پای درس بزرگان موسیقی

دبوسی؛ چرا نامِ کلیسا در پایانِ صفحه است؟

عکس سیاه‌وسفید دبوسی با ریش و کت تیره، رو به راست

در صفحهٔ آخرِ پرلود دهمِ دفتر اولِ دبوسی، زیرِ آخرین خطِ نت، چند کلمه در پرانتز آمده است: «کلیسای غرق‌شده». عنوان بعد از موسیقی قرار گرفته، نه بالای آغازِ آن؛ حتی سه‌نقطه‌ای پیش از نام هست. این جای کوچک روی کاغذ، پرسش بزرگی برای گوش دارد. آیا ابتدا صدا را دنبال می‌کنیم و بعد برایش تصویری پیدا می‌کنیم، یا از همان لحظهٔ اول، دنبالِ صدایی می‌گردیم که با نامِ قطعه جور دربیاید؟

این پرلود در ۱۹۱۰ منتشر شد. دبوسی در دفترهای پرلود خود نامِ قطعه‌ها را در پایان می‌نوشت، و «کلیسای غرق‌شده» به افسانهٔ شهرِ ایس در برتانی پیوند دارد؛ شهری که زیرِ آب رفته است. اما قطعه، گزارشِ یک حادثه با زمان و مکانِ دقیق نیست. می‌توان از تصویرِ کلیسا و آب برای نزدیک‌شدن به آن کمک گرفت، بی‌آنکه لازم باشد برای هر آکورد، یک دیوار و برای هر نت، قطره‌ای پیدا کنیم. موسیقی همچنان با رابطهٔ صداها پیش می‌رود.

ابتدای نت هم بی‌راهنما نیست. بالای موسیقی عبارتی به معنای «عمیقاً آرام» آمده و در پرانتز، به مهی با طنینِ ملایم اشاره شده است. کمی جلوتر، دستورِ بیرون‌آمدنِ تدریجی از مه دیده می‌شود. پس تفاوت در این نیست که دبوسی هیچ تصویری به نوازنده نمی‌دهد؛ تفاوت در نوع و جایِ راهنماهاست. بعضی کلمه‌ها از همان آغاز کیفیتِ صدا را پیشنهاد می‌کنند، ولی نامِ کاملِ صحنه در پایان منتظر می‌ماند. برای نوازنده، آرام‌بودن و مه‌آلودبودن یک دستورِ صرفاً عددی دربارهٔ سرعت نیست.

صفحهٔ آخر پرلود کلیسای غرق‌شده با عنوان فرانسوی در پرانتز زیرِ آخرین خط نت

تصویر: نشر دوران

صفحهٔ چاپیِ همراه، پایانِ همین پرلود را نشان می‌دهد. نزدیکِ انتها، بازگشت به رنگِ صوتیِ آغاز خواسته شده و پس از آخرین آکورد، عنوان قرار گرفته است. این صفحه را می‌توان مثل یک دعوتِ دوباره دید: حالا که به آخر رسیده‌ای، آغاز را چگونه به یاد می‌آوری؟ قرار نیست از محلِ عنوان، یک قانون برای همهٔ شنوندگان بسازیم. بسیاری از ما پیش از پخشِ قطعه نامش را دیده‌ایم. با این حال، دانستنِ این ترتیب کمک می‌کند میانِ آنچه واقعاً می‌شنویم و آنچه منتظریم بشنویم، کمی فاصله بگذاریم.

برای شنیدنِ این فاصله، به‌جای تعقیبِ داستان، چند دقیقه فقط تغییرِ اندازه و فاصلهٔ صداها را دنبال کنید: کجا موسیقی دورتر به نظر می‌رسد، کجا پُرتر، و کجا دوباره کم‌رنگ‌تر؟ این‌ها سؤال‌اند، نه پاسخِ آماده. سپس تصویرِ کلیسا را به ذهن برگردانید و ببینید کدام جزئیات با آن روشن‌تر می‌شوند. شاید یک بخش برای شما بیشتر به پژواک شبیه باشد تا موج؛ شاید هم ترجیح بدهید آن را بدونِ تصویرِ مشخصی بشنوید.

برای هنرجوی پیانو، همین تفاوت می‌تواند موضوعِ گفت‌وگو با معلم باشد: «مهِ صوتی» را چگونه بسازیم، بی‌آنکه همهٔ نت‌ها بی‌تمایز شوند؟ پاسخ فقط در فشردنِ پدال نیست؛ باید دربارهٔ وزنِ صداها و ماندگاریِ طنین هم تصمیم گرفت. نقطهٔ شروع، همان عبارت‌های دقیقِ روی نت است. بعد، عنوانِ انتهای صفحه را دوباره بخوانید. شاید این نام به‌جای آنکه معمای موسیقی را حل کند، فقط راهِ تازه‌ای برای شنیدنِ دوباره باز کند.

منابع دیداری و شنیداری

راهنمای فیلارمونی پاریس

نتِ چاپ نخست

اجرای پی‌یر لوران اِمار

منابع تصویری

تصویر نخست، دبوسی، ۱۹۰۵؛ عکس نادار

تصویر دوم، پایانِ پرلود، ۱۹۱۰؛ اثر دبوسی، نشر دوران