مبانی نظری

۱۰ روش برای ادامه دادن ملودی وقتی ایده‌مان تمام شده است

تصویرسازیِ چند ادامهٔ ممکن از یک رشتهٔ مشترک؛ نمادی از راه‌های ادامهٔ ملودی

وقتی ادامهٔ ملودی پیدا نمی‌شود، تکرار، سکانس، وارونگی، تغییر ریتم، سکوت و پایان‌سازی را با ده روش و نمونه‌های دقیق چهارچهارم امتحان کنید.

وقتی یک آغاز خوب دارید و ادامه پیدا نمی‌شود، همیشه به ایده‌ای کاملاً تازه نیاز ندارید. می‌توانید از همان آغاز، چند مسیر متفاوت بسازید: بازگشت، بالا رفتن، کوتاه شدن، مکث یا رسیدن به پایان. مهم این است که هر بار یک مسئله را حل کنید. فهرست این مقاله ده گزینه برای آزمایش است، نه ده مرحله که باید همگی در یک ملودی اجرا شوند.

نمای نزدیک دست‌ها روی کلاویه‌های یک ساز الکترونیکی

پیش از انتخاب روش، قسمت موجود را تا نقطهٔ توقف بنوازید و بپرسید چه کم دارد. آیا هنوز معرفی نشده و تکرار می‌خواهد؟ آیا بیش از حد در یک جا می‌چرخد؟ آیا به مقصدی نزدیک شده اما پایان ندارد؟ آیا از ابتدا شلوغ است و به فضای خالی نیاز دارد؟ پاسخ شما از خودِ نام تکنیک مهم‌تر است. تمرین‌های زیر برای کمک به این انتخاب نوشته شده‌اند و تضمین علمی برای رفع هر نوع بن‌بست خلاق نیستند.

نمونهٔ مشترک و معنای چهار واژه

نمونهٔ پایه یک میزان چهارچهارم است: سل۴ سیاه، می۴ سیاه و فا۴ سفید. دو۴، که در ادامه به آن می‌رسیم، همان دوی میانی پیانوست. سیاه یک ضرب، چنگ نیم‌ضرب و سفید دو ضرب دارد؛ پس نمونه چهار ضرب است. نت‌ها را به همان ترتیبی که در جمله نوشته شده‌اند اجرا کنید. اگر محدوده مناسب ساز یا صدای شما نیست، همهٔ صداها را با هم به اکتاو راحت‌تری ببرید.

این الگوی کوتاه را «موتیف» می‌نامیم، چون شکل و ریتم قابل بازشناسی دارد. «جمله» واحد بزرگ‌تری با حس آغاز، حرکت و رسیدن است؛ تعداد میزان‌هایش ثابت نیست. «واریاسیون» یا دگره، بازگشت ایده با تغییر برخی ویژگی‌هاست. «سکانس» نوع مشخصی از بازگشت است که در آن الگو در سطح زیرایی دیگری تکرار می‌شود. همهٔ مثال‌ها در فضای دو ماژور نوشته شده‌اند، مگر جایی که تغییر صدا صریحاً گفته شده است.

۱ تکرار کنید و فقط پایان را عوض کنید

نمونهٔ پایه را بنوازید و در میزان بعد، سل۴ سیاه، می۴ سیاه و ر۴ سفید بگذارید. دو نت آغاز و ریتم حفظ شده‌اند، اما پایان از فا به ر آمده است. این روش زمانی ارزش امتحان دارد که ایدهٔ آغاز هنوز فرصت کافی برای شناخته شدن نداشته است. تغییر کم به شنونده امکان مقایسه می‌دهد و شما هم دقیقاً می‌دانید چه چیزی را عوض کرده‌اید.

هر دو میزان چهار ضرب‌اند. یک‌بار نسخهٔ دوم را با فا و یک‌بار با ر تمام کنید. کدام نتیجه برای ادامهٔ قطعه جا باز می‌کند؟ پاسخ به همراهی و هدف شما بستگی دارد. اگر هر بار پایان را عوض کنید، شاید نقش بازگشت ضعیف شود؛ یک تکرار کاملاً ثابت هم انتخاب معتبری است. تازگی مداوم وظیفهٔ هر میزان نیست.

