مبانی نظری

چگونه از یک موتیف سه‌نتی یک قطعه کامل بسازیم؟

تصویرسازیِ گسترش سه شکل کوچک به یک ترکیب هم‌خانواده؛ نمادی از پرورش موتیف

از سه نت به یک قطعهٔ کوتاه برسید؛ تکرار، سکانس دیاتونیک، تغییر کشش و پایان‌بندی را با یک نمونهٔ هشت‌میزانی و شمارش دقیق تمرین کنید.

سه نت برای ساختن مادهٔ اولیه کافی است، اما کامل شدن قطعه به تعداد نت‌های آغاز بستگی ندارد. باید تصمیم بگیریم آن ماده چگونه معرفی شود، کجا تغییر کند و چه چیزی پایان را قابل شنیدن کند. در این کارگاه، یک موتیف سه‌نتی را به یک مینیاتور هشت‌میزانی تبدیل می‌کنیم. هدف، ساختن یک نمونهٔ کوتاه با آغاز و پایان روشن است؛ این الگو قرار نیست شکل همهٔ قطعه‌ها یا سبک‌ها باشد.

نمای نزدیک دست‌ها روی کلاویه‌های یک ساز الکترونیکی

می‌توانید مثال را با پیانو، ساز ملودیک یا آواز در محدودهٔ راحت اجرا کنید. همهٔ نت‌ها و کشش‌ها مستقل برای این تمرین نوشته شده‌اند. نخست نسخهٔ پیشنهادی را بشنوید، سپس یک تصمیم آن را تغییر دهید و نتیجه را مقایسه کنید. خروجی مطلوب فقط هشت میزان نت نیست؛ باید بتوانید بگویید موتیف در کجا برمی‌گردد و هر تغییر چه نقشی در مسیر قطعه دارد.

سه نت چه زمانی موتیف می‌شوند

موتیف واحد کوتاهی است که ویژگی قابل تشخیص دارد و می‌تواند در موسیقی بازگردد یا دگرگون شود. سه نت تصادفی فقط به دلیل سه‌نتی بودن موتیف مؤثری نمی‌شوند. ریتم، ترتیب فاصله‌ها، تکیه یا جای ورود ممکن است به آن‌ها هویت بدهد. «جمله» بزرگ‌تر است: واحدی با حس آغاز، حرکت و رسیدن. جمله را نباید با تعداد ثابت میزان‌ها تعریف کرد و هر تکرار کوتاه هم جملهٔ مستقل نیست.

در این تمرین، موتیف ما دو۴ سیاه، می۴ سیاه و ر۴ سفید است. دو۴ همان دوی میانی پیانوست. در میزان چهارچهارم، دو سیاهِ یک‌ضربی و یک سفیدِ دوضربی دقیقاً چهار ضرب دارند. دو به می بالا می‌رود و می به ر یک پله پایین می‌آید. نت آخر از دو نت قبلی طولانی‌تر است. پس دست‌کم دو چیز برای بازشناسی داریم: شکل «بالا، سپس کمی پایین» و ریتم «کوتاه، کوتاه، بلند».

در نمودارهای آموزشی، موتیف، ایده، جمله و بخش در سطح‌های متفاوت قرار می‌گیرند. این سلسله‌مراتب راهنمای شنیدن است؛ برای این مینیاتور لازم نیست به زور موومان یا بخش‌های بزرگ بسازیم. مقیاس اثر کوچک است و تصمیم‌هایش نیز باید با همان مقیاس تناسب داشته باشد. یک قطعهٔ کوتاه می‌تواند کامل باشد، بی‌آنکه همهٔ امکان‌های موتیفش را مصرف کرده باشد.

نمودار سطح‌های قطعه، موومان، بخش، جمله، نیم‌جمله، ایده و موتیف از بزرگ به کوچک

در این الگوی موسیقی کلاسیک، موتیف در کوچک‌ترین سطح است؛ هر قطعه لازم نیست همهٔ سطح‌های نمودار را داشته باشد.

پیش از ادامه مشخص کنید چه چیزی ثابت می‌ماند

موتیف را سه بار بنوازید و هر بار توجهتان را به یک جنبه بدهید. بار اول فقط ریتم را با یک نت اجرا کنید. بار دوم زیرایی‌ها را با کشش برابر بزنید. بار سوم نسخهٔ اصلی را برگردانید. کدام ویژگی برای شما برجسته‌تر بود؟ در طرح حاضر، ریتم اصلی را در چهار میزان اول حفظ می‌کنیم و در میانه اجازه می‌دهیم شکسته شود. این یک تصمیم آهنگ‌سازانه است و می‌توانید تصمیم دیگری بگیرید.

