پای درس بزرگان موسیقی

ایتزاک پرلمن؛ همان نت‌ها با رنگی دیگر

ایتزاک پرلمن در استپینگ‌استون پارک، ۲۰۲۶

دو نوازنده ممکن است نت‌های یکسانی را با کوک درست اجرا کنند و بااین‌حال دو جملهٔ متفاوت بشنویم. تفاوت فقط در سریع‌تر یا کندتر نواختن نیست. آغاز صدا، شیوهٔ ادامه‌دادنش و نحوهٔ پایان، به نت‌ها حالت می‌دهند. ایتزاک پرلمن برای توضیح این موضوع از رنگ استفاده می‌کند؛ واژه‌ای که اگر به حرکت‌های واقعی ساز وصل نشود، ممکن است مبهم بماند. ارزش آموزش او در این است که رنگ را به انتخاب‌های اجرایی برمی‌گرداند.

پرلمن در درس «رنگ و صدا»، از تغییر شدت، سرعت و فشار آرشه، جهت حرکت و مقدار آرشهٔ مصرف‌شده سخن می‌گوید. حتی برجسته‌کردن یک نت می‌تواند با کوتاه‌تر یا بلندترکردن آن ارتباط داشته باشد. بنابراین رنگ، چیزی نیست که فقط به جنس ساز نسبت بدهیم و از کنترل نوازنده بیرون بدانیم. ساز امکاناتی دارد، اما نوازنده باید یاد بگیرد در هر جمله کدام امکان را به کار بگیرد و نتیجه‌اش را بشنود.

ایتزاک پرلمن، ۲۰۰۷

عکس: Shealah Craighead

او در «بازی رنگ‌ها»، نوازنده را به نقاشی تشبیه می‌کند که رنگ‌ها و قلم‌موهای متعددی در اختیار دارد. اگر همیشه فقط یک ابزار و یک رنگ انتخاب شود، بخشی از امکانات بی‌استفاده می‌ماند. پرلمن این تشبیه را به استفادهٔ متفاوت از آرشه وصل می‌کند؛ قرار نیست صرفاً نام احساس‌ها را روی نت‌ها بگذاریم. برای هنرجو، پرسش عملی این است که آیا می‌تواند با حفظ هویت جمله، صدای دیگری از همان مصالح بسازد و تفاوت را توضیح بدهد.

پرلمن برای توضیح یکنواختی، آغاز کنسرتوی مندلسون را مثال می‌زند و از محدودیتِ یک رنگ و یک شدت ثابت حرف می‌زند. در بحث جابه‌جایی دست نیز میان انتخاب‌های سبکی تفاوت می‌گذارد: لغزش شنیدنی میان نت‌ها را در بیان رمانتیک با همان نگاهِ اجرای باخ به کار نمی‌گیرد. پس امکانات ساز، دستورهایی نیستند که در هر قطعه یکسان مصرف شوند. تفسیر از جایی آغاز می‌شود که نوازنده بداند یک امکان کجا مناسب‌تر است.

ایتزاک پرلمن در نشست جایزهٔ جنسیس، ۲۰۱۶

عکس: Jerusalem Press Club

در «بازی رنگ‌ها»، این موضوع به کار کلاسی تبدیل می‌شود. هنرجویی قطعه‌ای می‌نوازد و دیگران می‌کوشند حالت انتخابی او را تشخیص دهند؛ پاسخ‌ها یکسان نیست. سپس گفت‌وگو به این برمی‌گردد که نوازنده از چه امکانات فنی استفاده کرده است. این لحظه آموزنده است: قصد نوازنده و دریافت شنونده همیشه دقیقاً بر هم منطبق نیستند. به‌جای حدس‌زدن دربارهٔ احساس، می‌توان دربارهٔ ویبراتو، تقسیم آرشه و حفظ خط ملودی گفت‌وگویی مشخص داشت.

یک عبارت کوتاه و آشنا را انتخاب کنید. بار اول با بیان معمول خود بنوازید؛ بار دوم، تنها یک تصمیم مربوط به آرشه را با راهنمایی معلم عوض کنید. ضبط‌ها را مقایسه کنید و به‌جای «زیباتر شد» توضیح مشخصی بدهید: آغاز نت نرم‌تر است، پایان روشن‌تر شنیده می‌شود یا مسیر جمله پیوسته‌تر شده است. اگر کوک و ریتم هنوز ناپایدارند، عبارت را ساده‌تر کنید تا بتوانید تغییر رنگ را از خطاهای دیگر جدا بشنوید.

درس پرلمن وعدهٔ صدای شخصیِ فوری نمی‌دهد. به ما یادآوری می‌کند که امکانات بیان در جزئیاتی قرار دارند که می‌توان شنید، مقایسه کرد و آموخت. نت درست، پایهٔ ضروری کار است، اما پایان کار نیست. وقتی هنرجو بتواند میان چند صدای ممکن انتخاب کند، تمرین از اجرای یک دستور به ساختن یک تفسیر نزدیک می‌شود. همان نت‌ها باقی می‌مانند؛ آنچه تغییر می‌کند، رابطه‌ای است که نوازنده میان آن‌ها می‌سازد.

منابع دیداری و شنیداری

رنگ و صدا

بازی رنگ‌ها

منابع تصویری

تصویر نخست، ایتزاک پرلمن در استپینگ‌استون پارک، ۲۰۲۶؛ عکس: Remexllee | CC BY-SA 4.0

تصویر دوم، ایتزاک پرلمن، ۲۰۰۷؛ عکس: Shealah Craighead

تصویر سوم، ایتزاک پرلمن در نشست جایزهٔ جنسیس، ۲۰۱۶؛ عکس: Jerusalem Press Club | CC BY 2.0