پای درس بزرگان موسیقی

علیزاده؛ ریتم را پیش از درگیرشدنِ انگشت‌ها یاد بگیریم

حسین علیزاده در سمت چپ و مجید خلج در سمت راست، ۲۰۱۰؛ عکس اجرا و نه جلسهٔ آموزشی کتاب

هنرجوی تازه‌کارِ سه‌تار گاهی باید چند کارِ ناآشنا را هم‌زمان انجام دهد: نت را بخواند، جای انگشت را پیدا کند، مضراب بزند و زمان را نگه دارد. اگر جمله به‌هم بریزد، تشخیصِ علت آسان نیست. «دستور سه‌تار، دورهٔ ابتدایی» حسین علیزاده، نقطهٔ شروعِ جالبی دارد: شناختِ ریتم و اجرای آن، پیش از ورود به پرده‌شناسی و تمرین‌های دست‌ها قرار می‌گیرد. ترتیبِ درس‌ها اینجا خودش بخشی از آموزش است؛ قرار نیست همهٔ دشواری‌ها یک‌باره بر دوش هنرجو بیفتد.

این کتابِ آموزشی در سال ۱۳۷۷ تألیف شد. در معرفیِ روش آن، محمدعلی مزینانیان توضیح می‌دهد که آموزشِ ریتم از اتانین آغاز می‌شود و سپس به خطِ موسیقی می‌رسد؛ یعنی الگوی زمانی، نخست با هجاهای قراردادی خوانده می‌شود و بعد صورتِ نوشتاریِ آن شناخته می‌شود. در ادامه، پرده‌شناسی، آشنایی با فواصلِ دستگاه‌ها و تمرین‌های دستِ چپ و راست قرار دارند. این مسیر، از آمادگی‌های پایه به سوی اجرای قطعه و ردیف حرکت می‌کند.

سه‌تار ایرانی سدهٔ نوزدهم در موزهٔ متروپولیتن؛ تصویر زمینه‌ای

عکس: موزهٔ متروپولیتن

ارزشِ چنین ترتیبی را می‌توان در همان لحظه‌ای دید که هنرجو می‌گوید «می‌دانم، اما دستم نمی‌آید». شاید هنوز روشن نیست چه چیزی را می‌داند: شکلِ علامت را می‌شناسد، یا واقعاً می‌تواند الگوی زمانی را پیوسته اجرا کند؟ خواندنِ ریتم، پیش از اضافه‌شدنِ کارِ انگشت‌ها، این دو را از هم جدا می‌کند. اگر الگو بدون ساز هم ناپایدار باشد، تمرینِ بیشترِ انگشت‌گذاری به‌تنهایی مسئله را حل نخواهد کرد. اگر خواندن روان باشد و نواختن قطع شود، محلِ توجهِ بعدی روشن‌تر می‌شود.

رابطهٔ گفتن و نوشتن در این روش نیز مهم است. هجا قرار نیست رقیبِ نت‌نویسی باشد؛ تجربه‌ای شنیدنی و اجراشدنی فراهم می‌کند که علامت می‌تواند به آن اشاره کند. هنرجو به جای روبه‌روشدن با نشانه‌ای کاملاً انتزاعی، نامِ نوشتاریِ چیزی را می‌آموزد که اجرای زمانی‌اش را تجربه کرده است. از این منظر، اتانین و خطِ موسیقی دو مرحلهٔ بی‌ارتباط نیستند؛ دو راه برای نگه‌داشتن و بازشناختنِ یک الگو هستند.

تار در مجموعهٔ موزهٔ هنرهای نمایشی سوئد؛ تصویر زمینه‌ای

Mikael Bodner / Statens musikverk

در فهرستِ رسمیِ آثار علیزاده، دورهٔ ابتداییِ سه‌تار همراه با دو لوحِ صوتی معرفی شده است. حضورِ نمونهٔ صوتی کنار کتاب، برای چنین مسیری معنا دارد: صفحه به ما امکانِ مکث و بررسی می‌دهد و صدا، جریانِ زمانی را پیش رو می‌گذارد. نه لازم است از همان ابتدا همهٔ جزئیات را یک‌جا تقلید کنیم، نه کافی است فقط نشانه‌ها را نام ببریم. یادگیری می‌تواند میانِ شنیدن، خواندن و نواختن رفت‌وبرگشت داشته باشد، با هدفی مشخص در هر نوبت.

امتحان کنید: یک الگوی کوتاه از درسِ فعلی‌تان را با راهنمایی معلم، ابتدا بدون ساز بخوانید؛ سپس همان زمان‌بندی را با ساده‌ترین حرکتِ مضراب اجرا کنید و بعد انگشت‌گذاری را اضافه کنید. هر بار فقط یک دشواری تازه وارد شود. نکتهٔ آموزندهٔ این کتاب، کوچک‌شمردنِ قدم‌های نخست نیست؛ جدی‌گرفتنِ آنهاست. رسیدن به ردیف و قطعه‌نوازی، از هماهنگیِ همین توانایی‌های ساده آغاز می‌شود؛ توانایی‌هایی که باید فرصت داشته باشند جداگانه روشن شوند و بعد کنار هم بنشینند.

منابع دیداری و شنیداری

روش دورهٔ ابتدایی

آثار آموزشی علیزاده

منابع تصویری

تصویر نخست، حسین علیزاده و مجید خلج، ۲۰۱۰؛ عکس: Reza1615

تصویر دوم، سه‌تار ایرانی سدهٔ نوزدهم؛ عکس: موزهٔ متروپولیتن

تصویر سوم، تار؛ موزهٔ هنرهای نمایشی سوئد؛ عکس: Mikael Bodner / Statens musikverk | CC BY-SA 4.0