راستپنجگاه با صدای مظفر شفیعی در آلبوم سرمست

آلبوم «سرمست» با آواز مظفر شفیعی و اجرای گروه مهربانی، تجربهای شنیدنی در دستگاه راستپنجگاه است؛ اثری که ارزش آن، افزون بر پرداختن به این دستگاه، در صمیمیت آواز و همراهی نوازندگان با یکدیگر نهفته است.
هوشنگ سامانی
تنظیم برای مجله هنرآموز
آلبوم «سرمست» با آواز مظفر شفیعی و اجرای گروه مهربانی، تجربهای شنیدنی در دستگاه راستپنجگاه است؛ اثری که ارزش آن، افزون بر پرداختن به این دستگاه، در صمیمیت آواز و همراهی نوازندگان با یکدیگر نهفته است.
راستپنجگاه و راهی که دوباره گشوده شد
یکی از ثمرات جریان بازگشت به موسیقی دستگاهی در مرکز حفظ و اشاعه، زنده کردن راستپنجگاه در حافظه شنیداری مردم بود. اجرای ماندگار محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر در حافظیه شیراز، نقطه آغازی برای این حرکت شد؛ اجرایی که فیلم سیاهوسفیدش نیز در آرشیوهای خصوصی دستبهدست میشد.
حسین علیزاده با «راز و نیاز» و پرویز مشکاتیان با «مقام صبر»، هر دو با آواز علیرضا افتخاری، به این دستگاه پرداختند. شهرام ناظری نیز با همکاری گروه کامکارها راستپنجگاهی متفاوت خواند و کیوان ساکت همراه با ایرج بسطامی، بخشی از آلبوم «فسانه» را به آن اختصاص داد. اینها نمونههاییاند که در حافظه من ماندهاند، نه لزوماً همه آثاری که در راستپنجگاه ساخته شده است.
همنشینی تجربه و نوآوری در گروه مهربانی
«سرمست» را عاصمه فندرسکی در مؤسسه آوای مهربانی به من هدیه داد. گروه مهربانی در این اثر به سرپرستی سلمان سالک، نوازنده تار، نواخته و مظفر شفیعی آواز خوانده است. فاصله سنی خواننده و سرپرست گروه مانعی برای این همکاری نشده؛ در هنر بیحاشیه، هر آنکه دستی در نوآوری دارد میتواند با پیشکسوتان همنشین شود و همنوازی کند.
احمد رضاخواه با سنتور، محمدباقر زینالی با عود و کمانچه، فرید خردمند با تمبک و احسان عابدی با نی، دیگر اعضای این گروهاند. آنچه از مجموع این همراهی شنیده میشود، فقط کنار هم قرار گرفتن چند ساز و یک صدا نیست. صمیمیتی بر اجرا حاکم است که در آواز و تکنوازیها نیز خود را نشان میدهد.
صدایی که شخصیت خواننده را پنهان نمیکند
آشنایی من با مظفر شفیعی به کلاسهای آواز او در کانون موسیقی دانشگاه امیرکبیر بازمیگردد. هنرآموز آواز نبودم، اما گاه به کلاسش میرفتم و به نظاره مینشستم. مردی خوشبرخورد و دوستداشتنی بود، دور از دکوپزهایی که گاه پیرامون اهل هنر دیده میشود. از همان برخورد نخست میشد به او اعتماد کرد.

شفیعی با پیشینهای طولانی در شاگردی محمدرضا شجریان، از استادش و شیوههای آوازی او سخن میگفت. شغل اصلیاش حسابداری بود و در بند درآمد موسیقی نبود. منتشر نکردن آلبوم، برای دوستانش پرسشبرانگیز بود؛ گمان میکردیم اگر قرار است در تولید موسیقی نقشی بپذیرد، چرا چنین کمحضور است؟ کنسرتها و آلبومهایش نشان داد آن داوری شتابزده بود.
در «سرمست»، صدا و شخصیت آوازی او چیزی از بسیاری از خوانندگان شناختهشده کم ندارد. برای من و دوستانی که او را از نزدیک میشناختند، این خوانشها از آنچه در کلاس آوازش شنیده بودیم فراتر میرفت. صمیمیت ذاتی شخصیت او، ناخواسته در آوازش آشکار است؛ و این همان چیزی است که در هیچ کلاسی یافت نمیشود.
از وفاداری به راستپنجگاه تا گذر به چهارگاه
شفیعی در «سرمست»، راستپنجگاه را همچون اجرای شیرازِ لطفی و شجریان بهتفصیل میخواند و از طریق گوشه منصوری، گریزی نیز به چهارگاه میزند. این گذر ممکن است از نگاه سنتگرایان، اندکی فاصله گرفتن از ردیف تلقی شود، اما نوگرایان موسیقی ایرانی احتمالاً با رویی باز به آن مینگرند.
فضای صمیمی اثر در نوازندگیها هم اثر گذاشته است. برای نمونه، سنتورنوازی احمد رضاخواه در این آلبوم، به گوش من از تجربههای پیشین او فراتر میرود. گیرایی یک اثر هنری فقط به دانش و تجربه فراوان وابسته نیست؛ بستر مناسب نیز در کنار اندوختههای هنرمندان میتواند به آفرینش اثری اثرگذار بینجامد. «سرمست» را از همین منظر میتوان شنید.
تصویر اصلی: نمای حافظیه شیراز در سال ۲۰۱۲؛ تصویر زمینهای از مکان یادشده در متن، نه عکس اجرای تاریخی راستپنجگاه. عکس/اثر: Mohammad.Tarem؛ منبع تصویر؛ CC BY-SA 4.0. تبدیل به WebP و کاهش ابعاد/حجم در صورت نیاز؛ بدون برش، بازسازی، دستکاری یا حذف نشان عکس.
منبع این نوشته
هوشنگ سامانی، «برگ دیگری بر پرونده راستپنجگاه»، وبلاگ موسیقی ما.