پژمان و «هنگام»؛ وقتی همراهی، جلوتر از ملودی میآید

گاهی تغییری که یک قطعه لازم دارد، اضافهکردن نتهای تازه نیست. شاید کافی باشد چیزی را که پشت ملودی پنهان شده، برای چند لحظه تنها بگذاریم. احمد پژمان در گفتوگویی دربارهٔ «دیورتیمنتو»، نمونهای بسیار ملموس از همین تصمیم را شرح میدهد: هنگام کار روی صدای قطعهٔ «هنگام»، بخشی از همراهی توجهش را جلب کرد. چیزی که برای کنارِ ملودی نوشته شده بود، میتوانست پیش از آن شنیده شود. این بار، گوش پیشنهادی داشت که صفحهٔ نوشتهشده هنوز به آن نرسیده بود.
پژمان تعریف میکند با حامی حقیقی مشغول پالایشِ صداهای «هنگام» بوده است. همراهیِ مورد نظر، همان ملودی اصلی در اکتاو بالا بود. آن را جدا امتحان کردند و تصمیم گرفتند ابتدا خودش شنیده شود و بعد ملودی روی آن بیاید. این تغییر از شنیدنِ مادهٔ موجود درآمد، نه از افزودنِ ایدهای بیارتباط. آهنگساز در دلِ چیزی که قبلاً نوشته بود، نقشِ دیگری پیدا کرد: صدایی که قرار بود همراهی کند، حالا میتوانست راهِ ورود را باز کند.
عکس: Gerarus
اهمیتِ این تصمیم فقط در زودتر شنیدهشدنِ چند نت نیست. ترتیبِ ورود، رابطهٔ ما را با صداها عوض میکند. چیزی که از آغاز تنها میشنویم، برای گوشِ ما سابقه پیدا میکند؛ وقتی صدای دیگر میرسد، دیگر با دو چیزِ همزمان و ناشناخته روبهرو نیستیم. یکی را میشناسیم و ورودِ دیگری را نسبت به آن تجربه میکنیم. پس تغییرِ ترتیب میتواند بدون عوضکردنِ مادهٔ اصلی، شیوهٔ معرفیِ موسیقی را تغییر دهد. همین، تفاوتِ چیدنِ نتها و ساختنِ تجربهٔ شنیدن است.
در همان گفتوگو، پژمان از «شوش» نیز میگوید: بعضی تأکیدها و تغییرهای شدت آنطور که میخواسته درنیامده بود و در بازنگری، میزانهایی حذف شد. اینجا مسئله، بهسادگیِ اشتباهِ نوازنده در برابر درستیِ آهنگساز نیست. خودِ او توضیح میدهد که با اجراشدنِ اثر، چیزهایی آشکار میشود که هنگام نوشتن متوجهشان نبوده است. شنیدنِ واقعی، بخشی از شناختِ اثر است؛ فرصتی برای دوباره تصمیمگرفتن دربارهٔ چیزی که تا پیش از آن روی کاغذ قانعکننده به نظر میرسید.
عکس: Jcrg34
اگر موسیقی میسازید، یک بار در ضبطِ کوتاهی از کار خود فقط همراهی را بشنوید. آیا چیزی دارد که در حضورِ ملودی متوجهش نبودهاید؟ لازم نیست آن را حتماً به مقدمه تبدیل کنید. شاید کشفِ اصلی این باشد که باید خلوتتر شود یا بهتر پشتِ ملودی بماند. سؤالِ پژمان را میتوان به کار کوچکِ خودمان آورد: این صدا، وقتی واقعاً شنیده میشود، چه امکانی دارد که هنگام نوشتن ندیده بودم؟
اینگونه بازنگری، دشمنِ فکر و برنامه نیست؛ ادامهٔ آنهاست. صفحه کمک میکند روابط را بسازیم، اما قرار نیست به جای گوش رأیِ نهایی بدهد. در روایت «هنگام»، نکتهٔ دلنشین همین آمادگی برای شنیدنِ دوباره است: آهنگساز اجازه میدهد اثرِ خودش غافلگیرش کند. شاید دفعهٔ بعد که قطعهای را تمامشده دانستیم، پیش از بستنِ پرونده به همراهیاش هم فرصت بدهیم. گاهی شروعِ تازه، از پیش در موسیقی حضور دارد؛ فقط هنوز تنها شنیده نشده است.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، احمد پژمان، ۱۳۹۴؛ عکس: Gm110m | CC BY-SA 4.0
تصویر دوم، پارتیتور نابوکو؛ تصویر زمینهای؛ عکس: Gerarus | CC BY-SA 4.0
تصویر سوم، شستیهای پیانو؛ تصویر زمینهای؛ عکس: Jcrg34 | CC BY-SA 4.0