«واریاسیون» یا دگره، بازگشت ایده با تغییر بعضی ویژگی‌هاست. اگر نت پایانی عوض شود ولی ریتم و آغاز حفظ شوند، یک دگره ساخته‌ایم. اگر الگو در ارتفاع دیگری تکرار شود، می‌توان آن را «سکانس» ملودیک نامید. اگر فقط پشت‌سرهم همان نت‌ها را بزنیم، تکرار داریم. این نام‌ها شرح کاری‌اند که می‌شنویم؛ دانستن نام روش، جای انتخاب و ارزیابی نتیجه را نمی‌گیرد.

انتقال دقیق را با سکانس دیاتونیک اشتباه نگیرید

موتیف دو۴، می۴، ر۴ را یک پرده بالاتر ببرید. در انتقال دقیق، نتیجه ر۴، فادیز۴، می۴ است؛ هر سه نت دو نیم‌پرده جابه‌جا شده‌اند و فاصله‌های درونی حفظ شده‌اند. اما اگر بخواهیم روی پله‌های دو ماژور بمانیم و هر نت را یک درجه بالا ببریم، به ر۴، فا۴، می۴ می‌رسیم. این نسخه دیاتونیک است: فاصلهٔ آغازین که سوم بزرگ بود، اکنون سوم کوچک شده است.

هیچ‌یک اشتباه نیست، مشروط بر آنکه انتخاب را بدانیم. انتقال دقیق رنگ دیگری وارد می‌کند و ممکن است همراهی تازه‌ای بخواهد. سکانس دیاتونیک در این مثال، صداهای مجموعهٔ دو ماژور را نگه می‌دارد. در طرح هشت‌میزانی از نسخهٔ دیاتونیک استفاده می‌کنیم تا تمرکز روی فرم بماند. کلیدهای سفید مجاور پیانو هم فاصله‌های یکسان ندارند؛ دیدن شکل مشابه انگشت‌گذاری، تضمین حفظ فاصلهٔ دقیق نیست.

هشت نقطهٔ آبی از نت دو تا دوی بعدی روی کلیدهای سفید

نقطه‌ها صداهای دو ماژور را نشان می‌دهند؛ فاصلهٔ کلیدهای سفید مجاور همیشه یک پرده نیست.

نقشهٔ هشت میزان را پیش از ریزه‌کاری بشنوید

چهار میزان اول برای معرفی و حرکت الگوست. میزان‌های پنجم و ششم از نت‌های کوتاه‌تر و حرکت رفت‌وبرگشتی استفاده می‌کنند. میزان هفتم به پایان نزدیک می‌شود و میزان هشتم روی دو می‌ماند. لازم نیست از همین ابتدا شدت، تزیین، پدال و چند خط همراهی اضافه کنیم. اگر مسیر با یک خط ملودی قابل پیگیری نیست، شلوغ‌تر کردن اجرا ممکن است مسئله را پنهان کند.

نسخهٔ زیر در چهارچهارم است و ترتیب نت‌ها در هر جملهٔ نوشتاری همان ترتیب اجراست. «چهار سیاه» یعنی هر نت یک ضرب دارد. هر میزان را ابتدا با شمارش چهار ضرب بخوانید و بعد به بعدی وصل کنید. سرعتی انتخاب کنید که برای دشوارترین حرکت راحت باشد؛ در این مرحله سرعت بالا مزیتی برای آهنگ‌سازی ایجاد نمی‌کند.

میزان ۱: دو۴ سیاه، می۴ سیاه، ر۴ سفید. میزان ۲: دو۴ سیاه، می۴ سیاه، ر۴ سفید. در هر میزان مجموع یک، یک و دو ضرب است. تکرار دوم به شنونده فرصت می‌دهد الگو را بشناسد؛ اگر در اجرا تفاوت کوچکی ایجاد می‌کنید، فعلاً نت و زمان‌بندی را ثابت نگه دارید تا نقش تکرار روشن بماند.

