آشنایی با سازها · کوبه‌ای

درامز جز

درامز جز یک مسیر نوازندگی است؛ سوینگ، هماهنگی، براش، فرم، شنیدن فعال و همنوازی را با معرفی نوازندگان و فیلم‌های معتبر بشناسید.

درامز در کنار کلارینت و ترومبون در یک اجرای خیابانی نیواورلئان
خانواده ساز
کوبه‌ای
ساختمان و اجزای ساز

نقش اجزا در یک همراهی پایه

راید معمولاً نقطهٔ تمرکز یک همراهی سوینگ است. های‌هت با پا اغلب روی ضرب‌های دوم و چهارم نقش مشخصی می‌گیرد. کیک می‌تواند بسیار نرم، در حد تقویت حرکت گروه، نواخته شود؛ روشی که گاهی «فدرینگ» نام دارد. این کاربردها نقطهٔ شروع آموزشی‌اند و حکم ثابت برای تمام سبک‌های جز نیستند.

اسنر می‌تواند جمله‌های کوتاه همراهی بسازد و به سولیست پاسخ دهد. به این همراهی منعطف معمولاً «کامپینگ» می‌گویند. هدف آن پر کردن هر فضای خالی نیست. گاهی یک تأکید مناسب پس از چند میزان سکوت، از الگویی دائمی و شلوغ مؤثرتر است. تام‌ها نیز فقط برای پایان جمله نیستند و می‌توانند بخشی از رنگ‌آمیزی و گفت‌وگو باشند.

حرکت براش روی پوست می‌تواند جریان صوتی پیوسته و تأکیدهای جدا ایجاد کند
حرکت براش روی پوست می‌تواند جریان صوتی پیوسته و تأکیدهای جدا ایجاد کند — نوازندگی براش روی اسنر — Viames Marino؛ CC BY-SA 3.0 (https://creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/)؛ کاهش ابعاد و فشرده‌سازیمنبع تصویر ↗
تاریخچه و خاستگاه

از نیواورلئان تا زبان‌های معاصر

درام ست در بستر موسیقی اجرایی و گروهی رشد کرد و با تاریخ جز پیوندی نزدیک دارد. در سنت‌های اولیه، نقش مجموعه با موسیقی رقص و گروه‌های کوچک شکل می‌گرفت. با گسترش گروه‌های بزرگ و دورهٔ سوینگ، حفظ حرکت گروه و پاسخ به تنظیم اهمیت بیشتری یافت. این تغییرها ناگهان و در یک تاریخ واحد رخ ندادند.

در دورهٔ بی‌باپ، نوازندگانی مانند مکس روچ و کنی کلارک در تحول زبان درامز نقش داشتند. راید برای حفظ جریان ضرب برجسته‌تر شد و دست‌ها و پاها فضای تازه‌ای برای تأکیدهای مستقل پیدا کردند. این تاریخ را نباید به این جمله فروکاست که همهٔ درامرهای قدیمی یکسان می‌نواختند و همهٔ درامرهای جدید یکسان؛ تفاوت شخصیت‌ها در هر دوره شنیدنی است.

هاردباپ، جز مدال، تجربه‌های آزاد و تلفیق با موسیقی‌های دیگر مسیرهای متنوعی گشودند. همهٔ جزها سوینگ چهارضربی ندارند و همهٔ قطعات لاتین را هم نمی‌توان با یک الگوی عمومی همراهی کرد. برای هر زبان، باید ضبط‌های مرتبط، زمینهٔ فرهنگی و روش آموزش همان سبک را دنبال کرد.

کاربرد در موسیقی ایرانی و جهانی

چه چیزی این مسیر را متفاوت می‌کند

درامر در جز هم زمان را روشن نگه می‌دارد و هم به جریان موسیقی پاسخ می‌دهد. وقتی سولیست جمله‌ای کوتاه می‌نوازد، درامر ممکن است آن را با تأکیدی ظریف کامل کند، فضای خالی را حفظ کند یا انرژی بخش بعد را آماده کند. این تصمیم‌ها با گوش دادن به کل گروه معنا پیدا می‌کنند؛ نواختن پیوستهٔ تمرین‌های دشوار، به‌تنهایی همراهی خوب نمی‌سازد.

