تاریخ موسیقی

از رادیو تا پلتفرم‌ها بازاریابی چگونه شنیدن پاپ را شکل می‌دهد

استودیوی رادیوی دبلیو دبلیو او زد در نیواورلئان در سال ۲۰۰۹

موفقیت یک ترانه پاپ فقط به کیفیت ملودی یا صدای خواننده وابسته نیست.

موفقیت یک ترانه پاپ فقط به کیفیت ملودی یا صدای خواننده وابسته نیست. شنونده باید به شکلی با آن روبه‌رو شود، نام یا بخشی از آن را به خاطر بسپارد و دلیلی برای دوباره شنیدن پیدا کند. بازاریابی موسیقی با همین مسیر سروکار دارد: رساندن اثر به مخاطب و ساختن زمینه‌ای برای شناخت آن. ابزارها از رادیو و فروشگاه صفحه به نماهنگ، فهرست پخش و شبکه‌های اجتماعی تغییر کرده‌اند، اما مسئله اصلی همچنان محدود بودن توجه است. شناخت این سازوکارها کمک می‌کند محبوبیت را نه کاملاً خودجوش بدانیم و نه صرفاً محصول تبلیغات.

استودیوی رادیوی دبلیو دبلیو او زد در نیواورلئان در سال ۲۰۰۹

عکس از Infrogmation of New Orleans | صفحه اصلی عکس | CC BY-SA 4.0 | بازاندازه‌گذاری و فشرده‌سازی

محبوب بودن با در دسترس بودن یکی نیست

وجود یک ترانه در فروشگاه یا پلتفرم به معنای آن نیست که مخاطب مناسب آن را پیدا می‌کند. میان تولید اثر و شنیده‌شدن، مجموعه‌ای از انتخاب‌ها قرار دارد: چه کسی اثر را معرفی می‌کند، در کنار چه موسیقی‌هایی قرار می‌گیرد و در چه موقعیتی به گوش می‌رسد. حتی عنوان، تصویر جلد و توضیح کوتاه می‌توانند بر انتظار اولیه اثر بگذارند. این عوامل جای خود موسیقی را نمی‌گیرند، اما شرایط مواجهه با آن را تغییر می‌دهند.

همچنین باید میان تبلیغ، توزیع و رابطه پایدار با مخاطب تفاوت گذاشت. توزیع امکان دسترسی را فراهم می‌کند؛ تبلیغ توجه اولیه می‌آورد؛ و رابطه پایدار زمانی شکل می‌گیرد که شنونده داوطلبانه بازگردد. یک کارزار ممکن است در بخش اول موفق باشد اما به مخاطب وفادار نرسد. به همین دلیل، تعداد مواجهه با یک ترانه را نباید بی‌واسطه معادل علاقه عمیق یا ماندگاری فرهنگی آن گرفت.

رادیو و نقش معرفی‌کنندگان موسیقی

رادیو نمونه روشنی از اهمیت واسطه‌های شنیدن است. آلن فرید، در معرفی تالار مشاهیر راک اند رول، به عنوان چهره‌ای مؤثر در رواج ضبط‌های ریتم اند بلوز و ترویج راک اند رول شناخته می‌شود. نقش او فقط پخش صدا نبود؛ معرفی، نام‌گذاری و پیوند دادن اجرا و مخاطب نیز اهمیت داشت. این نمونه از تاریخ موسیقی محبوب نشان می‌دهد که بعضی واسطه‌ها می‌توانند به یک صدای موجود، توجهی تازه بدهند. [۱]

برنامه رادیویی برای شنونده یک زمینه مشترک می‌سازد: ترانه‌ها در زمان و ترتیبی انتخاب‌شده شنیده می‌شوند و صدای مجری میان آنها رابطه برقرار می‌کند. تکرار نیز می‌تواند یک قطعه ناآشنا را آشنا کند. اما از تکرار نمی‌توان نتیجه گرفت که همه شنوندگان به یک شکل واکنش نشان می‌دهند. کسی ممکن است قطعه را دوست بدارد، دیگری از آن خسته شود و نفر سوم تنها نامش را به خاطر بسپارد؛ بازاریابی با احتمال‌ها سروکار دارد، نه نتیجه تضمین‌شده.

