ویژه هنرآموزان

اول هارمونی یاد بگیریم یا کنترپوان؟

دو الگوی چوبی عمودی و موج‌دار کنار دفتر باز و جعبهٔ ساز

با سنجشِ پایه‌ها و هدفِ موسیقایی، میان شروع با هارمونی، کنترپوان یا تمرینِ موازی تصمیم بگیرید؛ همراه پرسش‌های کاربردی برای انتخاب مدرس.

ترتیبِ مناسب از هدفِ شما شروع می‌شود

اگر می‌خواهید برای یک ملودی همراهیِ آکوردی بنویسید، شروعِ متمرکز با مقدماتِ هارمونی معمولاً به مسئلهٔ فعلی‌تان نزدیک‌تر است. اگر می‌خواهید دو ملودیِ قابل‌دنبال‌کردن بسازید یا رابطهٔ دو بخشِ یک قطعه را بفهمید، می‌توانید زودتر وارد تمرین‌های سادهٔ کنترپوان شوید. برای مسیرِ آهنگسازیِ گسترده‌تر نیز یادگیریِ هماهنگِ هر دو می‌تواند مناسب باشد. هیچ‌کدام از این پیشنهادها نسخهٔ واحد برای همه نیست؛ پیش‌نیازهای واقعی و برنامهٔ آموزشیِ مقصد باید بررسی شوند.

«اول» را هم دقیق تعریف کنیم. ممکن است منظور، درسِ اصلیِ این ماه باشد، نه اینکه تا پایانِ تمامِ مباحثِ یک رشته به سراغ دیگری نرویم. هارمونی و کنترپوان هر دو شاخه‌های گسترده‌ای دارند و نقطهٔ پایانِ کوتاه و یکسانی برایشان وجود ندارد. انتخابِ سودمند این است که بدانید اکنون روی چه مهارتی تمرکز می‌کنید، چه چیزهایی را در کنار آن نگه می‌دارید و با چه نشانه‌ای مسیر را بازبینی خواهید کرد. این مقاله به جای اعلامِ یک ترتیبِ قطعی، روشی برای همین تصمیم پیشنهاد می‌کند.

شستی‌های سفیدِ پیانو با نامِ حرفیِ نت‌ها در چند اکتاو

نام‌گذاریِ شکل: C دو، D ر، E می، F فا، G سل، A لا و B سی؛ شناختِ جای نت‌ها یکی از پایه‌های مشترکِ هر دو مسیر است

پیش از انتخابِ درس مسئله را در یک جمله بنویسید

هدفِ «می‌خواهم تئوری‌ام قوی شود» برای انتخابِ کلاس بیش از حد باز است. آن را به کاری تبدیل کنید که قابلِ دیدن و شنیدن باشد: «می‌خواهم برای چهار میزانِ ملودی، همراهیِ ساده پیدا کنم»، «می‌خواهم در اجرای دوصدایی خطِ پایین را گم نکنم» یا «می‌خواهم برای آزمونِ مشخصی آماده شوم». هر جمله می‌تواند به برنامه‌ای متفاوت برسد. نوشتنِ هدف، علاقه‌های دیگر را حذف نمی‌کند؛ فقط اولویتِ فعلی را روشن می‌سازد.

همراه هدف، یک نمونهٔ کوچک ارائه کنید: نت، ضبط یا پروژه‌ای که در آن گیر کرده‌اید. اگر با آکوردهای جدا آشنا هستید اما نمی‌دانید آن‌ها را چگونه به هم وصل کنید، مسئله با هنرجویی که هنوز فاصلهٔ سوم را نمی‌شناسد فرق دارد. اگر ملودیِ دوم را می‌نویسید ولی در اجرا تنها خطِ اول را می‌شنوید، شاید بخشی از برنامه باید به شنیدنِ دوصدایی اختصاص یابد. عنوانِ درس به‌تنهایی این تفاوت‌ها را نشان نمی‌دهد.

