ویژه هنرآموزان

آیا نوازنده‌ای که آهنگسازی نمی‌کند هم باید هارمونی بداند؟

هم‌نوازی ویولنسل و گیتار با نگاه نوازندگان به یکدیگر

کاربرد هارمونی در چیدمان پیانو، باس گیتار، سازهای ملودیک و تمرین گروهی را با مثال‌های مشخص و معیارهای شنیدنی بررسی کنید.

بله، شناختِ کاربردیِ هارمونی می‌تواند به نوازنده‌ای که هیچ قصدی برای آهنگسازی ندارد کمک کند؛ اما مقدار و نوعِ این شناخت باید با کاری که انجام می‌دهد متناسب باشد. نوازنده در اجرا هم تصمیم می‌گیرد: کدام صدا را برجسته کند، همراهی را کجا خلوت‌تر بزند، پایانِ جمله را چگونه آماده کند و با هم‌نواز دربارهٔ یک میزانِ مبهم چه بگوید. شناختِ رابطهٔ صداها برای همین تصمیم‌ها سودمند است؛ لازم نیست شروعِ نوازندگی را تا پایانِ یک دورهٔ مفصلِ هارمونی عقب بیندازید.

تفاوت را می‌توان در تمرین شنید. دو نفر ممکن است نت‌های درست را بنوازند، ولی یکی صدای باس را با هم‌نواز تداخل دهد یا لحظهٔ حلِ تنش را نشنود. مقالهٔ حاضر دربارهٔ کاربردهای مشخص در پیانو، گیتار، سازِ باس، سازهای ملودیک و گروه‌نوازی است. هدف این نیست که همهٔ نوازندگان یک برنامهٔ درسیِ یکسان داشته باشند؛ قرار است دانشی انتخاب کنیم که اثرش در یک اجرای واقعی قابل بررسی باشد.

اجزای یک نمادِ آکورد شامل پایه، کیفیت، افزوده‌ها و باس

root پایه، quality کیفیت، extensions/alterations افزوده‌ها یا تغییرها و bass note نتِ باس است. جدا خواندنِ این اجزا کمک می‌کند بدانیم نماد از نوازنده چه می‌خواهد.

از نامِ آکورد به یک تصمیمِ اجرایی برسید

هارمونی به رابطهٔ صداهای هم‌زمان و پیوندِ آن‌ها در زمان می‌پردازد. برای کاربردِ اولیه، سه سؤال کافی است: در این لحظه چه مجموعه‌ای می‌شنوم، پایین‌ترین نت چیست و این مجموعه به کجا می‌رود؟ پاسخِ نخست دربارهٔ جنسِ آکورد است؛ پاسخِ دوم باس را روشن می‌کند؛ و پاسخِ سوم به نقشِ آن در جمله مربوط می‌شود. ممکن است دو آکوردِ هم‌نام در دو قطعه نقشِ متفاوتی داشته باشند. شناختِ نام، پایانِ کار نیست.

نمادهای آکورد اطلاعاتی دربارهٔ پایه، کیفیت، افزوده‌ها و گاهی باس می‌دهند. مثلاً C/E می‌گوید مجموعهٔ دو ماژور با می در باس اجرا شود؛ این نماد همهٔ جزئیاتِ فاصله‌گذاری، شدت و ریتم را تعیین نمی‌کند. نوازنده باید این اطلاعاتِ فشرده را با نتِ قطعه، سبک و قرارِ گروه هماهنگ کند. اگر بخشی دقیقاً نوشته شده است، شناختِ هارمونی دلیلِ کافی برای عوض کردنِ خودسرانهٔ آن نیست. [۱]

یک تمرینِ کوتاه: دو ماژور، فا ماژور، سل هفت و دو ماژور را با هم‌نواز اجرا کنید؛ هر آکورد یک میزانِ چهارچهارم بماند. سپس توضیح دهید در میزانِ سوم چه چیزی را منتظر بودید و کدام صدا در میزانِ چهارم عوض شد. اگر هنوز فقط چهار اسم به یاد دارید، باس و یک خطِ بالایی را جدا بشنوید. قرار است یک تصمیمِ شنیداری به واژه‌ها وصل شود، نه اینکه نام‌ها جایِ شنیدن را بگیرند.

