مبانی نظری

چرا تشخیص سوم بزرگ و سوم کوچک نقطه شروع خوبی برای تربیت گوش است؟

تصویرسازی شنونده‌ای با هدفون، با کیبورد در پس‌زمینه

سوم بزرگ و کوچک را با نت پایهٔ ثابت، نمونه‌های تازه، جهت نزولی و اجرای هم‌زمان تمرین کنید؛ همراه با روش بررسی خطا و راهنمای مدرس.

وقتی دو نت نزدیک به هم را می‌شنوید، ممکن است تفاوتشان را حس کنید اما نتوانید برای آن نامی پیدا کنید. مقایسهٔ سوم بزرگ و سوم کوچک یک راه عملی برای نزدیک‌کردن همین دو توانایی است: شنیدن تفاوت و نام‌گذاری آن. دو الگو شباهت زیادی دارند و اختلافشان فقط یک نیم‌پرده است؛ بنابراین می‌توان تمرینی محدود و قابل‌بررسی طراحی کرد. بااین‌حال، سوم‌ها بهترین نقطهٔ شروع برای همه نیستند. برای کسی که هنوز بالا و پایین رفتن صدا یا تکرار یک نت را تشخیص نمی‌دهد، تمرین‌های ساده‌تر مناسب‌تر است.

دست نوازنده روی کلیدهای یک ساز صفحه‌کلید

این مقاله برای هنرجویی است که می‌خواهد گوش خود را با صداهای واقعی تمرین دهد، نه فقط تعریف فاصله‌ها را حفظ کند. هدف این نیست که پس از چند روز هر سوم را در هر آهنگی فوری تشخیص دهید. هدف اولیه این است که در نمونه‌های کوتاه و روشن، تفاوت دو فاصله را بشنوید، پاسخ خود را بررسی کنید و بعد این مهارت را به نت‌های آغازین، سازها و موقعیت‌های تازه ببرید.

سوم یعنی چه و بزرگ یا کوچک به چه چیزی اشاره می‌کند

فاصله، رابطهٔ زیرایی میان دو نت است. در نام‌گذاری رایج موسیقی غربی، فاصله دو بخش دارد: شماره و کیفیت. برای پیدا کردن شمارهٔ سوم، نام نت آغاز و پایان را با هر دو سر فاصله می‌شماریم: دو، ر، می؛ پس دو تا می یک سوم است. دو تا می‌بمل نیز سوم است، چون نام حرفی نت دوم همچنان می است. بزرگ و کوچک کیفیت این سوم را مشخص می‌کنند، نه شدت اجرا، طول نت یا اندازهٔ دست نوازنده را.

روی پیانوی متداول با تقسیم مساوی اکتاو به دوازده نیم‌پرده، سوم بزرگ چهار نیم‌پرده و سوم کوچک سه نیم‌پرده فاصله دارد. از دو تا می چهار جابه‌جایی نیم‌پرده‌ای داریم و از دو تا می‌بمل سه جابه‌جایی. نت شروع را به‌عنوان یک نیم‌پرده حساب نکنید؛ فاصلهٔ میان کلیدها را بشمارید. در ادامه، «دو۴» همان دوی میانی پیانو است و عدد کنار نت، اکتاو آن را مشخص می‌کند. این شیوه کمک می‌کند نمونهٔ تمرین معلوم باشد.

دو۴ و می۴ به صورت دو نت هم‌زمان در کلید سل

دو۴ و می۴ یک سوم بزرگ می‌سازند.

این تعریف مربوط به یک چارچوب مشخص است. در موسیقی ایرانی و دیگر سنت‌ها، همهٔ فاصله‌های شنیده‌شده را نمی‌توان بدون توجه به کوک، دستگاه و اجرای موسیقایی در دو جعبهٔ بزرگ و کوچک گذاشت. اگر هدف اصلی شما آواز یا ساز ایرانی است، تمرین سوم‌های این مقاله می‌تواند بخشی از آموزش باشد؛ اما جای شنیدن و خواندن نمونه‌های معتبر همان سنت را نمی‌گیرد.

