تاریخ موسیقی

زنان آهنگساز چگونه با مرزهای آموزش و اجرای عمومی روبه‌رو شدند

پرترهٔ امی بیچ، آهنگساز و پیانیست؛ تاریخ عکس در کارت شناسایی مجموعه ثبت نشده است.

اگر تاریخ موسیقی را فقط از روی فهرست آثار مشهور بخوانیم، ممکن است تصور کنیم زنان به‌ندرت آهنگ می‌ساختند و ناگهان در دوران معاصر به این عرصه وارد شدند.

اگر تاریخ موسیقی را فقط از روی فهرست آثار مشهور بخوانیم، ممکن است تصور کنیم زنان به‌ندرت آهنگ می‌ساختند و ناگهان در دوران معاصر به این عرصه وارد شدند. پرسش دقیق‌تر این است: چه کسانی اجازه داشتند آموزش پیشرفته ببینند، کار خود را اجرا کنند و نامشان در برنامه‌های کنسرت و کتاب‌های درسی باقی بماند؟ میان داشتن استعداد و تبدیل‌شدن به چهره‌ای شناخته‌شده، مجموعه‌ای از درهای آموزشی، اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.

این نوشته به‌جای ردیف‌کردن زندگی‌نامه‌ها، چند مورد مستند از سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم را بررسی می‌کند. منظور از موسیقی کلاسیک در اینجا سنت هنریِ گستردهٔ غرب است، نه فقط دورهٔ کلاسیکِ هایدن و موتسارت. تجربهٔ زنان در کشورها، طبقات اجتماعی و دوره‌های مختلف یکسان نبود. بنابراین نه می‌توان همه را کاملاً محروم دانست و نه موفقیت چند چهره را نشانهٔ برابر بودن فرصت‌ها گرفت.

پرترهٔ امی بیچ، آهنگساز و پیانیست؛ تاریخ عکس در کارت شناسایی مجموعه ثبت نشده است.

آموزش موسیقی با اجازهٔ حرفه‌ای‌شدن فرق داشت

ممکن بود یادگیری پیانو برای دختری از خانواده‌ای مرفه مطلوب باشد، اما فعالیت حرفه‌ای همان دختر پذیرفته نشود. زندگی فانی مندلسون هنسل این فاصله را روشن می‌کند. کتابخانهٔ کنگره توضیح می‌دهد که او و برادرش فلیکس آموزش موسیقی مشابهی دریافت کردند؛ بااین‌حال، پدر در نامه‌ای در سال ۱۸۲۰ موسیقی را برای پسر مسیر شغلی و برای دختر چیزی در حاشیهٔ زندگی می‌دانست. مانع، صرفاً نداشتن درس یا مهارت نبود؛ مسئله این بود که آن مهارت قرار است به چه نوع زندگی‌ای بینجامد. [۱]

این تمایز برای فهم تاریخ آموزش مهم است. شمار هنرجویان زن به‌تنهایی نشان نمی‌دهد چه تعداد به درس آهنگسازی، فرصت رهبری یا اجرای اثر بزرگ دسترسی داشته‌اند. همچنین حضور در خانه‌ای موسیقی‌دوست، اگرچه امتیاز بزرگی بود، الزاماً به اختیار انتخاب شغل منجر نمی‌شد. باید میان آموزش برای معاشرت و آموزش برای ورود به حرفه تفاوت گذاشت؛ مرزی که همیشه به صورت ممنوعیتی رسمی و مکتوب ظاهر نمی‌شد.

فضای خصوصی می‌توانست کارگاه جدی موسیقی باشد

فانی از سال ۱۸۳۱ کنسرت‌های یکشنبهٔ خانوادگی را سامان داد و در آن‌ها نقش آهنگساز، نوازنده و رهبر را بر عهده گرفت. این برنامه‌ها با دعوت برگزار می‌شدند و کنسرت عمومیِ بلیت‌فروشی نبودند. چنین فعالیتی را نباید صرفاً سرگرمی خانگی شمرد: آماده‌سازی اثر، انتخاب اجراکنندگان و هدایت تمرین به دانش حرفه‌ای نیاز دارد. اما محدودهٔ دسترسی به مخاطب با یک نهاد عمومی تفاوت داشت. [۱]

