پای درس بزرگان موسیقی

روشن‌روان؛ تمرین هارمونی چه وقت به موسیقی تبدیل می‌شود؟

پرترهٔ کامبیز روشن‌روان در یک مراسم موسیقی

آخر صفحهٔ تمرین، همهٔ آکوردها درست به هم رسیده‌اند؛ اما وقتی آنها را می‌نوازیم، هنوز نمی‌دانیم چرا باید دوستشان داشته باشیم. این فاصله میان جوابِ درست و تجربهٔ موسیقایی، نقطهٔ خوبی برای ورود به نگاه آموزشی کامبیز روشن‌روان است. او در معرفی «هارمونی جامع کاربردی» بر هدایتِ هنرجو به سوی آهنگسازی تأکید می‌کند. پرسش فقط این نیست که چه آکوردی مجاز است؛ این هم هست که آن آکورد در موسیقی چه می‌کند و چرا باید انتخابش کنیم.

روشن‌روان توضیح می‌دهد که می‌خواسته آموزش از فرمول‌های خشک فاصله بگیرد و به عملِ موسیقی نزدیک شود. از نمونه‌های فراوان و حضورِ آثارِ آهنگسازان ایرانی در کتاب نیز سخن می‌گوید. برای او، این کتاب حاصلِ نزدیک به ده سال نگارش و تجربهٔ طولانیِ تدریس بوده است. همین پیوندِ تألیف و کلاس، سؤالِ اصلی را جدی‌تر می‌کند: هنرجو پس از دانستنِ قاعده، با آن چه خواهد کرد؟ آیا فقط نمونهٔ مشابهی را حل می‌کند یا می‌تواند انتخابِ موسیقاییِ خودش را بسازد؟

شستی‌های پیانو برای تصویر زمینه‌ای آموزش هارمونی؛ نه ساز شخصی روشن‌روان

عکس: Jcrg34

تفاوتِ مثالِ موسیقایی و جدولِ قواعد این است که در مثال، چند چیز با هم زندگی می‌کنند. آکورد را جدا نمی‌شنویم؛ پیش و پس دارد، در ریتمی حرکت می‌کند و در کنارِ ملودی قرار می‌گیرد. بنابراین دانستنِ نامِ آن، همهٔ نقشِ آن نیست. همان صدایی که بیرون از جمله آرام به نظر می‌رسد، ممکن است در مسیرِ یک قطعه منتظرِ ادامه‌اش بمانیم. آموزشِ کاربردی، گوش را به این رابطه‌ها حساس می‌کند؛ به آنچه قاعده برای توضیح‌دادنش لازم شده است.

حضورِ نمونه‌های ایرانی نیز می‌تواند فاصلهٔ ذهنیِ هنرجو با درس را کمتر کند. هارمونی دیگر فقط موضوعِ صفحه‌هایی با نام‌های دور نیست؛ راهی است برای پرسیدن از موسیقی‌ای که شاید بخشی از حافظهٔ شنیداریِ ما باشد. البته آشنا بودنِ نامِ آهنگساز به جای تحلیل نمی‌نشیند. اتفاقاً فرصت می‌دهد از علاقهٔ اولیه یک قدم جلوتر برویم: آنچه در قطعه دوست داریم، چگونه ساخته شده است؟ کدام رابطهٔ صداها به آن رنگ یا حرکت داده است؟

پارتیتور نابوکو در جایگاه نت؛ تصویر زمینه‌ای و نه صفحه‌ای از کتاب روشن‌روان

عکس: Gerarus

برای امتحانِ این نگاه، یک تمرینِ کوتاهِ بررسی‌شده را یک بار پیوسته بشنوید. این بار به‌جای توقف بر نامِ هر آکورد، دنبالِ حسِ ادامه و پایان باشید. سپس به نت برگردید و با کمکِ معلم نقطه‌ای را پیدا کنید که آن حس تغییر کرده است. این رفت‌وبرگشت، قاعده را به شنیدن وصل می‌کند. هدف آن نیست که از هر صفحه فوراً قطعه‌ای برای اجرا بسازیم؛ کافی است بفهمیم یکی از انتخاب‌های کوچکِ ما چه نتیجه‌ای دارد.

در این مسیر، خلاقیت مقابلِ انضباط قرار نمی‌گیرد. شناختِ مواد، امکانِ انتخابِ روشن‌تر را فراهم می‌کند؛ همان‌طور که داشتنِ واژه‌های بیشتر، خودبه‌خود داستان نمی‌سازد اما میدانِ بیان را بازتر می‌کند. دعوتِ روشن‌روان به آهنگسازی را می‌توان از همین اندازه جدی گرفت: صفحهٔ درست را به صدا درآوریم و از آن سؤال کنیم. وقتی بتوانیم بگوییم چرا یک پایان را نگه داشته‌ایم، تمرین دیگر فقط پاسخِ خواستهٔ کتاب نیست؛ نشانی از تصمیمِ خودِ ما هم در آن پیدا شده است.

منابع دیداری و شنیداری

هدف هارمونی کاربردی

منابع تصویری

تصویر نخست، کامبیز روشن‌روان؛ عکس: سجاد صفری / مهر | CC BY 4.0

تصویر دوم، شستی‌های پیانو؛ تصویر زمینه‌ای؛ عکس: Jcrg34 | CC BY-SA 4.0

تصویر سوم، پارتیتور نابوکو؛ تصویر زمینه‌ای؛ عکس: Gerarus | CC BY-SA 4.0