تاریخ موسیقی

از گیتار آکوستیک تا صدای برقی شهر در موسیقی بلوز

مادی واترز در پاریس در نوامبر ۱۹۷۶؛ عکس لیونل دکوستر

اگر یک اجرای تک‌نفره بلوز را کنار اجرای گروهی مادی واترز بگذاریم، تفاوت فقط در بلندتر شدن صدا نیست.

اگر یک اجرای تک‌نفره بلوز را کنار اجرای گروهی مادی واترز بگذاریم، تفاوت فقط در بلندتر شدن صدا نیست. تقسیم کار سازها، رابطه خواننده با گروه، شکل ضرب و حتی انتظاری که از اجرا داریم تغییر می‌کند. با این حال، روایت ساده‌ای که بلوز را ابتدا روستایی و «خالص» و سپس شهری و تجاری می‌بیند، تاریخ این موسیقی را بیش از حد مرتب می‌کند. بلوز از آغاز تنوع داشت و شکل‌های قدیمی‌تر نیز با پیدایش سازهای برقی ناپدید نشدند. برای فهم تحول آن، بهتر است به تغییر محیط اجرا و شیوه سازمان دادن صدا توجه کنیم، نه به مسابقه‌ای میان اصالت و پیشرفت.

مادی واترز در پاریس در نوامبر ۱۹۷۶؛ عکس لیونل دکوستر

بلوز اولیه یک صدای واحد نداشت

بخشی از تصویر امروزی ما از بلوز قدیمی، حاصل انتخاب‌هایی است که ناشران، گردآورندگان و شنوندگان نسل‌های بعد کرده‌اند. مجموعه اسمیتسونین فولک‌ویز یادآوری می‌کند که علاقه بعضی مخاطبان به بلوز روستایی و قدیمی، گاه به کم‌توجهی به شکل‌های پویاتر و سلیقه شنوندگان آفریقایی‌آمریکایی انجامید. آرشیو را بنابراین نباید پنجره‌ای کاملاً بی‌واسطه به گذشته تصور کرد؛ آنچه حفظ و بازنشر شده، با سلیقه و هدف گردآورنده نیز ارتباط دارد. [۳]

هم‌زمان، بلوز خوانندگان صحنه و ضبط تجاری را هم در بر می‌گرفت. نوشته کتابخانه کنگره درباره بلوز شیکاگو از ضبط «کریزی بلوز» با صدای ممی اسمیت در سال ۱۹۲۰ و جایگاه خوانندگانی چون بسی اسمیت یاد می‌کند. چنین شواهدی با تصور اینکه تمام بلوز آغازین فقط آواز یک مرد و گیتارش بوده، سازگار نیست. تعبیر «بلوز اولیه» بهتر است نشانی زمانی و تقریبی باشد، نه نام یک بافت اجرایی ثابت. [۲]

در اجرای تک‌نفره زمان انعطاف دیگری دارد

وقتی خواننده خود گیتار می‌نوازد، بخش آوازی و همراهی می‌توانند با آزادی بیشتری به هم واکنش نشان دهند. جمله ممکن است کشیده شود، پاسخ ساز کمی دیرتر برسد یا تأکید ریتمیک با کلام جابه‌جا شود. این انعطاف را نباید فوراً ضعف در شمارش یا ناآگاهی از فرم دانست. گاهی دقیقاً همان چیزی است که به روایت شخصیت می‌دهد.

البته تک‌نفره بودن به معنای نداشتن ضرب روشن نیست و نوازندگی آکوستیک نیز لزوماً آرام نیست. برای مقایسه، بهتر است بپرسیم ضرب از کجا شنیده می‌شود: از حرکت باس گیتار، ضربه‌های کوتاه، تکرار یک الگو یا تأکید آواز؟ هرچه یک ساز وظایف بیشتری را هم‌زمان به عهده بگیرد، شنیدن رابطه میان این وظایف جذاب‌تر می‌شود. در گروه بزرگ‌تر، همین نقش‌ها میان چند نفر توزیع می‌شوند.

مسیر مادی واترز نمونه یک جابه‌جایی تاریخی است

زندگی مادی واترز امکان می‌دهد تحول بلوز را به تجربه مشخص یک موسیقی‌دان پیوند بزنیم. بر اساس روایت سازمان پارک‌های ملی آمریکا، آلن لومکس و جان ورک در سال ۱۹۴۱ اجرای او را در میسیسیپی ضبط کردند و ضبط دیگری در سال بعد انجام شد. واترز در سال ۱۹۴۳ به شیکاگو رفت و در سال ۱۹۴۷ برای شرکت آریستوکرت ضبط کرد. این چند تاریخ، فاصله میان ثبت میدانی یک هنرمند در جنوب و ورود او به شبکه ضبط شهری را نشان می‌دهند. [۱]

اما جغرافیا به‌تنهایی سبک را نمی‌سازد. مهاجرت، شرایط تازه‌ای برای همکاری، کار و شنیده شدن فراهم می‌کند؛ سپس انتخاب‌های هنرمند درون آن شرایط اهمیت می‌یابند. داستان واترز را می‌توان نمونه‌ای روشن دانست، نه نسخه‌ای که زندگی تمام نوازندگان بلوز دقیقاً از آن پیروی کرده باشد. حتی در یک شهر، گروه‌ها و خوانندگان می‌توانند پاسخ‌های متفاوتی به امکانات مشابه بدهند.

