کنترپوان گونهای چیست و چرا آهنگسازان با آن تمرین میکنند؟

کنترپوان گونهای را با پنج مرحله، مثالهای شنیداری ساده، نقش خط ثابت و شیوهٔ بررسی تمرین بشناسید؛ راهنمای هنرجو، معلم و خانواده.
کنترپوان گونهای یک روش مرحلهبهمرحله برای تمرین نوشتن چند خط ملودی است. در آغاز، آزادی آهنگساز عمداً محدود میشود: یک ملودی آماده داریم و باید خط دیگری کنار آن بسازیم؛ سپس بهتدریج ریتم، نتهای ناهماهنگ و تعلیق وارد تمرین میشوند. فایدهٔ این محدودیت آن است که میتوانیم بفهمیم مشکل دقیقاً کجاست. آیا خود ملودی بد حرکت میکند، دو خط بیش از اندازه به هم شبیه شدهاند، یا یک ناهماهنگی بدون آمادگی و حل باقی مانده است؟
این روش با کل دانش کنترپوان یکسان نیست. کنترپوان در معنای گسترده، رابطهٔ خطهای همزمان را بررسی میکند؛ روش گونهای یکی از راههای آموزشی آن است. تمام آهنگسازان از همین مسیر آموزش ندیدهاند و رعایت همهٔ قواعد آن برای تمام سبکها لازم نیست. اما تمرینهای کوتاه و قابلشنیدن آن میتواند نگاه هنرجو را از چیدن آکوردها به دنبالکردن حرکت هر صدا تغییر دهد.

در گونهٔ اول، همزمانی نتها بررسی رابطهٔ دو خط را سادهتر میکند.
یک روش تاریخی با هدف آموزشی مشخص
صورت مشهور این آموزش با کتاب «گرادوس آد پارناسوم» یوهان یوزف فوکس در سال ۱۷۲۵ پیوند دارد. فوکس سنتی قدیمیتر را صورتبندی کرد و نوشتن چندصدایی را با الگویی آرمانی از موسیقی آوازی دورهٔ رنسانس آموزش داد. بنابراین نباید تمرینهای او را نسخهبرداری دقیق از تمام آثار یک آهنگساز تاریخی یا قانون طبیعی همهٔ موسیقیها دانست.
در کلاسهای امروز نیز جزئیات یکسان نیست. ممکن است یک کتاب در آغاز تمرین سکوت بپذیرد، دربارهٔ دامنهٔ ملودی سختگیرتر باشد، یا برخی رفتارهای گونهٔ سوم را دیرتر معرفی کند. این اختلافها الزاماً نشانهٔ غلطبودن یک استاد نیست. مهم است بدانیم در هر تکلیف کدام قرارداد را تمرین میکنیم و آن قرارداد قرار است چه چیزی را شنیدنی کند.
«گونه» در اینجا به نوع ساز یا ژانر اشاره ندارد؛ بیشتر نسبت زمانی خط تازه با خط ثابت و شیوهٔ برخورد با ناهماهنگی را مشخص میکند. پنج گونه مثل پنج موسیقی کاملاً جدا نیستند. هر کدام بخشی از مسئله را برجسته میکند تا در مرحلهٔ بعد بتوانیم همان توجه را در بافتی آزادتر نگه داریم.
خط ثابت چه نقشی دارد
«کانتوس فیرموس» یعنی خط ثابت یا ملودی پایه. در تمرین مقدماتی، معمولاً از نتهای همکشش و حرکتهای نسبتاً روان ساخته میشود. شما آن را تغییر نمیدهید و خط دوم را بالا یا پایینش مینویسید. ثابتماندن یک طرف مسئله کمک میکند نتیجهٔ تصمیم خود را بشنوید؛ درست مثل وقتی که برای مقایسهٔ دو اجرا، سرعت را ثابت نگه میدارید.
