تاریخ موسیقی

رد موسیقی کلاسیک در ریف‌ها و سولوهای متال

اینگوی مالمستین در اجرای بارسلونا در سال ۲۰۰۸

شباهت متال و موسیقی کلاسیک را گاهی به این جمله خلاصه می‌کنند که هر دو پیچیده و پرقدرت‌اند.

شباهت متال و موسیقی کلاسیک را گاهی به این جمله خلاصه می‌کنند که هر دو پیچیده و پرقدرت‌اند. این توضیح برای شناخت رابطه تاریخی آنها کافی نیست. تأثیر کلاسیک می‌تواند در الگوی ملودی، شیوه گسترش یک ایده، تصور نوازنده چیره‌دست یا استفاده از ارکستر دیده شود؛ و هر کدام معنای متفاوتی دارد. متال نیز یک زبان واحد نیست که همه شاخه‌هایش به یک اندازه از باخ یا پاگانینی تأثیر گرفته باشند. برای شنیدن دقیق‌تر این رابطه، باید میان الهام آهنگسازی، اقتباس مشخص و تنظیم ارکستری فرق بگذاریم.

اینگوی مالمستین در اجرای بارسلونا در سال ۲۰۰۸

عکس از Alterna2 http://www.alterna2.com | صفحه اصلی عکس | CC BY 2.0 | بازاندازه‌گذاری و فشرده‌سازی

کلاسیک در این بحث به چه معناست

واژه کلاسیک در گفت‌وگوی روزمره معمولاً طیف بزرگی از موسیقی هنری غرب را پوشش می‌دهد، اما در تاریخ موسیقی، دوره کلاسیک معنای محدودتری دارد. باخ به دوره باروک تعلق دارد و پاگانینی را در زمینه موسیقی سده نوزدهم می‌شناسیم. وقتی درباره نفوذ این دو در متال حرف می‌زنیم، منظور الزاماً تأثیر «دوره کلاسیک» نیست. روشن کردن این تفاوت، مانع می‌شود چند سده موسیقی با زبان‌ها و کارکردهای متفاوت، به یک رنگ صوتی مبهم تقلیل یابد.

همچنین «نئوکلاسیک» در توصیف بعضی گیتارنوازان راک و متال، دقیقاً همان کاربرد این اصطلاح در تاریخ آهنگسازی سده بیستم را ندارد. در اینجا معمولاً از رویکردی حرف می‌زنیم که نمایش مهارت و بعضی الگوهای ملودیک و هارمونیک سنت هنری غرب را در صدای گیتار برقی برجسته می‌کند. بنابراین صرف شنیدن یک بخش سریع، یا حضور ویولن در گروه، برای طبقه‌بندی قطعه به عنوان متال نئوکلاسیک کافی نیست؛ باید رابطه اجزای موسیقی را شنید.

اینگوی مالمستین و الگوی نوازنده چیره‌دست

زندگینامه رسمی اینگوی مالمستین، علاقه او به ویولن‌نوازانی مانند پاگانینی و ویوالدی و نیز ساختار موسیقی باخ را جزو منابع اصلی کارش معرفی می‌کند. همان منبع، انتشار آلبوم «رایزینگ فورس» در سال ۱۹۸۴ را آغاز فعالیت انفرادی او می‌داند. این اطلاعات برای فهم جایگاه او مهم‌اند، اما زبان ستایش‌آمیز یک زندگینامه رسمی را نباید به حکم قطعی درباره برتری هنری تبدیل کرد. ارزش تاریخی نمونه، در آشکار بودن منابع الهام آن است. [۱]

الگوی نوازنده چیره‌دست تنها به تعداد نت‌ها مربوط نیست. در این الگو، مخاطب انتظار دارد شخصیت نوازنده از دل دشواری موسیقی شنیده شود؛ جمله باید مقصد و کشش داشته باشد و لحظه اوج از زمینه خود بیرون بیاید. انتقال چنین تصوری به گیتار برقی، موقعیت سولو را تغییر می‌دهد: سولو می‌تواند به مرکز درام قطعه تبدیل شود، نه صرفاً وقفه‌ای میان دو بخش آواز. این یک زاویه شنیداری است، نه ادعای یکسان بودن کنسرت ویولن و اجرای متال.

از الگوی ملودیک تا شکل بزرگ قطعه

یکی از راه‌های شنیدن این پیوند، توجه به تکرار یک الگو در ارتفاع‌های متفاوت است. ممکن است شکل کوتاهی چند بار جابه‌جا شود و حس حرکت پیوسته بسازد. راه دیگر، دنبال کردن نت‌های یک آکورد به صورت پیاپی است؛ چیزی که آرپژ نامیده می‌شود. وجود این عناصر به‌تنهایی مدرک اقتباس از یک آهنگساز خاص نیست. آنها بخشی از واژگان مشترک موسیقی تونال‌اند و در زمینه‌های بسیار متفاوت کاربرد دارند.

برای ادعای مشخص‌تر، باید نشان داد چه چیزی منتقل شده است. نقل یک ملودی شناخته‌شده با استفاده از یک الگوی عمومی تفاوت دارد؛ بازآفرینی یک فرم نیز با افزودن صدای سازهای زهی یکی نیست. اگر فقط از شباهت احساس خودمان شروع کنیم، ممکن است هر قطعه پرهیجان را به رمانتیسم و هر جمله سریع را به باروک نسبت دهیم. مقایسه معتبر، به ویژگی قابل شنیدن و سند تاریخی تکیه می‌کند و میان این دو فاصله نمی‌اندازد.

