مبانی نظری

وقتی آهنگ معنای شعر را می‌شکند

سطر خوشنویسی نستعلیق از شعر حافظ به قلم میرزا محمدکاظم طهرانی

در تصنیف، زیبا بودن ملودی کافی نیست. اگر جای مکث، کشش هجاها یا وزن موسیقی با کلام سازگار نباشد، شعر ممکن است دشوارفهم شود یا معنایی ناخواسته پیدا کند. مسئله فقط درست ادا کردن واژه‌ها نیست؛ آهنگ نیز باید به شنیده شدن معنای آن‌ها کمک کند.

هوشنگ سامانی

تنظیم برای مجله هنرآموز

در تصنیف، زیبا بودن ملودی کافی نیست. اگر جای مکث، کشش هجاها یا وزن موسیقی با کلام سازگار نباشد، شعر ممکن است دشوارفهم شود یا معنایی ناخواسته پیدا کند. مسئله فقط درست ادا کردن واژه‌ها نیست؛ آهنگ نیز باید به شنیده شدن معنای آن‌ها کمک کند.

تلفیق شعر و موسیقی از گوش شنونده

سیلاب‌گذاری شعر بر موسیقی، یا همان تقطیع شعر با آهنگ، در ظاهر ممکن است کاری صرفاً فنی به نظر برسد. اما نتیجه آن مستقیماً به گوش و ذهن شنونده می‌رسد. گاهی ملودی چنان واژه را از هم جدا می‌کند که فهم شعر از زمانی که بی‌موسیقی خوانده شود دشوارتر می‌شود.

حساسیت به همین مسئله است که در نقدهای موسیقیدانان آشنا با ادبیات و گویش فارسی، همچون حسین دهلوی و ساسان فاطمی، دیده می‌شود. موضوع این نیست که هیچ هجایی کشیده نشود یا موسیقی آزادی نداشته باشد؛ اشکال آنجاست که شیوه نشاندن کلام بر آهنگ، معنای مورد نظر شاعر را مخدوش کند.

پرتره حسین دهلوی، آهنگساز و موسیقی‌دان ایرانی
حسین دهلوی؛ یکی از موسیقی‌دانانی که حساسیت به تلفیق کلام و آهنگ در متن به او اشاره شده است. عکس/اثر: Romissa Mofidi؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0. تبدیل به WebP و کاهش ابعاد/حجم در صورت نیاز؛ بدون برش، بازسازی، دستکاری یا حذف نشان عکس.

در فارسی، چرخش لحن و جابه‌جایی مکث می‌تواند دریافت شنونده را تغییر دهد. ترکیب‌هایی نیز داریم که اگر دوپاره شنیده شوند، یا بی‌معنا می‌شوند یا ذهن را به معنایی دیگر می‌برند. برای روشن شدن مسئله، چند نمونه می‌آورم؛ بی‌آنکه نام پدیدآورندگان آثار را ذکر کنم، زیرا بحث بر سر شیوه تلفیق است، نه کاستن از حرمت آنان.

وقتی مرز واژه در شنیدن گم می‌شود

در عبارت «از خون جوانان وطن»، اگر «جوانان» به صورت «جوا ... نان» شنیده شود، بخش دوم ناگهان به واژه «نان» تبدیل می‌شود. شاعر از خون جوانان سخن گفته است، نه از نان وطن؛ اما مکث موسیقایی، ترکیبی دیگر به گوش می‌رساند. فارسی‌زبان شاید این دوپاره را در ذهن به هم بچسباند، ولی برای زبان‌آموز چنین کاری لزوماً آسان نیست.

نمونه دیگر «هرگز مکن فراموشم» است. شکستن «فراموشم» به «فرا ... موشم»، ذهن شنونده را از مفهوم فراموشی دور می‌کند و به دو بخش با تداعی‌های دیگر می‌کشاند. حاصل می‌تواند چنان باشد که به‌جای درخواستِ فراموش نشدن، عبارتی شبیه «فراتر از موش هستم» شنیده شود. پیداست شاعر دنبال چنین معنایی نبوده است.

در «بار فراق دوستان» نیز، جدا کردن «دوستان» به «دو ... ستان» پیوند طبیعی واژه را از بین می‌برد. مسئله این نیست که شنونده هرگز نتواند واژه اصلی را حدس بزند؛ مسئله آن است که آهنگ او را وادار می‌کند چیزی را در ذهن بازسازی کند که می‌توانست روشن و یکپارچه بشنود.

گاهی این گسست از ابهام هم فراتر می‌رود و عبارتی ناخوشایند یا هجوآمیز می‌سازد؛ چنان‌که شکستن نامناسب «عشق دیرینم» می‌تواند چنین نتیجه‌ای داشته باشد. هیچ‌یک از این معناهای ناخواسته، دغدغه شاعر نیست. زیبایی نغمه نباید ما را از آنچه واقعاً از دهان خواننده به گوش مخاطب می‌رسد غافل کند.

وزنی که با حال شعر همراه نیست

ناسازگاری شعر و موسیقی فقط در شکستن کلمه رخ نمی‌دهد. انتخاب وزن نامرتبط با مفهوم کلام نیز می‌تواند زحمت آهنگساز، خواننده و نوازنده را خنثی کند. آهنگی که باید بر اثر شعر بیفزاید، گاهی آن را به موضوع خنده و تفریح بدل می‌کند.

وزن شش‌هشتم با تمپوی تند برای بعضی مضمون‌ها بسیار مناسب است و ترانه‌ها و تصنیف‌های زیبایی در آن شنیده‌ایم. اعتراض من به خود این وزن نیست؛ به پیوند نامتناسب آن با کلامی است که اندوه، درد یا حسرت را بیان می‌کند. وقتی حال شعر با آن جنب‌وجوش تند همراه نیست، حس واقعی کلام زیر صدای آهنگ پنهان می‌شود.

برای نمونه، در خوانش‌هایی از «همه دردم، همه آهم» و «جام می و خون دل، هر یک به کسی دادند»، وزن شش‌هشتم تند به گوش می‌رسد، در حالی که محتوای شعر با آن شَرَق‌وشروق تناسبی ندارد. شنونده ممکن است به‌جای دریافت درد و حسرت کلام، با یک شیرین‌کاری روبه‌رو شود. اگر بنا بر سرگرم کردن یک محفل دوستانه باشد، چنین تضادی شاید کار خود را بکند؛ اما برای رساندن حال شعر، باید میان موسیقی و کلام نسبت دیگری برقرار شود.

تصویر اصلی: نمونه‌ای از خوشنویسی شعر فارسی به قلم میرزا محمدکاظم طهرانی؛ تصویر زمینه‌ای است و نمونه خطای موسیقایی نقدشده در مقاله نیست. عکس/اثر: میرزا محمدکاظم طهرانی؛ منبع بازتولید: مجموعه آثار به کوشش امیرعباس نصیری؛ منبع تصویر؛ Public domain (PD-old-70). تبدیل به WebP و کاهش ابعاد/حجم در صورت نیاز؛ بدون برش، بازسازی، دستکاری یا حذف نشان عکس.

منبع این نوشته

هوشنگ سامانی، «خطای تصنیف‌سازی دیروز و امروز»، وبلاگ موسیقی ما.

https://our-music.blogfa.com/post/305