میزان ۳: ر۴ سیاه، فا۴ سیاه، می۴ سفید. میزان ۴: می۴ سیاه، سل۴ سیاه، فا۴ سفید. هر دو میزان چهار ضرب‌اند و نسخه‌های دیاتونیک الگوی آغاز را بالاتر می‌برند. رسیدن به فا در پایان میزان چهارم صرفاً پایان یک گروه چهارتایی است؛ بدون شنیدن بافت و همراهی نباید خودکار نام یک کادانس مشخص روی آن گذاشت.

میزان ۵: سل۴، لا۴، سل۴ و می۴، همگی سیاه. میزان ۶: فا۴، می۴، ر۴ و می۴، همگی سیاه. اکنون چهار رویداد هم‌کشش در هر میزان داریم. نت لا۴ بالاترین نقطهٔ نسخهٔ حاضر است. لازم نیست آن را حتماً بلندترین صدا بنوازید؛ جای اوج زیرایی و جای اوج شدت می‌توانند یکی باشند یا از هم فاصله بگیرند.

میزان ۷: ر۴، می۴، ر۴ و سی۳، همگی سیاه. میزان ۸: دو۴ گرد، به مدت چهار ضرب. سی۳ درست زیر دو۴ است و حرکتش به دو۴ می‌تواند در فضای دو ماژور به حس رسیدن کمک کند. با این حال، پایان از ترکیب مسیر، کشش بلند و زمینهٔ تونال شنیده می‌شود؛ صرفِ آخرین نت، همهٔ معنای پایان را تعیین نمی‌کند.

این نمونه ادعا نمی‌کند هر نتِ هشت میزان، تبدیل دقیق سه نت آغاز است. در میزان پنجم، اندازهٔ حرکت آغازین عوض می‌شود و یک نت دیگر به انتها می‌پیوندد؛ در میزان ششم، جهت حرکت روان‌تر می‌شود. گسترش می‌تواند هم از خویشاوندی با موتیف و هم از تضاد سنجیده استفاده کند. اگر برای توضیح یک رابطه فقط روی کاغذ استدلال دارید اما آن را در شنیدن دنبال نمی‌کنید، مجبور نیستید آن بخش را «مشتق از موتیف» بنامید. انسجام همیشه به معنای مشتق کردن تمام جزئیات از یک سلول نیست.

یک همراهی ساده برای شنیدن مسیر اضافه کنید

اگر سازتان امکان اجرای هم‌زمان دارد، در هر میزان یک نت بم گرد بگذارید: میزان اول دو۳، دوم دو۳، سوم ر۳، چهارم فا۳، پنجم دو۳، ششم فا۳، هفتم سل۲ و هشتم دو۳. همهٔ نت‌های بم چهار ضرب‌اند. ابتدا این خط را جدا اجرا کنید و سپس با ملودی بشنوید. این فقط یک همراهی پیشنهادی است؛ مجموعهٔ آکوردهای کامل یا تمرین چهاربخشی هارمونی نیست.

در میزان هفتم، نت می۴ روی سل بم یک رنگ موقت می‌سازد و دوباره به ر۴ برمی‌گردد. اگر این رنگ با هدفتان سازگار نیست، می۴ را با ر۴ جایگزین کنید و دو نسخه را مقایسه کنید. سازهای تک‌صدایی می‌توانند خط بم را با یک نوازندهٔ دیگر یا ضبط ساده همراه کنند. هیچ الزامی نیست که یک هنرجوی مبتدی هم‌زمان مسئول نوشتن ملودی، هارمونی کامل و تنظیم چندساز باشد.

موتیف را بکشید یا کوتاه کنید اما زمان را حساب کنید

برای بزرگ‌کردن زمانی موتیف، کشش همهٔ نت‌ها را دو برابر کنید: دو۴ سفید، می۴ سفید، ر۴ گرد. مجموع حالا هشت ضرب است و دو میزان چهارچهارم می‌خواهد. در نت‌نویسی ساده، دو سفید در میزان اول و گرد در میزان دوم قرار می‌گیرند. این تغییر می‌تواند برای آغاز آرام‌تر یا پایان گسترده‌تر مناسب باشد، اما اگر بدون برنامه وارد طرح شود، طول فرم را تغییر می‌دهد.

شش ردیف از گرد تا سه‌لاچنگ با مجموع کشش برابر

در هر ردیف زمان کل برابر است؛ افزایش تعداد نت‌ها الزاماً عبارت را طولانی‌تر نمی‌کند.

برای کوچک‌کردن زمانی، دو۴ چنگ، می۴ چنگ و ر۴ سیاه بنوازید. مجموع دو ضرب است. می‌توانید همین الگو را یک بار دیگر در همان میزان تکرار کنید یا پس از آن یک سکوت سفید بگذارید تا میزان چهار ضرب شود. حالت اول حرکت متراکم‌تر و حالت دوم فاصلهٔ بیشتری میان بیان‌ها می‌سازد. سریع‌تر کردن تمپو با نصف کردن کشش‌ها یک عمل واحد نیست؛ در اینجا ضرب ثابت است و نسبت رویدادها به آن تغییر می‌کند.

کامل بودن را با طولانی بودن اشتباه نگیرید

نسخهٔ هشت‌میزانی را یک‌بار تا پایان ضبط کنید. بعد به سه نقطه گوش کنید: آیا تکرار آغاز قابل تشخیص است؟ آیا ورود میزان پنجم واقعاً تغییری شنیدنی دارد؟ آیا میزان هشتم فرصت کافی برای پایان می‌دهد؟ اگر پاسخ سوم منفی است، شاید مسئله از همراهی یا اجرای شتاب‌زده باشد، نه از کم بودن تعداد میزان‌ها. افزودن یک بخش تازه فقط برای بلندتر شدن، می‌تواند رابطهٔ آغاز و پایان را ضعیف کند.

برای آزمون پایان، دو نسخه بسازید: در یکی دو۴ گرد را نگه دارید؛ در دیگری دو۴ سفید و سکوت سفید بنویسید. هر دو چهار ضرب‌اند، اما دومی دو ضرب بی‌صدا دارد. پس از اجرای نت، ضرب‌های سکوت را نیز در ذهن نگه دارید. از شنونده بپرسید کدام نسخه با حالت قطعه تناسب بیشتری دارد. قرار نیست پاسخ او رأی قطعی باشد؛ بازخوردش به شما نشان می‌دهد انتخابتان چگونه شنیده شده است.

دو نت سیاه با جهت ساقهٔ متفاوت و یک سکوت سیاه روی حامل بدون کلید

سکوت سیاه نیز مانند نت سیاه زمان دارد؛ در چهارچهارم این تمرین یک ضرب است.

نسخهٔ خودتان را با یک تغییر معنادار بسازید

اکنون یکی از چهار تصمیم را عوض کنید: جهت حرکت میانه، محل بالاترین نت، میزان سکوت پایان یا تعداد تکرار آغاز. برای نمونه، اگر لا۴ را در میزان پنجم حذف کنید، اوج قبلی از بین می‌رود و باید بشنوید آیا جای دیگری برجسته می‌شود. اگر اولین تکرار را حذف کنید، اثر کوتاه‌تر و معرفی موتیف سریع‌تر می‌شود. هر اصلاح باید با نسخهٔ قبلی مقایسه شود؛ انباشتن تغییرها تشخیص علت نتیجه را دشوار می‌کند.

مدرس می‌تواند از هنرجو بخواهد روی نسخهٔ چاپی یا یادداشتش، موتیف اصلی، نسخهٔ انتقال‌یافته و محل پایان را مشخص کند و بعد همان تفاوت‌ها را در اجرا نشان دهد. ارزیابی مفید به تصمیم‌های شنیدنی توجه می‌کند، نه تعداد اصطلاح‌هایی که هنرجو به کار می‌برد. این تمرین، پیشنهادی آموزشی بر پایهٔ مفاهیم موتیف و جمله است و تضمین کیفیت هنری نیست. در هنرآموز، همین مینیاتور می‌تواند آغاز یک گفت‌وگوی دقیق دربارهٔ انتخاب‌های شخصی شما در آهنگ‌سازی باشد.

برای مطالعهٔ بیشتر

موتیف و جمله در Open Music Theory

دربارهٔ ایده‌های موسیقایی از آلن بلکین

منابع تصاویر

1. آزمودن ایده روی ساز؛ Gabriel Barletta؛ CC0

2. سطح‌های فرم موسیقی؛ John Peterson؛ CC BY-SA 4.0

3. صداهای دو ماژور روی کلاویه‌ها؛ Guypeter4؛ CC0

4. نسبت کشش‌های دوگانی؛ Hyacinth؛ Public domain

5. نت و سکوت سیاه؛ Bastique; Leonel Sohns؛ CC BY-SA 3.0