پیانیست می‌تواند باس و چیدمان را هماهنگ کند

در اجرای تنها، پیانیست ممکن است هم باس را تأمین کند و هم صداهای میانی و ملودی را. با ورودِ نوازندهٔ باس، تقسیمِ کار تغییر می‌کند. اگر هر دو نفر یک خطِ بمِ مستقل و پرتحرک بزنند، نتیجه ممکن است با تنظیمِ مورد نظر هم‌خوان نباشد. ابتدا مشخص کنید چه کسی حرکتِ باس را هدایت می‌کند؛ سپس چیدمانِ دستِ چپ را با آن بسنجید. خلوت‌تر نواختن در اینجا یک انتخابِ قابل شنیدن است، نه کمبودِ مهارت.

در همان چهار میزان، بارِ اول پایهٔ هر آکورد را با دستِ چپ بزنید و بقیهٔ نت‌های همان آکورد را در محدودهٔ میانی اجرا کنید؛ در سل هفت، فای بکار را هم حفظ کنید. بارِ دوم باس را به هم‌نواز بسپارید و بخشِ خودتان را با صدای کمتر و چیدمانی مناسب‌تر امتحان کنید. هر دو نسخه را ضبط کنید. معیار این است که ملودی، حرکتِ باس و کیفیتِ آکورد روشن‌تر شده‌اند یا نه؛ حذفِ همیشگیِ پایه از دستِ چپ، قانونِ همهٔ سبک‌ها و همهٔ گروه‌ها نیست.

شناختِ زمانِ تغییرِ هارمونی به آزمایشِ پدال هم کمک می‌کند. یک بار اتصالِ فا به سل هفت را با باقی ماندنِ کاملِ صدای قبلی و بارِ دیگر با پاک‌سازیِ شنیداریِ مناسب اجرا کنید. تفاوتِ نتیجه را در همان ساز و اتاق بررسی کنید. از این آزمایش دستورِ «تعویضِ پدال در هر آکورد» نسازید؛ نوعِ بافت، سرعت، ساز و علامت‌های قطعه می‌توانند انتخابِ دیگری بخواهند. نقشِ دانش، دقیق‌تر کردنِ گوش و تصمیم است.

رابطهٔ کلیدهای پیانو و نت‌های نوشته‌شده در کلیدِ سل و فا

C یعنی دو، D ر، E می، F فا، G سل، A لا و B سی است. یک نامِ نت در اکتاوهای مختلف تکرار می‌شود؛ برای تقسیمِ کارِ دو دست و سازِ باس، محدوده را هم مشخص کنید.

گیتاریست باید بداند کدام سیم واقعاً باس است

یک شکلِ آکورد روی دسته فقط مجموعه‌ای از جایِ انگشت‌ها نیست. سیم‌هایی که واقعاً به صدا درمی‌آیند، پایین‌ترین نت و تراکمِ صدا را تعیین می‌کنند. اگر روی برگه C/E نوشته شده ولی سیمِ ششمِ می را خاموش کرده‌اید و پایین‌ترین صدا دو است، ممکن است باسِ خواسته‌شده در اجرای تک‌نفره شنیده نشود. برعکس، در گروهی که باسِ می را سازِ دیگری می‌نوازد، لازم نیست همهٔ سازها همان نتِ بم را تکرار کنند.

برای بررسی، دو ماژور و دو ماژور با باسِ می را ابتدا تک‌نفره و سپس همراهِ سازِ باس بنوازید. پیش از اجرا مشخص کنید نقشِ هر نفر چیست. اگر نامِ آکورد درست است ولی صدای جمعی با نمونه فرق دارد، سیمِ بمِ ناخواسته، محدوده و طولِ ماندنِ صداها را بررسی کنید. دانستنِ هارمونی به پیدا کردنِ این علتِ مشخص کمک می‌کند؛ صرفِ تغییرِ شکلِ انگشت‌گذاری ممکن است مسئله را پنهان کند.

