ویژه هنرآموزان

چرا موسیقی غمگین می‌تواند حال ما را بهتر کند؟

شنونده‌ای با هدفون در حال گوش دادن به موسیقی

موسیقی غمگین چرا می‌تواند لذت‌بخش باشد؟ تفاوت احساس و موسیقی، خطر نشخوار فکری و راه‌های شنیدن آگاهانه برای هنرجو و خانواده.

ممکن است بعد از یک روز سخت، به‌جای آهنگی شاد سراغ آواز آرامی بروید که بغض را بیشتر می‌کند؛ چند دقیقه بعد هم هنوز غمگین باشید، اما کمتر احساس تنهایی کنید. این تجربه تناقض عجیبی نیست. غم، لذت، آرامش و دلتنگی می‌توانند کنار هم حضور داشته باشند. بااین‌حال، آهنگی که امروز همراه خوبی است، فردا شاید حالتان را سنگین‌تر کند. پاسخ کوتاه به پرسش عنوان این است: موسیقی غمگین برای بعضی آدم‌ها، در بعضی موقعیت‌ها، تجربه‌ای خوشایند یا آرام‌کننده می‌سازد؛ اما حال بهتر، نتیجه‌ای همیشگی نیست و شنیدن چنین موسیقی‌ای درمان افسردگی به شمار نمی‌آید.

برای هنرجو، معلم و خانواده، پرسش مفید فقط این نیست که «این قطعه غمگین است؟» پرسش دقیق‌تر این است: «من از این قطعه چه می‌شنوم، چه احساسی پیدا می‌کنم و بعد از شنیدن چه می‌کنم؟» همین سه پرسش، تفاوت میان شناخت موسیقی و نسخه‌پیچی برای احساسات را روشن می‌کند.

شنونده‌ای با هدفون در حال گوش دادن به موسیقی

غمی که در موسیقی می‌شنویم و احساسی که تجربه می‌کنیم

فرض کنید دو نفر یک اجرای آهستهٔ ویولن را می‌شنوند. هر دو ممکن است آن را اندوهگین توصیف کنند، اما یکی احساس آرامش کند و دیگری یاد فقدانی دردناک بیفتد. «هیجان ادراک‌شده» یعنی احساسی که به موسیقی نسبت می‌دهیم؛ «هیجان تجربه‌شده» یعنی حال خود ما هنگام شنیدن. این دو لزوماً یکی نیستند. در پژوهش کاواکامی و همکاران، شرکت‌کنندگان برای قطعات غمگین، ترکیبی از احساسات ناخوشایند و خوشایند گزارش کردند. این یافته توضیح می‌دهد چرا تشخیص اندوه در صدا همیشه به معنای ناخوشایند بودن شنیدن نیست.[۱]

در گفت‌وگوی روزمره، این تمایز کمک زیادی می‌کند. «این آواز غم دارد» دربارهٔ برداشت شنیداری است؛ «بعد از شنیدنش سبک‌تر شدم» گزارشی شخصی است. هیچ‌کدام به‌تنهایی دربارهٔ حال همهٔ شنوندگان حکم نمی‌دهد. حتی اشک هم پاسخ روشنی به ما نمی‌دهد: ممکن است همراه اندوه، تأثر، یادآوری یا احساس نزدیکی باشد. بهتر است معنایش را از خود شنونده بپرسیم، نه از چهره‌اش حدس بزنیم.

چرا تجربهٔ هنری گاهی قابل‌تحمل‌تر است

هنگام شنیدن، معمولاً می‌توانیم صدا را کم کنیم، قطعه را عوض کنیم یا از اتاق بیرون برویم. این میزان اختیار با گرفتار بودن در یک رویداد ناخواسته تفاوت دارد. مرور نظام‌مند ساکس، داماسیو و حبیبی، احساس تهدید کمتر، لذت زیبایی‌شناختی و فایده‌های روان‌شناختیِ گزارش‌شده را از توضیح‌های مهم لذت بردن از موسیقی غمگین می‌داند. این‌ها چارچوب‌های توضیحی‌اند؛ یک سازوکار قطعی و یکسان برای همهٔ افراد نیستند.[۲]

مثلاً هنرجوی سه‌تار ممکن است از کشش یک نت، ظرافت تحریر یا سکوت میان دو جمله لذت ببرد، درحالی‌که فضای کلی اجرا برایش اندوهگین است. توجه او فقط به محتوای غم محدود نمی‌ماند. کیفیت ساخت و اجرا نیز موضوع تجربه است. البته اختیارِ خاموش کردن، تضمین نمی‌کند که یک آهنگ همیشه احساس امنیت بسازد. اگر قطعه با خاطره‌ای آزاردهنده گره خورده باشد، کنار گذاشتنش انتخابی کاملاً پذیرفتنی است؛ لازم نیست برای اثبات علاقه به هنر، شنیدنش را ادامه دهیم.

