محصول چاپی مشخص بود. نام‌های ثبت‌شده می‌توانند برای شناخت پراکندگی جغرافیایی و شبکهٔ خریداران مفید باشند، اما هر نام ضرورتاً یک نوازندهٔ حرفه‌ای یا یک مصرف‌کنندهٔ نهایی را نشان نمی‌دهد. برای نتیجه‌گیری دربارهٔ مخاطب، باید اطلاعات افراد را نیز بررسی کرد. خودِ فهرست فقط نقطهٔ آغاز پژوهش است.

از منظر رابطهٔ تولیدکننده و مخاطب، این شیوه اهمیت دیگری هم دارد: علاقهٔ احتمالی می‌تواند پیش از عرضهٔ نهایی آشکار شود. بااین‌حال، میزان کاهش ریسک یا سودآوری هر پروژه را باید جداگانه سنجید. وجود پیش‌اشتراک به‌تنهایی ثابت نمی‌کند انتشار حتماً موفق بوده یا هزینه‌ها کاملاً پوشش یافته‌اند. تاریخ تجارت موسیقی هنگامی دقیق‌تر می‌شود که میان سازوکار اقتصادی و نتیجهٔ واقعی آن تفاوت بگذاریم.

آموزش نیز به محصول چاپی تبدیل می‌شد

کتاب «هنر نواختن ویولن» فرانچسکو جمینیانی، چاپ لندن در سال ۱۷۵۱، در مرز زمانیِ پایان متعارف دورهٔ باروک قرار دارد. نسخهٔ کتابخانهٔ کنگره نشان می‌دهد کتاب برای خودِ مؤلف چاپ شده و در عنوان، هم آموزش نوازندگی و هم قطعات قابل استفاده برای سازهای دیگر مطرح شده‌اند. اینجا دانش اجرایی، علاوه بر انتقال حضوری، در قالبی قابل خرید و مطالعه عرضه می‌شود. [۴]

چنین کتابی جای آموزگار یا تجربهٔ شنیدن را به‌طور کامل نمی‌گیرد. توضیح حرکت آرشه یا نحوهٔ بیان، باید در عمل فهمیده شود. بااین‌حال، انتشار آموزشی می‌تواند نام نوازنده را به عنوان صاحب روش و مرجع مهارت تثبیت کند. در نتیجه، رابطهٔ آموزش و شهرت دوطرفه است: اعتبار اجرا به کتاب توجه می‌آورد و کتاب، دامنهٔ اثرگذاری آموزگار را فراتر از کلاس حضوری گسترش می‌دهد.

ناشر تنها واسطه‌ای بی‌اثر نبود

انتخاب قالب، اندازهٔ مجموعه و گروه سازهای هدف، تعیین می‌کرد موسیقی چگونه به زندگی خریدار وارد شود. حتی تفاوت میان یک دفترِ شامل همهٔ خطوط و دفترهای جداگانهٔ نوازندگان، بر شیوهٔ استفاده اثر دارد. این تصمیم‌ها را نمی‌توان صرفاً حاشیهٔ تاریخ آهنگسازی دانست؛ بخشی از مسیر تبدیل اثر به تجربهٔ اجتماعی‌اند.

در عین حال، نباید قوانین حقوق مؤلف یا رابطهٔ آهنگساز و ناشر امروز را به گذشته منتقل کرد. شرایط قرارداد، امتیاز نشر و عرف فروش در شهرها و زمان‌های مختلف یکسان نبود. برای هر ادعای دقیق دربارهٔ مالکیت یا درآمد باید سند همان مورد را دید. تاریخ موسیقی پر از نام‌های آشناست، اما نام آشنا جای قرارداد، آگهی و نسخهٔ چاپی را نمی‌گیرد.

آنچه این بازار دربارهٔ موسیقی به ما می‌گوید

بازار موسیقی پیش از ضبط، بازاری برای فعال‌کردن موسیقی بود. خریدار اغلب باید می‌خواند، می‌نواخت یا گروهی فراهم می‌کرد. از این زاویه، انتشار نت نه نسخه‌ای ابتدایی از فروش فایل صوتی، بلکه رابطه‌ای متفاوت میان اثر و مخاطب است. وقتی به عنوان، سازبندی و شیوهٔ عرضهٔ یک مجموعهٔ باروک نگاه می‌کنیم، می‌توانیم بخشی از زندگی عملی آن را بازسازی کنیم؛ زندگی‌ای که موسیقی را از صحنه و میز آهنگساز به خانه‌ها و جمع‌های تازه می‌برد.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

۱ پژوهش ریچارد هاردی درباره راهبردهای نشر جان والش

۲ فهرست انتشارات والش در مجموعه ولکام

۳ ثبت تافل موزیک در آرشیو تلمان هامبورگ

۴ کتاب هنر نواختن ویولن در کتابخانه کنگره

اعتبار عکس موزه متروپولیتن، مجموعه سازهای موسیقی کراسبی براون، ۱۸۸۹ منبع عکس CC0