در گروه کوچک، هر تغییر صدا آشکار است. صدای بلند اسنر ممکن است جملهٔ پیانو را بپوشاند و کرش اضافی تعادل یک بخش آرام را برهم بزند. در بیگ‌بند، درامر علاوه بر همراهی سولیست، به ورودی‌ها و تأکیدهای بخش‌های بادی توجه می‌کند. بنابراین تمرین جز از همان ابتدا باید با شنیدن قطعه و شناخت موقعیت اجرا همراه باشد.

مفهوم «تایم» در این فضا فقط درست بودن عدد سرعت نیست. ثبات ضرب، کیفیت حرکت میان ضرب‌ها و رابطهٔ زمانی اعضای گروه هم در آن حضور دارند. دو اجرا با سرعت یکسان ممکن است حس کاملاً متفاوتی داشته باشند. برای شناخت این تفاوت، لازم است چند نسخه از یک قطعه را با توجه به باس و درامز بشنوید.

فیلم‌ها و شنیدنی‌های پیشنهادی

فیلم آموزشی آکادمی جز دربارهٔ ساختن همراهی سوینگ، اجزای الگو را تدریجی اضافه می‌کند. بار نخست فقط تفاوت شدت کیک و راید را دنبال کنید و بار بعد ورود های‌هت را بشنوید. این یک نمونهٔ آموزشی پایه است و تمام زبان درامز جز را پوشش نمی‌دهد.

فیلم ارتباط بخش ریتم همان مجموعه، موضوع را در کنار باس و پیانو نشان می‌دهد. پس از تماشا، اجرای «ساندو» از کلیفورد براون و مکس روچ یا «مونین» از آرت بلیکی و جز مسنجرز را از انتشار رسمی گوش کنید و به هم‌زمانی و پاسخ‌های گروه توجه کنید.

برای براش، در مجموعهٔ ویدیوهای رسمی ویک فرث بخش مسترکلاس براش را پیدا کنید. نمایش چند نوازنده کمک می‌کند ببینید یک الگوی صوتی می‌تواند با حرکت‌ها و انتخاب‌های متفاوت ساخته شود؛ برای تمرین، تنها یک نمونهٔ متناسب با سطح خود انتخاب کنید.

چیدمان درام ست قابل تغییر است و به‌تنهایی سبک جز را تعیین نمی‌کند
چیدمان درام ست قابل تغییر است و به‌تنهایی سبک جز را تعیین نمی‌کند — درام ست سونور — Stephan Czuratis (Jazz-face)؛ CC BY-SA 2.5 (https://creativecommons.org/licenses/by-sa/2.5/)؛ کاهش ابعاد و فشرده‌سازیمنبع تصویر ↗
تک‌نوازی، گروه و ارکستر

تمرین فردی را به همنوازی وصل کنیم

برای یک جلسهٔ تمرین، ابتدا چند دقیقه به قطعهٔ مرجع گوش دهید. سپس روی راید با ضرب ساده همراه شوید و فقط یک هدف، مثلاً توازن صدا، را دنبال کنید. بعد زمانی کوتاه به هماهنگی پاها اختصاص دهید و در ادامه یک پاسخ اسنر را وارد کنید. پایان جلسه، همان موسیقی را دوباره بنوازید تا تمرین فنی به تجربهٔ شنیداری برگردد.

تمرین با مترونوم کمک می‌کند تغییر ناخواستهٔ سرعت را تشخیص دهید. در آغاز تمام ضرب‌ها را بشنوید و پس از ثبات، با راهنمایی مدرس تعداد کلیک‌ها را کمتر کنید. قرار دادن کلیک روی ضرب‌های دوم و چهارم تمرینی ممکن است، اما اگر جای ضرب را گم می‌کنید به مرحلهٔ ساده‌تر برگردید. دشوارتر شدن تمرین تنها وقتی مفید است که هنوز بتوان نتیجه را سنجید.