۲ الگو را به پلهٔ دیگری از گام ببرید

پس از سل۴، می۴، فا۴، نسخهٔ لا۴ سیاه، فا۴ سیاه، سل۴ سفید را امتحان کنید. هر نت یک درجه در دو ماژور بالاتر رفته و ریتم حفظ شده است. این سکانس دیاتونیک است و برای حرکت دادن الگوی نسبتاً ثابت به ناحیه‌ای تازه به کار می‌آید. لازم نیست تا پایان محدودهٔ ساز آن را ادامه دهید؛ یک یا دو بار جابه‌جایی ممکن است کافی باشد.

اگر انتقال دقیق یک پرده‌ای می‌خواستیم، نتیجه لا۴، فادیز۴، سل۴ می‌شد؛ در این حالت هر نت دو نیم‌پرده بالا می‌رود. تفاوت فا و فادیز را واقعاً بشنوید. سکانس دیاتونیک بعضی کیفیت‌های فاصله را تغییر می‌دهد تا در گام بماند. این دو روش را به جای یکدیگر نام نبرید و از ورود صدای تازه بدون شنیدن همراهی غافل نشوید.

هشت نقطهٔ آبی از نت دو تا دوی بعدی روی کلیدهای سفید

نقطه‌ها صداهای دو ماژور را نشان می‌دهند؛ فاصلهٔ کلیدهای سفید مجاور همیشه یک پرده نیست.

۳ جهت حرکت را برگردانید

در نمونهٔ پایه، سل به می پایین می‌آید و می به فا بالا می‌رود. برای یک پاسخ با جهت وارونه، سل۴ سیاه، سی۴ سیاه و لا۴ سفید را امتحان کنید: حرکت به بالا، سپس یک پله پایین. این وارونگی دیاتونیکِ جهت است و همهٔ فاصله‌های نیم‌پرده‌ای نمونه را به‌صورت آینه‌ای حفظ نمی‌کند. وارونگی دقیق پیرامون سل، برای همین سه نت، سل۴، سی‌بمل۴ و لا۴ خواهد بود.

نسخهٔ دیاتونیک در محدودهٔ بالاتری حرکت می‌کند؛ پیش از پذیرش، راحتی اجرا و محل اوج را بررسی کنید. اگر همان ابتدا بالاترین نت قطعه را خرج کرده‌اید، شاید ادامه سخت‌تر شود. تغییر جهت بیشتر برای ساختن پاسخ یا تضاد کوتاه مفید است تا اینکه صرفاً نام یک تکنیک به فهرست اضافه کنیم. اگر نتیجه به ایدهٔ اول شبیه نیست، همان را هم به‌عنوان امکان تازه بشنوید.

سه نمونهٔ نت‌نویسی با حرکت بالارونده، تکرار یک ارتفاع و حرکت پایین‌رونده

از چپ به راست، حرکت بالارونده، تکرار یک ارتفاع و حرکت پایین‌رونده دیده می‌شود.

۴ زیرایی‌ها را نگه دارید و ریتم را تغییر دهید

سل۴ سیاه نقطه‌دار، می۴ چنگ و فا۴ سفید بنوازید. سیاه نقطه‌دار یک‌ونیم ضرب و چنگ نیم‌ضرب است؛ با دو ضرب سفید، میزان کامل می‌شود. اکنون می۴ به نیمهٔ دوم ضرب دوم منتقل شده، اما فا۴ همچنان روی ضرب سوم آغاز می‌شود. این تفاوت کوچک می‌تواند کشش زمانیِ حرکت به فا را تغییر دهد، بی‌آنکه صداهای تازه‌ای اضافه کرده باشید.

هم‌زمان تمپو را تغییر ندهید، تا اثر ریتم جدید معلوم شود. اگر ملودی برای کلام است، بررسی کنید تأکید واژه‌ها جابه‌جا نشده باشد. روی سازهای مضرابی نیز تفاوت مدتِ نوشته‌شده و دوام طبیعی صدا را در نظر بگیرید؛ طول نت فقط مقدار ماندن انگشت یا شنیده شدن طنین نیست، بلکه جای رویداد بعدی را نیز مشخص می‌کند.

۵ یک تکهٔ کوتاه را جدا کنید

دو نت اول را بردارید: سل۴ سیاه و می۴ سیاه. این تکه دو ضرب دارد. آن را دو بار در یک میزان اجرا کنید تا چهار ضرب شود، یا در دو ضرب بعد با فا۴ سیاه و ر۴ سیاه پاسخ دهید. این روش را می‌توان قطعه‌قطعه کردن یا استفاده از پارهٔ موتیف دانست. واحد تکرار از یک میزان به نیم‌میزان کوچک شده است.