در انتقالِ همراهی برای خواننده نیز شکل و صدای واقعی را جدا ثبت کنید. مثلاً کاپو می‌تواند صدای نهایی را نسبت به نامِ شکل‌های آشنا جابه‌جا کند. روی برگهٔ مشترک معلوم باشد نام‌ها به شکل‌های زیرِ دست اشاره دارند یا به آکوردهای شنیده‌شده. بدونِ این توافق، گیتاریست و پیانیست ممکن است یک نام را به دو صدای متفاوت تبدیل کنند. پیش از شروع، یک آکوردِ مرجع را با هم بزنید و تطابق را بشنوید.

نوازندهٔ باس می‌تواند حرکت بسازد و هارمونی را حفظ کند

باس همیشه مساویِ پایه نیست. در معکوسِ آکورد، یکی از نت‌های دیگرِ همان آکورد پایین قرار می‌گیرد؛ و در یک خطِ باس ممکن است نت‌های گذر نیز میانِ تکیه‌گاه‌ها شنیده شوند. بنابراین هر نتِ کوتاهِ باس لزوماً نامِ آکوردِ تازه‌ای نمی‌سازد. درعین‌حال یک نتِ بمِ کشیده و برجسته می‌تواند برداشتِ گروه را به‌طور محسوسی تغییر دهد. جایگاهِ زمانی و مدتِ صدا را همراهِ نامِ آن بررسی کنید. [۲]

تمرینِ دوضربیِ ساده‌ای بسازید: بالای باس، همراهیِ دو ماژور ثابت بماند؛ باس در ضربِ یک دو۳ را چنگ، در «و»ی یک ر۳ را چنگ و در ضربِ دو می۳ را سیاه بنوازد. دوِ وسطِ پیانو در این شماره‌گذاری دو۴ است. ر گذرِ کوتاه میانِ دو و می است. بارِ دوم ر را کشیده و تأکیددار نگه دارید؛ اکنون کیفیتِ برخورد با همراهی را مقایسه کنید، بدونِ آنکه فرض کنید هر دو اجرا یک نقش دارند.

نکتهٔ گروهی این است که تغییرِ باس را به هم‌نوازان خبر دهید. اگر قرار است در میزانِ پنجم C/E شنیده شود، گیتار یا کیبورد نباید ناخواسته دویی پایین‌تر از میِ باس اضافه کند. در تمرین، یک بار فقط سازهای بم را بشنوید و بعد بقیه را وارد کنید. نتیجهٔ قابل بررسی، روشن بودنِ خطِ مشترک و هم‌زمانیِ تغییرهاست؛ تندتر یا شلوغ‌تر شدنِ خط به‌خودیِ خود معیارِ بهتر شدن نیست.

ساختِ آکوردِ ر ماژور هفت و چیدمانِ آن با لا در باس

در مرحلهٔ آخر، آکوردِ ر ماژور هفت از لا، دو دیز، ر و فا دیز شنیده می‌شود و لا پایین‌ترین نت است. پایه همچنان ر است؛ جابه‌جاییِ چیدمان، نامِ نت‌های آکورد را عوض نکرده است.

سازهای ملودیک هم در هارمونی سهم دارند

نوازندهٔ ویولن، فلوت یا کلارینت اغلب یک نت در هر لحظه می‌نوازد، اما همان نت در مجموعهٔ گروه نقش دارد. می روی دو ماژور سومِ آکورد است؛ همان می در زمینه‌ای دیگر می‌تواند نقشِ متفاوتی بگیرد. دانستنِ این رابطه کمک می‌کند شنیدن را فقط به خطِ خود محدود نکنید. هنگامِ نگه داشتنِ یک نت، تغییرِ باس و صداهای اطراف را هم دنبال کنید؛ ممکن است معنای همان نتِ ثابت عوض شود.

برای شنیدنِ حل، یک نفر سل هفت و سپس دو ماژور را اجرا کند و سازِ ملودیک فا۴ را روی اولی و می۴ را روی دومی نگه دارد. هر نت دو ضرب باشد. سپس خط را تنها بنوازید و دوباره به همراهی برگردانید. تفاوتِ تجربه از رابطهٔ نت و زمینه می‌آید. این آگاهی می‌تواند به جمله‌بندی کمک کند، ولی جایِ علامت‌های دینامیک، عبارت‌بندیِ نوشته‌شده یا تصمیمِ مشترکِ رهبرِ گروه را نمی‌گیرد.

در کوکِ گروهی نیز نخست مشخص کنید چه نتی و در چه نقشی اجرا می‌شود. اگر صدایی نامتناسب است، پیش از پیشنهادِ بالا یا پایین بردنِ آن، نامِ نت، اکتاو، انتقالِ ساز و کیفیتِ آکورد را کنترل کنید. یک نسخهٔ همگانی مانندِ «همهٔ سوم‌ها را پایین ببر» برای تمامِ بافت‌ها، سازها و نظام‌های کوک مناسب نیست. بررسیِ دقیق باید در همان زمینه و با راهنماییِ مدرس یا رهبرِ گروه انجام شود.

حرکتِ معمولِ جمله از تونیک به پیش‌نمایان و نمایان

T تونیک، PD پیش‌نمایان و D نمایان است. این مدلِ جملهٔ کلاسیک می‌تواند به شنیدنِ مقصد کمک کند؛ ضربدرِ قرمز حکمِ ممنوعیتِ آن حرکت در تمامِ موسیقی نیست.

با سازِ انتقالی از صدای واقعی حرف بزنید

در سازِ انتقالی، نامِ نوشته‌شده و صدای شنیده‌شده می‌توانند متفاوت باشند. برای کلارینتِ سی بمل، دوی نوشته‌شده به صورتِ سی بملِ کنسرت شنیده می‌شود. بنابراین وقتی پیانیست از آکوردِ دو ماژور حرف می‌زند، نوازندهٔ کلارینت نباید بی‌بررسی فرض کند همان نام‌های نوشته‌شده را می‌نوازد. راهنمای سازِ یاماها تفاوتِ مقیاسِ نوشته‌شده و صدای واقعی را برای کلارینتِ لا و سی بمل نشان می‌دهد. [۳]

در تمرین، پیش از تحلیلِ یک برخوردِ مشکوک بگویید «نام‌های ما کنسرت است» یا «داریم از پارتِ انتقال‌یافته حرف می‌زنیم». برای صدای کنسرتِ دو، می و سل، کلارینتِ سی بمل نت‌های نوشته‌شدهٔ ر، فا دیز و لا را لازم دارد. این مثال دربارهٔ کلارینتِ سی بملِ معمول است؛ سازهای دیگر یا گونه‌های بم ممکن است فاصلهٔ انتقالِ دیگری داشته باشند. پارتِ سازِ حاضر را مبنا بگیرید.

یک کنترلِ سریع می‌تواند جلوی بحثِ بی‌نتیجه دربارهٔ هارمونی را بگیرد: پیانو یک نتِ مرجع بزند و سازِ انتقالی معادلِ نوشته‌شده‌اش را اجرا کند. اگر صداها در اکتاوِ مورد توافق منطبق‌اند، بعد سراغِ نقشِ آکورد بروید. تشخیصِ اشتباهِ نت با انتخابِ نامناسبِ آکورد مسئلهٔ یکسانی نیست. این تفکیک در گروهی از هنرجویان با سازهای مختلف، کاربردِ فوری و ملموس دارد.