پیش از افزودن خط دوم، ملودی پایه را بخوانید. محل شروع، نقطهٔ اوج و پایانش را پیدا کنید. اگر برای خواندن آن مرتب به ساز وابسته میشوید، هنوز تصویر شنیداری روشنی ندارید. لازم نیست صدای حرفهای داشته باشید؛ اجرای آرام در گسترهای راحت یا زمزمه برای این بررسی کافی است. خواندن نباید با فشار یا تلاش برای رسیدن به صدایی خارج از توان شما همراه شود.
برای اولین تمرین، خط پایهٔ کوتاهی از معلم بگیرید. نوشتن همزمان دو خط از صفر، تشخیص علت مشکل را دشوار میکند. هشت تا ده نت غالباً برای یک تکلیف آموزشی کافی است؛ ارزش تمرین به طول آن نیست. باید بتوانید توضیح دهید چرا نت سوم را انتخاب کردهاید و چرا پایان جمله به همان شکل تمام میشود.
گونهٔ اول شنیدن رابطهٔ نت با نت
در گونهٔ اول به ازای هر نت خط ثابت، یک نت در خط تازه میآید. چون ریتم دو خط تقریباً مسئلهٔ تازهای ایجاد نمیکند، توجه روی شکل ملودی و فاصلههای همزمان قرار میگیرد. در چارچوب رایج دوصدایی، سومها و ششمها، همراه با پنجم درست و اکتاو در جای مناسب، مصالح اصلیاند. چهارم درست نسبت به صدای پایین در این تمرین ناهماهنگ محسوب میشود؛ واژهٔ «درست» بهتنهایی به معنای مجازبودن در هر جای بافت نیست.
یک مقایسهٔ کوچک انجام دهید. ابتدا دو نت «دو» و «سل» را همزمان بنوازید؛ سپس هر دو را یک پله بالا ببرید و «ر» و «لا» را بزنید. دو پنجم درست پشت سر هم دارید. حال در جفت دوم، «لا» را به «سی» تغییر دهید. رابطهٔ عمودی عوض میشود و خط بالا دیگر دقیقاً همراه خط پایین جابهجا نمیشود. این آزمایش کوتاه تمرین کامل گونهٔ اول نیست، اما تفاوت دو تصمیم را روشن میکند.
در ارزیابی، فقط فاصلهها را نشمارید. خط اضافهشده را تنها بخوانید: آیا حرکتش قابلدنبالکردن است یا فقط برای درستشدن ستونهای عمودی ساخته شده؟ سپس هر دو خط را بشنوید. در این روش از پنجمها و اکتاوهای متوالی پرهیز میشود، ولی ممنوعیت آموزشی آنها به این معنا نیست که استفادهٔ هدفمندشان در راک، موسیقی ارکسترال یا سبک دیگری همیشه خطاست.
گونهٔ دوم دو حرکت در برابر یک نت
در گونهٔ دوم معمولاً دو نت در برابر هر نت خط ثابت نوشته میشود. اکنون جای زمانی نت اهمیت تازهای پیدا میکند. ضرب قوی و ضعیف یک نقش ندارند و بعضی ناهماهنگیها میتوانند بهصورت نت گذر روی بخش ضعیف ظاهر شوند. نت گذر با حرکت پلهای وارد میشود و در همان جهت پلهای ادامه پیدا میکند؛ هر نت «خارج» را نمیتوان صرفاً گذر نامید.
یک نت «دو» را در بخش پایین نگه دارید و در بالا «می، فا، سل» را آرام اجرا کنید. «فا» بین دو نت دیگر قرار دارد و نسبت به «دو» فاصلهٔ چهارم میسازد. اگر زمانبندی را طوری انتخاب کنید که «می» و «سل» تکیهگاه باشند، حرکت گذری روشنتر شنیده میشود. برای تبدیل این آزمایش به تکلیف گونهٔ دوم، باید کششها و تعویض نتهای خط پایه را دقیقاً مطابق الگوی کلاس تنظیم کنید.

در گونهٔ دوم، خط پرتحرکتر معمولاً دو نت در برابر هر نت خط ثابت دارد.