در نخستین همنوازی، دربارهٔ قطعه، سرعت، تعداد کورس‌ها و پایان توافق کنید. به نوازندهٔ باس گوش دهید و مسئولیت زمان را موضوعی مشترک بدانید. اگر گروه ناپایدار شد، لازم نیست با صدای بلندتر دیگران را وادار به دنبال کردن خود کنید؛ بعد از توقف، مسئله را روشن و مشخص مطرح کنید.

ضبط کوتاه گروه فرصت خوبی برای شنیدن توازن است. ممکن است پشت ساز تصور کنید آرام می‌نوازید، اما ضبط نشان دهد سنج روی پیانو را پوشانده است. بازخورد را به یک تغییر عملی تبدیل کنید، مثلاً کمتر کردن شدت راید در ملودی، نه قضاوت کلی دربارهٔ خوب یا بد بودن نوازنده.

آرت بلیکی در اجرای جز مسنجرز در فرانسه در سال ۱۹۸۵
آرت بلیکی در اجرای جز مسنجرز در فرانسه در سال ۱۹۸۵ — آرت بلیکی در سال ۱۹۸۵ — Roland Godefroy؛ CC BY 2.5 (https://creativecommons.org/licenses/by/2.5/)؛ کاهش ابعاد و فشرده‌سازیمنبع تصویر ↗
این ساز برای چه افرادی مناسب است؟

راهنمای شنیدن و یادگیری درامز در موسیقی جز

درامز جز نام یک ساز با ساختمان جداگانه نیست؛ شیوه‌ای از نواختن درام ست در خانوادهٔ گستردهٔ موسیقی جز است. همان کیک، اسنر، تام و سنج می‌توانند در این موسیقی به کار روند، اما نقش آن‌ها با جمله‌بندی گروه، نوع قطعه و دورهٔ سبکی تغییر می‌کند. برای شروع، بیش از خرید یک «ست مخصوص جز» به شنیدن دقیق، حس ضرب و آشنایی با فرم موسیقی نیاز دارید.

این راهنما برای کسی نوشته شده که می‌خواهد بداند پشت الگوی معروف سنج راید چه می‌گذرد، براش چه کاربردی دارد و چگونه می‌توان از تمرین فردی به همراهی یک گروه رسید. نمونه‌های پیشنهادی نقطهٔ شروع‌اند؛ جز به یک ریتم، یک اندازهٔ طبل یا یک روش گرفتن چوب محدود نمی‌شود.

وسایل موردنیاز

ساز و تجهیزات مناسب

برای شروع به تعداد زیادی طبل نیاز ندارید. ست ساده‌ای با اسنر، کیک، یک یا دو تام، های‌هت و راید می‌تواند امکانات فراوانی بدهد. اندازه‌های کوچک‌تر در برخی چیدمان‌های جز رایج‌اند، اما اندازهٔ ساز هویت سبکی را تعیین نمی‌کند. یک نوازندهٔ باتجربه با تنظیم صدا و شدت از تجهیزات متنوع استفاده می‌کند.

در انتخاب راید، تنها صدای تک‌ضربه را نشنوید؛ چند میزان الگو بزنید و به تعادل وضوح ضربه با طنین جمع‌شده توجه کنید. سنجی که به‌تنهایی جذاب است ممکن است در اتاق کوچک یا کنار سازهای آرام بیش از حد فضا را پر کند. چوب نیز باید در دست شما قابل کنترل باشد و با صدای مورد نظر هماهنگ شود.

کوک طبل‌ها برای جز نسخهٔ واحد ندارد. از تنظیمی شروع کنید که پاسخ روشن و کنترل‌شده دارد و سپس در بافت گروه بشنوید. تقلید دقیق اندازه و کوک یک هنرمند، بدون همان دست، اتاق و گروه، الزاماً همان صدا را نمی‌سازد. قبل از خریدهای متعدد، از ساز موجودتان شناخت بهتری پیدا کنید.

ما در هنرآموز پیشنهاد می‌کنیم هنگام انتخاب کلاس، روشن بگویید هدفتان یادگیری زبان جز است. از معلم دربارهٔ شنیدن هدایت‌شده، براش، فرم و فرصت همنوازی سؤال کنید؛ صفحهٔ معلم‌ها نقطهٔ شروعی برای بررسی و هماهنگی کلاس متناسب با این هدف است.