همراهیِ خواننده و سازهای کوبه‌ای را هم هماهنگ کنید

اگر همراهی روی Csus4 مانده است، مجموعهٔ اصلیِ آن دو، فا و سل است؛ سومِ می در خودِ این نماد جایِ فا را نمی‌گیرد. اضافه کردنِ خودکارِ می می‌تواند رنگِ خواسته‌شده را تغییر دهد. ابتدا برگه و صدای هدف را بررسی کنید، سپس با خواننده یا تنظیم‌کننده هماهنگ شوید. واژهٔ sus الزام نمی‌کند که در هر قطعه فوراً به سه‌صداییِ معمول حل شود؛ رفتارِ واقعی را باید در همان جمله شنید. [۱]

نوازندهٔ کوبه‌ایِ بدونِ ارتفاعِ معین لازم نیست همهٔ آکوردها را هم‌زمان بسازد تا از مسیرِ هارمونی استفاده کند. شنیدنِ محلِ تغییرِ بخش، فرود و تکرار می‌تواند به هماهنگیِ ورودها و انتخابِ جایِ پاساژ کمک کند. لایهٔ ضرب، باس، همراهی و ملودی ممکن است میان چند ساز تقسیم شوند. [۴] این نقش‌ها را در ضبطِ گروه پیدا کنید؛ سپس پاساژی را امتحان کنید که علامتِ مشترکِ پایانِ جمله را نپوشاند.

برای مقایسه، همان چهار میزانِ آغازِ مقاله را با دو الگوی کوبه‌ای اجرا کنید: یکی با پاساژِ پرحجم روی ورودِ آکوردِ آخر، دیگری با فضای بیشتر برای شنیدنِ آن ورود. گروه دربارهٔ نتیجه تصمیم بگیرد. هیچ‌کدام بدونِ دانستنِ سبک و هدف، پاسخِ همیشگی نیست. ارزشِ تمرین در این است که نوازندهٔ کوبه‌ای نیز دربارهٔ کلِ جمله تصمیم می‌گیرد، نه فقط دربارهٔ صحتِ الگوی دستِ خودش.

آکوردهای دو با جایگزینیِ سوم به وسیلهٔ فا یا ر

در Csus یا Csus4 نتِ فا به جای می و در Csus2 نتِ ر به جای می قرار دارد. پیش از افزودنِ سومِ آکورد، صدای مورد نظر و قرارِ گروه را بررسی کنید.

دانشی را یاد بگیرید که در تمرین دیده شود

برای جلسهٔ بعد، فقط یک مسئله انتخاب کنید: باسِ مبهم، تداخلِ چیدمان، انتقالِ ساز یا لحظهٔ حل. پیش از تمرین یک فرض بنویسید، دو اجرای قابل مقایسه ضبط کنید و پس از شنیدن بگویید چه چیزی تغییر کرد. اگر نتوانستید تفاوت را توضیح دهید، دامنهٔ آزمایش را کوچک‌تر کنید. این روش به شما نشان می‌دهد کدام مفهومِ هارمونی اکنون به کارتان می‌آید و کدام بخش می‌تواند بعداً آموخته شود.

در هنرآموز می‌توانید پارت یا چند میزان از اجرای گروه را همراه بیاورید و درخواستِ مشخصی مطرح کنید: «می‌خواهم بفهمم چرا باسِ این میزان با همراهیِ من تداخل دارد». چنین پرسشی مسیرِ یادگیری را به کارِ نوازندگی وصل می‌کند. هارمونی برای نوازندهٔ غیرآهنگساز زمانی مفید است که به شنیدنِ هم‌نواز، توضیحِ مسئله و انتخابِ اجراییِ روشن‌تر منجر شود؛ عمقِ لازم را همان نیازهای واقعی تعیین می‌کنند.

منابع برای مطالعه

1 نماد آکورد، باس و sus

2 باس و معکوسِ آکورد

3 صدای نوشته‌شده و واقعیِ کلارینت

4 تقسیمِ نقش‌ها در گروه

منابع تصاویر

1 Lead sheet components؛ Megan Lavengood؛ CC BY-SA 4.0

2 Grand Staff Notes Labelled؛ Sarah Louden؛ CC BY-SA 4.0

3 D Major Major Seventh Chord in Inversion؛ Megan Lavengood؛ CC BY-SA 4.0

4 Phrase_Model؛ John Peterson؛ CC BY-SA 4.0

5 Sus chords؛ Megan Lavengood؛ CC BY-SA 4.0