۵ تمرین ساده برای اولین تجربه کنترپوان

پنج تمرین کوتاه و قابلسنجش برای شنیدن نت ثابت، حرکت مخالف، اصلاح پنجمهای متوالی، نت گذر و تعلیق؛ مناسب شروع کنترپوان.
برای نخستین تجربهٔ کنترپوان، لازم نیست یک فوگ بنویسید یا دو صفحه نت را همزمان بخوانید. کافی است بتوانید دو خط کوتاه را بشنوید و دربارهٔ رابطهشان تصمیم بگیرید. پنج تمرین این مقاله پنج کار متفاوت انجام میدهند: حفظ یک خط در برابر صدای ثابت، ساختن حرکت مخالف، پیداکردن وابستگی بیش از حد دو خط، جایدادن نت گذر و شنیدن آمادگی و حل یک تعلیق.
اینها تمرینهای مقدماتیاند، نه پنج نمونهٔ کامل و بینقص از کنترپوان تاریخی. بعضی عمداً آزادند تا فقط یک مسئله را آشکار کنند. اگر در کلاس کنترپوان گونهای تکلیف دارید، قواعد همان کلاس دربارهٔ آغاز، پایان، گستره و حرکتها را هم رعایت کنید. هدف اینجا این است که در پایان هر فعالیت، یک نتیجهٔ مشخص برای شنیدن و توضیحدادن داشته باشید.

یک خط نت ثابت میماند و خط دیگر حرکت میکند.
وسایل و قراردادهای مشترک
یک ساز شستیدار، نرمافزار سادهٔ نتنویسی یا دو نفر با دو ساز کافی است. اگر ساز ندارید، یک نفر میتواند نت ثابت را آرام زمزمه کند و دیگری عبارت کوتاه را بخواند. هیچ تمرینی نباید با فشار صوتی انجام شود؛ نتها را یک اکتاو جابهجا کنید تا در محدودهٔ راحت قرار گیرند. برای تمرینهای هماهنگی دو خط، جابهجایی را برای کل عبارت انجام دهید، نه تصادفی برای هر نت.
در مثالها، «دوِ وسط» همان دوِ نزدیک مرکز پیانو است. وقتی میگوییم «دوِ بم»، منظور دوِ یک اکتاو پایینتر از آن است. «سیِ زیرِ دوِ وسط» نیز نت سفید بلافاصله سمت چپ دوِ وسط است. نام نتها در جمله به ترتیب اجرا نوشته شدهاند. روی کاغذ نت موسیقی، زمان از چپ به راست پیش میرود، حتی وقتی توضیح فارسی را از راست به چپ میخوانید.
سرعت شروع را آنقدر کم انتخاب کنید که بتوانید هم ضرب را بشمارید و هم صدای بعدی را پیشبینی کنید. حدود شصت ضرب در دقیقه برای بعضی هنرجویان مناسب است، اما عدد، معیار موفقیت نیست. ضبط گوشی برای مقایسه کافی است؛ قرار نیست کیفیت استودیویی داشته باشید. پیش از هر ضبط، فقط هدف همان تمرین را با یک جمله بیان کنید.
تمرین اول یک خط متحرک در برابر نت ثابت
در چهار ضرب، دوِ بم را نگه دارید. در بالا، از «میِ بالای دوِ وسط» شروع کنید و در هر ضرب یک نت اجرا کنید: «می، فا، سل، می». نت پایین در تمام چهار ضرب ثابت میماند. بار اول فقط خط بالا را اجرا کنید؛ بار دوم صدای ثابت را اضافه کنید. اکنون بدون تغییر سرعت، به تفاوت رنگ هر نت بالایی در برابر دو گوش بدهید.
در این بافت، خط بالا حرکت میکند و خط پایین ثابت است؛ این را حرکت مایل مینامیم. صدای ثابت هنوز یک ملودی مفصل و مستقل نیست، بنابراین این تمرین کوچک را نباید با یک قطعهٔ دوصداییِ کامل یکی گرفت. ارزش آن در این است که توجه شما را از یک نت تنها به رابطهٔ دو صدای همزمان میبرد.
