پای درس بزرگان موسیقی

جو ستریانی؛ مدهایی که باید شنید

جو ستریانی در انسخده، ۲۰۲۳

روی دستهٔ گیتار، یک شکل انگشت‌گذاری می‌تواند چند نام پیدا کند؛ همین موضوع گاهی مدها را به جدول‌هایی گیج‌کننده تبدیل می‌کند. هنرجو شکل را حفظ می‌کند، از نت دیگری شروع می‌کند و منتظر می‌ماند ناگهان موسیقی تازه‌ای بشنود. جو ستریانی در درس مکتوبش دربارهٔ نظریهٔ مدال، از این نقطه عبور می‌کند: دانستن رابطهٔ مدها با یک گام مادر مفید است، اما باید صدای فاصله‌های هر مد را هم درونی کرد.

مثال او با نت‌های دو ماژور شروع می‌شود. همین مجموعهٔ نت‌ها، با محوریت رِ، می‌تواند رِ دورین باشد. بااین‌حال ستریانی تأکید می‌کند که صرف دانستن این خویشاوندی کافی نیست. او در همان نوشته، خاطرهٔ گفت‌وگو با معلم پیانویش را نقل می‌کند: وقتی دربارهٔ لا دورین حرف می‌زد، توضیح می‌داد که تأکیدهایش با زمانی که به سل ماژور فکر می‌کند یکسان نیست. نکتهٔ آموزشی، تفاوت مرکز شنیداری و وزن نت‌هاست، نه فقط عوض‌شدن نقطهٔ شروع.

ستریانی در اجرای آپولو

عکس: Alterna2

برای روشن‌شدن موضوع، به خانه و مسیر رسیدن به آن فکر کنید. ممکن است از همان خیابان‌ها عبور کنید، اما مقصد متفاوت باشد. در موسیقی هم مجموعهٔ نت‌ها به‌تنهایی همه‌چیز را تعیین نمی‌کند؛ نتِ تکیه‌گاه، همراهی و شیوهٔ جمله‌بندی به شنونده کمک می‌کنند مرکز را بشناسد. شروع‌کردن از رِ و پایان‌دادن دوباره روی دو، بدون تثبیت مرکز تازه، لزوماً حس روشنی از رِ دورین ایجاد نمی‌کند. گوش باید چیزی بیش از نام الگو دریافت کند.

ستریانی برای پیوند این فکر با موسیقی خودش، «تایم» را مثال می‌زند؛ قطعه‌ای بر پایهٔ سی فریژین. در تمرین همراهِ درس، پیشنهاد می‌کند صدای کشیدهٔ آکورد سی۵ ضبط شود تا هنگام نواختن الگوها، نتِ پایه در گوش باقی بماند. اینجا همراهی فقط پس‌زمینه نیست؛ مرجعی شنیداری است که نسبت ملودی با مرکز را روشن می‌کند. دست روی دسته حرکت می‌کند، اما گوش چیزی ثابت برای سنجیدن فاصله‌ها دارد.

جو ستریانی و گروهش

عکس: hkos

برای هنرجو، این تفاوت میان حفظ و فهم بسیار دلگرم‌کننده است. لازم نیست تمام شکل‌های دسته را یک‌باره فتح کند. می‌تواند با محدوده‌ای کوچک کار کند و دقیق‌تر بشنود کدام نت حسِ بازگشت می‌سازد و کدام نت ادامه می‌خواهد. در چنین رویکردی، تئوری نه مانع آزادی است و نه نامی تزئینی پس از اجرا؛ به توجه جهت می‌دهد. مسئله این نیست که هنگام هر نت، اصطلاحی در ذهن تکرار کنیم؛ رابطه باید به تجربه‌ای شنیداری تبدیل شود.

امتحان کنید روی صدای ممتد رِ، جمله‌ای کوتاه با نت‌های رِ، فا، لا و سی بسازید. سپس فقط سی را با سی‌بمل عوض کنید و تفاوت درجهٔ ششم دورین و مینور طبیعی را بشنوید. دنبال برچسب احساسی همیشگی نباشید؛ همان تفاوت را با زبان خود توصیف کنید. تعداد نت‌ها و سرعت را کم نگه دارید تا اثر تغییر گم نشود. بعد ببینید آیا می‌توانید بدون نگاه به دست‌ها، دو نسخه را از هم تشخیص بدهید.

در این مسیر، انگشت‌گذاری و شنیدن دو رقیب نیستند. شکلِ آشنا حرکت دست را آسان می‌کند و گوش به همان حرکت جهت می‌دهد. ارزش یک الگو زمانی آشکار می‌شود که بتوانیم با آن جمله‌ای بسازیم، برگردیم، مکث کنیم و مقصد را به شنونده برسانیم؛ نه اینکه فقط مسیر رفت‌وبرگشت را بی‌اشتباه طی کنیم.

منابع دیداری و شنیداری

درس مدها

منابع تصویری

تصویر نخست، جو ستریانی در انسخده، ۲۰۲۳؛ عکس: JaflaumS05 | CC BY-SA 4.0

تصویر دوم، ستریانی در اجرای آپولو؛ عکس: Alterna2 | CC BY 2.0

تصویر سوم، جو ستریانی و گروهش؛ عکس: hkos | CC BY-SA 2.0