برای بخشی که باید فعال‌تر پیش برود، این کوتاه شدن ارزش آزمایش دارد؛ ولی تکرار بی‌هدف همان تکه ممکن است فقط حالت دور زدن بسازد. بعد از دو یا سه بیان، یک مقصد انتخاب کنید: نت کشیده، سکوت یا بازگشت موتیف کامل. پیش از چسباندن پاره‌ها، آن‌ها را در جای واقعی جمله بنوازید تا روشن شود ادامه‌اند یا شروع قطعه‌ای دیگر.

۶ زمان موتیف را بازتر کنید

کشش هر نت را دو برابر کنید: سل۴ سفید، می۴ سفید، فا۴ گرد. مجموع هشت ضرب است و در دو میزان چهارچهارم قرار می‌گیرد. این افزایش کشش می‌تواند برای رسیدن به فضایی آرام‌تر یا برجسته کردن یک بازگشت به کار رود. چون تعداد ضرب‌ها تغییر کرده، نمی‌توان نسخهٔ جدید را بی‌حساب در جای یک میزان قبلی گذاشت.

شش ردیف از گرد تا سه‌لاچنگ با مجموع کشش برابر

در هر ردیف زمان کل برابر است؛ افزایش تعداد نت‌ها الزاماً عبارت را طولانی‌تر نمی‌کند.

تمپو را ثابت نگه دارید و تفاوت را بشنوید. اگر می‌خواهید زمان کل همان یک میزان بماند، باید تغییر دیگری مثل حذف بخشی از ماده یا تغییر فرم انجام دهید؛ نوشتن هشت ضرب زیر یک میزان چهارچهارم راه‌حل نیست. عکس این روش هم ممکن است: سل و می را چنگ و فا را سیاه کنید؛ مجموع دو ضرب می‌شود و برای نیم‌میزان باقی‌مانده باید تصمیم داشته باشید.

۷ با سکوت راه پاسخ را باز کنید

سل۴ سیاه، می۴ سیاه، فا۴ سیاه و سکوت سیاه بنویسید. هنوز چهار ضرب داریم، ولی فا کوتاه شده و یک ضرب فضای خالی به وجود آمده است. پس از این مکث، می‌توانید ر۴ سیاه، می۴ سیاه و دو۴ سفید را به‌عنوان پاسخ امتحان کنید. این یک امکان در دو ماژور است؛ پاسخ لازم نیست همیشه پایین‌تر یا آرام‌تر از پرسش باشد.

دو نت سیاه با جهت ساقهٔ متفاوت و یک سکوت سیاه روی حامل بدون کلید

سکوت سیاه نیز مانند نت سیاه زمان دارد؛ در چهارچهارم این تمرین یک ضرب است.

سکوت را واقعاً بشمارید. اگر به محض قطع صدا پاسخ را شروع کنید، ریتمی را که نوشته‌اید اجرا نکرده‌اید. برای یک ساز بادی یا آواز، جای نفس نیز باید طبیعی و قابل اجرا باشد. اگر مکث باعث می‌شود قطعه زودتر از قصد شما تمام‌شده به نظر برسد، کوتاه‌ترش کنید یا همراهی را در آن لحظه ادامه دهید و دوباره گوش کنید.

۸ میان دو نت یک مسیر تازه بسازید

نسخهٔ سل۴ سیاه، فا۴ چنگ، می۴ چنگ و فا۴ سفید را امتحان کنید. فا و میِ چنگ با هم یک ضرب‌اند؛ با سیاه آغاز و سفید پایان، چهار ضرب کامل می‌شود. نت فا میان سل و می قرار گرفته و مسیر پایین آمدن را پله‌ای کرده است. همچنین می دیگر روی ابتدای ضرب دوم نیست؛ تزیین، زمان‌بندی را هم تغییر داده است.

این روش وقتی مفید است که اتصال دو نت خشک یا بیش از حد مستقیم به نظر برسد. اما اگر پرشِ سل به می ویژگی اصلی موتیف باشد، پر کردن آن می‌تواند هویتش را کم‌رنگ کند. نسخهٔ ساده و نسخهٔ تزیین‌شده را کنار هم نگه دارید. تعداد بیشتر صداها به‌تنهایی دلیل کافی برای انتخاب نسخهٔ تازه نیست.

