ویژه‌ها

روح الله خالقی در روایت سید ابوالحسن مختاباد

روح‌الله خالقی در کنار هنرجویان هنرستان موسیقی ملی در سال ۱۳۳۱

نام بعضی آهنگ‌ها از نام آفرینندگانشان پیشی می‌گیرد. «ای ایران» برای بسیاری از شنوندگان با صدای غلامحسین بنان گره خورده است، اما شناخت روح‌الله خالقی، آهنگساز این اثر، به شنیدن یک سرود محدود نمی‌شود. کتاب کوچک «روح‌الله خالقی» به قلم سید ابوالحسن مختاباد می‌کوشد از میان نوشته‌ها و خاطرات، چهره هنرمندی را نشان دهد که موسیقی، دلبستگی به ایران و حرمت حرفه‌ای در زندگی‌اش به هم پیوسته بودند.

نویسنده: هوشنگ سامانی

تنظیم برای مجله هنرآموز

نام بعضی آهنگ‌ها از نام آفرینندگانشان پیشی می‌گیرد. «ای ایران» برای بسیاری از شنوندگان با صدای غلامحسین بنان گره خورده است، اما شناخت روح‌الله خالقی، آهنگساز این اثر، به شنیدن یک سرود محدود نمی‌شود. کتاب کوچک «روح‌الله خالقی» به قلم سید ابوالحسن مختاباد می‌کوشد از میان نوشته‌ها و خاطرات، چهره هنرمندی را نشان دهد که موسیقی، دلبستگی به ایران و حرمت حرفه‌ای در زندگی‌اش به هم پیوسته بودند.

انتشارات امیرکبیر این کتاب را در پاییز ۱۳۸۹، در قطع جیبی منتشر کرد.

نام آهنگساز پشت صدای خواننده

روح‌الله خالقی برای اهل موسیقی نامی آشناست. کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» نیز سال‌ها نام او را در ذهن علاقه‌مندان به تاریخ موسیقی زنده نگه داشته است. با این حال، شنونده‌ای که اثری را با صدای خواننده محبوبش می‌شناسد، لزوماً از زندگی و اندیشه سازنده آن آگاهی ندارد.

پرتره تاریخی روح‌الله خالقی در مجله موسیقی
روح‌الله خالقی؛ تصویر منتشرشده در مجله موسیقی، شماره ۷۲، دی ۱۳۴۱. عکس: عکاس نامشخص؛ ویکی‌مدیا کامانز؛ Public domain (PD-Iran / PD-Art). فرمت بهینه‌شده WebP؛ بدون برش یا دستکاری محتوای تصویر.

در سال ۱۳۸۳، هم‌زمان با شصتمین سال ساخت و اجرای «ای ایران»، توجه رسانه‌های چاپی و اینترنتی دوباره به این سرود و آهنگسازش جلب شد. بحث‌ها و واکنش‌هایی که در پی آن شکل گرفت، نام خالقی را نزد گروه بیشتری از مردم مطرح کرد. انتشار یادنامه او با عنوان «ای ایران» از سوی مؤسسه ماهور نیز تلاشی دیگر برای شناخت یکی از چهره‌های اثرگذار موسیقی معاصر بود.

کتاب مختاباد در ادامه همین نیاز قرار می‌گیرد: معرفی خالقی به خواننده‌ای که شاید موسیقی او را شنیده باشد، اما هنوز صاحب آن موسیقی را به‌خوبی نشناسد.

کتابی کوچک با روایتی تحلیلی

بخش مهمی از کتاب را نقل‌قول‌هایی از منابع چاپی و اینترنتی تشکیل می‌دهد. ارزش کار صرفاً در گردآوردن این گفته‌ها نیست؛ بسیاری از آنها پیش‌تر در دسترس بوده‌اند. آنچه به کتاب هویت می‌دهد، ترتیب قرار گرفتن مطالب و تحلیلی است که نویسنده میان آنها برقرار می‌کند.

این شیوه کمک می‌کند رویدادهای زندگی خالقی جدا از یکدیگر دیده نشوند. خاطره‌ای از نوجوانی، موضعی درباره شأن هنرمند و گزارشی از ساخته شدن یک آهنگ، در کنار هم تصویری روشن‌تر از شخصیت او به دست می‌دهند. برای خواننده غیرمتخصص، چنین پیوندهایی از انباشته شدن نام‌ها و تاریخ‌ها سودمندتر است.

ریشه های دلبستگی به ایران

در روایت‌های مربوط به پیدایش «ای ایران»، معمولاً به خاطره‌ای از حسین گل‌گلاب در سال ۱۳۲۳ اشاره می‌شود: دیدن برخورد خشونت‌آمیز یک سرباز آمریکایی با یک بقال ایرانی و تأثیری که نقل آن ماجرا بر خالقی گذاشت. این روایت، هر اندازه برانگیزاننده، به‌تنهایی همه زمینه‌های شکل‌گیری آن سرود را توضیح نمی‌دهد.