نمای نزدیک دست‌های نوازنده روی شستی‌های پیانو

احساس همراهی بدون آنکه کسی حرف بزند

در یک پیمایش اینترنتی، تاروفی و کولش گزارش کردند که شنوندگان برای انتخاب موسیقی غمگین دلایلی مانند همدلی، خیال‌پردازی و تنظیم احساسات بیان می‌کنند. «تنظیم هیجان» در اینجا یعنی اثر گذاشتن بر شدت، نوع یا مسیر احساس؛ نه پاک کردن همهٔ احساسات ناخوشایند. گاهی شنونده از آهنگ انتظار شادی فوری ندارد و فقط می‌خواهد احساسش قابل‌فهم‌تر شود.[۳]

ممکن است شنیدن یک جملهٔ آوازی برای کسی شبیه پیدا کردن واژه‌ای باشد که خودش نداشته است. این مثال، توصیف یک امکان است، نه اثبات اینکه خواننده واقعاً شرایط شنونده را می‌داند. داده‌های پیمایشی نیز از گزارش تجربه‌ها به دست می‌آیند؛ نشان نمی‌دهند که موسیقی علت قطعی بهتر شدن حال بوده است. انتخاب آهنگ، موقعیت شنیدن و انتظار فرد می‌توانند هم‌زمان اثر بگذارند. به همین دلیل، جملهٔ «من با این قطعه احساس همراهی می‌کنم» دقیق‌تر از «این قطعه همه را آرام می‌کند» است.

دلتنگی می‌تواند شیرین و تلخ باشد

موسیقی گاهی ما را به خانهٔ قدیمی، سفر خانوادگی یا دوره‌ای از زندگی برمی‌گرداند. یادآوری می‌تواند هم خوشایند باشد و هم جای خالی آن روزها را برجسته کند. در پژوهش ایرولا و پلتولا دربارهٔ تجربه‌های به‌یادماندنی موسیقی غمگین، الگوهایی شامل اندوه لذت‌بخش، تسلی‌بخش و دردناک از هم تفکیک شدند. اهمیت این نتیجه در تنوع تجربه‌هاست: همهٔ آنچه با عنوان «موسیقی غمگین» توصیف می‌شود، پیامد مشابهی ندارد.[۴]

در یک خانواده، آهنگ مشترک ممکن است برای یک نفر یادآور دورهمی باشد و برای دیگری یادآور کسی که دیگر در آن جمع نیست. پیش از پخش جمعی، پرسیدنِ «دوست داری این را بشنویم؟» از حدس زدن بهتر است. در کلاس هم لازم نیست هنرجو خاطرهٔ خصوصی‌اش را توضیح دهد. می‌تواند فقط بگوید این نمونه برایش مناسب نیست و نمونهٔ دیگری بگیرد. شناخت موسیقی نباید به اجبار برای افشای احساسات شخصی تبدیل شود.

آیا مینور همیشه غمگین و ماژور همیشه شاد است

در بسیاری از نمونه‌های موسیقی غربی، شنوندگان حالت مینور و سرعت آهسته را با اندوه مرتبط می‌دانند؛ اما برداشت نهایی از مجموعه‌ای از نشانه‌ها شکل می‌گیرد: سرعت، شدت، رنگ صدا، حرکت ملودی، نحوهٔ اجرا، شعر و آشنایی قبلی. یک ویژگی به‌تنهایی همه‌چیز را تعیین نمی‌کند. مرور پژوهش‌ها نیز نقش زمینه و تفاوت‌های فردی را برجسته می‌کند.[۲]

برای شنوندهٔ ایرانی، آشنایی با شعر، شیوهٔ آواز و خاطرهٔ شنیدنِ یک دستگاه یا تصنیف نیز مهم است. نمی‌توان برچسب‌های ماژور و مینور را بدون توضیح روی همهٔ موسیقی دستگاهی گذاشت یا برای هر دستگاه یک احساس ثابت تعیین کرد. یک تمرین ساده این است که همان جملهٔ کوتاه را با دو سرعت و دو نوع بیان بشنوید. سپس به‌جای نام‌گذاری کلی، بنویسید کدام ویژگی تغییر کرده است. شاید کشش پایانی یا تکیهٔ یک نت، بیشتر از نام گام در برداشت شما نقش داشته باشد.

