ویژه هنرآموزان

چگونه صدای باس یک آهنگ را از میان بقیه سازها پیدا کنیم؟

نوازنده در حال اجرای گیتار باس شش‌سیم

خط باس را از ریتم ورودها تا مسیر زیرایی و نام نت دنبال کنید؛ با تمرین دو لایه، تمایز باس و پایهٔ آکورد و استفادهٔ واقع‌بینانه از ابزار.

برای پیدا کردن باس، لازم نیست از همان ابتدا نام همهٔ نت‌ها یا آکوردهای آهنگ را بدانید. ابتدا یک بخش کوتاه انتخاب کنید، توجه را از ملودی به صداهای بم ببرید و فقط زمان ورود و تغییر آنها را دنبال کنید. پس از آن می‌توانید مسیر بالا و پایین رفتن خط باس را تقلید کنید و در مرحلهٔ بعد سراغ نام نت‌ها بروید. این جداسازیِ تکلیف کمک می‌کند با هر بار شنیدن، به پرسشی مشخص پاسخ بدهید.

نوازنده در حال اجرای گیتار باس شش‌سیم

باس همیشه بلندترین، بم‌ترین صدای لحظه‌ای یا صدای سازی با نام «گیتار باس» نیست. در بعضی تنظیم‌ها پیانو، کنترباس، ساز الکترونیکی یا چند ساز با هم این نقش را دارند. گاهی هم ضبط برای هنرجوی تازه‌کار آن‌قدر متراکم است که دنبال‌کردن خط باس دشوار می‌شود. انتخاب نمونهٔ روشن بخشی از تمرین است؛ زیادکردن بی‌هدف صدای پخش، راه‌حل این دشواری نیست.

سه معنای متفاوت را از هم جدا کنیم

در این مقاله «خط باس» به لایهٔ بم موسیقی اشاره می‌کند که می‌خواهیم مسیر نت‌هایش را در طول زمان دنبال کنیم. «پایهٔ آکورد» مفهوم نظری دیگری است: نتی که آکورد نسبت به آن نام‌گذاری می‌شود. اگر آکورد دو ماژور با می در پایین اجرا شود، نت باس می است و پایه همچنان دو می‌ماند. پیدا کردن باس می‌تواند بعدها به تحلیل آکورد کمک کند، اما شنیدن یک نت بم به‌تنهایی نام آکورد را تعیین نمی‌کند.

نت پایین آکورد دو ماژور در سه چیدمان متفاوت

در معکوس‌ها، پایین‌ترین نت تغییر می‌کند اما پایهٔ آکورد دو باقی می‌ماند.

«فرکانس پایه» نیز اصطلاح آکوستیکی است و با پایهٔ آکورد فرق دارد. صدای یک نت ساز معمولاً فقط یک فرکانس ندارد؛ مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها و هارمونیک‌ها در آن حضور دارند. ممکن است مؤلفهٔ فرکانس پایه ضعیف باشد و بااین‌حال زیراییِ مربوط به آن شنیده شود. بنابراین خط باس را فقط با دنبال‌کردن قوی‌ترین صدای بسیار بم یا بلندترین قلهٔ یک نمودار پیدا نمی‌کنیم. آنچه در تمرین دنبال می‌کنید یک مسیر شنیداری است، نه صرفاً پایین‌ترین عدد روی نمایشگر.

نمونه‌ای انتخاب کنید که امکان موفقیت داشته باشد

برای شروع، بخشی حدود پنج تا ده ثانیه از قطعه‌ای با باس روشن، ضرب نسبتاً منظم و تغییرات محدود انتخاب کنید. اجرای دونوازی، تمرین ساز با همراهی ساده یا بخشی که آواز در آن ساکت است معمولاً نقطهٔ شروع قابل‌مدیریت‌تری از یک اوج شلوغ است. لازم نیست آهنگ خیلی کند باشد؛ مهم‌تر این است که ورود نت‌های باس را از صداهای دیگر تمیز دهید. اگر چند بار شنیدن هیچ نشانه‌ای نمی‌دهد، نمونه را ساده‌تر کنید.