نتیجهٔ قابلمشاهده این نیست که «گوشم بهتر شد». نتیجه این است که میتوانید نت ناهماهنگ را نشان دهید، جای آن را در ضرب توضیح دهید و ورود و خروج پلهایاش را بخوانید. اگر این سه کار هنوز مستقل از ساز ممکن نیست، اضافهکردن سرعت یا میزانهای بیشتر معمولاً کمک چندانی نمیکند.
گونهٔ سوم حرکت بیشتر با مسئولیت بیشتر
در گونهٔ سوم الگوی متداول چهار نت در برابر یک نت است. فضای بیشتری برای حرکت پلهای، نتهای گذر و شکلدادن قوس ملودی دارید. در عوض، امکان پنهانکردن یک جهش نامناسب یا ناهماهنگی بیمنطق هم بیشتر میشود. تندترشدن سطح موسیقی به معنای آزادشدن همهٔ نتها نیست.

در گونهٔ سوم، افزایش تعداد نتها نیاز به بررسی دقیق مسیر هر خط را بیشتر میکند.
برای شروع، بهجای نوشتن یک صفحه، فقط یک میزان را کامل کنید. تکیهگاههای هماهنگ را پیدا کنید و ببینید نتهای میان آنها چگونه عبور میکنند. سپس با سرعتی بخوانید که هر نت شنیده شود. برخی منابع در این گونه شکلهای ویژهای مانند نتهای همسایه یا الگوهای مشخصِ حرکت میان ناهماهنگیها را میپذیرند؛ قبل از استفاده، نمونه و شرط دقیق همان کتاب را بررسی کنید.
یک خودآزمایی مفید این است که نتهای میانی را موقتاً حذف کنید و فقط تکیهگاهها را بنوازید. بعد نتها را برگردانید. آیا تزئینها مسیر را روشنتر کردهاند یا جهت جمله را گم کردهاید؟ این کار جای بررسی همهٔ فاصلهها را نمیگیرد، اما از تبدیل تمرین به ردیفی از نتهای بیهدف جلوگیری میکند.
گونهٔ چهارم انتظار با تعلیق
در گونهٔ چهارم، کشیدهشدن یک نت از بخش ضعیف به بخش قوی بعدی مسئلهٔ اصلی است. نت ممکن است ابتدا هماهنگ باشد، با تغییر خط مقابل ناهماهنگ شود و سپس با حرکت مناسب حل شود. این سه مرحله را «آمادهسازی، تعلیق و حل» مینامیم. هر نت کشیده یا هر سنکوپ الزاماً تعلیق نیست.

اتصال نتها در گونهٔ چهارم، رابطهٔ آمادگی و حل را قابلدیدن میکند.
برای شنیدن نمونهٔ ساده، ابتدا در پایین «فا» و در بالا «دو» را بگیرید. نت بالایی را نگه دارید و نت پایین را به «سل» تغییر دهید؛ سپس صدای بالا را از «دو» به «سی» پایین بیاورید. در مرحلهٔ میانی، «دو» نسبت به «سل» چهارم است و با رفتن به «سی» به سوم میرسد. اکتاوها را طوری انتخاب کنید که صدای بالا واقعاً بالاتر بماند. این نمونه، سازوکار تعلیق چهار به سه را نشان میدهد؛ نسخهٔ ریتمیک تکلیف را با معلم تنظیم کنید.
اگر فقط جفت ناهماهنگ را بزنید، بخش مهمی از تجربه از دست میرود. اثر تعلیق به آنچه پیش از آن شنیدهایم و آنچه پس از آن میآید وابسته است. تمرین این گونه به هنرجو یاد میدهد یک لحظهٔ موسیقی را جدا از زمان قضاوت نکند.
گونهٔ پنجم ترکیب بدون شلوغکاری
گونهٔ پنجم یا کنترپوان آراسته، ترکیبی از امکانات پیشین است. نتهای بلند و کوتاه، گذرها و تعلیقها میتوانند کنار هم قرار گیرند؛ با این شرط که خط تازه همچنان یک ملودی قابلاجرا باشد. هدف، استفاده از همهٔ فنون در هر میزان نیست. گاهی یک نت بلند بعد از چند حرکت کوتاه، جمله را واضحتر میکند.

