تفاوت هیپ هاپ و آر اند بی در صدا و اجرا

ممکن است در یک قطعه، خواننده ابتدا ملودی آرامی بخواند، چند لحظه بعد وارد رپ شود و در تمام این مدت همان ضرب ادامه داشته باشد.
ممکن است در یک قطعه، خواننده ابتدا ملودی آرامی بخواند، چند لحظه بعد وارد رپ شود و در تمام این مدت همان ضرب ادامه داشته باشد. این قطعه هیپ هاپ است یا آر اند بی؟ پاسخ همیشه یکی از این دو نیست. این نامها به سنتهای تاریخی و شیوههای ساخت موسیقی اشاره میکنند، نه دو جعبه کاملاً بسته. برای تشخیص تفاوت، بهتر است به نقش صدا، سازمان ریتم و مسیر شکلگیری اثر گوش بدهیم. شباهت در سازهای الکترونیک یا همکاری یک خواننده و یک رپر، بهتنهایی هویت همه قطعه را تعیین نمیکند.
لورین هیل در اجرای سائوپائولو در سال ۲۰۰۷
عکس از Daigo Oliva from São Paulo, Brasil | صفحه اصلی عکس | CC BY-SA 2.0 | بازاندازهگذاری و فشردهسازی
دو نام با دو پیشینه متفاوت
آر اند بی کوتاهشده ریتم اند بلوز است. این عنوان در میانه سده بیستم مجموعه متنوعی از موسیقیهای عامهپسند سیاهپوستان آمریکا را دربر میگرفت. در توصیف لری استار و کریستوفر واترمن، موسیقی گروههای کوچکِ متأثر از سوئینگ، آوازهای عاشقانه، بلوز شهری و گروههای آوازی متأثر از گاسپل، زیر این چتر جا میگرفتند. بنابراین اگر آر اند بی دهه ۱۹۴۰ را فقط نسخه قدیمی یک بالاد امروزی تصور کنیم، بخش مهمی از تاریخ آن را نشنیدهایم. مهاجرت به شهرها و فعالیت شرکتهای مستقل ضبط نیز در گردش این صداها نقش داشتند. [۱]
هیپ هاپ، در مقابل، نام یک فرهنگ است که موسیقی تنها یکی از بخشهای آن به شمار میآید. دیجیگری، امسیگری یا رپ، رقص، هنر تصویری و شیوههای حضور در فضای شهری در تاریخ آن به هم پیوند خوردهاند. آرشیو دانشگاه کرنل این گستردگی را با حفظ ضبطها، عکسها، پوسترهای مهمانی و آثار هنرمندان ثبت میکند. پس مقایسه دقیق باید روشن کند که از موسیقی هیپ هاپ حرف میزنیم، نه از تمام فرهنگ آن. رپ یک شیوه اجرای کلام است؛ هیپ هاپ زمینه فرهنگی بزرگتری دارد. [۲]
صدا چگونه جمله را پیش میبرد
در بسیاری از قطعات آر اند بی، مسیر زیر و بمی صدا ستون اصلی جمله است. خواننده ممکن است یک هجا را روی چند نت بکشد، پایان جمله را تغییر دهد یا با چندصداییِ ضبطشده به ملودی پاسخ بدهد. شنونده معمولاً میتواند بخش اصلی را با زمزمه کردن به یاد بیاورد. بااینحال تحریر زیاد شرط آر اند بی بودن نیست و اجرای ساده هم میتواند در این سنت قرار بگیرد. نکته مهم این است که ملودیِ خواندهشده چگونه با هارمونی، ضرب و رنگ صدای خواننده رابطه برقرار میکند.
در رپ، جای هجاها نسبت به ضرب، محل مکث، تکیه کلمات و آرایش قافیهها اغلب نقش برجستهتری دارند. اصطلاح فلو به همین جریان زمانیِ بیان اشاره میکند. رپر میتواند جمله را زودتر از ضرب آغاز کند، از مرز میزان عبور دهد یا با سکوتِ کوتاهی انتظار بسازد. این به معنای بیملودی بودن رپ نیست؛ لحن گفتار خودش فراز و فرود دارد و بسیاری از اجراها آگاهانه میان گفتار و آواز حرکت میکنند. تفاوت، بیشتر در مرکز توجه جمله است تا حضور یا غیاب مطلق یک ویژگی.
ضرب مشترک الزاماً سبک مشترک نمیسازد
یک درام ماشین، یک خط باس تکرارشونده یا یک سمپل میتواند در هر دو گونه استفاده شود. سمپل یعنی بخشی از صدای ضبطشده که در قطعهای تازه به کار میرود؛ لوپ نیز قطعهای صوتی یا الگویی است که تکرار میشود. این ابزارها بهخودیخود برچسب سبک ندارند. اگر دو خواننده روی همان بیت اجرا کنند، یکی میتواند با جملههای آوازیِ کشیده تنش و رهایی بسازد و دیگری با تراکم هجاها و سکوتها. حتی تغییر نکردن همراهی، تفاوت روش بیان آن دو را از بین نمیبرد.
