مبانی نظری

چرا یادگیری کنترپوان حتی به تنظیم موسیقی پاپ کمک می‌کند؟

نت‌های دو، می و سل در سه‌صدایی دو ماژور

با مثال‌های چهارمیزانی، پاسخ ساز به آواز، حرکت مخالف، نت مشترک و تعلیق را در تنظیم پاپ تمرین کنید و تداخل خط‌ها را کاهش دهید.

در یک تنظیم پاپ، مشکل همیشه کمبود آکورد یا صدای تازه نیست. گاهی خواننده، گیتار، پیانو و خط باس همگی در یک لحظه حرف می‌زنند و هیچ‌کدام خوب شنیده نمی‌شوند. نگاه کنترپوانی کمک می‌کند نقش هر خط را در طول زمان بررسی کنیم: کجا حرکت کند، کجا سکوت داشته باشد، چه چیزی را پاسخ بدهد و هنگام تغییر آکورد چگونه ادامه پیدا کند.

این کمک به معنای الزام به نوشتن پاپ طبق قواعد سخت‌گیرانهٔ کنترپوان رنسانس نیست. حرکت موازی، دوبلهٔ اکتاو، نت پدال و حتی برخوردهای خشن می‌توانند جزئی از زبان یک تنظیم باشند. آنچه از تمرین کنترپوان به کار تنظیم می‌آید، عادتِ شنیدن رابطهٔ خط‌ها و بازنویسی آنهاست. استفادهٔ عملی از این عادت، به تمرین با ترانه، سازبندی، ریتم و اجرای واقعی هم نیاز دارد.

آکورد درست هنوز خط خوب نمی‌سازد

فرض کنید آکورد دو ماژور داریم؛ نت‌های اصلی آن دو، می و سل‌اند. اگر هر ساز آزادانه فقط همین سه نت را بزند، از نظر انتخاب نت‌های آکوردی اشتباه آشکاری رخ نداده است. با این حال، ممکن است همهٔ سازها در یک محدوده و با یک ریتم ازدحام کنند. در چنین حالتی، مسئله را با افزودن نام آکورد جدید حل نکرده‌ایم؛ باید رابطهٔ حرکت‌ها را عوض کنیم.

نت‌های دو، می و سل در سه‌صدایی دو ماژور

دانستن اعضای آکورد، فقط نقطهٔ شروع برای نوشتن حرکت هر خط است.

همچنین ممکن است یک خط گیتار در هر میزان فقط از نت‌های آکورد استفاده کند، اما با تغییر آکورد از جایی به جای دیگر بپرد و شکلش گم شود. پرسش کنترپوانی این است: اگر خواننده و درام را برای لحظه‌ای خاموش کنم، آیا این خط خودش جمله‌ای دارد؟ سپس باید سؤال دوم را بپرسیم: وقتی همه بازمی‌گردند، آیا همان جمله به نقش اصلی ترانه کمک می‌کند؟

جواب همیشه افزودن استقلال بیشتر نیست. یک همخوانیِ موازی ممکن است دقیقاً همان انسجامی را بسازد که ترجیع‌بند لازم دارد. تفاوت در این است که به‌جای اتفاقی‌بودن رابطه‌ها، آگاهانه انتخاب می‌کنیم کدام بخش یک صدا را تقویت کند و کدام بخش گفت‌وگویی تازه بسازد.

نمونهٔ اول پاسخ کوتاه میان جمله‌های خواننده

یک طرح آموزشی چهارمیزانی در دو ماژور بسازید. میزان‌ها چهارضربی باشند و در هر میزان یک آکورد بماند: ابتدا دو ماژور، سپس لا مینور، بعد فا ماژور و در پایان سل ماژور. در خط اصلی، برای هر میزان دو نت سیاه روی ضرب‌های اول و دوم بنویسید و ضرب‌های سوم و چهارم را سکوت بگذارید. نت‌ها به‌ترتیب چنین باشند: میزان اول می و سل، دوم می و لا، سوم فا و لا، چهارم سل و سی.

همهٔ نت‌های خط اصلی را در محدوده‌ای راحت بالای دوِ وسط قرار دهید. این طرح عمداً ساده و کوتاه است؛ قرار نیست نمونهٔ یک ملودی کامل پاپ باشد. هدف این است که جای پاسخ را پیش از انتخاب صدای ساز ببینیم. یک گیتار، پیانو یا ساز مجازی می‌تواند این نقش را بگیرد.

