مبانی نظری

ایده موسیقایی از کجا می‌آید؟ وقتی پشت ساز هیچ چیزی به ذهنت نمی‌رسد

تصویرسازیِ پیانوی آمادهٔ تمرین و دفتر خالی در فضایی آرام

با سه صدا، ریتم گفتار، رنگ ساز و سکوت ایده بسازید؛ یک کارگاه کوتاه برای ثبت و انتخاب طرح موسیقایی، با مثال‌های دقیق و بازخورد کاربردی.

برای شروع آهنگ‌سازی لازم نیست یک ملودی کامل در ذهنتان حاضر باشد. یک ریتم کوتاه، فاصلهٔ میان دو صدا، طرز محو شدن یک نت یا حتی جای یک سکوت می‌تواند مادهٔ اولیه شود. مسئلهٔ عملی این است که آن اتفاق کوچک را بشنویم، ثبت کنیم و یک پرسش مشخص از آن بسازیم: اگر دوباره بیاید، چه چیزش را نگه دارم و چه چیزش را عوض کنم؟ این مقاله برای همان لحظه‌ای است که ساز آماده است، اما نمی‌دانیم چه بنوازیم.

نمای نزدیک دست‌ها روی کلاویه‌های یک ساز الکترونیکی

قرار نیست هر بار نشستن پشت ساز به اثری قابل انتشار برسد. محصول یک جلسه می‌تواند سه طرح کوتاه و یک انتخاب روشن باشد. تمرین‌های این نوشته پیشنهادهای کارگاهی‌اند؛ زمان‌های گفته‌شده برای محدود کردن تکلیف‌اند و تضمین علمی برای فعال شدن خلاقیت نیستند. اگر امروز فقط فهمیدید کدام طرح ارزش بازگشت دارد، جلسه بی‌نتیجه نبوده است.

اول معلوم کنید کدام بخش کار متوقف شده است

«هیچ ایده‌ای ندارم» ممکن است چند معنای متفاوت داشته باشد. گاهی واقعاً هنوز صدایی را امتحان نکرده‌ایم. گاهی ده چیز می‌نوازیم، اما چون هیچ‌کدام شبیه قطعهٔ آمادهٔ محبوبمان نیست، همه را رد می‌کنیم. گاهی یک آغاز خوب داریم و نمی‌دانیم چگونه ادامه‌اش دهیم. گاهی هم ایده را می‌شنویم، ولی مهارت انگشتان برای اجرای آن کافی نیست. هرکدام کار دیگری می‌طلبد؛ بیشتر نواختن لزوماً مشکل انتخاب را حل نمی‌کند.

پیش از شروع، یک جمله بنویسید: «امروز می‌خواهم فقط یک آغاز دو میزانی بسازم.» اگر مشکل اجرای چیزی است که می‌شنوید، آن را زمزمه کنید یا فقط ضربش را بزنید. اگر مشکل انتخاب است، از بین سه ضبط موجود یکی را برگزینید. اگر مسئله ادامه است، هدف را از پیدا کردن ایدهٔ تازه به پیدا کردن پاسخی برای ایدهٔ موجود تغییر دهید. این نام‌گذاری ساده باعث می‌شود تمرین با همان مسئله‌ای روبه‌رو شود که واقعاً دارید.

ایده با موتیف و جمله یکی نیست

ایدهٔ موسیقایی در کاربرد روزمره می‌تواند بسیار گسترده باشد: یک رنگ صوتی، حرکت ریتمیک یا رابطهٔ دو بخش. «موتیف» معمولاً واحد کوتاه و قابل تشخیصی است که می‌توان آن را بازشناخت و تغییر داد؛ ممکن است هویتش بیشتر از ریتم بیاید تا تعداد نت‌ها. «جمله» واحدی بزرگ‌تر با حس آغاز، حرکت و رسیدن است. هیچ قانونی نمی‌گوید هر موتیف سه نت یا هر جمله چهار میزان دارد.