مسیر پیاده‌روی میان درختان پارک

لذت بردن با بهتر شدن حال یکی نیست

ممکن است آهنگی را بسیار دوست داشته باشیم و پس از شنیدنش غمگین‌تر شویم. در مطالعهٔ گاریدو و شوبرت، افزایش حال افسرده پس از شنیدن موسیقی غمگینِ انتخاب‌شده توسط خود شرکت‌کنندگان گزارش شد. این نتیجه دربارهٔ تغییر کوتاه‌مدت خلق در آن مطالعه است؛ تشخیص اختلال افسردگی برای شنوندگان نیست. اما یادآوری مهمی دارد: انتخاب شخصی و دوست داشتن موسیقی، به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که پیامد شنیدن مفید باشد.[۵]

یکی از نشانه‌های قابل‌توجه، «نشخوار فکری» است: برگشت مکرر به یک فکر دردناک، بدون رسیدن به درک تازه یا اقدام مفید. مرور کردن یک مسئله برای پیدا کردن راه‌حل با گیر کردن در سرزنش خود فرق دارد. اگر پس از چند بار تکرار آهنگ، فقط همان جمله‌های تلخ در ذهن دور می‌زنند و رفتن سراغ کار بعدی دشوارتر می‌شود، ادامه دادن ضروری نیست. تغییر موسیقی، چند دقیقه سکوت یا تماس با فردی قابل‌اعتماد می‌تواند انتخاب عملی‌تری باشد. این پیشنهادها جای مراقبت تخصصی را نمی‌گیرند.

یک آزمایش شخصی کوتاه و کم‌فشار

این تمرین برای شناخت عادت شنیدن است، نه ارزیابی سلامت روان. زمانی معمولی و نسبتاً آرام انتخاب کنید؛ روزی که از پیش آشفته‌اید زمان مناسبی برای آزمایش عمدی آهنگ‌های ناراحت‌کننده نیست. یک قطعهٔ آشنا انتخاب کنید که معمولاً شنیدنش برایتان قابل‌تحمل است. قبل از پخش، سه عبارت کوتاه بنویسید: «حالم اکنون»، «از شنیدن چه می‌خواهم» و «بعدش چه کاری دارم». پاسخ‌ها می‌توانند ساده باشند: خسته‌ام؛ چند دقیقه آرامش می‌خواهم؛ بعد دفتر تمرین را باز می‌کنم.

یک بار گوش دهید و پس از آن چند دقیقه فاصله بگذارید. دوباره بنویسید: آرام‌تر یا سنگین‌تر شده‌ام؟ می‌توانم توجهم را به کار بعدی ببرم؟ آیا مایلم با دیگران ارتباط بگیرم یا در تکرار آهنگ گیر کرده‌ام؟ معیار موفقیت، شاد شدن اجباری نیست؛ روشن‌تر شدن رابطهٔ انتخاب موسیقی با حال و رفتار شماست. اگر ناراحتی بیشتر شد، همان‌جا توقف کنید. لازم نیست برای کامل شدن برگه، تمرین را ادامه دهید.

در نوبتی دیگر، می‌توانید موسیقی متفاوت یا سکوت را امتحان کنید. فقط یک عامل را تغییر دهید و از دو تجربه، قانون همیشگی نسازید. خواب، خستگی، خبرهای روز و محیط هم اثر دارند. حاصل مفید این آزمایش، یک یادداشت شخصی است: «این قطعه در این موقعیت به من کمک کرد» یا «این بار انتخاب خوبی نبود»؛ نه فهرستی از آهنگ‌های درمانگر.

مداد روی صفحهٔ دفتر یادداشت

تمرین کلاسی برای شنیدن بیان

معلم می‌تواند یک جملهٔ بسیار کوتاه و متناسب با سطح هنرجو را دو بار اجرا کند: بار اول با پایان ناگهانی و بار دوم با کاهش تدریجی شدت. هنرجو ابتدا تغییر قابل‌شنیدن را توضیح دهد و بعد، اگر خواست، نام احساسی را که به آن نسبت می‌دهد بگوید. معلم پاسخ عاطفی واحدی تعیین نکند؛ ممکن است یکی اجرای دوم را اندوهگین و دیگری آرام توصیف کند.

در مرحلهٔ بعد، هنرجو همان تفاوت را با ساز یا آواز بازآفرینی کند و ضبط کوتاهش را بشنود. خروجی ملموس تمرین، توانایی شنیدن و ساختن یک تغییر بیانی است، نه نمایش میزان حساس بودن فرد. برای کودک می‌توان از خط بلند و کوتاه یا حرکت دست برای نشان دادن کم شدن شدت استفاده کرد. به دست آمدن چنین واژگان شنیداری در کلاس‌های هنرآموز هم می‌تواند موضوع گفت‌وگو با مدرس باشد: از او بخواهید بیان موسیقایی را با نمونه‌های کوتاه، قابل‌تقلید و قابل‌مقایسه توضیح دهد.