مسیر یادگیری از مبتدی تا پیشرفته

سوینگ را فقط از روی شکل نت یاد نگیریم

در بسیاری از نمونه‌های جز، تقسیم‌های درون ضرب به شکل کاملاً مساوی شنیده نمی‌شوند. در آموزش مقدماتی گاهی از حس سه‌تایی برای نزدیک شدن به سوینگ استفاده می‌شود، اما نسبت کشش‌ها در اجرای واقعی با سرعت، جمله و نوازنده تغییر می‌کند. تبدیل همهٔ نت‌ها به یک نسبت ثابت، جای شنیدن را نمی‌گیرد.

ابتدا ضرب‌های اصلی را همراه یک ضبط انتخاب‌شده دنبال کنید. سپس جملهٔ سنج را با صدا بخوانید، بدون اینکه فوراً دست و پا را اضافه کنید. وقتی بتوانید الگو را بخوانید و جای ضرب را گم نکنید، انتقال آن به ساز روشن‌تر می‌شود. تمرین خواندن برای درامر به معنی الزام به خواننده شدن نیست؛ راهی برای جدا کردن شنیدن ریتم از دشواری حرکت است.

یکی از خطاهای رایج، پررنگ کردن نت‌های فرعی و ضعیف شدن ضرب اصلی راید است. الگوی جز در این حالت شبیه رشته‌ای از ضربه‌های جدا شنیده می‌شود. به جای بالا بردن سرعت، به پیوستگی ضرب‌های اصلی برگردید و نت‌های میان آن‌ها را به‌اندازه‌ای اضافه کنید که حرکت کلی زنده بماند.

هماهنگی را مرحله به مرحله بسازیم

برای آغاز، ضرب‌های اصلی راید را با شمارش روشن اجرا کنید. بعد صدای نرم کیک را با همان ضرب‌ها هماهنگ کنید و مطمئن شوید اضافه شدن پا شدت دست را تغییر نداده است. سپس های‌هت را در جای انتخاب‌شده وارد کنید. در این مرحله ساده بودن الگو مزیت است، چون می‌توانید نسبت صداها را بشنوید.

وقتی این پایه قابل تکرار شد، جزئیات الگوی راید را اضافه کنید. اگر ضرب اصلی ناپایدار شد، بخشی از الگو را حذف کنید. مستقل شدن اندام‌ها قرار نیست به معنای بی‌ارتباط شدنشان باشد؛ همه باید در یک جریان مشترک حرکت کنند. اجرای درست یک ترکیب ساده در چند شدت مختلف، برای همراهی ارزش بیشتری از اجرای اتفاقی یک ترکیب دشوار دارد.

برای افزودن اسنر، یک پاسخ کوتاه و مشخص انتخاب کنید. ابتدا آن را با شمارش بگویید، بعد تنها با راید تمرین کنید و سرانجام پاها را برگردانید. در پایان همان جمله را در طول موسیقی واقعی امتحان کنید. اگر تمرین روی کاغذ درست است اما در قطعه جا نمی‌افتد، باید جای موسیقایی آن را بازبینی کرد.

براش یک زبان مستقل صوتی است

براش معمولاً از رشته‌هایی ساخته می‌شود که با ضربه یا کشیدن روی پوست صدا ایجاد می‌کنند. امکان ادامه دادن تماس با سطح، آن را از چوب متمایز می‌کند. یک دست می‌تواند زمینه‌ای پیوسته بسازد و دست دیگر تأکیدهای شنیدنی اضافه کند. شکل حرکت، فشار و سطح پوست روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای تمرین نخست، به دنبال مسیر پیچیدهٔ دست‌ها نباشید. یک حرکت ساده و راحت را انتخاب کنید و گوش دهید آیا صدا در نقطهٔ برگشت ناخواسته قطع می‌شود. سپس ضرب‌های مشخص را روی این زمینه قرار دهید. دیدن مسیر دست مدرس در کنار شنیدن صدا مفید است، زیرا نت‌نویسی معمول همهٔ جزئیات تماس براش با پوست را نشان نمی‌دهد.