۹ ادامه را در همراهی پیدا کنید

گاهی ملودی می‌تواند یک بار دیگر تقریباً ثابت بماند و زمینه تغییر کند. فا۴ پایانی نمونه را یک بار با نت بم دو۳ و یک بار با نت بم ر۳ بشنوید. نسبت فاصله عوض شده و ممکن است جهت ادامه متفاوت احساس شود. این دو نت بم جای آکوردگذاری کامل را نمی‌گیرند؛ آزمایشی‌اند برای شنیدن رابطهٔ ملودی و زمینه.

اگر سازتان تک‌صدایی است، نت بم را جدا ضبط کنید یا با مدرس اجرا کنید. برای تصمیم نهایی، کل جمله را با همراهی بشنوید و فقط از خوشایند بودن یک لحظه نتیجه نگیرید. تغییر هارمونی گاهی مسئله را حل می‌کند، اما گاهی تضادی می‌سازد که ادامهٔ تازه‌ای می‌طلبد. نام آکورد به‌تنهایی تعیین نمی‌کند چه احساسی در هر شنونده ایجاد خواهد شد.

۱۰ پایان را انتخاب کنید و به عقب برگردید

اگر ادامهٔ بی‌پایان شما را متوقف کرده، یک مقصد کوتاه تعیین کنید: مثلاً در میزان بعد از یک میزان رابط، روی دو۴ گرد برسید. میزان رابط پیشنهادی ر۴، می۴، ر۴ و سی۳ است، هرکدام سیاه؛ سپس دو۴ گرد چهار ضرب می‌ماند. حالا آغاز موجود را به این دو میزان وصل کنید و محل ناپیوستگی را پیدا کنید. شاید تنها یک نت یا کشش نیاز به اصلاح داشته باشد.

این پایان در زمینهٔ مناسب دو ماژور می‌تواند حس رسیدن بدهد، اما به‌تنهایی نام یک کادانس کامل هارمونیک ندارد. اگر قطعه‌تان می‌خواهد باز بماند، مقصد دیگری برگزینید. کار از پایان به آغاز یک راه طراحی است، نه قانونی که همهٔ آهنگ‌سازان باید دنبال کنند. ارزشش در این است که مسئلهٔ مبهم «بعدش چه؟» را به رابطهٔ دو نقطهٔ مشخص تبدیل می‌کند.

از میان ده روش فقط دو مسیر را آزمایش کنید

برای جلسهٔ امروز، یک روشِ حفظ‌کننده و یک روشِ تغییردهنده بردارید؛ مثلاً تکرار با پایان تازه در کنار وارونگی جهت. هرکدام را در یک ادامهٔ دو یا چهارمیزانی قرار دهید، سپس یک اجرای پیوسته ضبط کنید. به شروع و پایانِ اتصال توجه کنید. اگر روش فقط جداگانه جالب است و در قطعه جا نمی‌افتد، لازم نیست آن را نگه دارید؛ می‌تواند مادهٔ تمرین دیگری باشد.

از خودتان یا مدرس سه سؤال بپرسید: چه چیزی از آغاز باقی مانده؟ چه چیز تازه‌ای شنیده می‌شود؟ این قسمت ما را به کجا می‌برد؟ آلن بلکین در آموزش ایدهٔ موسیقایی بر رابطهٔ مواد و شکل رشدشان تأکید می‌کند؛ ابزارها جای این تصمیم را نمی‌گیرند. در هنرآموز، به جای درخواست یک ادامهٔ آماده، دو مسیر خودتان را به مدرس نشان دهید و دربارهٔ همین سه سؤال بازخورد بگیرید. نتیجه می‌تواند ملودی کوتاه‌تر اما روشن‌تر، یا ادامه‌ای بلندتر با مقصد مشخص باشد.

برای مطالعهٔ بیشتر

دربارهٔ ایده‌های موسیقایی از آلن بلکین

موتیف و جمله در Open Music Theory

منابع تصاویر

1. آزمودن ایده روی ساز؛ Gabriel Barletta؛ CC0

2. صداهای دو ماژور روی کلاویه‌ها؛ Guypeter4؛ CC0

3. جهت حرکت ملودی؛ Kevin Martin؛ CC BY 4.0

4. نسبت کشش‌های دوگانی؛ Hyacinth؛ Public domain

5. نت و سکوت سیاه؛ Bastique; Leonel Sohns؛ CC BY-SA 3.0