کتاب مختاباد خواننده را به سال‌های دورتر می‌برد. خالقی در خاطره‌ای از نوجوانی، از همراهی با مادرش برای دیدن اپرتی از میرزاده عشقی سخن می‌گوید. آنچه از واکنش مادر در ذهن او مانده، دعوت به دوست داشتن وطن و کوشش برای پیشرفت آن است؛ اندرزهایی که به گفته خالقی فراموششان نکرده بود.

اهمیت این خاطره در آن است که دلبستگی او به ایران را به واکنشی ناگهانی در برابر یک حادثه فرو نمی‌کاهد. برای فهم اثری چون «ای ایران»، باید به محیط رشد، تجربه‌های خانوادگی و اندیشه‌ای که در طول زمان شکل گرفته نیز توجه کرد. کتاب از همین راه، شناخت آهنگساز را از شرح یک ماجرای مشهور فراتر می‌برد.

هنرمندی که برای شأن حرفه اش ایستاد

یکی از بخش‌های درخور توجه کتاب، پرداختن به شخصیت اجتماعی خالقی است. موسیقی‌دان در تاریخ معاصر ایران همیشه از جایگاهی متناسب با هنر و دانش خود برخوردار نبوده است. کاربرد عنوان‌هایی چون «عمله طرب» برای استادان موسیقی، نشانی از همین نگاه تحقیرآمیز بود.

علینقی وزیری در برابر چنین نگاهی بر تشخص هنرمند پافشاری کرد. خالقی، به‌عنوان شاگرد و پیرو او، این روحیه را ادامه داد. از این منظر، شناخت خالقی تنها با بررسی ملودی‌ها و نوشته‌هایش کامل نمی‌شود؛ باید دید او برای حفظ حرمت موسیقی‌دان چه جایگاهی قائل بود و چگونه در برابر انتظارهای تقلیل‌دهنده از حرفه‌اش ایستاد.

تصویر شاخص — روح‌الله خالقی همراه هنرجویان هنرستان موسیقی ملی، سال ۱۳۳۱؛ تصویری از زمینه آموزشی زندگی او. عکس: عکاس نامشخص؛ ویکی‌مدیا کامانز؛ Public domain (PD-Iran). تغییرات تصویر: فقط کاهش متناسب اندازه در صورت نیاز، فشرده‌سازی WebP و افزودن حاشیهٔ سادهٔ خنثی برای قالب افقی؛ بدون بزرگ‌نمایی عکس، برش، بازسازی، روتوش یا حذف نشان صاحب اثر.

توجه مختاباد به این وجه از زندگی خالقی، برای خواننده‌ای که می‌خواهد نسبت هنر و جامعه را بفهمد، اهمیت دارد. کتاب نشان می‌دهد منش هنرمند می‌تواند به اندازه اثرش موضوع شناخت و بررسی باشد.

نقدهایی که از ارزش کتاب نمی کاهد

این کتاب با وجود امتیازهایش، از تکرار بعضی نقل‌قول‌ها رنج می‌برد. ممکن است بخشی از این تکرارها برای پیش بردن استدلال نویسنده لازم بوده باشد، اما در کتابی کم‌حجم، بازآمدن عین یک گفته بیشتر به چشم می‌آید و می‌توانست با ویرایشی دقیق‌تر کاهش یابد.

اتکای زیاد به منابع منتشرشده نیز امکان گسترش پژوهش را محدود کرده است. مراجعه به مطلعان و استفاده از گفت‌وگوهای منتشرنشده می‌توانست زاویه‌های تازه‌ای به کتاب بیفزاید. از جمله، گفت‌وگوی اختصاصی من با گلنوش خالقی، دختر آن هنرمند، نکته‌هایی درباره روحیات پدرش داشت که می‌توانست در چنین پژوهشی به کار آید.

اگر پژوهشگر از آغاز، افراد آگاه را در جریان کار قرار دهد، احتمال دسترسی به خاطرات و اطلاعات ثبت‌نشده بیشتر می‌شود. نتیجه می‌تواند کتابی باشد که هم برای خواننده عمومی خوش‌خوان بماند و هم به شناخت تاریخی چیزی بیفزاید.

«روح‌الله خالقی» نمونه‌ای قابل توجه از کتاب جیبی فرهنگی است: اثری که حجم کم را با کم‌مایگی یکی نمی‌گیرد و می‌کوشد به جای کنار هم چیدن نقل‌قول‌ها، از آنها برای فهم یک زندگی استفاده کند. چنین آثاری می‌توانند فاصله میان شنیدن موسیقی و شناختن سازنده آن را کمتر کنند.

منبع

هوشنگ سامانی، «خالقی را از نو بشناسیم»، وبلاگ «فرهنگ و موسیقی ما»، ۹ آبان ۱۳۹۰.

https://our-music.blogfa.com/post/308

این نسخه با عنوان تازه و ویرایش زبانی و ساختاری برای مجله هنرآموز تنظیم شده است. ارجاع‌های زمانی به دوره انتشار متن اصلی مربوط‌اند.