چنگ فرش قزوین از زه تا ضربه

یک ساز را با چند شیوه میتوان به صدا درآورد؟ «فرش»، ساخته سیفالله شکری در قزوین، پاسخی شنیدنی به این پرسش است. این ساز که نمونهای متفاوت از چنگ به شمار میرود، به نوازنده امکان میدهد از سیمها و بدنه آن صداهای زخمهای، آرشهای و کوبهای بگیرد. جذابیتش نیز در همین تنوع نهفته است؛ در کنار هم نشاندن رنگهایی که معمولاً از چند ساز جداگانه انتظار داریم.
هوشنگ سامانی
تنظیم برای مجله هنرآموز
یک ساز را با چند شیوه میتوان به صدا درآورد؟ «فرش»، ساخته سیفالله شکری در قزوین، پاسخی شنیدنی به این پرسش است. این ساز که نمونهای متفاوت از چنگ به شمار میرود، به نوازنده امکان میدهد از سیمها و بدنه آن صداهای زخمهای، آرشهای و کوبهای بگیرد. جذابیتش نیز در همین تنوع نهفته است؛ در کنار هم نشاندن رنگهایی که معمولاً از چند ساز جداگانه انتظار داریم.
تصویر شاخص — ساز فرش در تصویرِ گزارش اصلی «کاملترین ساز جهان» از هوشنگ سامانی؛ تصویر واقعی همان ساز، بازیابیشده از آرشیو وب. منبع تصویر: گزارش هوشنگ سامانی در «فرهنگ و موسیقی ما»؛ نسخهٔ بازیابیشده در آرشیو وب. تغییرات تصویر: فقط کاهش متناسب اندازه در صورت نیاز، فشردهسازی WebP و افزودن حاشیهٔ سادهٔ خنثی برای قالب افقی؛ بدون بزرگنمایی عکس، برش، بازسازی، روتوش یا حذف نشان صاحب اثر.
کامل بودن یک ساز به چه معناست
وقتی از «کامل بودن» یک ساز سخن میگوییم، باید روشن کنیم کدام ویژگی را در نظر داریم. گستره صوتی، امکان اجرای همزمان چند صدا و تنوع رنگ صوتی، معیارهای یکسانی نیستند. تعبیر «کاملترین ساز جهان» درباره فرش نیز بیان شگفتی از قابلیتهای آن است، نه حکمی قطعی درباره برتری این ساز بر همه سازهای جهان.
آنچه فرش را برجسته میکند، کنار هم قرار گرفتن چند شیوه تولید صداست. در نمونهای که شکری معرفی کرده بود، بهجز سازوکار بادی، امکانهای متنوعی برای نواختن دیده میشد. برای شناخت این ساز، همین قابلیتهای شنیدنی مهمتر از رقابت بر سر عنوان کاملترین سازند.

چند شیوه نواختن بر یک ساز
سیمهای فرش را میتوان مانند چنگ و قانون با انگشتان به صدا درآورد. استفاده از دو مضراب نیز امکان دیگری است که حالوهوایی نزدیک به سنتورنوازی پدید میآورد. با آرشه، صداهای کشیده شکل میگیرند و ضربه زدن به بخشهای مختلف ساز، رنگهای کوبهای متفاوتی ایجاد میکند. در نتیجه، تغییر شیوه نواختن تنها شدت صدا را عوض نمیکند؛ جنس و رفتار صوتی ساز نیز تغییر مییابد.
در نمونه معرفیشده، چهار تا ده نوازنده میتوانستند پیرامون ساز بایستند و هماهنگ بنوازند. این ویژگی، فرش را از تجربه معمول یک نوازنده و یک ساز فراتر میبرد و زمینهای برای همنوازی بر یک پیکره مشترک فراهم میکند.
رنگ صوتی و امکان فضاسازی
در صدای فرش میتوان تداعیهایی از چنگ، سنتور، سنتور باس و قانون شنید، بیآنکه شخصیت صوتی آن به یکی از این سازها محدود شود. به گوش من، صدای آرشهای آن بیشباهت به قیچک نبود و در بخش کوبهای نیز گاه حالوهوایی نزدیک به کاخن شنیده میشد. بعضی صداها هم بهآسانی نام و همانندی آشنا پیدا نمیکردند.
به گمانم، آهنگسازان موسیقی فیلم میتوانند از این تنوع بهره ببرند. صداهای کوتاه و کشیده و امکان جابهجایی میان بافتهای زهی و کوبهای، ظرفیت جالبی برای فضاسازی در اختیارشان میگذارد. فرش از این نظر، پیشنهاد صوتی متفاوتی برای همراهی تصویر است.
نوآوری در امتداد تجربه سازگری
در دیدارم با شکری، با سازگری پرکار و کمحاشیه روبهرو شدم که بیش از تولید انبوه، به کیفیت کار اهمیت میداد. با احترام از ابراهیم قنبریمهر یاد میکرد و بر حرمت تجربه استادان تأکید داشت. فرش نیز حاصل همین جستوجوی سازگرانه است: تلاشی برای گسترش امکانات شنیدن و نواختن، در پیوند با مهارتی که پیش از او شکل گرفته است.
منبع اصلی
هوشنگ سامانی، «کاملترین ساز جهان»، وبلاگ فرهنگ و موسیقی ما، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱.