فصلها و خاطره در آوازهای ژاپنی شوکا و دویو

شکوفه گیلاس، سنجاقک، برگهای پاییزی و منظره زمستان، در شماری از آوازهای آشنای ژاپنی حضور دارند.
شکوفه گیلاس، سنجاقک، برگهای پاییزی و منظره زمستان، در شماری از آوازهای آشنای ژاپنی حضور دارند. با این حال، از این نمونهها نمیتوان نتیجه گرفت که موضوع همه موسیقی ژاپن طبیعت است یا همه شنوندگان ژاپنی از یک تصویر، احساس یکسانی میگیرند. برای بررسی دقیقتر، باید به مجموعه مشخصی نزدیک شد: آوازهای مدرسهای موسوم به «شوکا» و بخشی از ترانههای کودکان که «دویو» نامیده میشوند. در این حوزه، فصل فقط منظرهای برای توصیف نیست؛ میتواند میان تجربه شخصی، آموزش و خاطره مشترک رابطه برقرار کند.
شکوفههای گیلاس در ژاپن در آوریل ۲۰۰۹؛ عکس OiMax
دو نام با مرزهای کاملاً یکساننشده
شوکا را میتوان در این بحث، آوازهای مرتبط با آموزش مدرسهای دانست. دویو عموماً به ترانههایی برای کودکان، بهویژه از دوره تایشو به بعد، اشاره دارد؛ اما آکینوری ایدهگوچی، پژوهشگر دانشگاه ریکّیو، هشدار میدهد که معنای اجتماعی این واژه ثابت و بیابهام نیست. برخی افراد آوازهای مدرسهای یا حتی ترانههای تلویزیونی کودکان را هم در آن جای میدهند و برخی نه. بنابراین، بهتر است شوکا و دویو را دو جعبه کاملاً جدا و بدون همپوشانی تصور نکنیم.
این تمایز برای شنونده فارسیزبان کاربردی است. اگر قطعهای در معرفی یک آلبوم «آواز کودکان» خوانده شده، هنوز نمیدانیم نخست برای چه محیطی ساخته یا چگونه مشهور شده است. ممکن است نسخهای که امروز میشنویم، اجرای حرفهای برای بزرگسالان باشد. برچسبِ مخاطب اولیه، همه زندگی بعدی یک آواز را تعیین نمیکند؛ همانطور که یادگرفتن ترانهای در کودکی، لزوماً به معنای کودکانهماندن تجربه شنیدن آن در بزرگسالی نیست.
یک تقویم کوچک برای آغاز شنیدن
در برگه آموزشی توشیهیرو چیبا، منتشرشده در وبسایت مرکز مطالعات آسیای شرقی دانشگاه ایالتی اوهایو، چند آواز کنار فصلها قرار گرفتهاند: «ساکورا ساکورا» برای بهار، «ناتسو نو اومویده» برای تابستان، «آکا تومبو» و «مومیجی» برای پاییز و «فویو گشیکی» برای زمستان. این فهرست، نقشهای آموزشی برای شروع است، نه فهرست کامل آوازهای ژاپن یا حکمی درباره سلیقه همه مردم آن. همین محدودبودن، آن را برای تمرین شنیدن قابلاستفاده میکند.
با چنین مجموعهای میتوان از یک پرسش ساده شروع کرد: بدون دانستن عنوان، کدام نشانه واقعاً از خود صدا به دست میآید و کدام را از توضیح قطعه گرفتهایم؟ گاهی عنوان، گوش را آماده میکند تا یک حرکت ملودیک را به باد یا شکوفه نسبت دهد. این برداشت میتواند دلنشین باشد، اما بهتر است آن را با معنایی قطعی که در همه اجراها وجود دارد اشتباه نگیریم. عنوان و متن، به شنیدن جهت میدهند؛ موسیقی نیز ممکن است فراتر از تصویر نخست، احساسهای دیگری ایجاد کند.
ساکورا ساکورا؛ آشنایی به معنای قدمت نامعلوم نیست
«ساکورا ساکورا» نمونه خوبی برای احتیاط در روایت تاریخ است. یومی شیمادا در پژوهشی درباره کتابهای آواز دوره میجی، تصور رایجِ «ملودی کهن ژاپنی» را بررسی کرده است. او بر پایه منابع مورد مطالعهاش، شکلگیری ملودی را به مجموعه موسیقی کوتو در سال ۱۸۸۸ نسبت میدهد و رواج مدرسهای آن را مسیری ساده و پیوسته از همان آغاز نمیداند. این نتیجه باید بهعنوان استدلال آن پژوهش معرفی شود، نه مجوزی برای ساختن تاریخ قطعی و بیاختلاف یک ترانه.
نکته مهم برای شنونده، جداکردن سه پرسش است: یک ملودی چه زمانی ثبت شده، چه زمانی رواج یافته و امروز چه اندازه «سنتی» به نظر میرسد؟ پاسخ این سه الزاماً یک تاریخ نیست. ممکن است قطعهای به سبب آموزش، تکرار و پیوند با مناسبتها، بسیار ریشهدار احساس شود؛ اما این احساس بهتنهایی مدرک قدمت آن نیست. در مقابل، جدیدتر بودن یک صورت ثبتشده نیز ارزش فرهنگی یا عاطفی آن را کم نمیکند. تاریخ دقیق، جایگزین احساس نمیشود؛ کمک میکند داستان نادرستی به آن اضافه نکنیم.
طبیعت چگونه به خاطره تبدیل میشود؟
تصویر فصل میتواند برای شنوندگان مختلف، نقشهای متفاوتی داشته باشد. کسی ممکن است هنگام شنیدن یک آواز به منظرهای واقعی فکر کند؛ دیگری به کلاس درس، صدای یکی از اعضای خانواده یا زمان دوری از خانه. اینها امکانهای تفسیرند و برای نسبتدادنشان به فرد یا گروه مشخص، باید شواهد داشت. پرسش مفید این نیست که «این آواز چه احساسی را به همه میدهد؟» بلکه این است که «در زندگی این شنونده، با چه تجربهای همراه شده است؟»
ایدهگوچی در بررسی تاریخی دویو، از تغییر تصویر اجتماعی این ترانهها سخن میگوید: از تازگی و وجه مدرن در دوره تایشو، به آشنایی روزمره با گسترش صفحه و رادیو در دوره شووا، و سپس برجستهشدن حس نوستالژی از اواخر دهه ۱۹۶۰. او این الگو را قاعدهای مطلق نمیداند. این نکته اجازه میدهد خاطرهانگیزبودن یک ترانه را نتیجه تاریخ شنیدن و گردش آن هم ببینیم، نه ویژگی طبیعی و تغییرناپذیر ملودی.
یک آواز، چند صدای متفاوت
دفترچه آلبوم «ساکورا» از اسمیتسونین فولکویز، اجرای «ساکورا» با کوتوی کیوکو اوکاموتو را معرفی میکند؛ تنظیمی از کوزابورو ی. هیرای متعلق به سال ۱۹۴۷. کوتو سازی زهی با خرکهای جابهجاشدنی است. این نمونه نشان میدهد برای معرفی یک اجرا، گفتن نام ترانه کافی نیست: ساز، تنظیمکننده و اجراگر نیز بخشی از هویت نسخهای هستند که میشنویم. دفترچه همین مجموعه، فضای فرهنگی ژاپنی و ژاپنیآمریکایی را هم کنار یکدیگر قرار میدهد.
اگر نسخه آوازی و نسخه سازی یک قطعه را مقایسه کنیم، حذف کلمات میتواند نقطه توجه را تغییر دهد. در نسخه آوازی، تلفظ و جملهبندی متن جلو میآید؛ در نسخه سازی، رنگ صدا و شکل عبارتها ممکن است برجستهتر شنیده شود. اینها پرسشهایی برای مقایسهاند، نه نتیجهای که بدون گوشدادن بتوان بر همه اجراها تحمیل کرد. بهتر است پیش از داوری درباره «اصیلتر» بودن، مشخص کنیم دقیقاً چه نسخهای و با چه هدفی ساخته شده است.
تمرینی برای کلاس یا شنیدن شخصی
برای یک تمرین کوتاه، دو آواز از دو فصل انتخاب کنید و فقط عنوان، نام اجراگر و اطلاعات قابلاعتماد نسخه را یادداشت کنید. بار نخست بدون دنبالکردن ترجمه گوش دهید و درباره سرعت، مکث و جملهبندی بنویسید. بار دوم، خلاصه معنای متن را بخوانید و ببینید برداشتتان چگونه تغییر میکند. لازم نیست برای هر نت، معادل تصویری پیدا کنید. هدف، تشخیص فاصله میان چیزی است که واقعاً میشنویم و چیزی که با دانستن موضوع، به صدا نسبت میدهیم.
در کلاس، بهتر است پاسخهای متفاوت را حذف نکنیم. اگر یک دانشآموز قطعهای را آرام و دیگری اندوهگین میشنود، میتوان از هر دو خواست به لحظهای مشخص در اجرا اشاره کنند. این گفتوگو از حکم کلی درباره «احساس ژاپنی» دور میشود و به مشاهده نزدیکتر میماند. همچنین، قرار دادن این آوازها در کنار نمونههایی از موضوعات دیگر، مانع آن میشود که یک مجموعه فصلی بهاشتباه نماینده همه موسیقی یک کشور شود.
فصلها در این آوازها، هم موضوعاند و هم راهی برای پیوند تجربهها. شناخت تاریخ مدرسه، گردش ضبطها و تفاوت اجراها نشان میدهد که منظره طبیعی بهتنهایی توضیح کافی نیست. میان شکوفهای که در عکس میبینیم و خاطرهای که با یک آواز زنده میشود، انسانها، آموزش و زمان حضور دارند.
اعتبار تصویر
عکاس یا مجموعه OiMax؛ صفحه اصلی عکس؛ CC BY 2.0؛ شرایط استفاده؛ فقط تغییر اندازه و فشردهسازی انجام شده است و کادر و رنگ اصلی حفظ شدهاند.