زمان آغاز و پایان بخش را یادداشت کنید و در هر بار شنیدن همان بخش را پخش کنید. بهتر است جمله در میانهٔ یک نت بلند بریده نشود و کمی قبل از ورود باس را هم بشنوید. این حاشیهٔ کوتاه، حملهٔ صدا و جای آن در ضرب را روشن می‌کند. در قدم اول دنبال نام نوازنده، مدل ساز، نت دقیق و آکورد هم‌زمان نباشید؛ اینها سؤال‌های متفاوت‌اند و می‌توانند توجه را پراکنده کنند.

نخست ریتم ورودها را دنبال کنید

یک بار قطعه را برای آشنایی کلی بشنوید. بار دوم با انگشت ضربی آرام و تقریباً منظم بگیرید، اما نت‌های باس را هنوز ننویسید. بار سوم فقط هنگام شنیدن آغاز یک صدای بمِ نت‌دار، علامت کوچکی روی کاغذ بگذارید. اگر باس نت را نگه داشته، هر ضرب را شروع یک نت تازه حساب نکنید. هدف، جداکردن زمان آغاز صدا از شبکهٔ ضرب است؛ این دو ممکن است روی هم بیفتند یا متفاوت باشند.

تقسیم یک کشش گرد به سفید و سیاه و چنگ و ارزش‌های کوتاه‌تر

تعداد شروع صداها با طول کل بازه یکی نیست؛ هر ردیف این نمودار مدت یکسانی دارد.

اکنون صدای باس را بدون نام نت، با هجای «دوم» تقلید کنید. اگر دو ورود کوتاه و یک صدای کشیده شنیده‌اید، همان الگوی زمانی را اجرا کنید، حتی اگر زیرایی هنوز دقیق نیست. در بازشنوی بعدی ببینید آیا تکرارهای شما با ضبط هم‌زمان‌اند. برای هنرجویی که ملودی آواز را خوب می‌خواند ولی باس را گم می‌کند، این تمرکز بر زمان ورودها می‌تواند راهی برای نگه‌داشتن توجه روی لایهٔ تازه باشد.

باس را با ضربهٔ طبل اشتباه نگیرید

در بسیاری از تنظیم‌ها طبل بزرگ و باس با هم وارد می‌شوند و هر دو حس بم‌بودن دارند. بااین‌حال نقش و شکل صدایشان یکی نیست. به ادامهٔ صدا پس از حمله توجه کنید: آیا می‌توانید یک زیرایی نسبتاً مشخص را زمزمه کنید و حرکت آن را در نت بعدی بشنوید؟ یک ضربهٔ کوتاه و کوبه‌ای ممکن است زمان ورود را نشان دهد ولی برای نام‌گذاری نت اطلاعات کافی ندهد. بعضی صداهای کوبه‌ای نیز زیرایی مشخص دارند؛ پس این تمایز یک قانون مطلق دربارهٔ سازها نیست.

برای تمرین، همراهتان روی میز ضربی ساده بزند و هم‌زمان دو نت متفاوتِ بم را روی ساز، کشیده اجرا کند. یک بار فقط ضربه‌ها و بار دیگر فقط مسیر دو نت را دنبال کنید. بعد نقش‌ها را عوض کنید. نتیجهٔ قابل مشاهده این است که بتوانید بگویید چند حملهٔ کوبه‌ای و چند تغییر نت شنیده‌اید. اگر هر دو عدد همیشه در پاسخ شما یکی است، احتمال دارد هنوز دو لایه را یک واحد بشنوید.

سپس مسیر ملودی باس را پیدا کنید

حالا برای هر ورود باس فقط یکی از سه علامت را ثبت کنید: بالاتر رفت، پایین‌تر رفت یا همان نت ماند. هنوز فاصله و نام نت لازم نیست. برای مثال، ممکن است چهار ورود را «همان، پایین، همان، بالا» توصیف کنید. این توصیف را با بازشنوی بررسی کنید. اگر نت دوم را نمی‌شنوید، جای خالی بگذارید؛ پرکردن همهٔ خانه‌ها با حدس می‌تواند در شنیدن بعدی شما را به همان حدس اولیه وابسته کند.