برق فقط صدا را بلندتر نکرد

تقویت الکتریکی امکان می‌دهد صدای ساز در کنار دیگر سازها حضور متفاوتی داشته باشد. کشش نت، کیفیت حمله، رنگ و نسبت صدای مستقیم با تقویت‌شده به مواد اجرایی تبدیل می‌شوند. در نتیجه، گیتار فقط همان ساز قبلی با حجم بیشتر نیست؛ نوازنده می‌تواند با ویژگی‌های تازه آن جمله بسازد. این تفاوت را بهتر است در صدای یک نت و پایان آن بشنویم، نه فقط در سرعت تکنوازی.

در بلوز گروهی، سازدهنی نیز ممکن است از نقش پاسخ کوتاه به آواز فراتر برود و صدایی برجسته در بافت پیدا کند. درام و باس می‌توانند تکیه‌گاهی پیوسته‌تر فراهم کنند و پیانو فضای میان جمله‌ها را پر کند. این توصیف، الگوی اجباری تمام اجراها نیست. ارزش مقایسه در آن است که بفهمیم هر گروه چگونه فضا را میان اعضای خود تقسیم می‌کند و چه زمانی سکوت را بر پر کردن صدا ترجیح می‌دهد.

گروه به هماهنگی و شنیدن متقابل نیاز دارد

روایت رسمی زندگی واترز از همکاری او با نوازندگانی مانند لیتل والتر، جیمی راجرز و اوتیس اسپن یاد می‌کند. چنین نام‌هایی نشان می‌دهند که صدای یک چهره مشهور، حاصل کار جمعی هم بوده است. اگر تاریخ را فقط از زاویه خواننده اصلی بخوانیم، سهم همراهان در شکل دادن به شخصیت گروه پنهان می‌ماند. [۱]

در شنیدن یک اجرای گروهی، ابتدا مسیر آواز را دنبال کنید و سپس فقط به پاسخ‌ها گوش بدهید. آیا گیتار بعد از خواننده جمله می‌سازد یا هم‌زمان با او ادامه می‌دهد؟ آیا پیانو و سازدهنی برای یک فضای مشترک رقابت می‌کنند یا نوبت را رعایت می‌کنند؟ هماهنگی خوب الزاماً به معنای اجرای نت‌های فراوان نیست. گاهی کوتاه نگه داشتن یک پاسخ، امکان اثرگذاری بیشتر جمله بعدی را فراهم می‌کند.

مدرن شدن به معنای کنار گذاشتن گذشته نیست

دوگانه آکوستیک و الکتریک برای شروع مقایسه مفید است، اما تمام تاریخ را توضیح نمی‌دهد. یک اجرای تازه می‌تواند ساز آکوستیک داشته باشد و یک ضبط قدیمی می‌تواند از نظر بیان بسیار جسورانه باشد. همچنین «مدرن» واژه‌ای نسبی است؛ آنچه در یک دهه نو به گوش می‌رسید، ممکن است برای نسل بعد به صدای کلاسیک تبدیل شود.

بهتر است هنگام مقایسه سه لایه را از هم جدا کنیم: ابزار تولید صدا، سازمان گروه و زبان اجرایی. تغییر در یکی الزاماً به معنای تغییر کامل دو لایه دیگر نیست. یک گروه برقی می‌تواند گفت‌وگوی آواز و ساز را حفظ کند، اما وزن ریتمیک متفاوتی به آن بدهد. این نگاه، تحول بلوز را نه قطع رابطه با گذشته، بلکه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها نشان می‌دهد؛ انتخاب‌هایی که با جابه‌جایی مردم، رشد شبکه‌های ضبط و خلاقیت موسیقی‌دانان شکل‌های تازه پیدا کرده‌اند.

اعتبار تصویر

عکاس یا مجموعه لیونل دکوستر؛ صفحه اصلی عکس؛ CC BY-SA 4.0؛ شرایط استفاده؛ فقط تغییر اندازه و فشرده‌سازی انجام شده است و کادر و رنگ اصلی حفظ شده‌اند.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

۱ زندگی مادی واترز از سازمان پارک‌های ملی آمریکا

۲ بلوز شیکاگو از کتابخانه کنگره

۳ دفترچه مجموعه بلوز کلاسیک از اسمیتسونین فولک‌ویز