راوی شانکار در صداهای هند گوش ما را راهنمایی میکند

راوی شانکار در آغاز آلبوم «صداهای هند» فقط ساز نمیزند؛ با شنونده حرف میزند و صداها را نشانش میدهد. قطعهٔ نخست، «مقدمهای بر موسیقی هند»، معرفی کوتاهی همراه با نمونههای سیتار، تنپورا و طبلاست. برای کسی که هنوز این سازها را از هم تشخیص نمیدهد، همین چند دقیقه راه ورود مناسبی است. پیش از آنکه دنبال سرعت انگشتهای شانکار برویم، میتوانیم بفهمیم هر صدا در این جمع کوچک چه کاری میکند.
این آلبومِ کلمبیا با سیتار شانکار و همراهی چاتور لال و ان سی مولیک، پس از مقدمه به «دادرا»، «مارو بیهاگ»، «بهیمپالاسی» و «سیندهی بهیراوی» میرسد. لازم نیست این نامها را یکباره حفظ کنیم. پیشنهاد سادهتر این است که مقدمه را جداگانه بشنویم و بعد یکی از قطعهها را انتخاب کنیم؛ مثلاً «مارو بیهاگ». اینطور توضیح نخست، از موسیقی بعد از خودش جدا نمیماند.
صدای همراهان شانکار را پیدا کنیم
وقتی سازی معرفی میشود، برای لحظهای فقط رنگ صدایش را نگه دارید. بعد در قطعهٔ انتخابی، دوباره دنبالش بگردید. آیا میتوانید صدای کشیده و تکرارشوندهٔ تنپورا را از مسیر ملودی سیتار جدا کنید؟ آیا توجهتان بیاختیار با هر ضربهٔ طبلا جابهجا میشود؟ هدف این نیست که سه نوازنده را از هم جدا و موسیقی را تکهتکه کنیم؛ میخواهیم هنگام شنیدنِ مجموع صداها، همراهان شانکار هم برایمان نام و حضور داشته باشند.
راگا را در حرکت ملودی بشناسیم
راگا را اگر فقط فهرستی از نتها بدانیم، بخشی از ماجرا پنهان میماند. در این سنت، مسیر بالا و پایین رفتن ملودی، تأکید بر بعضی نتها و شیوهٔ آراستن آنها هم اهمیت دارد. به همین دلیل، دانستن نام راگا هنوز به معنی شناختنش نیست. میتوان از «مارو بیهاگ» آغاز کرد و پرسید کدام حرکت ملودیک در خاطر میماند؛ سپس همان قطعه را دوباره شنید، بیآنکه منتظر تکراری کاملاً یکسان باشیم.
برای بار دوم، به جای اینکه تمام جزئیات را تعقیب کنید، یک عبارت کوتاه را زیر لب دنبال کنید. ببینید کجا احساس میکنید جمله هنوز ادامه دارد و کجا میتوانید نفسی بگیرید. اگر نتخوانی نمیدانید، بالا و پایین رفتن تقریبی صدا را با دست نشان بدهید. این حرکت ساده، جای آموزش راگا را نمیگیرد، اما توجه را از شمردن نتها به شکلِ جمله میبرد.
عکس: Alephalpha
ریتم را از نو دنبال کنیم
در کنار مسیر ملودی، «تالا» به سازمان بزرگتر ریتم مربوط است. شنیدن ضربههای سریع، بهتنهایی، شناخت این ساختار نیست. میشود از خود پرسید آیا میان رفتوآمد ضربهها، حسِ بازگشت پیدا میکنیم یا فقط تندی و کندی را میشنویم. اگر چرخه را گم کردید، لازم نیست با شمارشی حدسی جلو بروید؛ دوباره به توضیحهای شانکار برگردید و این بار فقط بخش ریتم را دنبال کنید.
نکتهٔ دوستداشتنیِ «صداهای هند» همین امکانِ برگشتن است. صدای توضیحدهندهٔ شانکار کنار صدای سازش قرار دارد و میتوان میان این دو رفتوآمد کرد. شاید در نخستین شنیدن، فقط سیتار در خاطر بماند و دفعهٔ بعد، تنپورایی که پیشتر به آن توجه نکرده بودیم. برای شروع، همین تغییر کوچک کافی است: همان قطعه را میشنویم، اما آدمهای بیشتری را در موسیقی پیدا میکنیم.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، راوی شانکار، دهلی، ۲۰۰۹؛ عکس: الکساندرا ایگناتنکو؛ CC BY-SA 3.0
تصویر دوم، راوی شانکار، ۱۹۸۸؛ عکس: Alephalpha؛ CC BY-SA 3.0