خطی را که شنیده‌اید در محدودهٔ راحت صدای خود زمزمه کنید. لازم نیست دقیقاً در اکتاو بسیار بم ساز بخوانید؛ می‌توانید یک اکتاو بالاتر تقلید کنید و این جابه‌جایی را در یادداشت خود مشخص کنید. اولویت با حفظ ترتیب نت‌ها و ریتم آنهاست. اگر نمی‌توانید زیرایی را تقلید کنید، فقط مسیر کلی را با حرکت دست نشان دهید و سپس همراه معلم، هر دو نت پشت سر هم را روی ساز مقایسه کنید.

یک تمرین دو لایهٔ قابل بازسازی

برای نمونه‌ای ساده، سرعتی نزدیک به شصت ضرب در دقیقه انتخاب کنید. در چهار میزان چهارضربی، خط پایین پیانو به‌ترتیب دو۳، لا۲، فا۲ و سل۲ را اجرا کند؛ هر نت چهار ضرب نگه داشته شود. هم‌زمان دست راست در هر میزان، می۴ و سل۴ را به تناوب با نت‌های سیاه اجرا کند. این تمرین برای جداکردن لایه‌هاست و قرار نیست نمونهٔ یک آهنگ یا الگوی هارمونی الزامی باشد. نت دو۴ در این نام‌گذاری دوی میانی است.

دست نوازنده روی صفحه‌کلید؛ سازی مناسب اجرای دو خط جدا

در تمرین دو لایه، مسیر بم را ابتدا تنها و سپس همراه خط بالا بشنوید.

ابتدا فقط خط پایین را بشنوید، سپس خط بالا را اضافه کنید. هنرجو هنگام اجرا زمان تغییر باس را با حرکت دست نشان دهد و پس از پایان، چهار نت را بدون همراهی تقلید کند. در دور بعد فقط ریتم خط بالا را تغییر دهید و خط پایین را ثابت نگه دارید. اگر پاسخ باس تغییر می‌کند، توجه هنوز با حرکت پررنگ‌ترِ لایهٔ بالا کشیده می‌شود. دور سوم می‌تواند همان باس را با نت‌های کوتاه‌تر اجرا کند تا نگه‌داشتن صدا تنها نشانهٔ شناسایی نباشد.

از آشنایی با رنگ صوتی کمک بگیرید

چند ثانیه از ساز باسِ تنها بشنوید و به آغاز، ادامه و پایان نت توجه کنید. در گیتار باس ممکن است صدای مضراب، انگشت یا تماس سیم به تشخیص ورود کمک کند؛ در کنترباس آرشه‌ای ادامهٔ صدا متفاوت است و در ساز الکترونیکی شکل صدا می‌تواند بسیار متنوع باشد. هدف، ساختن یک فهرست قطعی از رنگ‌ها نیست. کافی است یک نمونهٔ آشنا داشته باشید تا هنگام بازگشت به ضبط شلوغ، توجه خود را روی همان ویژگی تنظیم کنید.

گاهی خط باس در یک بخش با پیانو و در بخش بعد با ساز دیگری دو برابر می‌شود. در این حالت صدا عوض می‌شود ولی مسیر نت‌ها ممکن است ثابت بماند. از خود بپرسید «کدام مسیر ادامه یافت» و نه فقط «آیا همان رنگ قبلی را می‌شنوم». دانستن نام دقیق ساز برای دنبال‌کردن این مسیر شرط نیست. اگر ضبط یا اجرای تصویری معتبر در دسترس است، می‌توانید پس از تلاش شنیداری از آن برای بررسی استفاده کنید، نه برای حدس‌زدن پیشاپیش پاسخ.

نام نت‌ها را بعد از تثبیت مسیر اضافه کنید

وقتی می‌توانید خط باس را با ریتم و جهت حرکت تقلید کنید، یک نت نسبتاً واضح را با ساز پیدا کنید. لازم نیست همیشه نخستین نت باشد؛ یک نت کشیده در میانهٔ جمله گاهی روشن‌تر است. آن را نقطهٔ مرجع قرار دهید و نت‌های قبل و بعد را نسبت به آن بررسی کنید. هر بار بخش کوتاه را بشنوید، ساز را پاسخ بدهید و دوباره با ضبط مقایسه کنید. نواختن بی‌وقفه روی ضبط ممکن است صدایی را که می‌خواهید بشنوید بپوشاند.

