الهامیان؛ آکورد را پیش از نواختن بشنویم

میشود نام یک آکورد را درست گفت، نتهایش را روی کاغذ نوشت و هنوز از صدایش غافلگیر شد. محسن الهامیان در توضیح هارمونیِ پراتیک، درست به همین فاصله دست میگذارد: فاصلهٔ دانستن و بهصدا درآوردن. برای او، این درس فقط مهارتی جانبی برای آهنگساز نیست؛ راهی است تا نوازنده نیز بتواند برای یک خط آوازی همراهیِ مناسب بسازد و رابطهٔ میان نوشته و صدای موسیقی را زنده نگه دارد.
نمونهٔ مشخص او، آموزش با کتاب آدلف ساموئل است. در توضیح الهامیان، هنرجو ابتدا حالتهای مختلفِ قرارگرفتن آکوردهای اصلی را روی پیانو میآموزد و سپس به وصلکردن آنها میرسد. شِفرههای زیر خطِ باس، راهنمای فاصلههای آکوردند؛ قرار نیست فقط در دفتر رمزگشایی شوند، باید روی ساز به صدا برسند. او آغاز این کار را پس از کسبِ پایهای در هارمونیِ نوشتنی پیشنهاد میکند. بنابراین، عملکردن جای دانستن را نمیگیرد؛ دانستهها را وارد موقعیتی تازه میکند.
عکس: Jcrg34
فرق مهم این دو موقعیت، حضورِ زمان است. روی کاغذ میتوان مکث کرد، چند راه را سنجید و پاسخ را پاک کرد. هنگام همراهی، ملودی منتظرِ پایانِ محاسبات ما نمیماند. لازم است آنچه آموختهایم آنقدر روشن و در دسترس شده باشد که جریان موسیقی قطع نشود. این روانی را نباید با شتاب اشتباه گرفت. سرعتِ بیدقت شاید دستها را مشغول نگه دارد، اما شنیدنِ مسیر صداها و ارتباطشان را از ما میگیرد.
الهامیان به تکرار طولانیِ وصلها اهمیت میدهد، چون هدفِ نهاییاش دیدنِ آکورد و شنیدنِ آن در ذهن است. این نکته، معنای تکرار را عوض میکند. اگر هر بار فقط همان حرکت انگشت را انجام دهیم، ممکن است حافظهٔ دست قویتر شود، بیآنکه گوش سؤال تازهای بپرسد. اما اگر بدانیم صدای بالایی کجا میرود و صدای بم چه مسیری دارد، هر تکرار میتواند تأیید یا اصلاحِ یک پیشبینی باشد. در چنین تمرینی، گوش پس از اجرا بیدار نمیشود؛ از پیش در کار حضور دارد.
عکس: Thomas Kirchel
مثلاً ثابتماندنِ یک صدا میان دو آکورد را میتوان هم روی صفحه دید و هم در اجرا دنبال کرد. این دو تجربه یکسان نیستند: چشم، اشتراکِ نت را تشخیص میدهد؛ گوش، پیوستگی را در کنار حرکتِ صداهای دیگر حس میکند. وقتی این رابطه جا بیفتد، همراهی دیگر مجموعهای از شکلهای جداگانه روی شستیها نیست. به مسیری تبدیل میشود که هر قدمش با قدمِ پیش و پس ارتباط دارد. همینجاست که تمرین هارمونی به کیفیتِ نوازندگی هم مربوط میشود.
برای شروع، با راهنمایی معلم فقط یک وصلِ ساده را انتخاب کنید: پیش از نواختن، صدای بالایی را بخوانید و سپس نتیجه را با تصور خود بسنجید. قرار نیست در یک روز به همراهیِ بداهه برسیم. درسِ الهامیان صبر بیشتری میخواهد: ساختنِ رابطهای قابلاعتماد میان چشم، گوش و دست. وقتی نوشته کمکم در ذهن صدا پیدا کند، ساز دیگر وسیلهٔ حدسزدنِ پیدرپی نیست؛ راهی برای بیان چیزی میشود که شنیدنش را آغاز کردهایم.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، محسن الهامیان، ۱۳۹۶؛ عکس: کامبیز باقری | CC BY-SA 4.0