چرا مقایسهٔ این دو فاصله مفید است

محدودبودن انتخاب‌ها باعث می‌شود تکلیف روشن باشد. هنرجو لازم نیست از میان همهٔ فاصله‌ها نامی پیدا کند؛ ابتدا فقط دو صدای متفاوت را مقایسه می‌کند. همچنین سوم در ساختمان آکوردهای سه‌صدایی ماژور و مینور نقش مهمی دارد. وقتی بعداً دو، می، سل را با دو، می‌بمل، سل مقایسه کنید، همین تغییر یک نت به بحث کیفیت آکورد وصل می‌شود. این پیوند کاربردی است، اما تشخیص یک فاصلهٔ دو نتی با شنیدن کیفیت یک آکورد کامل یکسان نیست.

نت‌های دو۴ و می۴ و سل۴ روی حامل

سومِ دو تا می یکی از اجزای آکورد دو ماژور است؛ تشخیص فاصله با تشخیص کل آکورد یک تکلیف نیست.

مزیت دیگر، امکان ساختن تمرین با یک ساز کوک‌شده و چند نت محدود است. معلم می‌تواند نت پایه را ثابت نگه دارد تا فقط یک تفاوت شنیداری باقی بماند. سپس پایه را عوض کند و ببیند هنرجو رابطه را آموخته یا فقط صدای یک مثال را حفظ کرده است. چنین مقایسه‌ای بازخورد مشخص می‌دهد؛ برخلاف توصیهٔ مبهم «بیشتر موسیقی گوش کن» که معلوم نمی‌کند در شنیدن باید به چه چیزی توجه کرد.

پیش از نام‌گذاری یک بررسی کوتاه انجام دهید

سه جفت نت بشنوید: دو۴ سپس دو۴، دو۴ سپس ر۴ و ر۴ سپس دو۴. فعلاً فقط بگویید صدا ثابت ماند، بالا رفت یا پایین آمد. اگر این تکلیف دشوار است، چند نوبت تمرین را به همین تفاوت‌ها اختصاص دهید. اگر شنیدن تفاوت آسان است ولی نام نت‌ها را نمی‌دانید، می‌توانید با پاسخ‌هایی مانند «الگوی یک» و «الگوی دو» شروع کنید و نام نظری را بعداً اضافه کنید. ناآشنایی با اصطلاح نباید با نشنیدن تفاوت اشتباه شود.

خواندن دو نت با صدای خود نیز اطلاعات مفیدی می‌دهد، ولی آزمون استعداد نیست. ممکن است تفاوت را درست بشنوید و هنوز نتوانید آن را دقیق بخوانید. ابتدا نمونه را با هجاهای ساده مانند «لا» تقلید کنید و اگر خارج از محدودهٔ راحت صدایتان است، از معلم بخواهید آن را جابه‌جا کند. از فشارآوردن برای رسیدن به نت‌های بسیار زیر یا بم خودداری کنید. هدف این مرحله ارتباط شنیدن و تولید صداست، نه نمایش وسعت صدا.

تمرین نخست با نت پایهٔ ثابت

با صدای سادهٔ پیانو، دو۴ را یک ثانیه و سپس می۴ را یک ثانیه اجرا کنید؛ پس از دو ثانیه سکوت، دو۴ و می‌بمل۴ را با همان مدت و بلندی اجرا کنید. چند بار بدون آزمون گوش دهید و نمونه‌ها را با نام سوم بزرگ و سوم کوچک بشناسید. ساز، شدت و مدت را ثابت نگه دارید تا تفاوت موردنظر پشت تغییرهای دیگر پنهان نشود. در اجرای زنده نیز لازم نیست زمان‌ها آزمایشگاهی باشند؛ ثبات نسبی کافی است.

نت‌های دو۴ و می‌بمل۴ روی حامل کلید سل

با پایین‌آوردن می به می‌بمل، سوم بزرگِ دو تا می به سوم کوچک تبدیل می‌شود.

اکنون معلم یا همراه شما شش نمونه را با ترتیب نامعلوم اجرا کند و پاسخ‌ها را جدا نگه دارد. هر نمونه را حداکثر دو بار بشنوید و پیش از دیدن پاسخ، نام فاصله و میزان اطمینان خود را بنویسید: مطمئن، مردد یا حدس. اگر اشتباه کردید، پاسخ درست را فقط نخوانید؛ نمونهٔ اشتباه‌گرفته‌شده را کنار نمونهٔ مقابل بشنوید. بپرسید تفاوت را اکنون می‌شنوم یا هنوز هر دو برایم یکسان‌اند. این پرسش مسیر تمرین بعدی را تعیین می‌کند.