وقتی شکل یک ایده را با تغییر برخی ویژگی‌ها برمی‌گردانیم، از «واریاسیون» یا دگره سخن می‌گوییم. «سکانس» حالت مشخص‌تری است: یک الگو در سطح زیرایی دیگری تکرار می‌شود. در سکانس دیاتونیک، حرکت مطابق پله‌های گام است و ممکن است اندازهٔ نیم‌پرده‌ای فاصله‌ها عوض شود؛ انتقال دقیق، فاصلهٔ همهٔ نت‌ها را به یک اندازه جابه‌جا می‌کند. فعلاً لازم نیست همهٔ این روش‌ها را اجرا کنید؛ این واژه‌ها کمک می‌کنند تفاوت ساختن مادهٔ اولیه و پرداختن آن را بشناسید.

با یک محدودیت کوچک آغاز کنید

صفحهٔ کاملاً باز برای بعضی هنرجویان گیج‌کننده است. برای این نوبت فقط سه صدای دو۴، ر۴ و می۴ را انتخاب کنید. دو۴ همان دوی میانی پیانو است و عدد، اکتاو را مشخص می‌کند. سازتان اگر در این محدوده راحت نیست، هر سه صدا را با هم یک اکتاو جابه‌جا کنید. هدف محدود کردن انتخاب‌هاست، نه تحمیل محدوده‌ای نامناسب به حنجره یا ساز.

هشت نقطهٔ آبی از نت دو تا دوی بعدی روی کلیدهای سفید

نقطه‌ها صداهای دو ماژور را نشان می‌دهند؛ فاصلهٔ کلیدهای سفید مجاور همیشه یک پرده نیست.

میزان چهارچهارم را انتخاب کنید؛ در این مثال، سیاه یک ضرب، چنگ نیم‌ضرب و سفید دو ضرب است. میزان نخست را چنین بسازید: دو۴ سیاه، ر۴ سیاه، می۴ سفید. جمع کشش‌ها چهار ضرب است. حالا با همان سه صدا یک میزان دوم بسازید. یک امکان، می۴ سیاه، ر۴ سیاه، دو۴ سفید است. امکان دیگر، دو۴ سفید، ر۴ سیاه، می۴ سیاه است. اولی مسیر را برمی‌گرداند و دومی زمان ماندن روی نت آغاز را بیشتر می‌کند؛ برتری هیچ‌کدام از پیش تعیین نشده است.

این صداها نمونه‌ای برای شروع‌اند، نه الگویی برای تعریف همهٔ موسیقی. در کار با موسیقی دستگاهی، انتخاب صداها، کوک، تکیه‌ها و مسیر فرود را از همان بافت و با کمک مدرس بگیرید. نام یک دستگاه را نباید فقط با جایگزین کردن یک گام غربی روی تمرین گذاشت. محدودیت وقتی مفید است که با چیزی که می‌خواهید بشنوید نسبت داشته باشد.

از ریتم گفتار استفاده کنید اما به آن وفاداری اجباری ندارید

یک عبارت روزمره مثل «امروز هوا روشن است» را با صدای معمولی بگویید. جاهایی را که واقعاً تأکید می‌کنید یا مکث دارید گوش کنید. سپس بدون کلمات، همان شکل کوتاه و بلند را با دست بزنید. گفتار طبیعی الزاماً در میزان منظم جا نمی‌شود؛ برای تبدیل آن به موسیقی می‌توانید طول بعضی هجاها را تغییر دهید یا بخشی از الگو را انتخاب کنید. این انتخاب آهنگ‌سازانه است، نه کشف وزن پنهان و یگانهٔ جمله.

برای یک نسخهٔ میزان‌بندی‌شده، روی یک نت چنین اجرا کنید: دو چنگ، یک سیاه، یک سکوت سیاه و یک سیاه. مجموع، یک به‌اضافهٔ یک به‌اضافهٔ یک به‌اضافهٔ یک، یعنی چهار ضرب است. بعد روی ضرب آخر صدای دیگری بگذارید. گوش کنید آیا آن نت تازه واقعاً توجه می‌خواهد یا فقط به دلیل اجازه داشتن اضافه شده است. حتی اگر از عبارت اولیه چیزی باقی نماند، آن عبارت کارش را به‌عنوان نقطهٔ شروع انجام داده است.

شش ردیف از گرد تا سه‌لاچنگ با مجموع کشش برابر

در هر ردیف زمان کل برابر است؛ افزایش تعداد نت‌ها الزاماً عبارت را طولانی‌تر نمی‌کند.