پوست روکش‌دار اسنر برای بسیاری از روش‌های رایج براش امکان اصطکاک مناسبی فراهم می‌کند. پیش از خرید، ساز و براش را با هم امتحان کنید. پد تمرین معمولی لزوماً رفتار پوست اسنر را بازسازی نمی‌کند و درامز الکترونیک هم تنها در برخی مدل‌ها بخشی از این تماس‌ها را تشخیص می‌دهد. مشخصات دقیق مدل را بررسی کنید.

براش فقط برای آرام‌تر نواختن نیست؛ صدای آن می‌تواند انتخاب هنری قطعه باشد. در عین حال، عوض کردن چوب با براش به‌تنهایی نوازندگی را «جز» نمی‌کند. جمله‌بندی، شنیدن گروه و شناخت موسیقی همچنان اساس کارند.

فرم را بشنویم و گم نکنیم

در یک اجرای جز، ممکن است ملودی اصلی نواخته شود، چند سولیست نوبت بگیرند و ملودی برگردد. هر دور از ساختار تکرارشونده را معمولاً یک کورس می‌نامند. درامر باید بداند در کدام بخش این مسیر است، حتی وقتی خودش ملودی را نمی‌نوازد. حفظ کردن چند الگوی دست و پا این آگاهی را به‌طور خودکار ایجاد نمی‌کند.

با یک بلوز دوازده‌میزانی یا قطعه‌ای کوتاه و روشن شروع کنید. ابتدا فقط گوش دهید و ابتدای هر دور را مشخص کنید. بعد ملودی را زمزمه کنید و ضرب را با دست نگه دارید. اگر هنگام شمردن گم می‌شوید، قطعه را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید و تغییرهای شنیداری آن را پیدا کنید؛ شمارش و شنیدن باید همدیگر را تقویت کنند.

در «تریدینگ فورز»، نوازندگان می‌توانند جمله‌های چهارمیزانی را نوبتی ردوبدل کنند. تمرین ابتدایی آن نیاز به تکنوازی شلوغ ندارد: چهار میزان همراهی، چهار میزان جملهٔ ساده و بازگشت روشن به ضرب اول. مهم این است که طول جمله و جای ورود بعدی درست بماند. بعداً می‌توانید از ریتم ملودی برای ساختن پاسخ استفاده کنید.

اسنر ابزار مهمی برای تأکیدها و جمله‌های کوتاه همراهی است
اسنر ابزار مهمی برای تأکیدها و جمله‌های کوتاه همراهی است — اسنر سونور — Stephan Czuratis (Jazz-face)؛ CC BY-SA 2.5 (https://creativecommons.org/licenses/by-sa/2.5/)؛ کاهش ابعاد و فشرده‌سازیمنبع تصویر ↗

شنیدن فعال چه شکلی دارد

یک قطعه را چند بار با مأموریت‌های متفاوت بشنوید. بار نخست فقط ملودی و بخش‌بندی، بار دوم خط باس و بار سوم درامز را دنبال کنید. سپس بپرسید درامر کجا همراه سولیست شدت را تغییر داده و کجا عمداً همان بافت را حفظ کرده است. این شیوه باعث می‌شود شنیدن از مصرف موسیقی به بخشی از تمرین تبدیل شود.

برای رونویسی شنیداری، یک یا دو میزان انتخاب کنید و همان را بخوانید. اگر لازم است پخش را آهسته کنید، سپس حتماً به سرعت اصلی برگردید تا حس جمله را دوباره بشنوید. نوشتن همهٔ ضربه‌ها پایان کار نیست؛ باید نسبت شدت و کیفیت قرار گرفتنشان در زمان را نیز تجربه کنید.

در انتخاب الگو، ضبطی با صدای واضح و سرعت قابل دنبال کردن بردارید. یک تکنوازی بسیار سریع شاید الهام‌بخش باشد، اما همیشه بهترین تکلیف روزهای اول نیست. از مدرس بخواهید بخشی را انتخاب کند که تنها یک مسئلهٔ تازه داشته باشد، نه چند دشواری هم‌زمان.