برای خط پاسخ، در ضرب‌های سوم و چهارم هر میزان دو نت سیاه بگذارید: در میزان دو ماژور «سل و می»، در لا مینور «می و دو»، در فا ماژور «لا و فا» و در سل ماژور «ر و سی». آنها را ابتدا یک اکتاو پایین‌تر از محدودهٔ خط اصلی امتحان کنید. تمام این نت‌ها عضو آکورد همان میزان‌اند. نخست با صدای سادهٔ پیانو بشنوید تا رنگ جذاب ساز، ضعف جمله را پنهان نکند.

اکنون دو نسخه مقایسه کنید. در نسخهٔ اول، پاسخ‌ها در همان سکوت‌های خط اصلی‌اند. در نسخهٔ دوم، آنها را دو ضرب جلو بکشید تا با نت‌های خواننده هم‌زمان شوند. نسخهٔ دوم الزاماً ممنوع نیست، اما کارکردش تغییر می‌کند: دیگر پاسخِ میان جمله‌ها نیست. بشنوید در کدام نسخه می‌توانید خط اصلی را راحت‌تر به یاد بیاورید و آیا برای هر دو نقش، فضای کافی وجود دارد.

سکوت بخش اصلیِ نوشتن خط مقابل است

یک خط مقابل یا «کانترملودی» لازم نیست تمام زمان اجرا شود. ممکن است فقط آخر جملهٔ خواننده ظاهر شود یا هر دو میزان یک بار پاسخ بدهد. اگر در طرح چهارمیزانی بالا، پاسخ میزان سوم را حذف کنید، بازگشت پاسخ در میزان چهارم می‌تواند مشخص‌تر شود. این تصمیم ساده، بدون افزودن هیچ نت یا افزونه‌ای، تراکم تنظیم را تغییر می‌دهد.

یکی از خطاهای رایج این است که در هر شکاف کوچکِ آواز یک پاساژ بگذاریم. سکوت کوتاه خواننده گاهی بخشی از بیان کلام و انتظار جملهٔ بعد است. پیش از پرکردن آن، نسخهٔ خالی و نسخهٔ دارای پاسخ را پشت سر هم گوش دهید. اگر کلمهٔ مهم بعدی ضعیف‌تر شده، احتمال دارد خط مقابل دیر تمام شده باشد یا بیش از حد توجه گرفته باشد.

برای سنجش، از شنونده بخواهید بعد از یک بار پخش، ملودی اصلی را زمزمه کند و جای پاسخ ساز را نشان دهد. لازم نیست پاسخ او علمی یا دارای اصطلاح باشد. اگر فقط ساز فرعی در خاطرش مانده، می‌توانید طول، محدوده یا تعداد ورودهای خط مقابل را بازبینی کنید. این یک روش بازخورد عملی است، نه آزمون قطعیِ کیفیت ترانه.

نمونهٔ دوم حرکت مخالف برای بازکردن فضای دو خط

در دو ضرب متوالی، فرض کنید آواز از «می» به «سل» بالا می‌رود. برای یک خط پایین‌تر، دو انتخاب ساده داریم: از «دو» به «می» بالا برویم، یا از «دو» به «سیِ پایین‌تر» پایین بیاییم. انتخاب دوم جهت مخالفِ آواز دارد. در زمینهٔ آکورد دو ماژور سپس سل ماژور، نت سی می‌تواند سومِ آکورد سل باشد؛ اما جای واقعی آن را باید با سایر صداها و باس نیز بشنویم.

دو خط نت که یکی بالا می‌رود و دیگری پایین می‌آید

حرکت مخالف یکی از انتخاب‌های نوشتن رابطهٔ دو خط است؛ کاربرد آن به جمله بستگی دارد.

حرکت مخالف می‌تواند دو مسیر را روشن‌تر کند، ولی نباید آن را نسخهٔ همیشگیِ تنظیم شفاف دانست. اگر خط پایین برای مخالف‌رفتن مجبور شود جهش‌های نامأنوس کند، شاید یک نت ثابت یا حتی سکوت بهتر باشد. استقلال ملودیک از چند عامل می‌آید؛ جهت حرکت فقط یکی از آنهاست.

