پای درس بزرگان موسیقی

باخ و آریایی که دوباره به آن برمی‌گردیم

پرترهٔ نقاشی باخ با کلاه‌گیس سفید و برگی از نت در دست

در پایان واریاسیون‌های گلدبرگ، باخ ما را به همان آریایی برمی‌گرداند که اثر با آن آغاز شده بود. میان این دو بار شنیدن، سی واریاسیون گذشته است؛ سی دگرگونی که قرار نیست هر کدام فقط همان ملودی را با چند نتِ اضافه تکرار کنند. این بازگشت پرسش کوچکی پیش پای شنونده می‌گذارد: وقتی موسیقیِ آغاز دوباره می‌آید، آیا واقعاً به همان نقطه رسیده‌ایم؟ نت‌ها می‌توانند همان باشند، اما گوش ما حالا مسیر بیشتری را پشت سر گذاشته است.

برای نزدیک‌شدن به این اثر، لازم نیست از همان ابتدا هر سی واریاسیون را بشناسیم. یک تفاوت مهم کافی است: آنچه در بخش‌های بعدی پیوند را نگه می‌دارد، بیشتر طرحِ باس و مسیر هارمونی است، نه ملودیِ آراستهٔ بالایی. باس، خطِ بمِ موسیقی است و هارمونی، رابطهٔ صداهایی که کنار هم شنیده می‌شوند. اگر فقط دنبال آوازِ قابل‌زمزمهٔ آغاز بگردیم، ممکن است حس کنیم موضوع گم شده؛ در حالی که بخش دیگری از ساختمان قطعه راه را ادامه می‌دهد.

آریا سی‌ودو میزان دارد و واریاسیون‌ها از همین چارچوب برای ساختن تجربه‌های متفاوت استفاده می‌کنند. در میانهٔ مجموعه، واریاسیون شانزدهم با حال‌وهوای یک اورتور فرانسوی، آغازِ نیمهٔ دوم را برجسته می‌کند. آخرین واریاسیون هم دو نغمهٔ مردمی را به هم می‌آمیزد. پس مسیر از یک نمونهٔ ساده به سی نمونهٔ صرفاً دشوارتر نمی‌رود. تفاوتِ شکل‌ها و حرکت‌ها بخشی از ماجراست؛ شنونده می‌تواند در طول راه انتظار تازه‌ای پیدا کند، بی‌آنکه تمام اصطلاح‌های آهنگسازی را بداند.

صفحهٔ عنوان چاپی آریا با واریاسیون‌های باخ با خط آلمانی و نام ناشر بالتازار اشمید

تصویر: نشر بالتازار اشمید

صفحهٔ عنوانِ چاپ قدیمی هم نشانه‌ای برای شناختن اثر دارد. آنجا هنوز نامِ مشهور «گلدبرگ» عنوانِ موسیقی نیست؛ سخن از آریا و دگرگونی‌های آن برای هارپسیکوردِ دوصفحه‌کلیدی است. این مجموعه در زمان زندگی باخ، در ۱۷۴۱، منتشر شد. دو صفحه‌کلید به دو ردیف کلاویه روی یک ساز اشاره دارد، نه دو نوازنده یا دو پیانو. بنابراین اگر امروز اثر را روی پیانو می‌شنویم، شنیدنمان از سازی متفاوت با سازِ نوشته‌شده بر این صفحه می‌گذرد.

برای تجربهٔ نخست، می‌شود فقط آریا و واریاسیون اول را کنار هم شنید. یک بار توجه را به ملودی بدهیم و بار دیگر به صداهای بم و جاهایی که جمله آرام می‌گیرد. قرار نیست با یک بار شنیدن، طرحِ مشترک را کامل استخراج کنیم. همین که متوجه شویم «چیز آشنا» همیشه واضح‌ترین ملودی نیست، راه دیگری به اثر باز می‌شود. هنرجوی پیانو هم می‌تواند این مقایسه را با نت و کمک معلم انجام دهد، بدون آنکه اجرای بخش‌های دشوار مجموعه را از خودش بخواهد.

اما بازگشتِ پایانی را بهتر است یک روز در امتدادِ مسیر بشنویم، نه فقط با پریدن از آغازِ ضبط به آخرش. پس از آخرین واریاسیون، برای رسیدنِ دوبارهٔ آریا جا بگذارید. آیا آرامشِ آن برای شما هنوز همان آرامشِ شروع است، یا چیز دیگری در آن می‌شنوید؟ پاسخِ ازپیش‌تعیین‌شده‌ای لازم نیست. باخ موسیقیِ آغاز را بازمی‌آورد؛ اینکه این بار کدام جزئیاتش به گوش ما نزدیک‌تر می‌شوند، می‌تواند تجربهٔ شخصیِ هر شنونده باشد.

منابع دیداری و شنیداری

گلدبرگ در آرشیو باخ

راهنمای فیلارمونیک لس‌آنجلس

گلدبرگ با ژان روندو

منابع تصویری

تصویر نخست، باخ، ۱۷۴۸؛ اثر الیاس گوتلوب هاوسمان

تصویر دوم، صفحهٔ عنوان گلدبرگ، ۱۷۴۱؛ نشر بالتازار اشمید