از طرف دیگر، وجود ساز زنده نشانه خروج از هیپ هاپ نیست، همانطور که تنظیم الکترونیک آر اند بی را به رپ تبدیل نمیکند. برای شنیدن بهتر، یک بار صدای خواننده را دنبال کنید و بار دیگر روی رابطه باس و درام تمرکز کنید. آیا بیت بیشتر بستری ثابت برای روایت است یا همراه با جمله آوازی تغییر میکند؟ آیا پاسخهای کوتاهِ گروهی، بخشی از گفتوگوی موسیقیاند؟ این پرسشها از شمردن سازها مفیدترند، چون درباره کاری که صداها انجام میدهند اطلاعات میدهند.
مری جی بلایژ و مرزی که جابهجا شد
آلبوم نخست مری جی بلایژ، «واتس دِ ۴۱۱» در سال ۱۹۹۲، نمونه روشنی از نزدیک شدن دو زبان است. تالار مشاهیر راک اند رول، صدای او را پیوند آواز متأثر از گاسپل با نگرش و ضربهای هیپ هاپ توصیف میکند و این آلبوم را در شکلگیری هیپ هاپ سول مهم میداند. در اینجا خوانندگی به حاشیه نرفته است؛ بیان عاطفی و شخصیت صوتی خواننده روی بستری قرار میگیرد که با فرهنگ تولید هیپ هاپ خویشاوند است. این نمونه نشان میدهد که آمیزش سبکها لزوماً به حذف تفاوتهایشان نمیانجامد. [۳]
در چنین آثاری، بهتر است به جای این سؤال که کدام برچسب دیگری را شکست داده، بپرسیم چه چیزی از هر سنت باقی مانده است. اگر بخش اصلی یک ترانه با آواز پیش میرود و مهمانِ رپر تنها یک بخش را اجرا میکند، حضور او بهتنهایی تمام اثر را رپ نمیکند. برعکس، یک قطعه رپ با ترجیعبند آوازی الزاماً آر اند بی نیست. نسبت بخشها، نقش تهیهکننده و جایگاه اثر در کارنامه هنرمند، تصویر دقیقتری میسازند.
لورین هیل وقتی آواز و رپ در یک صدا جمع میشوند
لورین هیل مثال مناسبی است برای اینکه این مرز را در خودِ اجرا بشنویم. مقاله پائولا مخیا در کتابخانه کنگره درباره آلبوم «آموزش نادرست لورین هیل» محصول ۱۹۹۸، بر پیوند رپ، آر اند بی، نئوسول و رگی تأکید میکند. هیل در یک مجموعه، هم به بیان ریتمیکِ فشرده تکیه میکند و هم به آواز ملودیک. اهمیت این نمونه در آن نیست که هنرمند را از یک دسته بیرون بیاوریم و در دسته دیگر بگذاریم؛ میتوان هر دو توانایی را در یک زبان شخصی دنبال کرد. [۴]
برای شنونده تازهکار، مقایسه بخش رپ و بخش آوازی یک اثر تلفیقی تمرین خوبی است. بدون رونویسی متن ترانه، فقط جای شروع جملهها، طول هجاهای پایانی و فاصله میان دو نفس را یادداشت کنید. سپس ببینید آیا با عوض شدن شیوه اجرا، سازبندی هم تغییر میکند یا خیر. اگر بیت ثابت مانده باشد، تفاوت روشنتر به گوش میرسد: خودِ صدا میتواند نقش تازهای بگیرد، بیآنکه موسیقی ناگهان به جهانی کاملاً جدا منتقل شود.
چند میانبر گمراهکننده را کنار بگذاریم
آر اند بی همیشه آرام و عاشقانه نیست و هیپ هاپ هم همیشه تند، خشمگین یا اعتراضی نیست. سرعت قطعه، مضمون شعر، لباس هنرمند یا تعداد کلمات، هیچکدام آزمون قطعی سبک نیستند. طبقهبندیهای فروشگاهها و پلتفرمها نیز برای یافتن موسیقی مفیدند، اما تمام پیچیدگی اثر را نشان نمیدهند. یک دستهبندی میتواند به نیاز بازار یا مخاطب هدف وابسته باشد و با آنچه در ساختار موسیقی میشنویم کاملاً یکسان نباشد. بهتر است برچسب را نقطه شروع پرسش بدانیم، نه جایگزین شنیدن.
برای آموزش یا انتخاب قطعه، ابتدا هدف را مشخص کنید: تمرین ملودی و جملهبندی آوازی، کار روی فلو و بیان کلام، یا ساخت همراهی ریتمیک. بعد نمونهای انتخاب کنید که آن مهارت را واضح نشان دهد. دانستن تفاوت آر اند بی و هیپ هاپ زمانی به کار میآید که گوش را دقیقتر کند. در قطعههای مرزی، پاسخ درست گاهی همان توضیح روشنِ رابطههاست: آواز آر اند بی، بیت متأثر از هیپ هاپ و بخشهایی که میان رپ و خوانندگی رفتوآمد میکنند.