از فروش یک قطعه تا شناختن نام هنرمند

در بازار موسیقی، شنونده گاهی یک ترانه را دنبال می‌کند و گاهی به نام هنرمند یا ناشر اعتماد دارد. این تفاوت مهم است: موفقیت یک تک‌آهنگ لزوماً علاقه به همه آثار خواننده نمی‌سازد. اگر تصویر معرفی‌شده از هنرمند با تجربه شنیدن آلبوم یا اجرای زنده ناسازگار باشد، توجه اولیه ممکن است ادامه پیدا نکند. هویت روشن، به معنای تکرار همیشگی یک فرمول نیست؛ به مخاطب کمک می‌کند تغییرها را در زمینه‌ای قابل فهم دنبال کند.

نمونه بری گوردی و موتاون نشان می‌دهد که تولید و معرفی موسیقی را نمی‌توان همیشه از هم جدا کرد. تالار مشاهیر، سهم گوردی را در گسترش مخاطبان موسیقی پاپ سیاه‌پوستان و شکل دادن به یک صدای متمایز برجسته می‌کند. برای تحلیل چنین موفقیتی، توجه به یک ستاره یا یک آگهی کافی نیست؛ باید رابطه انتخاب هنرمند، ترانه، صدای ضبط و راه رسیدن به شنونده را در نظر گرفت. [۲]

نماهنگ و افزوده شدن یک مسیر دیداری

نماهنگ به ترانه امکان می‌دهد علاوه بر صدا، با حرکت، داستان و تصویر نیز به یاد بماند. آرشیو ملی فیلم و صدای استرالیا در معرفی نماهنگ «فیزیکال» اولیویا نیوتن جان در سال ۱۹۸۱، بر نقش تصویر ورزشی آن در بازتعریف چهره خواننده و ارتباطش با فرهنگ عمومی تأکید می‌کند. از منظر بازاریابی، این نمونه نشان می‌دهد که یک اثر می‌تواند برای معرفی خود، چیزی بیش از اجرای ساده روبه‌دوربین در اختیار داشته باشد. [۳]

با این حال، همه موفقیت ترانه را نمی‌توان به نماهنگ نسبت داد. وقتی صدا، تصویر، پخش رسانه‌ای و شهرت قبلی هم‌زمان عمل می‌کنند، جدا کردن سهم هر کدام دشوار است. عبارت‌هایی مانند «این ویدئو به‌تنهایی آهنگ را موفق کرد» معمولاً بیش از شواهد موجود ادعا می‌کنند. بیان دقیق‌تر آن است که تصویر، یکی از مسیرهای شناخت و بازشناسی اثر را تقویت کرده است؛ مسیری که برای بعضی مخاطبان مهم‌تر از دیگران بوده است.

پلتفرم‌ها واسطه را حذف نکردند

در پخش آنلاین، شنونده می‌تواند مستقیم نام یک ترانه را جست‌وجو کند، اما همه شنیدن‌ها از جست‌وجوی آگاهانه شروع نمی‌شوند. فهرست‌های پخش و پیشنهادها همچنان در معرفی اثر نقش دارند. اسپاتیفای در توضیح رسمی خود میان فهرست‌های تحریریه‌ای، الگوریتمی، شخصی‌سازی‌شده و فهرست‌های ساخته هنرمندان تفاوت می‌گذارد. بنابراین گفتن اینکه «الگوریتم آهنگ را معروف کرد» اغلب جزئیات مهم مسیر کشف را پنهان می‌کند. [۴]

