قمر و نیداوود؛ آواز را با دو گوش بشنویم

«مگر نسیم سحر بوی یار من است»؛ این مصرع سعدی، راه ورود به آوازی از قمرالملوک وزیری در ابوعطاست، با تار مرتضی نیداوود. نام قمر ممکن است تمام توجه ما را به صدای خواننده ببرد. اما این اجرای هفتدقیقهای را میتوان جور دیگری هم دنبال کرد: یک گوش برای آواز، یک گوش برای تار. نه برای اینکه آنها را از هم جدا کنیم؛ برای اینکه نسبتشان را بهتر بشنویم.
خواننده تنها نیست
نیداوود در زندگی موسیقایی قمر، فقط نوازندهای در کنار یک خواننده نبود. قمر نزد او آموزش دید و همکاری آنها به اجرا و ضبط نیز رسید. پس پشت این دو نام، رابطهای طولانیتر از کنار هم نشستن برای یک قطعه قرار دارد. البته برای لذتبردن از آواز لازم نیست همه تاریخ این همکاری را بدانیم؛ همینقدر کافی است که ساز همراه را بخشی از بیان موسیقی به حساب آوریم، نه صدایی که فقط فاصله میان دو جمله خواننده را پُر میکند.
در بازشنیدن «مگر نسیم سحر»، جاهایی را دنبال کنیم که آواز مکث میکند. توجهمان را خاموش نکنیم تا خواننده دوباره برگردد؛ بپرسیم تار با چیزی که پیشتر شنیدهایم چه میکند. آیا یاد جمله آواز را زنده نگه میدارد؟ آیا حس ادامهداشتن یا رسیدن به قرار را عوض میکند؟ لازم نیست هر بار پاسخ قطعی پیدا کنیم. همین پرسشها کمک میکند اجرای مشترک را فقط مجموعهای از لحظههای درخشانِ صدای قمر نبینیم.
عکس: تام کواین
آواز، فقط یک تصنیفِ کند نیست
قمر هم تصنیف میخواند و هم آواز. در تصنیف، کلام در قالب آهنگی ساختهشده و وزن موسیقاییِ منظمتری قرار میگیرد؛ آواز، آزادی بیشتری در زمانبندی جملهها دارد. به همین دلیل، در این ابوعطا بهتر است انتظار یک ضرب یکنواخت یا بندِ تکرارشونده ترانه را کنار بگذاریم. میتوانیم به کشش هجاها، پیوند واژهها و جاهایی که عبارت فرصتِ ادامه پیدا میکند توجه کنیم. آزادی زمانی به معنی بیشکلی نیست؛ قرار است مسیر جمله را از رابطه صداها و کلام دنبال کنیم.
شهرت تاریخی قمر گاهی این ظرافتها را پشت داستان زندگی او پنهان میکند. اجرای عمومیاش در گراند هتل تهران در ۱۹۲۴، برای حضور زنان خواننده روی صحنه رویدادی مهم بود؛ اما میراث او فقط آن حضور اجتماعی نیست. تسلط بر ردیف آوازی و ظرافت در تحریر نیز بخشی از جایگاه موسیقایی اوست. اگر قرار است به قمر نزدیک شویم، خوب است از تصویر یک چهره پیشگام عبور کنیم و به انتخابهای موسیقاییای توجه کنیم که هنوز از راه ضبطها میتوان سراغشان رفت.
این بار پیش از پخش آواز، همان مصرع نخست را آرام و بیآهنگ بخوانید. سپس هنگام شنیدن، ببینید چگونه زمانِ خواندن یک خط شعر میتواند از زمانِ گفتن آن فاصله بگیرد. در نوبت بعد، توجه بیشتری به تار نیداوود بدهید. شاید پرسش آخر دیگر این نباشد که «قمر چگونه میخواند؟»؛ بلکه این باشد که آواز و تار، چگونه ما را با هم تا پایان یک جمله میبرند.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، قمر در جوانی، تاریخ نامشخص؛ عکس: عکاس نامشخص
تصویر دوم، تار ایرانی موزه لایپزیگ، ۲۰۱۲؛ عکس: تام کواین؛ CC BY 2.0