فا در این مثال نسبت به دوِ بم فاصلهٔ یازدهم میسازد، یعنی چهارم بهاضافهٔ یک اکتاو. در تمرین سختگیرانهٔ گونهٔ اول دوصدایی، این فاصله مجاز نیست؛ اینجا عمداً آن را میشنویم تا تغییر رابطه آشکار شود. قرار نیست اگر صدایش را دوست داشتید، تعریف فاصله عوض شود، یا اگر ناپایدار شنیدید، آن را از تمام موسیقیها حذف کنید. قاعدهٔ سبک و واکنش شنیداری دو سؤال مرتبط اما متفاوتاند.
نتیجهٔ تمرین را اینطور بسنجید: آیا میتوانید بعد از قطع ساز، خط بالا را به یاد آورید؟ آیا میتوانید توضیح دهید کدام نت نسبت به صدای ثابت متفاوتتر شنیده شد؟ اگر هنگام شنیدن نت پایین ملودی بالا را گم میکنید، عبارت را به دو نت کاهش دهید. مرحلهٔ بعد این است که نقشها را عوض کنید؛ شما نت ثابت را نگه دارید و همراهتان ملودی را اجرا کند.
تمرین دوم دو خط را در جهت مخالف حرکت دهید
سه جفت نت با کشش مساوی بسازید. خط پایین از دوِ بم به ر و سپس می بالا میرود. خط بالا از دوِ وسط به سیِ زیرِ آن و سپس سل پایین میآید. هر جفت را دو ضرب نگه دارید. ابتدا فقط خط پایین را بخوانید، سپس فقط خط بالا را؛ در پایان هر دو را همزمان اجرا کنید.

در حرکت مخالف، جهت حرکت دو خط برعکس یکدیگر است.
در این مثال، با بالارفتن یک خط، دیگری پایین میرود؛ پس حرکت مخالف داریم. فاصلهٔ آغاز اکتاو است، جفت دوم ششم و جفت سوم سوم. این چند نت، پایانبندی یک تمرین کامل گونهای را ندارند و قرار هم نیست نقش آن را بازی کنند. آنها نمونهای کوتاهاند تا هم جهت افقی را ببینید و هم رابطهٔ عمودی را بشنوید.
اکنون فقط آخرین نت خط بالا را از سل به دوِ وسط تغییر دهید. حرکت دومِ خط بالا رو به بالا میشود، در حالی که خط پایین هم بالا میرود. نسخهٔ جدید را با قبلی مقایسه کنید. لازم نیست یکی را مطلقاً زیباتر اعلام کنید؛ کافی است درست تشخیص دهید در کدام حرکت، دو خط به هم نزدیک میشوند و در کدام، جهت مشترک دارند.
برای سنجش، روی کاغذ دو پیکان برای هر انتقال بکشید و بعد با صدای ضبطشده تطبیق دهید. اگر پیکانها درستاند اما در شنیدن تفاوت مبهم است، سرعت را پایین بیاورید و یکی از خطها را بخوانید. دشوارترکردن تمرین با افزودن نتهای بیشتر لازم نیست. وقتی سه جفت روشن شد، خودتان یک جفت تازه اضافه کنید و نام فاصلهٔ آن را از معلم بپرسید یا روی کلاویهها بررسی کنید.
تمرین سوم یک خط بیش از اندازه وابسته را اصلاح کنید
چهار نت برای خط پایین انتخاب کنید: دوِ بم، ر، می و دوباره دوِ بم. در خط بالا، بهترتیب سل، لا، سی و سل را در همان اکتاوِ زیر دوِ وسط اجرا کنید. هر نت دو ضرب طول بکشد. فاصلهٔ دو خط در همهٔ جفتها پنجم درست است. صدای حاصل ممکن است برای شما آشنا یا حتی خوشایند باشد، اما حرکت دو خط بسیار وابسته است.

حرکت موازی، جهت و اندازهٔ فاصلهٔ دو خط را به هم پیوند میدهد.
