حنانه؛ چرا هارمونی را با دو روش بخوانیم؟

هنرجویی که پیشتر هارمونی خوانده، دوباره از مسیر یک کتاب دیگر شروع میکند. در نگاه اول شاید این کار دورزدنِ بیهوده به نظر برسد: مگر همان قواعد را یاد نگرفته است؟ اما در روایت هاشمی از کلاس مرتضی حنانه، این بازگشت معنای دیگری دارد. حنانه از شاگردش میخواهد هارمونیِ ریمسکیکورساکف را کار کند و همزمان، کتاب شارل کوکلن را هم با او پیش میبرد. موضوع، فراموشکردنِ آموختههای قبلی نیست؛ دیدنِ مسئله از بیش از یک مسیر است.
به روایت همین شاگرد، حنانه با آنکه در ایتالیا تحصیل کرده بود، انتخابِ روش آموزشی را به محل تحصیل خودش محدود نمیکرد. برای شروعِ آموزش هارمونی در ایران، روشِ روسی را مناسب میدانست، اما آشنایی با مکتبهای فرانسه و آلمان را نیز ضروری میشمرد. ملاک او در این روایت، سودمندیِ روش برای فهمِ هنرجو بود؛ نه اینکه نامِ یک کشور یا کتاب، به تنهایی جواب همهٔ پرسشهای آموزش باشد. این تمایز کوچک، معنای انتخابِ همزمانِ دو کتاب را روشنتر میکند.
عکس: Thomas Kirchel
در چنین مقایسهای، هنرجو فقط دو دسته اصطلاح یاد نمیگیرد. فرصت پیدا میکند ببیند یک موضوع چگونه توضیح داده میشود، تمرینها با چه ترتیبی جلو میروند و هر توضیح چه چیزی را برجسته میکند. ممکن است آکوردی را بشناسیم، اما وقتی مسیرِ رسیدن به آن را از زاویهٔ دیگری ببینیم، تازه پرسشی دربارهٔ حرکتِ صداها پیدا کنیم. دانستنِ جوابِ قبلی مانع این کشف نیست؛ اتفاقاً چیزی داریم که پاسخِ تازه را با آن بسنجیم.
این نگاه با عوضکردنِ پیاپیِ کتاب فرق دارد. اگر پیش از فهمیدنِ هر روش از آن بگذریم، مقایسهای اتفاق نیفتاده؛ فقط شروعهای ناتمام جمع کردهایم. همراهکردنِ دو مسیر در کلاسِ حنانه، چنانکه شاگرد روایت میکند، زیر نظرِ معلم بود. معلم میتوانست نسبتِ آموختهها را روشن کند و نگذارد اختلافِ بیان به تصورِ بیقاعدهبودنِ موسیقی تبدیل شود. برای هنرجوی امروز نیز دیدنِ دو توضیحِ متفاوت، بیش از آنکه دلیلِ بیاعتمادی باشد، میتواند موضوعِ یک سؤال خوب در کلاس باشد.
عکس: Gerarus
یک بار همان بخش کوتاهی از تمرین را که میشناسید بنوازید و از معلم بخواهید تفاوتِ دو نگاه را با صدای آن نشان دهد. لازم نیست کلِ درس را دوباره آغاز کنید. فقط دنبالِ نقطهای باشید که توضیحِ تازه، شنیدنِ شما را عوض میکند. اگر چیزی تغییر نکرد، این هم اطلاعات است: شاید تفاوت فعلاً در مسیرِ آموزش باشد، نه در نتیجهٔ همان مثال. مقایسه قرار نیست به هر قیمت برندهای داشته باشد.
هاشمی تأکید میکند که حنانه برای روشهای گوناگون مزیتهایی قائل بود و شناختِ آنها را زمینهٔ ساختنِ شیوهای متناسب با آموزشِ خودمان میدانست. در این چشمانداز، کتابِ خارجی مقصدِ نهایی نیست؛ طرفِ یک گفتوگوست. شاید مهمترین درسی که از این کلاس با ما میماند همین باشد: میتوان جدی و منظم آموخت، بیآنکه یک روش را تنها راهِ ممکن بدانیم. گاهی پیشرفت، پیدا کردنِ پاسخِ تازه نیست؛ دقیقتر فهمیدنِ پاسخی است که قبلاً داشتهایم.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، مرتضی حنانه، دههٔ ۱۳۵۰؛ عکس: عکاس نامشخص
تصویر دوم، پیانو؛ تصویر زمینهای؛ عکس: Thomas Kirchel | CC BY-SA 4.0
تصویر سوم، پارتیتور نابوکو؛ تصویر زمینهای؛ عکس: Gerarus | CC BY-SA 4.0