پایهٔ مشترک را با کارِ کوتاه بسنجید

برای هر دو مسیر، شناختِ نامِ نت‌ها، کشش‌ها و فاصله‌ها کمکِ جدی است. فاصله یعنی رابطهٔ زیر و بمیِ دو نت؛ می‌توان آن را میان نت‌های پیاپیِ یک خط یا میان دو صدای هم‌زمان بررسی کرد. خواندنِ کلیدهای موردنیاز، فهمِ ضرب و تواناییِ دنبال کردنِ جمله نیز اهمیت دارد. این‌ها الزاماً به معنای نوازندگیِ پیشرفته یا صدای خوانندگیِ حرفه‌ای نیستند. هنرجو باید بتواند موادِ تمرین را آن‌قدر بشناسد که تمامِ توجهش صرفِ رمزگشاییِ نت‌ها نشود.

یک سنجشِ غیررسمی انجام دهید: پنج نتِ دو، ر، می، ر، دو را با کششِ برابر بخوانید یا بزنید، سپس همان ترتیب را بنویسید. حالا فاصلهٔ دو تا می و دو تا سل را روی ساز یا حامل پیدا کنید. در پایان، چهار ضربِ منظم بگیرید و یک الگوی سادهٔ سیاه و چنگ را در همان ضرب اجرا کنید. این‌ها آزمونِ استانداردِ استعداد یا قبولیِ کلاس نیستند؛ فقط معلوم می‌کنند در کدام کار به توضیح یا تمرینِ بیشتری نیاز دارید.

اگر در همین مرحله نامِ نت و کشش مرتب جابه‌جا می‌شود، انتخاب میانِ دو درسِ پیشرفته احتمالاً مسئلهٔ اصلی نیست. می‌توان مقدمات را هم‌زمان با نمونه‌های موسیقاییِ جذاب تقویت کرد. لازم نیست ماه‌ها بدون شنیدنِ آکورد یا دوصدایی بمانید؛ کافی است حجمِ تکلیف با پایهٔ فعلی سازگار باشد. از مدرس بخواهید دقیق بگوید کدام کمبود مانعِ تمرین است و برای برطرف شدنش چه خروجیِ قابل‌مشاهده‌ای می‌خواهد.

چه زمانی هارمونی را در مرکز بگذاریم

هارمونی بیشتر بر روابطِ صداهای هم‌زمان و حرکتِ آن‌ها در جمله تمرکز می‌کند. اگر هدفِ نزدیکِ شما شناختِ آکورد، همراهیِ ملودی، دنبال کردنِ مسیرِ باس یا فهمیدنِ پایانِ جمله است، یک دورهٔ مقدماتیِ هارمونی می‌تواند نقطهٔ شروعِ مناسبی باشد. نوعِ دوره نیز مهم است: هارمونیِ تنالِ کلاسیک، یعنی هارمونیِ متکی به مرکزِ مشخصِ گامی در سنتِ مورد بحث، با دورهٔ کاربردیِ نمادخوانیِ آکورد در جز یا همراهیِ ترانه دقیقاً یک برنامه نیست.

برای روشن شدنِ نیاز، نت‌های دو، می و سل را با هم اجرا کنید؛ سپس فا، لا و دو؛ بعد سل، سی و ر؛ و در پایان دوباره دو، می و سل. آیا می‌توانید نامِ سه آکورد را بگویید و تفاوتِ توقف روی سومی و ادامه تا چهارمی را بشنوید؟ اگر در نام‌گذاریِ نت‌های آکورد، نقشِ باس یا ارتباطِ ترکیب‌ها سؤال دارید، این نمونه اطلاعاتِ خوبی برای جلسهٔ اول به مدرس می‌دهد. قرار نیست فقط با موفقیت در همین مثال، آماده بودنِ شما برای همهٔ سرفصل‌ها اعلام شود.

