کلارا شومان و ملودیای که میان دو آهنگساز سفر کرد

روی عنوانِ اپوس ۲۰ کلارا شومان، نامِ رابرت هم دیده میشود: واریاسیونهایی بر یک تم از رابرت شومان. اما این نام، تمامِ داستانِ موسیقی را نمیگوید. کلارا از ملودیِ او آغاز میکند و در پایانِ نسخهٔ نهایی، ملودیِ یکی از آثارِ خودش را نیز میانِ صداها مینشاند. به این ترتیب، شنیدنِ اثر میتواند از پرسشِ «این نغمه مالِ کیست؟» به پرسشِ جذابتری برسد: یک نغمه در کنارِ نغمهای دیگر چه زندگیِ تازهای پیدا میکند؟
تمِ آغازین از قطعهٔ چهارمِ مجموعهٔ «برگهای رنگارنگ»، اپوس ۹۹ رابرت، آمده است؛ همان قطعهای که در بخشِ «برگهای آلبوم» شمارهٔ یک دارد. کلارا در ۱۸۵۳ هفت واریاسیون برای پیانو بر آن ساخت. واریاسیون یعنی یک فکرِ موسیقایی را نگه داریم و از جنبههایی دگرگون کنیم؛ نه اینکه صرفاً نامِ آهنگسازِ تازهای روی همان قطعه بگذاریم. انتخابِ اینکه چه چیزی باقی بماند و چه چیزی عوض شود، خودش بخشی از آهنگسازی است.
جزئیاتِ پایان، این رابطه را شنیدنیتر میکند. در کُدا، یعنی بخشِ پایانیِ جمعکنندهٔ اثر، تمی از «رمانس واریه»، اپوس ۳ کلارا، در صداهای میانی جای میگیرد. این همان تمی است که رابرت پیشتر بر پایهٔ آن ایمپرومپتوهای اپوس ۵ خود را ساخته بود. پس مسیر فقط از رابرت به کلارا نیست؛ نغمهای از کلارا به موسیقیِ رابرت رفته و حالا در اثرِ دیگری از کلارا دوباره حضور دارد. نامِ دو آهنگساز اینجا به دو خطِ جدا از هم محدود نمیماند.
دستنویس: کلارا شومان
برگِ دستنویسِ همراه، واریاسیون ششم را نشان میدهد؛ کلارا آن را در آمستردام، در چهاردهم دسامبر ۱۸۵۳، نوشته و امضا کرده است. این برگ، تصویرِ کُدای مورد بحث نیست، بلکه تکهای مشخص از همان مجموعه است. خودِ اثر نیز یکباره به شکلِ نهایی نرسیده: نقلِ تمِ اپوس ۳ در دو دستنویسِ پیشین وجود ندارد و در نسخهٔ نهاییِ منتشرشده دیده میشود. این تفاوتِ کوچک، ما را متوجهِ انتخابی در ساختمانِ پایان میکند، نه صرفاً تزئینی روی صفحه.
برای شنوندهای که این آثار را نمیشناسد، کشفِ پیوند میتواند آهسته پیش برود. نخست تمِ کوتاهِ رابرت را جدا بشنوید و اجازه بدهید شکلِ جمله در حافظه بماند. سپس آغازِ مجموعهٔ کلارا را دنبال کنید: چه چیزی آشناست و چه چیزی اکنون در محیطِ دیگری قرار گرفته؟ برای شناختنِ اشارهٔ پایانی نیز شنیدنِ تمِ اپوس ۳ کلارا کمک میکند. اگر آن را فوراً تشخیص ندادید، چیزی از دست نرفته؛ گاهی آشنایی با یک ملودی، پس از چند دیدار شکل میگیرد.
این اثر برای هنرجو پرسشی دقیق دارد: وقتی از ملودیِ دیگری شروع میکنیم، کدام تصمیمها واقعاً از آنِ ما هستند؟ پاسخ را میتوان در همراهی، حرکتِ ریتم، جایگاهِ صداها و مسیرِ پایان جستوجو کرد. در اپوس ۲۰، حتی نامِ کلارا روی جلد هم برای دیدنِ سهمِ او کافی نیست؛ باید به انتخابهای موسیقاییاش نزدیک شد. شاید شیرینترین لحظهٔ شنیدن، وقتی باشد که میانِ چند صدا، نغمهای آشنا را پیدا کنیم و بفهمیم این آشنایی، حاصلِ سفرِ آن میانِ آثارِ دو آهنگساز است.
منابع دیداری و شنیداری
منابع تصویری
تصویر نخست، کلارا، حدود ۱۸۳۹؛ اثر آندریاس اشتاوب
تصویر دوم، واریاسیون ششم، ۱۸۵۳؛ دستنویس کلارا، کتابخانهٔ دانشگاه بازل