گونهٔ پنجم کششها و حرکتهای آموختهشده را ترکیب میکند.
برای آغاز، یک تمرین کوتاهِ قبلاً اصلاحشده را انتخاب کنید و فقط دو جای آن را تغییر دهید: در یک نقطه حرکت گذری بیفزایید و در نقطهای دیگر نت را طولانیتر کنید. هر بار نتیجه را ضبط کنید. اگر دیگر نمیتوانید شکل خط اصلی را زمزمه کنید، احتمال دارد تزئینها زودتر از نیاز موسیقی اضافه شده باشند. سادهکردن، بخشی از آهنگسازی است.
این محدودیتها چه چیزی را تمرین میدهند
هنرجو در این مسیر دو نوع شنیدن را کنار هم قرار میدهد: حرکت افقی هر خط و رابطهٔ عمودی صداها. ممکن است ملودیای بهتنهایی روان باشد، اما کنار خط دیگر مشکل پیدا کند. ممکن است همهٔ فاصلههای همزمان مجاز باشند، اما خط تازه بیشکل و دشوارخوان شود. تمرین گونهای شما را وادار میکند هر دو سؤال را بپرسید.
فایدهٔ دیگر، بازنویسی با دلیل مشخص است. بهجای «این قسمت خوب نیست» میتوانید بگویید «هر دو خط در یک جهت به اکتاو رسیدهاند» یا «این ناهماهنگی پلهای حل نشده است». این زبان دقیق، گفتوگو با معلم را مؤثرتر میکند. البته گذراندن چند تمرین بهتنهایی تضمینکنندهٔ آهنگسازی خلاق، تنظیم حرفهای یا شنیدن همهٔ صداهای یک فوگ نیست؛ آن مهارتها تمرینهای ویژهٔ خود را نیز میخواهند.
یک جلسهٔ کوتاه و قابلسنجش
برای یک جلسهٔ حدود پانزدهدقیقهای، ابتدا دو دقیقه خط ثابت را بخوانید. پنج دقیقه برای چهار تا شش نت خط تازه وقت بگذارید. سپس فاصلههای همزمان و مسیر هر خط را جداگانه بررسی کنید. در پایان، یک نسخهٔ اول و یک نسخهٔ اصلاحشده را ضبط کنید و تفاوت تصمیمها را با یک جمله بنویسید. زمانها پیشنهادیاند؛ اگر بررسی دقیق زمان بیشتری لازم دارد، تعداد نتها را کم کنید.
معلم بهتر است در شروع، همهٔ خطاها را با یک وزن اصلاح نکند. ابتدا یک هدف روشن انتخاب کند: مثلاً پایان درست یا پرهیز از پنجمهای متوالی. خانواده نیز لازم نیست نقش داور قواعد را بگیرد. کمک مفید این است که هنرجو فرصت شنیدن دوباره و توضیح انتخاب خود را داشته باشد. پرسش «کدام دو نت را عوض کردی و چه شنیدی؟» از درخواست اجرای سریعتر آموزندهتر است.
اگر میخواهید این تمرینها را با بازخورد پیش ببرید، در هنرآموز دربارهٔ آموزش کنترپوان متناسب با سطح نتخوانی و هدفتان پرسوجو کنید. بهترین نقطهٔ شروع، تکلیفی است که بتوانید آن را بخوانید، بشنوید و اصلاح کنید؛ نه صفحهای پیچیده که فقط از نظر ظاهری شبیه موسیقی جدی باشد.
برای مطالعه بیشتر
منابع تصاویر
1. نمونهٔ کنترپوان گونهٔ اول؛ Antandrus؛ منبع تصویر؛ مالکیت عمومی
2. نمونهٔ کنترپوان گونهٔ دوم؛ Antandrus؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0
3. نمونهٔ کنترپوان گونهٔ سوم؛ Antandrus؛ منبع تصویر؛ مالکیت عمومی
4. نمونهٔ کنترپوان گونهٔ چهارم؛ Antandrus؛ منبع تصویر؛ مالکیت عمومی
5. نمونهٔ کنترپوان گونهٔ پنجم؛ Antandrus؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0