حتی اگر هارمونی درسِ اصلی باشد، از خواندنِ خط‌ها دست نکشید. یک همراهیِ آکوردی را به باس و صدای بالا تقسیم کنید و هرکدام را جدا بشنوید. به این ترتیب، نگاهِ عمودی از حرکتِ ملودیک جدا نمی‌شود. تعویقِ مطالعهٔ عمیقِ کنترپوان با کنار گذاشتنِ کاملِ تفکرِ خطی فرق دارد؛ لازم نیست میانِ این دو افراط یکی را انتخاب کنید.

سه‌صداییِ دو ماژور شامل دو می سل در کلید سل

برای سنجشِ مقدماتِ هارمونی، این سه نت را هم جدا و هم با هم بشنوید؛ شناختِ شکلِ آکورد با شناختِ حرکتِ آن در جمله یکی نیست

چه زمانی کنترپوان را زودتر وارد کنیم

کنترپوان به رابطهٔ خط‌هایی می‌پردازد که هم‌زمان شنیده می‌شوند و هرکدام مسیرِ قابل‌تعقیبی دارند. برای نوازنده‌ای که با قطعاتِ دوصدایی کار می‌کند، یا آهنگسازی که می‌خواهد دو ساز به هم پاسخ بدهند، تمرینِ کوتاهِ دوخطی می‌تواند خیلی زود معنا پیدا کند. آشنایی با فاصله‌ها و امکانِ شنیدنِ جداگانهٔ هر خط در این انتخاب اهمیت دارد. تمام کردنِ همهٔ هارمونی، شرطِ عمومیِ شروعِ هر نوع کنترپوان نیست.

یک آزمایشِ مقدماتی انجام دهید: خطِ پایین دو و ر، و خطِ بالا سل و فا باشد. ابتدا هر دو نتِ اول را با هم بزنید، سپس هر دو نتِ دوم را. پایین بالا می‌رود و بالا پایین می‌آید؛ این رابطه «حرکت مخالف» است. حالا هر خط را جدا بخوانید و بگویید در ترکیب کدام را راحت‌تر می‌شنوید. اگر این سؤال برای شما به مسئلهٔ اجرایی یا آهنگسازیِ فعلی مربوط است، تمرینِ کنترپوانی می‌تواند بخشی از شروعِ مسیر باشد.

نوعِ کنترپوان را هم بپرسید. کنترپوانِ گونه‌ای با محدود کردنِ تدریجیِ ریتم و فاصله‌ها، نوشتنِ چندصدا را تمرین می‌دهد. درسِ کنترپوانِ آزاد ممکن است زودتر به تقلید، جمله‌پردازی و بافتِ اثرِ واقعی برسد. هیچ عنوانی به‌خودی‌خود بهتر نیست. مهم این است که روشِ انتخابی برای پایه و هدفِ شما توضیح‌پذیر باشد و تکلیف‌هایش فقط به پیدا کردنِ خطاهای روی کاغذ محدود نشوند.

دو خط با حرکت مخالف و نت‌های هم‌زمانِ متفاوت

در این نمونه، جهتِ حرکتِ دو خط مخالف است؛ خواندنِ هر خط و شنیدنِ ترکیب، دو بخشِ مرتبط از تمرین‌اند

یادگیریِ موازی چگونه از شلوغی جلوگیری می‌کند

یادگیریِ هم‌زمان لزوماً به معنای ثبت‌نام در دو دورهٔ سنگین نیست. می‌توانید یک درسِ اصلی و یک تمرینِ پشتیبان داشته باشید. مثلاً در دورهٔ هارمونی، هر هفته یک وصلِ کوتاه را خط‌به‌خط بخوانید؛ یا در دورهٔ کنترپوان، کنارِ نوشتنِ دو صدا، آکوردهای پایه و نقشِ پایانِ جمله را مرور کنید. پیوندِ تمرین‌ها کمک می‌کند هر مفهوم به یک تجربهٔ مشخص وصل شود، نه به دو دسته تکلیفِ بی‌ارتباط.