همین دو ضرب را سه بار بسازید: یک بار با حرکت هم‌جهت، یک بار مخالف و یک بار با نگه‌داشتن نت پایین. شدت و ساز را ثابت نگه دارید تا مقایسهٔ شنیداری بیشتر به حرکت مربوط باشد. در پایان، بنویسید کدام نسخه برای هدف این بخش مناسب‌تر است: تقویت یک جملهٔ مشترک، ساختن گفت‌وگو یا آرام‌کردن حرکت زیرِ آواز.

نمونهٔ سوم یک نت ثابت میان آکوردهای متفاوت

روی توالی دو ماژور، لا مینور و فا ماژور، می‌توانید نت «دو» را در یک ساز میانی نگه دارید. این نت در هر سه آکورد حضور دارد، اما نقش هارمونیکش یکسان نیست: در اول ریشه، در دوم سوم و در سوم پنجم است. در همین زمان، آواز می‌تواند حرکت کند و خط باس ریشهٔ هر آکورد را روشن سازد.

نت ثابت در یک خط و حرکت ملودیک در خط دیگر

ثابت‌ماندن یک خط می‌تواند برای حرکت خط دیگر فضا ایجاد کند.

اگر سپس به سل ماژور بروید، دو دیگر نت اصلیِ آن سه‌صدایی نیست. اکنون باید تصمیم بگیرید: آیا آن را به سی حل می‌کنید، به ر می‌برید، یا عمداً به‌عنوان رنگی معلق حفظ می‌کنید؟ درست یا غلطِ این تصمیم تنها با نام آکورد معلوم نمی‌شود؛ زمان، ریتم، ملودی و زبان قطعه تعیین‌کننده‌اند. برای شروع، حل دو به سی را واضح و کوتاه امتحان کنید.

این مثال نشان می‌دهد تغییر هارمونی لازم نیست همهٔ خط‌ها را هم‌زمان جابه‌جا کند. نگه‌داشتن یک نت مشترک می‌تواند پیوندی میان میزان‌ها بسازد. البته اگر آن نت در محدودهٔ آواز و با رنگی بسیار برجسته باشد، احتمالاً باید جای اکتاو یا شدت آن را تغییر دهید. تصمیم نت‌نویسی و تصمیم صداپردازی به هم مربوط‌اند، اما یک کار واحد نیستند.

نمونهٔ چهارم تعلیق به‌جای افزودن آکوردهای زیاد

یک همراهی ساده از فا ماژور به سل ماژور بسازید. در خط بالاییِ همراهی، نت دو را از آکورد فا نگه دارید. وقتی باس به سل می‌رود، دوِ نگه‌داشته‌شده نسبت به باس فاصلهٔ چهارم یا معادل مرکب آن می‌سازد. سپس دو را به سی پایین بیاورید. اکنون حرکت چهار به سه، یک انتظار کوچک و حل شنیدنی ایجاد کرده است.

نت‌نویسی تعلیق چهار به سه در دو ماژور

آمادگی و حلِ یک نت نگه‌داشته‌شده، رفتار تعلیق را در زمان می‌سازد.

در نسخهٔ اول، حل را زود انجام دهید؛ در نسخهٔ دوم، تا نیمهٔ میزان صبر کنید. ببینید آیا تأخیر با کلام و ضرب ترانه هماهنگ است. اگر خواننده خودش همان دو را می‌خواند و به سی حل می‌کند، شاید تکرار همان حرکت در ساز دیگر فقط یک دوبله باشد. اگر خواننده مسیر دیگری دارد، برخورد دو خط را جداگانه بررسی کنید.

واژهٔ تعلیق را برای هر آکوردی با نام «sus» به‌طور خودکار به کار نبرید. در مفهوم ملودیکِ مورد بحث، نت از قبل آماده شده، با تغییر بافت نگه داشته شده و سپس حل می‌شود. بعضی آکوردهای sus در پاپ بدون این توالی ظاهر می‌شوند یا اصلاً به همان شیوه حل نمی‌شوند. نام مشابه نباید تفاوتِ رفتار در زمان را پنهان کند.

همخوانی موازی و خط مقابل را از هم تشخیص دهید

اگر همخوان در تمام جمله تقریباً همان ریتم و جهت خواننده را با فاصلهٔ سوم دنبال کند، اغلب نقش تقویت و رنگ‌آمیزی ملودی را دارد. یک خط مقابل ممکن است ریتم متفاوت، سکوت‌های مستقل و قوس مخصوص به خود داشته باشد. میان این دو حالت، طیف بزرگی از امکان‌ها وجود دارد؛ مرزها همیشه کاملاً جدا نیستند.