در نتیجه، دو گزاره می‌توانند هم‌زمان درست باشند: زنان در تولید و سازمان‌دهی موسیقی فعال بودند، و حضورشان در برخی مسیرهای عمومی محدود می‌شد. حذف محفل خصوصی از تاریخ، بخشی از فعالیت واقعی را نامرئی می‌کند؛ بزرگ‌نمایی آزادی آن نیز محدودیت‌های بیرون از خانه را می‌پوشاند. بهتر است به‌جای تقسیم سادهٔ «فعال یا غایب»، بپرسیم اثر کجا اجرا می‌شد، چه کسانی می‌شنیدند و آیا راهی برای تکرار اجرا در محیط‌های دیگر وجود داشت.

خودآموزی نشانهٔ بی‌نیازی از آموزش نبود

امی بیچ نمونهٔ دیگری از فاصلهٔ استعداد و امکانات رسمی است. بر اساس زندگی‌نامهٔ کتابخانهٔ کنگره، آموزش رسمی او در هارمونی و کنترپوان کوتاه بود و بخش مهمی از دانش آهنگسازی را با مطالعهٔ مستقل به دست آورد؛ از جمله با بررسی آثار و ترجمهٔ مطالب مربوط به ارکستراسیون. محدودشدن اجراهای عمومی او پس از ازدواج نیز جهت فعالیت حرفه‌ای‌اش را تغییر داد. [۲]

از چنین مسیری نباید نتیجه گرفت که آموزش تخصصی ضرورتی ندارد. خودآموزیِ موفق به زمان، کتاب، ساز و توان ارزیابی پیشرفت نیاز دارد؛ منابعی که همگان به یک اندازه در اختیار ندارند. همچنین مطالعهٔ پارتیتور جای تمام تجربهٔ شنیدن و تمرین با ارکستر را نمی‌گیرد. وقتی فرصت‌های آموزشی رسمی محدود باشند، بار طراحی برنامهٔ یادگیری و یافتن بازخورد بیشتر بر دوش خود هنرجو می‌افتد. تحسین پشتکار باید همراه با دیدن این هزینهٔ اضافی باشد.

تغییر مقررات چگونه امکان رقابت را عوض کرد

جایزهٔ رُم در فرانسه تنها یک نشان افتخار نبود؛ اقامت هنری و امکان انتشار می‌توانست به آغاز حرفه کمک کند. پژوهش سیلوَن کارون دربارهٔ لیلی بولانژه نشان می‌دهد که زنان تا پیش از سال ۱۹۰۳ برای شرکت در این رقابت به اجازهٔ ویژه نیاز داشتند. پذیرش آن سال نیز به زنان مجرد محدود شد. کلاس‌های کنترپوان و فوگ، که در مسیر آهنگسازی جایگاه مهمی داشتند، عمدتاً مردانه بودند. [۳]

بولانژه در سال ۱۹۱۳ نخستین زن برندهٔ جایزهٔ بزرگ اول شد. اهمیت ماجرا فقط در استعداد استثنایی یک نفر نیست: اصلاح مسیر آموزشی و تغییر شرایط ورود، تعیین می‌کرد چه کسی اصلاً بتواند در رقابت حاضر شود. وقتی دروازهٔ ورود محدود است، نتیجهٔ مسابقه را نمی‌توان معیار مستقلی برای مقایسهٔ توانایی همهٔ افراد دانست. همچنین برداشتن یک مانع، خودبه‌خود پیش‌داوری داوران، هزینهٔ آموزش یا محدودیت‌های زندگی خانوادگی را از میان نمی‌برد. [۳]

از موفقیت فردی تا ساختن امکان برای دیگران

دریافت سفارش و شنیده‌شدن یک اثر بزرگ، به همکاری نهاد اجرایی نیاز دارد. اجرای مسِ امی بیچ در سال ۱۸۹۲ توسط انجمن هندل و هایدن، نمونه‌ای از اهمیت این پیوند است. او بعدتر در شکل‌گیری انجمن زنان آهنگساز آمریکایی در سال ۱۹۲۵ نقش مؤسس و رئیس داشت. این بخش از فعالیتش یادآور آن است که مشارکت تاریخی فقط با تعداد آثار سنجیده نمی‌شود؛ ساختن شبکهٔ حرفه‌ای نیز بخشی از آن است. [۲]