اگر هدف تمرین، استقلال ملودیک در قرارداد کنترپوان گونهای باشد، این پنجمهای متوالی باید اصلاح شوند. فقط دو نت میانی خط بالا را تغییر دهید: بهجای لا و سی، «فا و سل» بگذارید. حال فاصلهها بهترتیب پنجم، سوم، سوم و پنجماند. خط بالا را جداگانه هم بشنوید؛ اصلاح یک رابطهٔ عمودی نباید بهانهای برای نادیدهگرفتن مسیر ملودی باشد.
این اصلاح هنوز یک تمرین کامل گونهٔ اول نیست؛ بهویژه پایان آن با پنجم، پایان استانداردِ تمرین رایج روی تونیک نیست. عمداً مسئله را به مقایسهٔ پنجمهای متوالی و جایگزینی آنها محدود کردهایم. بعداً میتوانید با کمک معلم آغاز و پایان مناسب و قوس کاملتری برای ملودی بسازید.
دو نسخه را با نام «الف» و «ب» ضبط کنید و یک بار بدون دیدن نت گوش دهید. آیا میتوانید نسخهٔ دارای پنجمهای متوالی را تشخیص دهید؟ سپس توضیح دهید دقیقاً کدام دو نت تغییر کردند. در موسیقی پاپ یا راک، حرکت موازی میتواند انتخابی مطلوب باشد؛ این تمرین قرار نیست آن صدا را بدنام کند. موضوع، توان انتخاب میان همراهیِ موازی و رابطهای مستقلتر است.
تمرین چهارم یک نت گذر را در جای ضعیف قرار دهید
چهار ضرب بشمارید. در پایین، دوِ بم را هر چهار ضرب نگه دارید. در بالا، «میِ بالای دوِ وسط» را روی ضرب اول، «فا» را روی ضرب دوم و «سل» را روی ضرب سوم بزنید؛ سل تا پایان ضرب چهارم کشیده بماند. می و فا هر کدام یک ضرباند و سل دو ضرب. در این چارچوب، فا میان دو تکیهگاه قرار گرفته و پلهای در همان جهت حرکت میکند.

نمونهٔ تاریخیترِ دو نت در برابر یک نت؛ تمرین متن نسخهای ساده برای شنیدن نت گذر است.
این نمونه از ایدهٔ نت گذر استفاده میکند، اما تقسیم زمانیاش را برای شنیدنِ مبتدی ساده کردهایم؛ برای تکلیف دقیق گونهٔ دوم باید نسبت دو نت در برابر یک نت را با خط ثابتِ متحرک تنظیم کنید. تصویر نمونهٔ گونهٔ دوم نشان میدهد این ایده چگونه در یک تمرین منظمتر جای میگیرد. در هر دو حالت، شنیدنِ ورود و خروج نت مهمتر از حفظ یک برچسب است.
اکنون یک نسخهٔ مقایسه بسازید: فا را دو ضرب نگه دارید، می را یک ضرب و سل را نیز یک ضرب اجرا کنید تا مجموعِ الگو همچنان چهار ضرب بماند. توجه کنید که با برجستهترشدن زمانیِ فا، رابطهٔ آن با صدای پایین چطور عوض میشود. صرفِ اینکه فا میان می و سل قرار دارد، همهٔ تفاوتهای وزن و کشش را بیاهمیت نمیکند. در یک سبک مشخص، زمان قرارگرفتن ناهماهنگی بخشی از تعریف رفتار مجاز آن است.
معیار موفقیت این است که بتوانید سه چیز را نشان دهید: نتِ پیش از گذر، خودِ گذر و نتِ پس از آن. همچنین باید بتوانید مسیر پلهای را بخوانید. اگر بهجای می، فا، سل از می به فا بروید و بعد به دو بپرید، دیگر همان گذرِ پلهای را ندارید. برای مرحلهٔ بعد، از سل به می برگردید و فا را بهصورت گذرِ نزولی میان آنها قرار دهید.