رنگ ساز را به یک تصمیم تبدیل کنید

گاهی ایده از خود ساز می‌آید: صدای کوتاه یک سیم آزاد، تفاوت دو ناحیهٔ پیانو یا اختلاف صدای نرم و روشن. دو صدای قابل اجرا و راحت انتخاب کنید و بپرسید رابطه‌شان چیست. آیا یکی پاسخ دیگری است؟ آیا دومی باید نزدیک باشد یا دور؟ صرفِ انتخاب یک صدای زیبا هنوز طرح قطعه نیست؛ زمانی مادهٔ اولیه پیدا می‌شود که برای برگشت، تضاد یا ادامهٔ آن تصمیمی بگیرید.

روی ساز کششی یا بادی می‌توانید یک نت بلند را با یک حرکت کوتاه پاسخ دهید. روی ساز مضرابی می‌توانید همان اختلاف را با تکرار آرام صدا یا فاصلهٔ زمانی میان ضربه‌ها بسازید. لازم نیست برای جبران کوتاهی طبیعی صدا، بدن را تحت فشار بگذارید. با ضبط سادهٔ گوشی هم می‌شود تفاوت را شنید؛ خرید نرم‌افزار یا وسیلهٔ تازه پیش‌شرط این تمرین نیست. اگر صدا در ضبط کم‌رنگ است، ابتدا محیط و فاصلهٔ گوشی را اصلاح کنید.

سکوت را از ابتدا جزو ایده حساب کنید

هنرجو گاهی تصور می‌کند هر لحظهٔ خالی نشانهٔ تمام شدن خلاقیت است. اما جای خالی می‌تواند شنونده را برای پاسخ آماده کند یا مرز دو حرکت را روشن سازد. همان میزان دو۴ سیاه، ر۴ سیاه، می۴ سفید را تغییر دهید: دو۴ سیاه، ر۴ سیاه، می۴ سیاه، سکوت سیاه. هنوز چهار ضرب داریم، ولی آخرین صدای شنیده‌شده کوتاه‌تر است و پیش از ادامه، یک ضرب فاصله ایجاد شده است.

دو نت سیاه با جهت ساقهٔ متفاوت و یک سکوت سیاه روی حامل بدون کلید

سکوت سیاه نیز مانند نت سیاه زمان دارد؛ در چهارچهارم این تمرین یک ضرب است.

دو نسخه را با سرعت و شدت تقریباً یکسان ضبط کنید. پیش از داوری، بگویید دنبال چه چیزی بوده‌اید: حرکت پیوسته یا حالت گفت‌وگو؟ اگر نسخهٔ دارای سکوت به هدفتان نزدیک‌تر است، آن سکوت بخشی از طرح است و نباید در نت‌نویسی حذف شود. اگر عبارت باید روی یک نفس ممتد پیش برود، شاید نسخهٔ کشیده مناسب‌تر باشد. سکوت خوب نیز مثل نت خوب، وابسته به جایگاه و هدف است.

سه طرح بسازید و بعد انتخاب کنید

برای جلوگیری از دور زدن بی‌پایان، سه برداشت کوتاه بگیرید. در برداشت اول فقط نت‌ها را تغییر دهید و ریتم را نگه دارید. در دومی همان نت‌ها را با زمان‌بندی دیگری اجرا کنید. در سومی دو ضرب اول را تکرار کنید و پایان تازه‌ای بدهید. هر برداشت می‌تواند کمتر از بیست ثانیه باشد؛ لازم نیست یک اجرای تمیز و نهایی تهیه کنید. نام ساده‌ای مانند «طرح الف با پایان کوتاه» برای پیدا کردن دوبارهٔ فایل کافی است. برای ایده‌های بیشتر در تغییر یک عامل، تمرین ساخت نتیجه‌های متفاوت با نت‌های مشابه را بخوانید.

پس از پایان هر سه، ساز را کنار بگذارید و فقط گوش کنید. در هر طرح یک لحظه را مشخص کنید که دوست دارید دوباره بشنوید. اگر هیچ‌چیز توجهتان را نگرفت، یکی از محدودیت‌ها را عوض کنید: محدوده را کوچک‌تر کنید، از حرکت بالارونده به رفت‌وبرگشت برسید یا به جای نت تازه، کشش تازه امتحان کنید. هدف تولید انبوه فایل نیست؛ داشتن ماده‌ای است که بتوان درباره‌اش تصمیم گرفت.