خانواده چه چیزی را بپرسد

اگر فرزندتان موسیقی غمگین گوش می‌دهد، تنها از روی فهرست پخش دربارهٔ حال یا شخصیتش نتیجه نگیرید. پرسش باز و بی‌قضاوت، گفت‌وگو را آسان‌تر می‌کند: «این آهنگ را بیشتر برای صدا دوست داری، شعرش یا حسی که می‌دهد؟» لازم نیست بازجویی ادامه پیدا کند یا هر پاسخ به نصیحت تبدیل شود. او می‌تواند بگوید فعلاً دوست ندارد توضیح دهد.

درعین‌حال، توجه به زندگی روزمره مهم‌تر از نام سبک موسیقی است. اگر ناراحتی ماندگار، افت محسوس در کارهای معمول یا دشواری جدی خواب و ارتباط دیده می‌شود، موضوع را با فرد متخصص در میان بگذارید. علاقه به یک آهنگ هیچ‌کس را بیمار نمی‌کند و خوشایند بودن شنیدن نیز نگرانی‌های پایدار را بی‌اهمیت نمی‌سازد. در خانه می‌توان توافق کرد که صدا مزاحم دیگران نباشد، انتخاب موسیقی تحمیلی نباشد و هرکس حق توقف داشته باشد. این قواعد ساده، از تعیین یک فهرست پخش «درست» برای همه کاربردی‌ترند.

نوازندهٔ ویولن در حال اجرای قطعه

چند پاسخ روشن به پرسش‌های رایج

آیا گریه کردن هنگام موسیقی یعنی حالم بهتر شده است؟ الزاماً نه. به احساس و توان ادامهٔ روز پس از شنیدن توجه کنید؛ اشک به‌تنهایی معیار فایده یا آسیب نیست.

آیا باید وقتی غمگینم فقط موسیقی شاد بشنوم؟ نسخهٔ یکسانی وجود ندارد. انتخابی را امتحان کنید که برایتان قابل‌تحمل است و اگر حالتان را بدتر کرد، آن را تغییر دهید. موسیقی بی‌کلام هم ذاتاً آرام‌کننده نیست.

آیا پژوهش‌های موسیقی‌درمانی ثابت می‌کنند آهنگ غمگین افسردگی را درمان می‌کند؟ خیر. موسیقی‌درمانیِ ساختارمند و پژوهش‌های درمانی، با پخش شخصی یک آهنگ تفاوت دارند. منابع مؤسسهٔ ملی سلامت مکمل آمریکا دربارهٔ برخی فایده‌های مداخلات موسیقی‌محور صحبت می‌کنند؛ از آن‌ها نمی‌توان نسخهٔ درمانی برای موسیقی غمگین ساخت.[۶]

حرف آخر برای شنیدن بعدی

به‌جای قضاوت دربارهٔ خوب یا بد بودن غم در موسیقی، به تجربهٔ واقعی خود گوش دهید. آیا چیزی را بهتر فهمیدید؟ آیا بیان موسیقی را دقیق‌تر شنیدید؟ آیا پس از آن فضای بیشتری برای ادامهٔ زندگی دارید؟ اگر پاسخ مثبت است، آن تجربه می‌تواند ارزشمند باشد؛ اگر احساس سنگینی و گیر افتادن بیشتر شد، تغییر مسیر هم بخشی از انتخاب آگاهانه است. برای هنرجو، این کنجکاوی هم گوش را دقیق‌تر می‌کند و هم اجازه می‌دهد موسیقی بدون وعده‌های درمانی، جای واقعی و انسانی خود را حفظ کند.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

[1] Kawakami et al. (2013) — Sad music induces pleasant emotion

[2] Sachs, Damasio & Habibi (2015) — The pleasures of sad music: a systematic review

[3] Taruffi & Koelsch (2014) — The Paradox of Music-Evoked Sadness: An Online Survey

[4] Eerola & Peltola (2016) — Memorable Experiences with Sad Music

[5] Garrido & Schubert (2015) — Moody melodies: do they cheer us up?

[6] NCCIH — Depression and Complementary Health Approaches

منابع تصاویر

تصویر 1، Girl in headphones.jpg؛ Bruce Mars؛ CC0

تصویر 2، Mikhail Shehtman (hands playing a piano).jpg؛ Quincena Musical؛ CC BY 2.0

تصویر 3، Walking path in Blackburn Park, Brookhaven GA.jpg؛ John Phelan؛ CC BY 4.0

تصویر 4، Pencil on notebook.jpg؛ WikiGrower1؛ CC BY 4.0

تصویر 5، A musician playing violin 2.jpg؛ Lukasz Kobus, European Commission؛ CC BY 4.0