آینده آموزشی و حرفه‌ای

انتخاب مسیر ادامه

می‌توانید پس از پایه‌ها روی گروه کوچک، بیگ‌بند، براش یا زبان‌های معاصر تمرکز کنید. خواندن تنظیم، شناخت استانداردها، همراهی آواز و کار با شدت‌های متفاوت مسیرهای مکمل‌اند. هیچ‌یک را نباید با وعدهٔ مدت ثابت یا درآمد تضمینی انتخاب کرد؛ امکانات تمرین و کیفیت تجربهٔ گروهی در رشد نقش اساسی دارند.

ما در هنرآموز توصیه می‌کنیم اگر بین کلاس عمومی درامز و دورهٔ متمرکز بر جز مردد هستید، سطح فعلی و چند نمونه از موسیقی مورد علاقه‌تان را در مشاوره مطرح کنید. انتخاب تکلیف متناسب و معلم آشنا با مقصد شما، از جمع کردن هم‌زمان چند کتاب و روش پراکنده مفیدتر است.

پرسش‌های رایج

چند نوازنده و دلیل شنیدنشان

مکس روچ از چهره‌های مهم بی‌باپ، آهنگساز و رهبر گروه بود. همکاری او با کلیفورد براون و تجربه‌های بعدی‌اش، از گروه کوبه‌ای تا آثار دارای مضمون اجتماعی، گستردگی نگاهش را نشان می‌دهد. برای شناخت جمله‌بندی درامز، به پیوند عبارت‌های کوتاه و ساختار کلی تکنوازی‌های او توجه کنید.

آرت بلیکی با گروه جز مسنجرز در شکل‌گیری و گسترش هاردباپ نقشی برجسته داشت. گروه او علاوه بر اجرا، محیطی برای رشد نوازندگان جوان بود. در شنیدن آثارش، انرژی گروه، تأکیدها و نحوهٔ آماده کردن ورود سولیست‌ها را دنبال کنید، نه فقط بلندی صدا را.

پیتر ارسکین در گروه‌ها و پروژه‌های متنوع جز و موسیقی تلفیقی فعالیت کرده و در آموزش درامز نیز شناخته شده است. تجربهٔ او در گروه‌هایی مانند ودر ریپورت، کنار کارهای آکوستیک، نمونه‌ای از عبور میان زبان‌های مختلف است. اجراهایش برای توجه به فضای خالی، رنگ سنج و تناسب همراهی با بافت قطعه مفیدند.

قطعات و اجراهای منتخب

پرسش شما

پرسش‌های متداول

باید اول راک یاد بگیرم

الزامی وجود ندارد. می‌توانید اصول حرکت، ریتم و نت‌خوانی را از ابتدا با مثال‌های سادهٔ جز بیاموزید، به شرط آنکه دشواری تکلیف با سطح شما هماهنگ باشد. تجربهٔ سبک‌های دیگر نیز می‌تواند مفید باشد.

گرفتن سنتی چوب برای جز ضروری است

خیر. روش‌های مختلف گرفتن چوب در جز استفاده می‌شوند. کیفیت صدا، کنترل و راحتی حرکت را ملاک قرار دهید و روش را زیر نظر مدرس یاد بگیرید؛ ظاهر دست به‌تنهایی سبک را مشخص نمی‌کند.

بدون گروه هم پیشرفت می‌کنم

شنیدن، پد، مترونوم و موسیقی همراه برای تمرین فردی مفیدند. با این حال، پاسخ متقابل به نوازندهٔ زنده مهارتی جداست و بهتر است وقتی پایه‌ها آماده شد، تجربهٔ همنوازی متناسب با سطح خود را پیدا کنید.

براش یعنی صدای کم و تمرین بی‌خطر

شدت واقعی به اجرا و فضا بستگی دارد. براش می‌تواند آرام‌تر باشد، اما هیچ نام سبکی تضمین‌کنندهٔ سطح صدای مناسب نیست. زمان تمرین، استراحت و محافظ شنوایی مناسب را در شرایط پرصدا جدی بگیرید.

منابع و مطالعه بیشتر