لطفی؛ وقتی نتِ درست هنوز اجرای کامل نیست

فرض کنید قطعه را بدونِ نتِ اشتباه اجرا کردهاید، اما هنوز چیزی در آن جان نگرفته است. این احساس برای بسیاری از هنرجویان آشناست: انگشتها وظیفهشان را انجام دادهاند، ولی صدایی که انتظار داشتیم شکل نگرفته. شریف لطفی در کارگاه شیراز، اجرای موسیقی را با چهار عنوان کنار هم توضیح میدهد: تکنیک، سونوریته، موزیکالیته و استایل. اهمیتِ این کنارهمبودن، در همان پرسش ساده پیداست: آیا درستزدنِ نتها، همهٔ کاری است که از نوازنده انتظار داریم؟
در توضیح او، تکنیک فقط چالاکی نیست؛ از شیوهٔ قرارگرفتنِ بدن و ارتباط با ساز تا آگاهی از ریتم، فاصلهها، سرعت و تغییراتِ بیان را در بر میگیرد. سونوریته به کیفیت صدایی مربوط است که حاصل میشود؛ کیفیتی که هم به نوازندگی وابسته است و هم به ویژگیهای خودِ ساز. لطفی، موزیکالیته را در پیوند با این پایهها و استایل را در ارتباط با خصوصیتِ موسیقیِ اجراشده قرار میدهد. اینها چهار جزیره نیستند؛ اجزای یک اجرای واحدند.
عکس: Thomas Kirchel
چنین نگاهی، پرسشِ جلسهٔ تمرین را دقیقتر میکند. اگر جملهای خوب شنیده نمیشود، لازم نیست بلافاصله نتیجه بگیریم که استعدادِ بیان نداریم. شاید حملهٔ صدا بیش از حد خشن است؛ شاید کنترلِ ادامهٔ صدا از دست میرود؛ شاید مکثی که باید جمله را روشن کند، به توقفی ناخواسته تبدیل شده است. یک داوریِ مبهم، مثل «بیاحساس میزنم»، راهِ چندانی پیش پای هنرجو نمیگذارد. تشخیصِ محلِ مشکل، امکانِ تمرین و اصلاح میدهد.
واژهٔ سونوریته در این میان برای هنرجو بسیار راهگشاست. نتِ درست را میشود با رنگها و کیفیتهای متفاوت تولید کرد. بلندیِ یکسان نیز لزوماً به معنای صدای یکسان نیست. اگر فقط جای انگشت و تعداد ضربها را بررسی کنیم، این بخش از موسیقی از توجه دور میماند. در مقابل، گوشدادن به آغاز، دوام و پایانِ یک صدا، جزئیاتِ کارِ دست و نفس را معنادار میکند. تکنیک دیگر مسابقهای برای سریعترشدن نیست؛ وسیلهای برای نزدیکشدن به صدای موردنظر است.
عکس: Gerarus
از آن طرف، صدای زیبا هم بهتنهایی پاسخِ همهٔ قطعهها نیست. چیزی که در یک جمله مناسب است، شاید در زبان و فضای اثری دیگر زیادی سنگین یا بیش از حد نرم باشد. حضورِ استایل در چارچوب لطفی، یادآوریِ همین تناسب است. نوازنده باید بپرسد این انتخاب در خدمتِ چه موسیقیای قرار میگیرد. بیان شخصی، با بیاعتنایی به خصوصیتِ اثر یکی نیست؛ زمانی روشنتر میشود که بدانیم درونِ چه زبانی انتخاب میکنیم و چه چیزی را برجسته میسازیم.
امتحان کنید: یک جملهٔ کوتاه را ضبط کنید و این بار فقط کیفیتِ صدایش را بشنوید، نه تعداد خطاهایش را. بعد با معلم دربارهٔ یک تغییرِ مشخص گفتوگو کنید. شاید اصلاح کوچکِ نحوهٔ تولید صدا، راهِ بیانِ جمله را باز کند. درسِ لطفی این نیست که اجرای موسیقی را پیچیدهتر از توانمان ببینیم؛ این است که موفقیت را هم دقیقتر بشناسیم: نتها درستاند، صدا شکل گرفته و جمله به زبانِ مناسبش سخن میگوید.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، شریف لطفی، ۱۳۹۵؛ عکس: Gm110m | CC BY-SA 4.0