برای نمونه، یک توالیِ کوتاهِ دو ماژور، فا ماژور و دو ماژور انتخاب کنید. در نوبتِ اول، فقط ترکیبِ نت‌ها را پیدا کنید. در نوبتِ دوم، یکی از نت‌های هر آکورد را به‌عنوان خطِ بالا انتخاب کنید و مسیرش را بخوانید. در نوبتِ سوم، بررسی کنید تغییرِ نتِ بالا چه اثری بر ترکیب دارد. این یک پیشنهادِ آموزشیِ محدود است، نه جایگزینِ برنامهٔ کامل یا روشی با زمانِ نتیجه‌گیریِ تضمین‌شده.

اگر دو مدرس دارید، هدف و قراردادِ تکلیف‌ها را با هر دو روشن کنید. ممکن است یک حرکت در تمرینِ گونه‌ای پذیرفته نشود، اما در تنظیمِ آزاد شما عمدی باشد. این اختلاف همیشه تناقضِ علمی نیست؛ شاید دو مسئلهٔ متفاوت را حل می‌کنید. بهتر است بالای هر تمرین بنویسید «هدفِ این نسخه چیست و بر اساسِ کدام قرارداد بررسی می‌شود؟» همین یادداشتِ کوتاه از سردرگمیِ زیادی جلوگیری می‌کند.

تکرارِ یک نت در بخش پایین و حرکتِ نت‌ها در بخش بالا

در حرکتِ مایل، یک خط نتش را ثابت نگه می‌دارد و دیگری تغییر می‌کند؛ همین نمونه را می‌توان هم از نظرِ مسیرِ خط و هم فاصلهٔ عمودی بررسی کرد

برای دانشگاه و آزمون مسیرِ رسمی را جدا بررسی کنید

اگر هدف، ورود به برنامهٔ آموزشی یا آزمونِ مشخص است، پیش‌نیازهای همان مقصد اهمیتِ عملی دارند. مثلاً برنامهٔ رسمیِ برکلی هارمونی و کنترپوان را در مجموعه‌ای از درس‌های مرتبط قرار می‌دهد و برای درسِ کنترپوان پیش‌نیازهای معین دارد. این نمونه نشان می‌دهد یک مؤسسه ممکن است ترتیبِ خودش را انتخاب کند؛ از آن نمی‌توان نتیجه گرفت همهٔ کلاس‌های خصوصی یا همهٔ سبک‌ها باید همان ترتیب را تکرار کنند.

عنوانِ دقیقِ درس، سالِ برنامه و نمونهٔ تکلیف یا آزمون را بررسی کنید. اگر قرار است چهارصداییِ سبکِ مشخصی بنویسید، دوره‌ای که فقط نمادهای آکوردِ گیتار را آموزش می‌دهد تمامِ نیازتان را پوشش نمی‌دهد. برعکس، برای همراهیِ فوریِ چند ترانه، ممکن است شروع با یک برنامهٔ بسیار طولانیِ تاریخی با هدفِ نزدیکتان هماهنگ نباشد. انتخابِ درست، نتیجهٔ تطبیقِ خروجیِ دوره با نیازِ واقعی است، نه رتبه‌بندیِ مطلقِ عنوان‌ها.

از مدرس چه بخواهیم و خانواده چگونه کمک کند

در جلسهٔ آشنایی، به جای پرسیدنِ «کدام درس مهم‌تر است؟» بپرسید «با نمونه‌ای که آورده‌ام، اولین مهارتِ قابل‌تمرینِ من چیست؟» پاسخِ خوب باید مشخص باشد: مثلاً تشخیصِ فاصله، ساختنِ سه‌صدایی، خواندنِ باس یا کنترلِ پایانِ دو خط. سپس دربارهٔ مقدارِ تکلیفِ بیرونِ کلاس، شیوهٔ شنیدنِ تمرین‌ها و زمانِ بازخورد بپرسید. تعدادِ زیادِ سرفصل‌ها بدونِ فرصتی برای اصلاح، لزوماً مزیت نیست.