تمرین پنجم یک تعلیق را در سه مرحله بشنوید
دو جفت آماده کنید: نخست فا در بخش پایین و دوِ وسط در بخش بالا؛ سپس سل در پایین، در حالی که دوِ وسط همچنان نگه داشته شده است. در مرحلهٔ سوم، نت بالایی را یک نیمپرده پایین بیاورید و سیِ زیر دوِ وسط را اجرا کنید. فا و سلِ پایین باید در اکتاو بم باشند تا ترتیب پایین و بالا حفظ شود.

نتِ نگهداشتهشده با تغییر بخش پایین ناهماهنگ میشود و سپس حل میشود.
برای زمانبندی، یک میزان چهارضربی را با فا در پایین و دو در بالا تمام کنید. با آغاز میزان بعد، پایین به سل برود و بالا همان دو را بدون حملهٔ دوباره نگه دارد. روی ضرب سومِ میزان دوم، دوِ بالا به سی حل شود. این نسخهٔ آهسته، آمادهسازی، تعلیق و حل را جدا و قابلشنیدن میکند. آنچه در میانه رخ میدهد، تعلیق چهار به سه است.
یک بار نت دو را در شروع میزان دوم دوباره بزنید و یک بار آن را از قبل نگه دارید. اختلاف دو اجرا را مقایسه کنید. هر صدای ناهماهنگِ تازه الزاماً تعلیقِ آمادهشده نیست؛ تداوم نت از مرحلهٔ قبل بخشی از موضوع است. سپس حل را حذف کنید و اثر ناتمامماندن را بشنوید. این مقایسه برای شناخت نقش حل است، نه اثبات اینکه در همهٔ سبکها باید هر تنشی فوراً حل شود.
نتیجهٔ موفق، توان نامبردن سه مرحله و اجرای آنها با زمانبندی روشن است. اگر دو ساز ندارید، معلم یا نرمافزار میتواند خط پایین را اجرا کند و شما صدای بالا را بخوانید. مراقب باشید نفس را با فشار نگه ندارید؛ میتوانید سرعت یا کششها را متناسب با توان خواندن تغییر دهید و رابطهٔ زمانی را حفظ کنید.
چطور این پنج تمرین را به برنامهٔ واقعی تبدیل کنیم
لازم نیست هر پنج فعالیت را در یک نشست انجام دهید. روز اول دو تمرین اول، روز بعد تشخیص و اصلاح پنجمها و روز سوم گذر و تعلیق را امتحان کنید. این تقسیم پیشنهادی است. اگر هنوز در حفظ ضرب مشکل دارید، همان تمرین را کوتاهتر کنید و پیش از افزودن خط دوم، ریتم هر خط را بهتنهایی بزنید.
برای هر فعالیت یک یادداشت سهجملهای کافی است: «چه ساختم؟ کدام تغییر را شنیدم؟ دفعهٔ بعد چه چیزی را بررسی میکنم؟» مثلاً بنویسید «در تعلیق، دو را از میزان قبل نگه داشتم؛ وقتی به سی رسید، رابطه عوض شد؛ دفعهٔ بعد ورود سلِ پایین را دقیقتر میکنم». چنین یادداشتی از امتیاز کلی «خوب یا بد» اطلاعات بیشتری برای تمرین بعد میدهد.
معلم بهتر است ابتدا اجرای هدف تمرین را بررسی کند، سپس اصطلاحها را تثبیت کند. خانواده نیز میتواند دو نسخهٔ ضبطشده را پخش کند و از هنرجو بخواهد تغییر را توضیح دهد؛ نیازی به داوری دربارهٔ استعداد نیست. اگر میخواهید از این تجربههای کوتاه به نوشتن دوصدایی برسید، در هنرآموز یک تمرین متناسب با نتخوانی و سازتان انتخاب کنید و نسخهٔ اول و اصلاحشده را برای بازخورد همراه ببرید.
برای مطالعه بیشتر
منابع تصاویر
1. حرکت مایل؛ Memoryboy؛ منبع تصویر؛ مالکیت عمومی
2. حرکت مخالف؛ Memoryboy؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0
3. حرکت موازی؛ Memoryboy؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0
4. نمونهٔ گونهٔ دوم؛ Antandrus؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0
5. تعلیق چهار به سه؛ Trumpetrep؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 4.0