دیوید مارووگلیو، مدرس برکلی، در توضیح شیوه تدریس خود به ارتباط بعضی فنون متال با سنت‌های کلاسیک، از باخ و پاگانینی تا استراوینسکی، اشاره می‌کند. او هم‌زمان نقش جز را نیز در متال معاصر مطرح می‌کند. این نگاه آموزشی یادآور می‌شود که یک قطعه ممکن است از چند خانواده موسیقایی تغذیه کند. شنیدن رد کلاسیک نباید ما را از ریتم، بافت و دیگر منابعی که هویت همان قطعه را می‌سازند غافل کند. [۲]

چرا حضور ارکستر به‌تنهایی کافی نیست

اگر یک گروه متال با ارکستر اجرا کند، نخستین پرسش این است که ارکستر چه کاری انجام می‌دهد. ممکن است فقط آکوردهای زمینه را پرحجم‌تر کند، ملودی گیتار را دوبرابر بنوازد یا خطوط مستقلی بسازد که با گروه گفت‌وگو دارند. این حالت‌ها از نظر آهنگسازی یکسان نیستند. تعداد بیشتر نوازنده یا صدای باشکوه‌تر، خودبه‌خود نشانه پیچیدگی بیشتر نیست؛ گاهی یک بافت خلوت، رابطه‌های درونی روشن‌تری به گوش می‌رساند.

اثر «کنسرتو سوئیت برای گیتار برقی و ارکستر» مالمستین، منتشرشده در سال ۱۹۹۸، نمونه‌ای مشخص از قرار دادن گیتار برقی در برابر ارکستر است. زندگینامه رسمی او، همکاری با ارکستر فیلارمونیک چک و رهبری یوئل لوی را برای این ضبط ثبت می‌کند. اهمیت این نمونه در آن است که پرسش از رنگ صدا فراتر می‌رود: شنونده می‌تواند رابطه تک‌نواز و مجموعه را دنبال کند و ببیند ساز برقی در یک طرح بزرگ‌تر چه نقشی دارد. [۱]

حرکت در جهت معکوس از متال به باله

این رابطه فقط انتقال ایده از کلاسیک به متال نیست. باله سلطنتی بیرمنگام در «بلک سبث باله» موسیقی گروه بلک سبث را به زمینه رقص صحنه‌ای برد. صفحه رسمی تولید، نخستین اجرای جهانی را در سال ۲۰۲۳ ثبت می‌کند و از تنظیم‌های ارکستری قطعاتی مانند «پارانوید» و «آیرن من» در کنار آثار ارکستری تازه الهام‌گرفته از موسیقی گروه خبر می‌دهد. این نمونه، گفت‌وگو با یک میراث موجود است، نه اثبات اینکه موسیقی اولیه از ابتدا باله بوده است. [۳]

با تغییر رسانه، بعضی جزئیات برجسته و بعضی کم‌رنگ می‌شوند. جمله‌ای که در ضبط متال با فشار صدای گیتار شناخته می‌شود، در ارکستر ممکن است از راه تقسیم شدن میان چند ساز آشکار شود. حرکت رقصنده نیز ریتم را به صورتی دیداری تفسیر می‌کند. پس تنظیم تازه صرفاً نسخه مجلل‌تر اثر نیست؛ نوعی خواندن دوباره است که می‌توان درباره انتخاب‌هایش بحث کرد و آن را با اجرای گروه مقایسه کرد.

پیوند تاریخی را بدون رتبه‌بندی سبک‌ها بشنویم

برای شنیدن یک قطعه از این منظر، بهتر است ابتدا به یک ایده کوتاه توجه کنیم و مسیر تغییر آن را دنبال کنیم. آیا بازمی‌گردد؟ آیا زمینه زیر آن عوض می‌شود؟ آیا تک‌نواز و گروه به یکدیگر پاسخ می‌دهند؟ سپس می‌توان با رجوع به گفته آهنگساز یا توضیح معتبر اثر، درباره منبع الهام حرف زد. این روش به شنونده کمک می‌کند میان برداشت شخصی و نسبت تاریخی تفاوت بگذارد، بدون آنکه لذت شنیدن را به امتحان اصطلاحات تبدیل کند.

ارجاع به باخ یا پاگانینی قرار نیست برای متال گواهی ارزش صادر کند. متال بدون ارکستر هم می‌تواند موسیقی‌ای خلاق باشد و یک تنظیم ارکستری نیز ممکن است کم‌مایه از کار درآید. آنچه این پیوند را جذاب می‌کند، امکان تغییر دادن زبان آشنا در زمینه‌ای تازه است. وقتی به جای ستایش مبهم پیچیدگی، به شکل جمله، نقش ساز و معماری قطعه گوش بدهیم، تفاوت میان تأثیر واقعی و شباهت ظاهری روشن‌تر می‌شود.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

۱ وب‌سایت رسمی اینگوی مالمستین زندگینامه و آثار

۲ کالج موسیقی برکلی دیدگاه آموزشی دیوید مارووگلیو

۳ باله سلطنتی بیرمنگام بلک سبث باله

حقوق عکسCC BY 2.0