نام نت، اکتاو و میزان اطمینان را جدا ثبت کنید. ممکن است نام سل را درست پیدا کرده باشید ولی اکتاو آن روشن نباشد. این پاسخ را «سل، اکتاو نامطمئن» بنویسید. اگر قرار است روی حامل ثبت کنید، آشنایی با کلید فا کمک می‌کند؛ اما برای تمرین توجه، نوشتن نام نت یا علامت جهت کافی است. دشواری نت‌نویسی را با دشواری شنیدن خط باس یکی نگیرید.

کلید فا با نت سیاه فا روی خط چهارم حامل

دو نقطهٔ کلید فا خط نت فا را در میان خود می‌گیرند؛ در این شکل، نت فا روی همان خط است.

ابزار پخش چه کمکی می‌کند

تکرار یک بخش کوتاه، کم‌کردن ملایم سرعت با حفظ زیرایی و شنیدن نسخهٔ مجازِ تفکیک‌شدهٔ سازها می‌تواند مفید باشد. هرکدام را به‌عنوان وسیلهٔ بررسی به کار ببرید. کم‌کردن سرعت ممکن است حمله‌ها و رنگ صدا را تغییر دهد. جداسازی خودکار سازها نیز گاهی نت را حذف می‌کند، بقایای سازهای دیگر را نگه می‌دارد یا صدایی مصنوعی می‌سازد. پاسخ نهایی را دوباره در ضبط اصلی بررسی کنید و خروجی ابزار را حقیقت قطعی ندانید.

تقویت شدید فرکانس‌های بم لزوماً باس را روشن‌تر نمی‌کند؛ ممکن است طبل و صدای زمینه را هم برجسته کند. برای تمرین خانگی ابتدا با صدای راحت، محیط نسبتاً آرام و وسیلهٔ پخش مناسب شروع کنید. هدفون شرط یادگیری نیست و برای شنیدن جزئیات نباید بلندی را تا حد ناراحتی بالا برد. اگر گوش خسته شد، تمرین را متوقف کنید و بعداً با نمونه‌ای روشن‌تر ادامه دهید. این تمرین مسابقهٔ تحمل صدا نیست.

وقتی جواب روشن نیست دقیق گزارش کنید

اگر باس و ساز دیگری یک خط را در اکتاوهای متفاوت اجرا کنند، ممکن است دربارهٔ اکتاوِ یک صدا مردد بمانید. اگر نت باس زیر صدای پرقدرت دیگری پوشیده باشد، بخشی از مسیر فقط احتمالی شنیده می‌شود. اگر آهنگ خط باس مستقل نداشته باشد، جست‌وجوی اجباری برای یافتن یک ساز پنهان بی‌نتیجه است. این حالت‌ها را از نداشتن تمرین جدا کنید. پاسخ خوب می‌تواند محدودهٔ اطمینان خود را هم نشان دهد.

برای بررسی هفتگی، یک بخش کوتاه تازه انتخاب کنید و سه خروجی تهیه کنید: زمان ورودهای باس، مسیر کلی زیرایی و نت‌های نسبتاً مطمئن. سپس با مدرس یا پارت معتبر مقایسه کنید. خانواده می‌تواند مسئول پخش و ثبت زمان باشد و از تبدیل تمرین به آزمون دائمی پرهیز کند. در هنرآموز، یک نمونهٔ مشخص با زمان دقیق و یادداشتِ آنچه شنیده‌اید، به مدرس کمک می‌کند تشخیص دهد گام بعدی شما تمرین توجه، ریتم، زیرایی یا نت‌نویسی است.

برای مطالعهٔ بیشتر

تمرکز بر خط باس

نوشتن خط باس از روی شنیدن

منابع تصاویر

1. نوازندهٔ گیتار باس؛ Mostafameraji؛ CC0

2. باس در معکوس‌های آکورد؛ Smjames135؛ CC BY-SA 3.0

3. ارزش‌های زمانی نت‌ها؛ Hyacinth؛ Public domain

4. اجرای لایه‌های صوتی با صفحه‌کلید؛ Gabriel Barletta؛ CC0

5. نت فا در کلید فا؛ Artur Jan Fijałkowski (WarX)؛ Public domain