هنرآموز می‌تواند نقطهٔ پیدا کردنِ مدرسِ متناسب با هدفِ شما باشد. پیش از انتخاب، بگویید چه سازی می‌زنید، چه خروجی‌ای می‌خواهید و اکنون چه چیزی را می‌توانید اجرا یا بنویسید. از مدرس بخواهید یک تکلیفِ نمونه بدهد و توضیح دهد چگونه آن را اصلاح می‌کند. این گفت‌وگو برای تصمیمِ آموزشی از وعدهٔ «تمام کردنِ سریعِ تئوری» کاربردی‌تر است.

خانواده بهتر است زمانِ واقعیِ تمرین، رفت‌وآمد و علاقهٔ هنرجو را در تصمیم وارد کند. اضافه کردنِ درسِ دوم وقتی فرصتی برای انجامِ تکلیفِ اول نیست، ممکن است فقط فشار را بیشتر کند. در عوض می‌توان با مدرس بر یک خروجیِ کوچک توافق کرد و امکانِ تمرینِ آرام و شنیدنِ نسخه‌های اصلاح‌شده را فراهم ساخت. همراهیِ خانواده به دانستنِ نامِ همهٔ آکوردها نیاز ندارد؛ توجه به استمرار و تجربهٔ خودِ هنرجو مهم‌تر است.

مقایسهٔ برگشتِ ملودی در تریتون و هفتم با ادامه دادنِ آن تا پنجم و اکتاو در تمرین گونه‌ای

راهنمای انگلیسیِ شکل می‌گوید در این تمرین، مسیر را در تریتون، یعنی فاصلهٔ سه‌پرده‌ای، یا هفتم برنگردانید و به‌ترتیب تا پنجم یا اکتاو ادامه دهید؛ این توصیه، قراردادِ همان تمرین است

تصمیم را موقت بگیرید و با نتیجه بازبینی کنید

پس از چند جلسهٔ نخست، به نمونهٔ آغازین برگردید. آیا کاری که قبلاً مبهم بود اکنون دقیق‌تر انجام می‌شود؟ می‌توانید یک آکورد را با دلیل انتخاب کنید، دو خط را جدا بخوانید یا محلِ دشواریِ اجرا را مشخص کنید؟ اگر تنها نامِ اصطلاح‌ها بیشتر شده، از مدرس بخواهید ارتباطشان با هدفِ اولیه را روشن کند. اگر هدف عوض شده است، تغییرِ اولویتِ درس هم می‌تواند منطقی باشد.

برای جمع‌بندی، سه جمله روی کاغذ بنویسید: «خروجیِ نزدیکِ من چیست»، «کدام پایه را باید تقویت کنم» و «در چند جلسهٔ بعد چه چیزی را دوباره می‌سنجم». بر این اساس، هارمونیِ متمرکز، کنترپوانِ مقدماتی یا ترکیبیِ سبک از هر دو را انتخاب کنید. لازم نیست برای شروع، دربارهٔ تمامِ آیندهٔ موسیقایی‌تان تصمیم بگیرید. کافی است قدمِ بعدی با توانِ امروز و کاری که واقعاً می‌خواهید انجام دهید سازگار باشد.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

مقدمهٔ کنترپوان گونه‌ای در Open Music Theory

کنترپوان گونهٔ اول در Open Music Theory

هارمونی و پایان جمله در Open Music Theory

شرح رسمی درس هنر کنترپوان در برکلی

جایگاه هارمونی و کنترپوان در برنامهٔ برکلی

منابع تصاویر

1 Keyboard White Keys؛ Sarah Louden؛ CC BY-SA 4.0

2 C triad.svg؛ Bryan Derksen, Mütze; SVG: McSush؛ Public domain

3 ContraryMotion.png؛ Memoryboy؛ CC BY-SA 3.0

4 Oblique.png؛ Memoryboy؛ Public domain

5 Outlining؛ Mark Gotham؛ CC0