پای درس بزرگان موسیقی

چیک کوریا؛ همراهی که برای آواز جا باز می‌کند

چیک کوریا در جشنوارهٔ جز، ۲۰۱۵

همراهی خواننده روی پیانو، نسخهٔ کم‌صداتر تک‌نوازی نیست. پیانیست باید هم مسیر هارمونی را نگه دارد و هم به جمله‌ای توجه کند که با نفس، کلمه یا آوای خواننده شکل می‌گیرد. چیک کوریا در آموزش خود، همراهی یا «کامپینگ» را موضوعی مستقل می‌داند. این استقلال مهم است: حتی نوازنده‌ای با انگشتان آماده و آکوردهای فراوان، برای همراه خوب بودن به مهارتی دیگر نیاز دارد؛ شنیدن اینکه اکنون چه چیزی باید در مرکز موسیقی بماند.

در کارگاه پیانوی کوریا، نخستین جلسه به کامپینگ اختصاص یافته است؛ با موضوع فکرکردن مانند یک ارکستر و نمونهٔ همراهی خواننده. کنار آن، جلسه‌ای جداگانه دربارهٔ هارمونی و چیدمان نت‌های آکورد قرار دارد. این تفکیک برای هنرجو معنای روشنی دارد. دانستن اینکه یک آکورد از چه نت‌هایی ساخته شده، با تصمیم‌گرفتن دربارهٔ زمان، محدوده و شدت اجرای آن یکی نیست. همراهی، استفادهٔ آگاهانه از دانش هارمونی در یک رابطهٔ زنده است.

چیک کوریا در اجرای گروه آکوستیک، ۲۰۱۸

عکس: Tsaorin

برای دیدن جایگاه این رابطه در کار کوریا، آلبوم «پلی» با بابی مک‌فرین نمونهٔ مناسبی است. در این همکاری، پیانو کنار صدای انسانی قرار گرفته و آثاری مانند «اسپین»، «برگ‌های پاییزی» و «بلو بوسا» در مجموعه حضور دارند. کوریا در یادداشتش دربارهٔ این اجراها از استقبال متقابل از پیشنهادهای موسیقایی و نقش مخاطب در شکل‌گرفتن تجربه حرف می‌زند. او همچنین می‌گوید از توان ارتباط‌گیری مک‌فرین چیزهای زیادی دربارهٔ اجرا آموخته است؛ همراهی برای او رابطه‌ای یک‌طرفه نبوده است.

این نکته تصویر رایجِ پیانیستِ همیشه هدایت‌کننده را تغییر می‌دهد. وقتی هم‌نواز می‌تواند چیزی به ما یاد بدهد، لازم نیست از پیش پاسخ همهٔ لحظه‌ها را آماده کنیم. البته آزادیِ رابطه به معنای بی‌توجهی به فرم یا هارمونی نیست. همراه باید آن‌قدر بر مصالح مسلط باشد که بتواند بخشی از توجهش را از دست‌های خود بردارد و به جملهٔ دیگری بدهد. گاهی یک آکورد ساده، به‌موقع‌تر از چند آکورد پیچیده به موسیقی کمک می‌کند.

چیک کوریا و بابی مک‌فرین

عکس: Daniele Marcucci

نام «پلی» نیز به همین جنبهٔ زندهٔ همکاری اشاره دارد. مک‌فرین در یادداشت آلبوم، بازی‌کردن و نواختن را به هم پیوند می‌دهد و از رغبت کوریا برای پذیرفتن اتفاق‌های اجرا می‌گوید. برای هنرجو، بازی در این معنا بی‌دقتی نیست؛ آمادگی برای آزمایش و پاسخ‌دادن است. اگر نوازنده فقط اجرای بی‌تغییر الگوی خودش را درست بداند، تغییر ظریف خواننده را مزاحمت می‌بیند. اگر همراهی را گفت‌وگو بداند، همان تغییر ممکن است سرنخ جملهٔ بعد باشد.

یک بار همراهیِ بخشی کوتاه را فقط با آکوردهای ضروری بنوازید و به پایان عبارت‌های خواننده گوش کنید. بار دوم، تنها در یکی از فاصله‌ها پاسخ کوتاهی اضافه کنید. سپس از خواننده بپرسید در کدام نسخه راحت‌تر توانسته جمله را بسازد. پاسخ او شاید با برداشت شما متفاوت باشد؛ همین تفاوت ارزش شنیدن دارد. هدف تمرین، خالی‌گذاشتن مکانیکیِ همهٔ فاصله‌ها نیست، بلکه تشخیص این است که کجا حضور شما واقعاً به جریان آواز کمک می‌کند.

از کوریا می‌توان آموخت که همراهی خوب، عقب‌نشینی از خلاقیت نیست؛ شکل دیگری از آن است. نوازنده هم باید صدای خودش را داشته باشد و هم بتواند نقش آن صدا را عوض کند. در کنار خواننده، مهارت گاهی در انتخاب یک رنگ مناسب آشکار می‌شود، گاهی در پاسخ کوتاه و گاهی در سکوتی به‌جا. پیانو زمانی همراه است که نه فقط آکورد بعدی، بلکه حضور انسانیِ روبه‌رویش را نیز بشنود.

منابع دیداری و شنیداری

کارگاه پیانو

آلبوم پلی

دوئت با مک‌فرین

منابع تصویری

تصویر نخست، چیک کوریا در جشنوارهٔ جز، ۲۰۱۵؛ عکس: Paco Romero-Ferrero | CC BY-SA 2.0

تصویر دوم، چیک کوریا در اجرای گروه آکوستیک، ۲۰۱۸؛ عکس: Tsaorin | CC BY-SA 4.0

تصویر سوم، چیک کوریا و بابی مک‌فرین؛ عکس: Daniele Marcucci | CC BY 2.0