سه نمونهٔ نت‌نویسی با حرکت بالارونده، تکرار یک ارتفاع و حرکت پایین‌رونده

از چپ به راست، حرکت بالارونده، تکرار یک ارتفاع و حرکت پایین‌رونده دیده می‌شود.

یک کارگاه کوتاه برای رسیدن از صدا به طرح

جلسه‌ای حدود بیست دقیقه را می‌توان این‌طور امتحان کرد: چند دقیقه برای انتخاب یک حالت و سه صدا، چند دقیقه برای ساخت سه برداشت، چند دقیقه برای گوش دادن و بقیه برای پرداخت یک برداشت. این زمان‌بندی قابل تغییر است. برای کودک یا هنرجوی خسته، یک دور بسیار کوتاه با پاسخ روشن بهتر از کامل کردن اجباری همهٔ مرحله‌هاست. استراحت هم می‌تواند تصمیم درست جلسه باشد؛ از خستگی نباید نتیجهٔ بی‌استعدادی گرفت.

طرح منتخب را دوبار پشت سر هم بنوازید. در بار دوم فقط پایان را تغییر دهید. سپس یک پاسخ دو میزانی به آن بدهید. برای مثال، اگر آغازتان به می۴ رسیده است، پاسخ می‌تواند مدتی دور ر۴ بگردد و روی دو۴ طولانی‌تر بماند. این توصیف یک امکان در فضای دو ماژور است؛ حس پایان به ریتم، همراهی و آنچه پیش‌تر شنیده شده نیز وابسته است. صرفِ آخر بودن نت دو، به‌تنهایی فرود کامل هارمونیک نمی‌سازد.

در پایان، یک ضبط پیوسته و یک یادداشت نگه دارید: «نقطهٔ جالب این طرح، سکوت پیش از پاسخ است.» چنین یادداشتی از نوشتن «خوب نبود» مفیدتر است، چون جلسهٔ بعد نقطهٔ شروع دارید. اگر هنوز نت‌خوانی نمی‌دانید، ترتیب نام نت‌ها و کشش‌ها یا یک طرح خطی از بالا و پایین رفتن صدا هم می‌تواند موقتاً نقش یادداشت را بازی کند.

مدرس و خانواده چگونه کمک کنند

بازخوردی مانند «یک ملودی قشنگ‌تر بزن» تکلیف روشنی نمی‌دهد. مدرس می‌تواند بپرسد: «دو نسخه را مقایسه کن؛ کدام پایان به آغازت جواب می‌دهد؟» یا «کدام ویژگی را می‌خواهی نگه داری؟» خانواده هم می‌تواند شنونده باشد و بگوید کدام قسمت را به خاطر سپرده، بی‌آنکه هر طرح را با آهنگ حرفه‌ای مقایسه کند. ضبط کودک را نیز بدون رضایت و تصمیم مناسب خانواده منتشر نکنید؛ ارزش تمرین به عمومی شدن آن وابسته نیست.

آلن بلکین در نوشته‌های آموزشی‌اش، ایده را جدا از آزمودن و پرورش دادن آن نمی‌بیند. پژوهش مکریدس و آنجلی دربارهٔ طراحی درس‌های موسیقی با فناوری نیز نمونه‌ای از توجه به تصمیم‌های هنرجو و بازنمایی مواد موسیقایی است؛ آن مطالعه ثابت نمی‌کند این کارگاه کوتاه برای همه نتیجهٔ یکسان دارد. برای امروز کافی است یک طرح را نگه دارید و توضیح دهید چرا. در هنرآموز می‌توانید همین طرح کوچک را موضوع گفت‌وگو با مدرس قرار دهید و از او بخواهید به یک تصمیم مشخص شما بازخورد بدهد.

برای مطالعهٔ بیشتر

پیشنهادهای آلن بلکین برای پرورش خلاقیت موسیقایی

دربارهٔ ایده‌های موسیقایی از آلن بلکین

منابع تصاویر

1. آزمودن ایده روی ساز؛ Gabriel Barletta؛ CC0

2. صداهای دو ماژور روی کلاویه‌ها؛ Guypeter4؛ CC0

3. نسبت کشش‌های دوگانی؛ Hyacinth؛ Public domain

4. نت و سکوت سیاه؛ Bastique; Leonel Sohns؛ CC BY-SA 3.0

5. جهت حرکت ملودی؛ Kevin Martin؛ CC BY 4.0