از حفظ‌کردن ترتیب پاسخ‌ها جلوگیری کنید

ترتیب ثابت بزرگ، کوچک، بزرگ، کوچک خیلی زود قابل حدس است. کسی که نمونه‌ها را آماده می‌کند می‌تواند روی شش کارت، سه بار «بزرگ» و سه بار «کوچک» بنویسد، کارت‌ها را بُر بزند و دور از دید هنرجو اجرا کند. در نوبت بعد تعداد هر نوع را از قبل اعلام نکند. اگر تنها تمرین می‌کنید، از فایل‌های آموزشی دارای پاسخ پنهان استفاده کنید یا چند روز پس از ضبط نمونه‌های خودتان سراغ آزمون بروید؛ این تأخیر هم ناشناس‌بودن کامل را تضمین نمی‌کند.

پس از هر مجموعه، همان شش نمونه را پشت سر هم تکرار نکنید تا همه را از بر شوید. دو خطا را انتخاب کنید، مقایسهٔ روشن بسازید و جلسه را با چند نمونهٔ تازه تمام کنید. معیار مفید این است که در نوبتی دیگر و با ترتیب جدید هم بتوانید تفاوت را توضیح دهید. یک نمرهٔ خوب از مجموعه‌ای که جواب‌هایش را به خاطر سپرده‌اید، شاهد انتقال مهارت نیست.

تمرین دوم با پایه‌های تازه

وقتی دو۴ برایتان آشنا شد، جفت ر۴ و فا۴ را با ر۴ و فادیز۴ مقایسه کنید. اولی سوم کوچک و دومی سوم بزرگ است. سپس می۴ و سل۴ را کنار می۴ و سل‌دیز۴ بگذارید. ابتدا در هر جفت، پایه ثابت بماند و فقط نت دوم تغییر کند. در مرحلهٔ بعد، نمونه‌های دو، ر و می را مخلوط کنید. اکنون گوش باید رابطهٔ دو نت را دنبال کند، نه صرفاً حضور می‌بمل یا می را.

برای بازخورد دقیق، پاسخ هر پایه را جدا ثبت کنید. ممکن است روی دو درست پاسخ دهید ولی روی ر مکث کنید؛ در این صورت مسئله لزوماً فراموش‌کردن تعریف نیست. یک تمرین کوتاه انتقال لازم است: فاصلهٔ آشنا را بشنوید، آن را با صدای خود تقلید کنید و همان رابطه را از نت تازه امتحان کنید. لازم نیست برای پیشرفت، تعداد زیادی نمونه در یک نشست حل کنید. چهار پاسخ همراه با مقایسه و اصلاح می‌تواند از بیست حدس بدون بازبینی مفیدتر باشد.

صعودی و نزولی را جدا یاد بگیرید

در نمونه‌های قبلی نت دوم بالاتر بود. حالا می۴ سپس دو۴ را بشنوید؛ این فاصله سوم بزرگ نزولی است. می‌بمل۴ سپس دو۴، سوم کوچک نزولی است. شماره و کیفیت فاصله با جهت اشتباه نشود: نزولی‌بودن یک سوم بزرگ، آن را کوچک نمی‌کند. همچنین جابه‌جاکردن ترتیب دو نت با انتقال یکی از آنها به اکتاو دیگر یک کار نیست؛ دومی می‌تواند فاصلهٔ شنیده‌شده را عوض کند.

صفحه‌کلید با نشان فاصله‌های صعودی و نزولی از نت دو در مرکز

در این نقشه، M3 سوم بزرگ و m3 سوم کوچک است؛ سمت چپِ نت مرکزی فاصله‌های نزولی را نشان می‌دهد.

یک مجموعه فقط صعودی و مجموعهٔ بعد فقط نزولی بسازید. وقتی هر دو آشنا شدند، جهت‌ها را مخلوط کنید. اگر نتیجه در حالت نزولی ضعیف‌تر است، همان را گزارش کنید؛ برچسب کلی «گوشم ضعیف است» چیزی را روشن نمی‌کند. در دفتر می‌توانید بنویسید «صعودی را در پایه‌های مختلف تشخیص می‌دهم؛ نزولی هنوز به مقایسه نیاز دارد». چنین جمله‌ای هم واقعی‌تر است و هم تمرین فردا را مشخص می‌کند.

