پای درس بزرگان موسیقی

وزیری؛ وقتی تمرین، موسیقی می‌شود

عکس سیاه‌وسفید علینقی وزیری با لباس رسمی، نشسته روی صندلی.

«ژیمناستیک موزیکال»: اسم یک قطعه برای تار است، نه عنوان کلاس ورزش. علینقی وزیری هم سازنده این اثر بود و هم نوازنده‌اش؛ اجرایی سه‌دقیقه‌وسیزده‌ثانیه‌ای از آن، در فضای دشتی، به جا مانده است. همین نام دعوتی وسوسه‌انگیز دارد: به چابکی دست‌ها توجه کنیم. اما می‌توان پرسش دقیق‌تری هم پیش کشید: وقتی حرکت‌های دشوار پشت سر هم می‌آیند، چه چیزی آن‌ها را از نمایش توانایی انگشتان به یک قطعه موسیقی تبدیل می‌کند؟

دشواری، مصالحِ آهنگسازی

وزیری در قطعاتی مانند «ژیمناستیک موزیکال» و «بندباز»، امکانات فنی تار را به میدان آورد. پرش میان صداهای دور از هم، نواختن هم‌زمان چند صدا و حرکت‌های چابک، از ویژگی‌های این بخش از آثار اوست. این جنس نوشتن، از نوازنده چیزی بیش از رسیدن به نت بعدی می‌خواهد: باید با تغییر جای دست و عوض‌شدن محدوده صدا، پیوستگی جمله را هم نگه دارد. دشواریِ حرکت نباید جای فکر موسیقایی را بگیرد؛ درست مثل جمله‌ای که واژه‌های سخت دارد، اما هنوز باید معنایش روشن بماند.

برای شنیدن این قطعه لازم نیست نوازنده پیشرفته تار باشیم. می‌شود در بار نخست، فقط جهت حرکت را دنبال کرد: صدا به کدام سو می‌رود، کجا به نقطه‌ای آشنا برمی‌گردد و کجا انتظارمان را عوض می‌کند؟ بار دوم، به اتصال بخش‌ها گوش بدهیم. آیا توجه ما فقط روی یک حرکت چشمگیر می‌ماند، یا می‌توانیم آن را جزئی از راهی طولانی‌تر بشنویم؟ این جابه‌جاییِ توجه، فرق میان تحسین مهارت و دنبال‌کردن موسیقی را ملموس‌تر می‌کند.

عکس موزه‌ای تار ایرانی، با کاسه دوتکه و دسته بلند، روی زمینه روشن.

عکس: موزه متروپولیتن

از صفحه تمرین تا قطعه کامل

علاقه وزیری به توانایی فنی ساز، از کار آموزشی او جدا نبود. «دستور تار» او که در ۱۹۲۲ در برلین منتشر شد، تمرین‌ها و قطعاتی با دشواریِ تدریجی و به خط نت داشت. در کتاب بعدیِ تار نیز این مسیر به سطحی پیشرفته‌تر رسید. کنار هم گذاشتنِ این کتاب‌ها و قطعه‌ای مثل «ژیمناستیک موزیکال»، راهی برای فکرکردن به تمرین باز می‌کند: تمرین فقط آماده‌شدن برای موسیقی نیست؛ کیفیتِ توجهی که در آن داریم، وارد اجرای قطعه هم می‌شود.

اگر سازی می‌نوازید، یک جمله کوتاه از قطعه‌ای در سطح خودتان انتخاب کنید؛ نه لزوماً از این اثر دشوار وزیری. پیش از تکرار، بگویید جمله از کجا حرکت می‌کند و به کجا می‌رسد. سپس آن را با سرعتی اجرا کنید که بتوانید همان مسیر را بشنوید. اگر فقط نت‌ها درست بودند، هنوز یک پرسش باقی است: آیا شنونده می‌تواند رابطه آن‌ها را حس کند؟ برای خواننده این مقاله که ساز نمی‌زند، بازشنیدن همان سه دقیقه و دنبال‌کردنِ یک مسیر ملودیک، تجربه‌ای به همان اندازه جدی است.

نام «ژیمناستیک موزیکال» می‌تواند ابتدا ما را به فکر سرعت بیندازد؛ شنیدن دوباره‌اش را به فرصتی برای توجه به شکلِ حرکت تبدیل کنیم. این بار، به‌جای رتبه‌دادن به چابکی نوازنده، یک بخش را پیدا کنیم که بعد از پایان اجرا هنوز در ذهنمان ادامه دارد. چه چیز آن بخش را به یادمان سپرده است: دشواری‌اش، جهت ملودی‌اش یا جای آن در کل قطعه؟

منابع دیداری و شنیداری

شنیدن ژیمناستیک موزیکال

وزیری در ایرانیکا

منابع تصویری

تصویر نخست، وزیری، ۱۹۲۵؛ عکس: عکاس نامشخص

تصویر دوم، تار ایرانی اواخر سده نوزدهم؛ عکس: موزه متروپولیتن