«گفتگو»ی پایور؛ دو ساز، نه دو تکنوازی

سنتور فرامرز پایور و ویولن ابوالحسن صبا: «گفتگو» از کنار هم قرار گرفتن این دو ساز جان گرفت. پایور این ساخته جوانیِ خود را با استادش در رادیو اجرا کرد؛ بعدها نسخهای برای کمانچه و سنتور، با مقدمهای افزوده، منتشر شد. همین تغییر سازِ آرشهای، راه خوبی برای نزدیکشدن به قطعه است. آنچه اهمیت دارد فقط صدای زیبای هر ساز نیست؛ باید دید دو شیوه متفاوتِ تولید صدا چگونه میتوانند در یک اثر کنار هم قرار بگیرند.
همراهی، مسابقه بلندی صدا نیست
مضراب سنتور به سیم ضربه میزند؛ ساز آرشهای میتواند صدا را با حرکت آرشه ادامه دهد. پس جملهای که برای یکی طبیعی به نظر میرسد، در دست دیگری رفتار متفاوتی پیدا میکند. «گفتگو» را میتوان با توجه به همین تفاوت شنید: به آغاز و ادامه صداها گوش بدهیم، نه فقط به نام نتها. آیا دو ساز حس یک حرکت مشترک را میسازند؟ کجا تفاوت رنگشان به شنیدنِ جداگانه هر بخش کمک میکند؟ اینها پرسشهاییاند که از خودِ ترکیب سنتور و ساز آرشهای برمیآیند.
در دونوازی، درستزدنِ بخش خودمان پایان کار نیست. ممکن است هر دو نفر نتها را درست اجرا کنند، اما نتیجه شبیه دو تکنوازیِ همزمان باشد. برای شنیدنِ اثر پایور، یک بار توجه را روی سنتور نگه داریم و بار دیگر روی ساز همراه. سپس از این دو مسیر جدا بیرون بیاییم و به رابطهشان گوش کنیم: آیا نقش یکی را فقط با شنیدن دیگری بهتر میفهمیم؟ نام «گفتگو» اینجا میتواند یادآور یک شیوه شنیدن باشد.
عکس: اشتفان رول
پایور، آهنگسازِ رابطهها
دونوازی در کار پایور به یک قطعه محدود نشد. مینا افتاده مجموعهای از دونوازیهای او را با عنوان «گفتگو» گردآوری کرد که همراه لوح صوتی در نشر ماهور منتشر شد. در این مجموعه نامهایی مثل «پرنیان»، «فالگوش»، «فانوس» و «رهگذر» کنار قطعهای برای سنتور و سهتار در ماهور آمدهاند. وجود چنین آثاری، تصویر پایور را از یک تکنواز چیرهدست فراتر میبرد: او برای موقعیتی هم مینوشت که نوازنده باید صدای دیگری را در تصمیمهای خود حساب کند.
اگر تجربه همنوازی دارید، یک بخش کوتاه و متناسب با توانتان را با همنواز خود انتخاب کنید. پیش از اجرا مشخص کنید کدام جمله را باید بیشتر شنید و کجا لازم است هر دو صدا حضور روشنی داشته باشند. بعد، نتیجه را ضبط کنید و بدون ساز به آن گوش بدهید. چه بسا مسئلهای که هنگام نواختن آن را اشتباهِ انگشت تصور میکردید، در بازشنیدن به نامشخصبودن نقشها مربوط شود. برای علاقهمندی که نوازنده نیست هم، جابهجا کردن توجه میان دو ساز همین دریچه را باز میکند.
بازگشت به «گفتگو» فرصتی است تا پایور را نه فقط از راه صدای سنتورش، بلکه از راه آنچه میان سازها میگذرد بشناسیم. این بار پس از شنیدن، بهجای انتخاب نوازنده برتر، از خود بپرسیم: اگر یکی از این دو صدا نبود، چه چیزی از معنای موسیقاییِ دیگری کم میشد؟
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، پایور، دهلوی و تهرانی، ۱۳۴۹؛ عکس: عکاس نامشخص
تصویر دوم، جزئیات سنتور، ۲۰۱۱؛ عکس: اشتفان رول، بنیاد هاینریش بل؛ CC BY-SA 2.0