ریچارد کلایدرمن؛ اجرا پیش از ورود تماشاگر آغاز میشود

پیانیست برخلاف بسیاری از نوازندگان، معمولاً ساز اصلیاش را با خود به سالن نمیآورد. قطعه همان قطعه است و دستها همان دستها، اما پاسخ کلاویه و صدایی که به گوش میرسد میتواند متفاوت باشد. ریچارد کلایدرمن در گفتوگویی با کورگ، از همین مسئلهٔ روزمره اما تعیینکننده حرف میزند: پیش از کنسرت باید پیانوی آن روز را بشناسد. این کار، حاشیهٔ اجرا نیست؛ بخشی از آمادگی برای اجرای موسیقی است.
کلایدرمن توضیح میدهد که سعی میکند بعدازظهر به محل کنسرت برسد تا با پشتصحنه، صحنه و پیانو آشنا شود. چون اغلب با پیانویی متفاوت روبهروست، مدتی با آن تمرین میکند و ساندچک دقیق را مهم میداند. او در همان گفتوگو، هنگام صحبت دربارهٔ پیانوی دیجیتال نیز دو موضوع را برجسته میکند: صدادهی و پاسخ مکانیکی کلاویه. این توجه، یادآور فاصلهٔ میان دانستن یک قطعه و اجراکردن آن با ساز و فضای مشخص است.
عکس: Alexander Khanin
برای هنرجو، نکتهٔ مهم در این روایت آن نیست که باید وسایل مشابه کلایدرمن داشته باشد. مسئله، جداکردن دو نوع آمادگی است. در خانه یاد میگیریم چه بنوازیم؛ در محل اجرا باید بفهمیم همان تصمیمها روی این ساز چگونه شنیده میشوند. اگر صدای ملودی با همان لمس همیشگی بیش از انتظار برجسته شود، شاید لازم باشد نسبت دستها را تنظیم کنیم. اگر جملهها در فضا بیشتر به هم وصل شوند، گوش باید در تصمیم دربارهٔ پدال سهم بیشتری بگیرد.
آشنایی با ساز، با چند دقیقه نواختن سریع و پراکنده یکی نیست. بخش آرام قطعه میتواند کیفیت کنترل صدا را آشکار کند، بخشی با همراهی پررنگتر نسبت ملودی و زمینه را نشان بدهد و پایان یک عبارت، رفتار صدا در فضا را روشنتر کند. در این نگاه، نوازنده دنبال اثبات توانایی خود پیش از شروع کنسرت نیست؛ دنبال اطلاعاتی است که به اجرای بهتر کمک میکند. انتخاب چند بخش نماینده، از نواختن بیهدفِ همهٔ قطعه سودمندتر است.
عکس: Mahalkita
ساندچک نیز فقط سؤال «صدا هست؟» نیست. نوازنده باید بداند آنچه از جای نشستن خود میشنود، چه نسبتی با صدای سالن دارد. در اجرای تقویتشده، گفتوگو با صدابردار بخشی از همین شناخت است. درخواست مشخصی مانند روشنترشدن ملودی در مانیتور، قابل بررسیتر از «صدا خوب نیست» است. البته تغییر تنظیمات صدا باید با مسئول آن هماهنگ شود؛ پیانیست و صدابردار هرکدام بخشی از تصویر را میشنوند و همکاریشان نتیجه را دقیقتر میکند.
پیش از اجرای بعدی، سه بخش کوتاه انتخاب کنید: یک جملهٔ آرام، بخشی با اختلاف شدت میان دو دست و یک پایان که پدال در آن مهم است. هر سه را با همان تمرکزی بنوازید که برای خود اجرا لازم دارید. اگر امکانش هست، از معلم یا فردی آشنا بخواهید از فاصلهٔ مخاطب دربارهٔ وضوح ملودی نظر بدهد. هدف، تغییر دادن ناگهانی تمام تفسیر نیست؛ چند تنظیم کوچک است تا بتوانید موسیقی آشنایتان را در شرایط تازه قابل اعتماد اجرا کنید.
تجربهٔ کلایدرمن یادآوری میکند که حرفهایبودن فقط در لحظهٔ دیدهشدن اتفاق نمیافتد. وقتشناسی، شناخت صحنه، شنیدن ساز و هماهنگی صدا، به نوازنده فرصت میدهند هنگام کنسرت کمتر غافلگیر شود. قرار نیست هر پیانو دقیقاً شبیه ساز خانه باشد؛ مهارت بخشی از همین سازگارشدن است. وقتی پیش از ورود تماشاگر به ساز گوش داده باشیم، روی صحنه فرصت بیشتری داریم که به خود موسیقی و ارتباط با شنونده توجه کنیم.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، ریچارد کلایدرمن؛ عکس: Marc Minier | CC BY-SA 3.0
تصویر دوم، ریچارد کلایدرمن روی صحنه؛ عکس: Alexander Khanin | CC BY-SA 4.0
تصویر سوم، ریچارد کلایدرمن و مارک مینیه، ۲۰۱۲؛ عکس: Mahalkita | CC BY-SA 3.0