پای درس بزرگان موسیقی

کری کیز؛ صدایی که نوازنده باید بشنود

کنسول Yamaha M7CL در کنار صحنهٔ جشنوارهٔ Soundwave سال ۲۰۱۰

صدایی که تماشاگر در سالن می‌شنود، همیشه همان چیزی نیست که نوازنده برای اجرای خوب لازم دارد. خواننده شاید پایان کلمات خودش را بخواهد؛ درامر شاید به خط باس نیاز بیشتری داشته باشد؛ و نوازنده‌ای دیگر از شلوغیِ بیش از حد خسته شود. کری کیز، با تجربهٔ طولانی در صدای مانیتور، از همین تفاوت شروع می‌کند. کار او ساختنِ یک میکس زیبا برای همه نیست؛ کمک به هر اجراکننده است تا در صحنه جای خودش را پیدا کند.

کیز دربارهٔ همکاری با پرل جم توضیح داده که نیازهای مانیتور اعضای گروه بسیار متفاوت بوده و میکس هر نفر با دیگری فرق داشته است. شناخت این تفاوت‌ها تنها با نگاه‌کردن به فیدرها به دست نمی‌آید. باید بدانیم موسیقی‌دان برای کوک، ریتم، بیان یا ارتباط با هم‌گروهی‌هایش به چه چیزی تکیه می‌کند. یک میکسِ متعادل از دید شنوندهٔ سالن، ممکن است برای همین کارهای عملی کافی نباشد.

بلندگوی مانیتور کنار نوازندهٔ درامز روی صحنه

عکس: Santiagojete

در همکاری با Social Distortion، مایک نس از کیز صدایی می‌خواست که حس میکسِ سالن را داشته باشد. او از این تجربه به‌عنوان درسی دربارهٔ ناکافی‌بودن یک نسخه برای همه یاد می‌کند. پس تفاوت مانیتور و صدای سالن، قانونِ «همیشه فقط خودت را بشنو» هم نیست. بعضی هنرمندان تصویر کامل‌تری می‌خواهند و برخی انتخابی‌تر می‌شنوند. مسئله، فهمیدن درخواستِ واقعی و تبدیل آن به نتیجه‌ای قابل‌استفاده است، نه تحمیل سلیقهٔ مهندس.

این رابطه به اعتماد احتیاج دارد. کیز می‌گوید کارِ طولانی با یک گروه امکان شناخت و بهترکردن تدریجی را فراهم می‌کند، اما نباید به بی‌دقتی تبدیل شود. او مرزِ تجربه‌کردن را نیز با شناخت هنرمند تعیین می‌کند. صحنه جای مناسبی برای غافلگیرکردن نوازنده با تغییر بزرگی نیست که از آن خبر ندارد. حتی پیشنهادی خوب، اگر زمان یا شیوهٔ بیانش نامناسب باشد، ممکن است تمرکز اجرا را به هم بزند.

رک کمپرسورها، اکولایزر و کراس‌اور با کابل‌ها در یک اجرای فضای باز

عکس: Mark Mozaz Wallis

بخش دیگری از درس او، آماده‌بودن برای خراب‌شدن چیزهاست. کیز برای گیرنده‌های مانیتورِ داخل گوش، نسخه‌های اصلی و یدکیِ مشخص و نام‌گذاری‌شده در نظر می‌گیرد. میکروفن یدکی هم باید آمادهٔ کار باشد، نه صرفاً موجود در جعبه. نزدیک‌بودن صدای آن به میکروفن اصلی و آماده‌بودن تنظیمات، کمک می‌کند تعویض به یک مسئلهٔ تازه تبدیل نشود. در این نگاه، پشتیبان‌داشتن یک اسم نیست؛ وضعیتی است که باید پیش از اجرا امتحان شود.

او از آزمودنِ مسیر جایگزین کنسول نیز گفته است: گروه فنی، سناریوی خرابی را اجرا کرد، زمان گرفت و مراحل را نوشت. این مثال برای یک اجرای کوچک هم معنا دارد، حتی اگر میز دوم در کار نباشد. می‌توان از پیش روشن کرد چه کسی میکروفن یدکی را می‌رساند، چه کسی با نوازنده ارتباط می‌گیرد و کدام مسیر باید بررسی شود. آرامش هنگام مشکل، تا حدی حاصل همین آماده‌سازیِ قبل از مشکل است.

در تمرین بعدی، به‌جای پرسیدنِ کلیِ «صدات خوبه؟»، بپرسید «برای دنبال‌کردن این بخش چه چیزی کم داری؟» پاسخ را برای هر نفر جدا یادداشت کنید و پس از تغییر، تأیید بگیرید. درس کیز این است که مانیتورینگ هم فنِ صداست و هم فنِ گوش‌دادن به آدم‌ها. وقتی اجراکننده احساس کند شنیده می‌شود و می‌تواند به صدای اطرافش اعتماد کند، توجهش راحت‌تر به اجرا برمی‌گردد.

منابع دیداری و شنیداری

تجربه‌های کیز

آمادگی روی صحنه

منابع تصویری

تصویر نخست، میز مانیتور در Soundwave، ۲۰۱۰ — Duncan Underwood | CC BY 2.0

تصویر دوم، مانیتور کنار درامر، ۲۰۱۶ — Santiagojete | CC BY-SA 4.0

تصویر سوم، رک صدای Peace in the Park، ۲۰۱۰ — Mark Mozaz Wallis | CC BY-SA 2.0