وینتون مارسالیس؛ آزادی شنیدن دیگران

در یک گفتوگوی خوب، حضور داشتن فقط به معنای حرفزدن نیست. باید بدانیم چه زمانی پاسخ بدهیم، چه زمانی ادامهٔ فکر دیگری را بگیریم و چه زمانی ساکت بمانیم. وینتون مارسالیس، نوازندهٔ ترومپت و آهنگساز جز، این مسئله را به قلب گروهنوازی میبرد. آزادی بداههنواز با توجه به دیگران محدود نمیشود که از بین برود؛ شکل پیدا میکند تا چند صدای مستقل بتوانند به یک موسیقی مشترک برسند.
مارسالیس در گفتوگویش با والتر آیزاکسن برای پیبیاس، بر شناخت فرم کلی از سوی همهٔ اعضای گروه تأکید میکند. شنیدن و اعتمادکردن برای او جزئی حاشیهای از اجرا نیست. او توضیح میدهد که در ارکسترش باید برای تکنوازی اعضای مختلف جا باز شود و از زمانی یاد میکند که کریس کرنشاو، نوازندهٔ ترومبون، خودش به یادآوری کسانی پرداخت که هنوز فرصت تکنوازی نداشتند. توجه به سهم دیگران، از مسئولیت یک رهبر به رفتار اعضای گروه تبدیل شده بود.
عکس: imatik
این مثال برای گروه هنرجویی معنایی بسیار روشن دارد. کسی که در لحظه تکنواز نیست، از موسیقی بیرون نرفته است. او با شدت صدا، تراکم همراهی و انتخاب زمان ورود، کیفیت شنیدهشدن دیگری را تعیین میکند. اگر هرکس فقط منتظر نوبت نمایش خود باشد، بخشهای اجرا کنار هم قرار میگیرند، اما الزاماً با هم ارتباط پیدا نمیکنند. شناخت فرم کمک میکند نوازنده بداند اکنون کجای مسیر است و چه چیزی قرار است پس از این اتفاق بیفتد.
در «سمفونی سوئینگ» مارسالیس نیز میتوان موضوع گفتوگو را دنبال کرد. راهنمای آموزشی کارنگی هال، موومان «حالوهوای غرب میانه» را با ریفهای سازهای بادی برنجی و پرسشوپاسخ میان گروه جز و ارکستر معرفی میکند. بعد، این گفتوگو به بخشی میرسد که گروه بزرگ با هم مینوازد. اینجا با یک اثر آهنگسازیشده روبهروییم، نه سندی که تمام نتهای آن را بداهه بدانیم؛ اما برای شناخت جابهجایی نقشها و شنیدن پاسخها نمونهٔ مناسبی است.
عکس: guano
فرق پرسشوپاسخ با تقلید صرف در همین امکان ادامهدادن است. پاسخ میتواند شکل آشنا را نگه دارد و پایان دیگری بسازد؛ یا با رنگ سازی متفاوت، همان ایده را از زاویهای تازه نشان بدهد. حتی وقتی همهٔ سازها همزمان مینوازند، شنونده میتواند دنبال کند کدام بخش حامل ایدهٔ اصلی است و دیگران چه نسبتی با آن دارند. این توجه، شنیدن ارکستر را از تشخیص نام سازها به فهم رابطهٔ میان آنها نزدیک میکند.
برای تجربهٔ کوتاه، دو نفر روی ضربی آرام، عبارتهای دو میزانی ردوبدل کنند. پیش از شروع، تعداد میزانها و علامت پایان را مشخص کنید. یک بار پاسخ فقط تکرار باشد و بار دیگر، تغییر کوچکی در انتهای همان عبارت. سپس دربارهٔ لحظهای حرف بزنید که احساس کردید واقعاً شنیده شدهاید. لازم نیست پاسخ پیچیده باشد؛ مهم این است که ورود نفر دوم، ادامهٔ اتفاق موسیقایی باشد و نه شروع سخنی کاملاً بیارتباط.
مارسالیس در توضیح جز یادآور میشود که آزادی بداهه به خویشتنداری و بهرسمیتشناختن دیگران نیاز دارد. برای هنرجو، این درس به معنای کمرنگکردن شخصیت خودش نیست. میتوان صدای مشخصی داشت و همچنان جا برای دیگری باز کرد. گروه زمانی قویتر میشود که اعضایش هم مسیر مشترک را بشناسند و هم تفاوت یکدیگر را بشنوند. گاهی حرفهایترین تصمیم روی صحنه، اضافهکردن جملهای درخشان نیست؛ فراهمکردن فرصتی است تا جملهٔ درخشان دیگری به گوش برسد.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، وینتون مارسالیس در لیون، ۲۰۱۶؛ عکس: Yelkrokoyade | CC BY-SA 4.0
تصویر دوم، گروه هفتنفرهٔ وینتون مارسالیس؛ عکس: imatik | CC BY 2.0
تصویر سوم، مارسالیس و گروهش در بلومینگتون، ۲۰۰۸؛ عکس: guano | CC BY-SA 2.0