شنیدن دو نت هم‌زمان مرحلهٔ دیگری است

سوم ملودیک یعنی دو نت پشت سر هم اجرا شوند؛ سوم هارمونیک یعنی هر دو هم‌زمان شنیده شوند. در حالت هم‌زمان ممکن است برای جداکردن صداها به زمان بیشتری نیاز داشته باشید. دو۴ و می۴ را با هم بنوازید، سپس همان دو را جداگانه اجرا کنید و دوباره با هم بشنوید. این کار را برای دو۴ و می‌بمل۴ نیز انجام دهید. طول صدا را آن‌قدر نگه دارید که فرصت شنیدن داشته باشید، بی‌آنکه بلندی صدا را زیاد کنید.

در آغاز محدودهٔ میانی ساز را انتخاب کنید. پس از آشنایی، همان الگو را کمی بم‌تر یا زیرتر و با یک رنگ صوتی دیگر امتحان کنید. فقط یک عامل را در هر مرحله تغییر دهید تا علت دشواری معلوم بماند. اگر با صدای پیانو موفق هستید ولی با گیتار یا آواز مردد می‌شوید، به تمرین روی رنگ صوتی تازه نیاز دارید؛ این تفاوت به‌خودی‌خود یادگیری قبلی را بی‌ارزش نمی‌کند.

احساس شخصی می‌تواند یادآور باشد اما پاسخ نظری نیست

ممکن است سوم بزرگ را بازتر و سوم کوچک را جمع‌تر توصیف کنید یا برای هرکدام خاطره‌ای از یک آهنگ داشته باشید. چنین واژه‌هایی به‌عنوان یادآور شخصی قابل استفاده‌اند. اما «شاد» و «غمگین» تعریف فاصله نیستند. سرعت، رنگ صوتی، شدت، زمینهٔ موسیقی و آشنایی شنونده می‌توانند بر برداشت عاطفی اثر بگذارند. اگر نمونه‌ای برایتان غمگین است، از این احساس به‌تنهایی نتیجه نگیرید که فاصله حتماً سوم کوچک است.

آهنگ آشنا نیز باید با دقت انتخاب شود. شاید فاصله‌ای که به خاطر دارید در جهت دیگری باشد، با پیش‌ضرب آغاز شود یا در اجرای خاصی متفاوت شنیده شود. معلم می‌تواند دو نت موردنظر را مشخص کند و همان قسمت کوتاه را با ساز بررسی کند. سپس تمرین را با نمونه‌های ناآشنا ادامه دهید تا نام فاصله فقط به یادآوری یک ترانه وابسته نماند.

برنامهٔ کوتاه با نتیجهٔ قابل مشاهده

برای یک هفته، چهار نوبت کوتاه در نظر بگیرید: نوبت اول مقایسهٔ پایهٔ ثابت، نوبت دوم پایه‌های تازه، نوبت سوم جهت نزولی و نوبت چهارم نمونه‌های هم‌زمان. این ترتیب پیشنهاد تمرینی است و زمان یادگیری افراد را پیش‌بینی نمی‌کند. در هر نوبت ابتدا دو مثال آشنا، سپس شش نمونهٔ ناشناس و در پایان بازبینی دو خطا داشته باشید. اگر مرحله‌ای هنوز مبهم است، برنامه را آرام‌تر کنید و به مرحلهٔ بعد نروید.

نشانهٔ پیشرفت فقط درصد پاسخ درست نیست. توانایی تقلید فاصله، تشخیص تردید، اصلاح پاسخ پس از مقایسه و موفقیت روی پایه‌ای تازه نیز مهم‌اند. خانواده بهتر است نقش اجراکننده و همراه داشته باشد و به‌جای سرعت‌دادن یا مقایسه با دیگران، دربارهٔ تفاوت شنیده‌شده سؤال کند. در هنرآموز می‌توانید برای انتخاب تمرین متناسب با ساز و سطح خود از مدرس کمک بگیرید؛ همراه‌داشتن چند نمونه از خطاها، گفت‌وگو را بسیار دقیق‌تر می‌کند.

برای مطالعهٔ بیشتر

فاصله‌ها در نظریهٔ موسیقی

نیم‌پرده و پرده

منابع تصاویر

1. نواختن صفحه‌کلید؛ Gabriel Barletta؛ CC0

2. سوم بزرگ از دو؛ Hyacinth؛ Public domain

3. سه‌صدایی دو ماژور؛ Bryan Derksen; Mütze; McSush؛ Public domain

4. سوم کوچک از دو؛ Hyacinth؛ Public domain

5. فاصله‌ها از نت دو روی صفحه‌کلید؛ Georgezh9617؛ CC BY-SA 4.0