از این شواهد می‌توان نتیجه گرفت که بررسی فرصت‌های جمعی، مکمل زندگی‌نامه‌نویسی است. یک آموزگار، برگزارکننده یا انجمن می‌تواند میان اثرِ نوشته‌شده و اجرای واقعی پل بزند. بااین‌حال، نباید صرف تأسیس یک نهاد را به معنای حل کامل مسئله دانست. برای ارزیابی تأثیر، باید دید چه کسانی به آن راه داشتند، چه برنامه‌هایی اجرا شد و آیا امکان تداوم فعالیت فراهم بود. موفقیت یک فرد نقطهٔ آغاز پرسش است، نه پایان آن.

شهرت تاریخی محصول انتخاب و نگهداری هم هست

دانشگاه اُپن در بحث آهنگسازان کمترشناخته‌شده یادآوری می‌کند که فهرست تثبیت‌شدهٔ آهنگسازان بزرگ، با تاریخ کامل آهنگسازی یکسان نیست. انتخاب آثار برای اجرا، آموزش و پژوهش در شکل‌گیری این فهرست نقش دارد. پس کم‌بودن نام زنان در یک کتاب درسی را نباید بی‌واسطه به کم‌بودن فعالیت آنان در گذشته تبدیل کرد. [۴]

اسناد باقی‌مانده امکان آزمودن این تصویر را فراهم می‌کنند. برای نمونه، فهرست کتابخانهٔ ملی فرانسه از پروندهٔ جایزهٔ رُمِ بولانژه، برنامه‌های اجرا، متن اثر و نامه‌های اداری مربوط به دورهٔ اقامت را ثبت کرده است. این منابع تنها یادگاری نیستند؛ می‌توانند نشان دهند ارتباط آهنگساز با آموزشگاه، داوری و نهاد حمایتی چگونه برقرار می‌شد. البته داشتن یک مدرک، به‌تنهایی پاسخ همهٔ پرسش‌ها دربارهٔ کیفیت یا میزان استقبال از اثر نیست. [۵]

چگونه این تاریخ را وارد شنیدن و آموزش کنیم

برای شنونده، راه مفید آن است که اثر را هم در زمینهٔ تاریخی و هم به‌عنوان موسیقی بشنود. می‌توان یک قطعهٔ مجلسی، آوازی یا ارکستری از آهنگسازی کمترشناخته‌شده انتخاب کرد و دربارهٔ شکل، بافت و رابطهٔ بخش‌های آن پرسید. سپس شرایط نخستین اجرا و انتشار را بررسی کرد. این ترتیب مانع می‌شود اثر فقط به سندی از محرومیت تبدیل شود و ویژگی‌های موسیقایی‌اش زیر سایهٔ زندگی‌نامه بماند.

در آموزش نیز افزودن چند نام به پایان فصل کافی نیست. مقایسهٔ آثار هم‌دوره و هم‌قالب، همراه با توضیح تفاوت فرصت‌ها، تصویر دقیق‌تری می‌سازد. هدف، ساختن رتبه‌بندی تازه بر اساس جنسیت نیست؛ هدف این است که مسیر دیده‌شدن را با خودِ توانایی هنری اشتباه نگیریم. تاریخ زنان آهنگساز، در نهایت، پرسشی عمومی دربارهٔ موسیقی مطرح می‌کند: چه سازوکاری به یک اثر فرصت می‌دهد از اتاق کار بیرون بیاید و بارها شنیده شود؟

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

۱ کتابخانه کنگره درباره فانی مندلسون هنسل

۲ کتابخانه کنگره درباره آموزش و فعالیت امی بیچ

۳ پژوهش سیلون کارون درباره زنان و جایزه رم

۴ دانشگاه اُپن درباره آهنگسازان بیرون از فهرست مشهور

۵ پرونده جایزه رم بولانژه در کتابخانه ملی فرانسه

اعتبار عکس کتابخانه کنگره، مجموعه جورج گرانتام بین؛ نام عکاس ثبت نشده است منبع عکس بدون محدودیت شناخته‌شده برای انتشار