پای درس بزرگان موسیقی

موتسارت و لحظه‌هایی که کلارینت ساکت است

پرترهٔ نقاشی موتسارت با کت قرمز و یقهٔ سفید

در کوئینتت کلارینتِ موتسارت، بخشی هست که نوازندهٔ کلارینت اصلاً نمی‌نوازد. این نکته در اثری که نامِ همین ساز را بر خود دارد، شنیدنی است: گاهی برای شناختن رنگِ یک صدا، باید مدتی نبودنش را دنبال کنیم. این سکوت، مکثِ همهٔ گروه نیست؛ چهار سازِ زهی موسیقی را ادامه می‌دهند. بنابراین پرسش فقط این نیست که کلارینت چه ملودی‌ای می‌نوازد، بلکه این هم هست که وقتی کنار می‌رود، رابطهٔ ما با باقیِ گروه چگونه عوض می‌شود.

اثر، کوئینتتِ لا ماژور با شمارهٔ کاتالوگ کِی ۵۸۱ است؛ برای کلارینت، دو ویولن، ویولا و ویولنسل. موتسارت آن را در سپتامبر ۱۷۸۹ به پایان رساند و آنتون اشتادلر در نخستین اجرای عمومیِ دسامبر همان سال کلارینت نواخت. برای دیدنِ تفاوتِ مورد نظر، به موومان سوم، یعنی منوئه، می‌رویم. در این موومان دو بخشِ تریو وجود دارد. «تریو» اینجا نامِ بخشی از ساختمان موسیقی است، نه لزوماً فرمانی برای نواختنِ دقیقاً سه نفر.

تریوی اول در لا مینور است و فقط سازهای زهی آن را می‌نوازند. در تریوی دوم، کلارینت نقشی برجسته دارد و موسیقی حال‌وهوای لِندلِر، یک رقصِ سه‌ضربی، می‌گیرد. پس موتسارت با همین پنج نوازنده دو وضعیتِ متفاوت می‌سازد. تفاوت فقط کم و زیادشدنِ بلندیِ صدا نیست: ترکیبِ سازها، مسیر ملودی و حضورِ یک رنگِ بادی در میان رنگ‌های زهی هم اهمیت دارد. صدای مشخصِ کلارینت می‌تواند بدون آنکه بلندترین صدای جمع باشد، توجه ما را جابه‌جا کند.

صفحهٔ چاپی پارتیتور کوئینتت موتسارت با پنج خطِ ساز در هر دستگاه و آغاز موومان واریاسیون‌ها

تصویر: نشر برایتکپف و هرتل

صفحهٔ پارتیتور، راه ساده‌ای برای دیدنِ این جمع دارد. خط‌های نت که زیر هم قرار گرفته‌اند، موسیقیِ یک لحظه را برای سازهای مختلف نشان می‌دهند؛ چشم از بالا به پایین می‌تواند ببیند چه کسی نت دارد و چه کسی سکوت. تصویرِ همراه، بخشی از یک چاپِ قدیمیِ همین کوئینتت است، نه دست‌نوشتهٔ موتسارت. چنین صفحه‌ای فقط فهرستِ نت‌های جداگانه نیست؛ شبیه نقشه‌ای است که زمانِ مشترکِ پنج نوازنده را کنار هم می‌چیند.

اگر منوئه را در یک اجرای تصویری دنبال کنید، مدتی به چهار نوازندهٔ زهی نگاه کنید؛ به‌ویژه وقتی کلارینت ساکت است. کدام ساز توجهتان را می‌گیرد؟ آیا حالا بخشی را می‌شنوید که پیش‌تر زیرِ جذابیتِ صدای کلارینت پنهان مانده بود؟ سپس با حضورِ دوبارهٔ ساز بادی، دنبالِ همان خط بمانید. ممکن است دیگر در پیش‌زمینه نباشد، اما همچنان بخشی از موسیقی است. این جابه‌جاییِ توجه، شنیدنِ گروه را از دنبال‌کردنِ همیشگیِ یک تک‌نواز جدا می‌کند.

هنرجویی که در گروه می‌نوازد، می‌تواند همین پرسش را به بخشِ خودش ببرد: هنگامِ سکوت، چه چیزی را باید بشنوم تا ورودم ادامهٔ موسیقی باشد؟ شمارشِ ضرب‌ها کمک می‌کند، ولی شناختنِ جملهٔ سازِ کنار دست نیز مهم است. تجربهٔ منوئهٔ کِی ۵۸۱ از همین جا صمیمی می‌شود: پنج نوازنده لازم نیست در هر لحظه به یک اندازه حرف بزنند. وقتی ضبط تمام شد، شاید بخشی که بیشتر در خاطر مانده، نه نمایشِ کلارینت، بلکه چند لحظه فرصتِ شنیدنِ دیگران باشد.

منابع دیداری و شنیداری

معرفی و اجرای کوئینتت

راهنمای فیلارمونیک لس‌آنجلس

منابع تصویری

تصویر نخست، موتسارت، ۱۸۱۹؛ اثر باربارا کرافت

تصویر دوم، پارتیتور کوئینتت، چاپ ۱۸۷۷–۱۹۱۰؛ نشر برایتکپف و هرتل