هر مسیر، نوع متفاوتی از توجه می‌آورد. شنیدن قطعه در فهرستی برای یک فعالیت روزمره ممکن است بدون توجه به نام خواننده انجام شود؛ جست‌وجوی مستقیم یک اثر، نشانه‌ای متفاوت است. این تفاوت به معنای ارزش‌گذاری اخلاقی شنوندگان نیست. از نظر تحلیل، لازم است بدانیم مخاطب چگونه به موسیقی رسیده و آیا پس از نخستین مواجهه، رابطه‌ای با هنرمند شکل گرفته است یا نه. یک عدد کلی پخش، همه این موقعیت‌ها را توضیح نمی‌دهد.

راهنمای رسمی ارسال موسیقی به دبیران فهرست پخش اسپاتیفای، صریحاً می‌گوید معرفی اثر تضمین حضور در فهرست نیست. این نکته در میان وعده‌های قطعی دیده‌شدن اهمیت دارد. وجود ابزار رسمی برای معرفی اثر، با تضمین موفقیت متفاوت است و حتی یک جای‌گیری موفق هم به‌تنهایی نتیجه بلندمدت را تعیین نمی‌کند. سیاست و امکانات پلتفرم‌ها نیز تغییر می‌کنند؛ برای اقدام عملی باید به راهنمای جاری همان سرویس رجوع کرد، نه نسخه‌ای قدیمی از یک توصیه عمومی. [۵]

داده چه چیزی را می‌گوید و چه چیزی را نه

داده می‌تواند نشان دهد توجه از کجا آمده، اما پاسخ همه پرسش‌های هنری نیست. افزایش پخش ممکن است با یک معرفی رسانه‌ای، رویداد، انتشار ویدئو یا توجه دوباره به یک اثر قدیمی هم‌زمان شود. هم‌زمانی به‌تنهایی رابطه علت و معلول را ثابت نمی‌کند. برای نسبت دادن نتیجه به یک کار مشخص، باید عوامل دیگر و تفاوت بازه‌های زمانی را هم دید. این احتیاط از تبدیل یک اتفاق موفق به نسخه‌ای قطعی برای همه هنرمندان جلوگیری می‌کند.

برای شنونده نیز شناخت بازاریابی، راهی برای شنیدن آگاهانه‌تر است. می‌توان از خود پرسید چرا این ترانه اکنون مقابل من قرار گرفته، چه انتظاری از تصویر یا معرفی آن گرفته‌ام و آیا پس از کنار گذاشتن این زمینه هم آن را دوست دارم. پاسخ لزوماً منفی نیست؛ تبلیغ خوب می‌تواند موسیقی ارزشمندی را به مخاطبش برساند. مسئله آن است که دسترسی، شهرت و کیفیت را سه مفهوم مرتبط اما متفاوت بدانیم.

تاریخ بازاریابی پاپ، تاریخ جایگزین شدن کامل یک رسانه با رسانه دیگر نیست. رادیو، اجرا، تصویر و پیشنهاد دیجیتال می‌توانند کنار هم عمل کنند. آنچه تغییر می‌کند، وزن هر مسیر و امکان مشارکت مخاطب در معرفی اثر است. محبوبیت زمانی دقیق‌تر فهمیده می‌شود که هم خلاقیت هنرمند را ببینیم، هم کار واسطه‌ها را و هم انتخاب واقعی شنونده را؛ بدون اینکه موفقیت را اتفاقی صرف یا فرمولی قابل خرید تصور کنیم.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

۱ تالار مشاهیر راک اند رول آلن فرید

۲ تالار مشاهیر راک اند رول بری گوردی

۳ آرشیو ملی فیلم و صدای استرالیا نماهنگ فیزیکال

۴ اسپاتیفای برای هنرمندان گونه‌های فهرست پخش

۵ راهنمای اسپاتیفای معرفی موسیقی به دبیران فهرست پخش

حقوق عکسCC BY-SA 4.0