جیمز هتفیلد؛ وقتی ریف وارد گفتوگوی گروه میشود

یک ریف خوب میتواند آغاز آهنگ باشد، اما هنوز خودِ آهنگ نیست. چند ثانیه گیتار ممکن است انرژی فراوانی داشته باشد و بااینحال معلوم نباشد خواننده کجا وارد میشود، بخش بعدی چه میکند یا درامز چگونه به آن پاسخ میدهد. تجربهٔ جیمز هتفیلد در ساخت «۷۲ فصل» متالیکا، برای گروههای هنرجویی از همین جهت آموزنده است: ایدهٔ اولیه باید جایی برای تصمیم دیگران باقی بگذارد تا از طرح یک نفر به موسیقی گروه تبدیل شود.
هتفیلد در مصاحبهٔ رسمی متالیکا در آوریل ۲۰۲۳ توضیح میدهد که میخواسته اعضای دیگر حضور بیشتری در آهنگسازی داشته باشند. بهجای آوردن طرحهایی که از پیش تقریباً کامل شدهاند، گاهی از مصالح کمتری شروع میکردند و روی یک ریف با هم مینواختند. او همچنین میگوید الگو و ریتم آواز را زودتر وارد روند کار کرده تا لارس اولریش و دیگران تصوری از جای آن داشته باشند. در این روایت، آواز بخشی از طراحی موسیقی است، نه چیزی که آخر کار روی قطعه گذاشته شود.
عکس: Kreepin Deth
این توضیح یک سوءتفاهم رایج را کنار میزند: همکاری لزوماً یعنی هرکس به همان اندازه نت اضافه کند. گاهی بهترین سهم یک نوازنده، پیشنهاد حذف یک بخش یا تشخیص جای ورود خواننده است. ممکن است بیس با تغییر سادهٔ حرکتش ریف را روشنتر کند، یا درامر با کمتر نواختن به تأکید اصلی فضا بدهد. برای سنجیدن مشارکت، بهتر است بپرسیم آهنگ چه چیزی به دست آورده است، نه اینکه سهم هر نفر چند ثانیه شنیده میشود.
پیش از ساخت این آلبوم، تجربهٔ «بلکند ۲۰۲۰» راهی برای ارتباط دوبارهٔ اعضا در دوران فاصلهگیری بود. هتفیلد طرحی ضبط کرد و از مسیر تهیهکننده، گرگ فیدلمن، برای دیگران فرستاد تا چیزی به آن اضافه کنند. اهمیت آموزشی این شروع، کاملنبودنِ عمدیِ طرح است. فایل اولیه دعوت به مشارکت بود، نه نسخهای که دیگران فقط موظف باشند بیتغییر اجرا کنند. همین تفاوت کوچک میتواند فضای همکاری را عوض کند.
عکس: Ralph Arvesen
در کار گروهی، ایدهٔ اولیه و تنظیم نهایی دو مرحلهٔ جدا هستند. ریف میتواند هویت خود را حفظ کند و درعینحال با ورود آواز کوتاهتر شود، میان سازها تقسیم شود یا در بخشی دیگر بازگردد. این تغییرها لزوماً از ضعف ایده خبر نمیدهند؛ ممکن است نشان بدهند ایده اکنون در بافت بزرگتری قرار گرفته است. برای هنرجویی که به اولین برداشتش دلبسته شده، دیدن این تفاوت کمک میکند پیشنهاد دیگران را تهدیدی برای مالکیت خلاقهٔ خود نبیند.
در تمرین بعدی، یک ریف کوتاه را ابتدا تنها و سپس با دو همراهی متفاوت ضبط کنید. اعضا بهجای نظر کلی، تغییری قابل امتحان پیشنهاد بدهند: مکث، کاهش تعداد ضربهها یا جابهجایی ورود آواز. مقایسهٔ فایلها روشن میکند بحث بر سر چه صدایی است. اگر همکاری به تولید جدی رسید، توافق دربارهٔ اعتبار و سهم اعضا را نیز جداگانه روشن کنید؛ اعتماد هنری با گفتوگوی دقیق دربارهٔ کار مشترک سازگار است.
از تجربهٔ هتفیلد لازم نیست قانونی همیشگی بسازیم؛ بعضی آهنگها با طرح کامل یک نفر شکل میگیرند و بعضی در تمرین مشترک رشد میکنند. نکته این است که گروه، فقط دستگاه اجرای فرمانهای صاحب ریف نباشد. اگر بتوانیم ایده را پیش از بستهشدن همهٔ راهها به دیگران نشان بدهیم، شاید پاسخی بشنویم که بهتنهایی به آن نمیرسیدیم. آهنگ خوب همیشه از ایدهٔ بیشتر نمیآید؛ گاهی از بهتر شنیدنِ ایدهٔ دیگری میآید.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، جیمز هتفیلد در آمستردام، ۲۰۲۳؛ عکس: Kreepin Deth | CC BY-SA 4.0
تصویر دوم، جیمز هتفیلد روی صحنه؛ عکس: Kreepin Deth | CC BY-SA 4.0
تصویر سوم، جیمز هتفیلد در حال نوازندگی؛ عکس: Ralph Arvesen | CC BY 2.0