پای درس بزرگان موسیقی

حسین علیزاده و ریتمی که با عدد تمام نمی‌شود

حسین علیزاده در سمت چپ در حال نواختن ساز زهی و مجید خلج در سمت راست با تنبک، روی صحنه‌ای تاریک و فرش‌شده.

اگر هنگام شنیدن سه‌تار، ضرب را با پا نگه داریم، آیا ریتم قطعه را فهمیده‌ایم؟ این کار شروع خوبی است، اما حسین علیزاده در اجرای جشنوارهٔ لس‌آنجلس راه دیگری هم پیش پایمان می‌گذارد: دنبال‌کردن شکل جمله، نه فقط شمردن ضرب‌ها. ضبط سال ۱۹۹۳ در موزهٔ جی پل گتی، بداهه‌نوازی او در دستگاه نوا با سه‌تار و همراهی تنبک مجید خلج است. برای نزدیک‌شدن به این اجرا لازم نیست ابتدا همهٔ گوشه‌های نوا را بشناسیم؛ کافی است مدتی گوشمان را از پرسش «چندضربی است؟» آزاد کنیم.

جمله چه وقت به مقصد می‌رسد

علیزاده دربارهٔ ریتم همین اجرا نکته‌ای مطرح کرده است: الگوهای ریتمیک در موسیقی دستگاهی، مانند دستگاه‌ها، اغلب با نام شناخته می‌شوند و پیچیدگی‌شان را نمی‌توان تنها با کسر میزان توضیح داد. او از کرشمه، حزین، بسته‌نگار و زنگ شتر مثال می‌آورد. این نام‌ها قرار نیست فهرستی برای حفظ‌کردن باشند. پیشنهاد شنیداری ساده‌تر است: به‌جای آنکه فقط تعداد ضرب‌ها را پیدا کنیم، ببینیم یک عبارت چگونه راه می‌افتد، ادامه پیدا می‌کند و به پایان یا مکث می‌رسد.

در بخش «بیات کرد دو» که نمونه‌ای از آن همراه معرفی این آلبوم در دسترس است، همین پرسش را همراه خود ببریم. آیا پایان جمله را پیش از رسیدنش حدس می‌زنیم؟ چه چیزی این انتظار را می‌سازد: تکرار یک حرکت، کشیده‌شدن صدایی یا فاصله‌ای میان دو عبارت؟ لازم نیست برای هر بار شنیدن جواب ثابتی پیدا کنیم. حتی جایی که انتظارمان برآورده نمی‌شود می‌تواند شنیدنی باشد؛ آن لحظه را در ذهن نگه داریم و بار بعد ببینیم پیش از آن چه گذشته است.

شمردن و شنیدنِ جمله با هم دشمن نیستند. شمارش می‌تواند موقعیت ما را روشن کند، اما مثل شمارهٔ خانه‌هاست: نشانی می‌دهد، نه شرح تمام اتفاق‌های یک کوچه. در این بداهه‌نوازی، پرسش جذاب این است که چگونه از یک الگوی آشنا به ادامه‌ای تازه می‌رسیم. به‌جای جست‌وجوی هرچه بیشترِ نت‌ها، می‌توان دنبال نسبت یک عبارت با عبارت پیشین رفت. آیا چیزی از آن باقی مانده است که گوش بتواند بشناسد؟

سه‌تار چوبی قهوه‌ای با کاسهٔ گلابی‌شکل، دستهٔ بلند پرده‌بندی‌شده و گوشی‌ها، روی زمینهٔ روشن.

عکس: موزهٔ متروپولیتن

تنبک را از حاشیه بیرون بیاوریم

حالا توجه را برای مدتی به مجید خلج بدهیم. اگر همهٔ حواسمان به ملودی سه‌تار باشد، سهم ساز همراه را چگونه خواهیم شنید؟ این بار لحظه‌های هم‌زمانی، فاصله‌گرفتن و دوباره کنار هم قرارگرفتن دو ساز را جست‌وجو کنیم. آیا برای تشخیص پایان یک جمله بیشتر به سه‌تار تکیه می‌کنیم یا تنبک؟ این پرسش دربارهٔ همین دو نوازنده و رابطهٔ صدای آن‌هاست؛ لازم نیست پاسخ را از پیش به «تنبک فقط ضرب نگه می‌دارد» محدود کنیم.

وقتی به آغاز ضبط برمی‌گردیم، شاید عددها هنوز همان باشند، اما گوشمان چیز دیگری را دنبال کند. بخشی کوتاه را که به خاطر سپرده‌ایم دوباره بشنویم، بی‌آنکه از خودمان اجرای مشابه بخواهیم. آیا می‌توانیم مسیر جمله را با یک حرکت دست نشان بدهیم؟ اگر این حرکت با ضرب‌گرفتن پا فرق دارد، درست به پرسش آغاز نزدیک شده‌ایم: در سه‌تار علیزاده، چه چیزهایی افزون بر شمارش، به ریتم شکل می‌دهند؟

منابع دیداری و شنیداری

علیزاده در جشنوارهٔ لس‌آنجلس

آثار حسین علیزاده

منابع تصویری

تصویر نخست، علیزاده و خلج، ۲۰۱۰؛ نه اجرای لس‌آنجلس؛ عکس: Reza1615

تصویر دوم، سه‌تار سدهٔ نوزدهم؛ نه ساز علیزاده؛ عکس: موزهٔ متروپولیتن