دو خط موسیقی با حرکت موازی

حرکت موازی می‌تواند برای تقویت یک جملهٔ مشترک انتخاب شود.

برای تمرین، چهار نت خط اصلی را انتخاب کنید. یک نسخهٔ همراه بسازید که همان ریتم را دنبال کند. نسخهٔ دیگر را با دو نت بلندتر و یک سکوت آغاز کنید. هر دو را فقط با آواز و باس بشنوید. سپس بپرسید: آیا می‌خواهم شنونده یک جملهٔ پرحجم بشنود یا بتواند یک پاسخ مستقل را هم دنبال کند؟ این پرسش از تحمیل برچسب «پیچیده‌تر پس بهتر» جلوگیری می‌کند.

قواعد منع پنجم و اکتاو موازی در بعضی تمرین‌های آموزشی برای یک هدف سبکی مشخص‌اند. دوبلهٔ اکتاو در پاپ می‌تواند کاملاً عمدی باشد. یادگیری کنترپوان زمانی به تنظیم کمک می‌کند که دلیلِ پشت قاعده را بفهمیم و کاربردش را بسنجیم؛ اجرای بی‌استثنای همهٔ قواعدِ یک سبک تاریخی روی هر ترانه، نتیجهٔ مطلوب را تضمین نمی‌کند.

قبل از میکس یک بار نت‌ها را خلوت کنید

در نرم‌افزار آهنگسازی، ابتدا آواز و خط مقابل را تنها پخش کنید. سپس باس را اضافه کنید و در پایان درام و همراهی آکوردی را برگردانید. اگر دو خط در نسخهٔ ساده با هم تداخل دارند، اکولایزر همیشه مسئله را حل نمی‌کند. ممکن است لازم باشد یکی از ورودها عقب برود، یک نت کوتاه شود یا یک میزان سکوت اضافه کنید.

در عین حال، هر مشکل شنیداری هم مسئلهٔ کنترپوان نیست. محدودهٔ فرکانسی، بلندی، پنینگ، ریورب و شیوهٔ اجرا روی وضوح اثر دارند. آزمون مفید این است که اول با یک صدای ساده رابطهٔ موسیقایی را بررسی کنید، سپس با سازهای نهایی گوش بدهید. اگر نسخهٔ ساده روشن و نسخهٔ نهایی مبهم است، سراغ سازبندی و صداپردازی بروید.

تمرینی که واقعاً به تنظیم وصل می‌شود

یک بخش چهار تا هشت‌میزانی از کار خودتان بردارید. تنها یک خط مقابل اضافه کنید و برای آن سه محدودیت بگذارید: تعداد ورود کم، محدودهٔ مشخص و یک شکل کوتاهِ قابل‌تشخیص. سه نسخه ذخیره کنید؛ پاسخ در سکوت‌ها، حرکت مخالف و نت‌های کشیده. بعد یکی را انتخاب کنید و دلیل انتخاب را با توجه به کلام و نقش بخش بنویسید.

معلم می‌تواند ابتدا همین نسخه‌ها را با هنرجو مقایسه کند و بعد تمرین نظری مناسب بدهد. خانواده یا دوست نیز با گفتن اینکه کدام ملودی را به خاطر می‌آورد، بازخوردی مفید می‌دهد. اگر در هنرآموز تنظیم موسیقی را دنبال می‌کنید، یک نمونهٔ کوتاه همراه ببرید تا تمرین کنترپوان به مسئلهٔ واقعیِ همان تنظیم وصل شود. هدف، زیادکردن خط‌ها نیست؛ هر خط باید کاری روشن برای ترانه انجام دهد.

برای مطالعه بیشتر

Open Music Theory | بافت در موسیقی پاپ

Open Music Theory | نت‌های زینتی و غیرآکوردی

دانشگاه پیوجت ساوند | انواع حرکت دو خط

منابع تصاویر

1. سه‌صدایی دو ماژور؛ Bryan Derksen، Mütze؛ نسخهٔ برداری McSush؛ منبع تصویر؛ مالکیت عمومی

2. حرکت مخالف؛ Memoryboy؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0

3. حرکت مایل؛ Memoryboy؛ منبع تصویر؛ مالکیت عمومی

4. تعلیق چهار به سه؛ Trumpetrep؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 4.0

5. حرکت موازی؛ Memoryboy؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 3.0