سازهای غیر ایرانی

دودوک و بالابان؛ دو صدای نزدیک، چه تفاوت‌هایی در شنیدن و نواختن دارند؟

دو ساز قمیش‌دوبل دودوک و بالابان در نمای کنار هم

دودوک و بالابان را از نظر رنگ صدا، قمیش، کوک، سنت اجرایی و مسیر یادگیری مقایسه کنید؛ با تمرین شنیداری و پرسش‌های کاربردی پیش از انتخاب ساز.

دودوک و بالابان را باید همراه با قمیش، نوازنده و سنت اجرایی‌شان شناخت.

یک خطِ آرام و کشیده می‌شنوید؛ صدا گرم است، آغازِ نت‌ها نرم است و اندکی خش یا نفس در آن حضور دارد. نامِ اجرا «دودوک» است. چند دقیقه بعد، سازی با بدنهٔ چوبی و قمیشِ پهن می‌بینید که «بالابان» معرفی می‌شود و برای گوشِ ناآشنا بسیار نزدیک صدا می‌دهد. آیا فقط دو نام برای یک سازند، یا تفاوتی وجود دارد که باید شنیدنِ آن را یاد گرفت؟

دودوک و بالابان به خانواده‌ای نزدیک از سازهای بادیِ قمیش‌دوبل تعلق دارند. تفاوتشان را نمی‌توان با یک فرمولِ ثابت، مانند «یکی همیشه بم‌تر یا غمگین‌تر است»، توضیح داد. سنتِ اجرایی، ساختمان و کوکِ نمونهٔ مشخص، ویژگیِ قمیش و شیوهٔ نوازنده باید کنار هم دیده شوند. برای انتخابِ ساز نیز دانستنِ اینکه چه موسیقی‌ای می‌خواهید بنوازید، از تشخیصِ نامِ ساز در یک کلیپِ کوتاه مفیدتر است.

شباهتِ ساختمان از کجا می‌آید

در هر دو ساز، بدنهٔ چوبیِ لوله‌ای با سوراخ‌های انگشت‌گذاری و یک قمیشِ پهن دیده می‌شود. مسیرِ داخلی در این خانواده عموماً استوانه‌ای است. قمیشِ دوبل از دو تیغهٔ روبه‌روی هم تشکیل می‌شود که جریانِ هوا آن‌ها را به ارتعاش درمی‌آورد؛ از این نظر، ساز با فلوتی که هوا به لبهٔ آن برخورد می‌کند تفاوت دارد.

بدنه، قمیش و نوازنده یک مجموعهٔ به‌هم‌پیوسته می‌سازند. تغییرِ هر بخش می‌تواند پاسخِ مجموعه را عوض کند. به همین دلیل، دو ساز با ظاهرِ نزدیک ممکن است زیرِ دستِ نوازنده مقاومت، شروعِ صدا یا پایداریِ متفاوتی داشته باشند. از سوی دیگر، دو نمونه با رنگِ چوبِ متفاوت ممکن است از نظرِ تجربهٔ شنیداری بسیار نزدیک باشند.

در توصیفِ دودوکِ ارمنی، چوبِ زردآلو جایگاهِ شناخته‌شده‌ای دارد. برای بالابان، در منابع و سنت‌های مختلف از چوب‌هایی مانند زردآلو، آلو، توت یا گردو نیز یاد شده است. این اطلاعات برای شناختِ ساخت مفیدند، اما رنگ یا جنسِ چوب به‌تنهایی شناسنامهٔ قطعیِ ساز نیست. سازنده و مشخصاتِ همان نمونه باید معلوم باشند.

نام‌ها به سنت‌های اجرایی اشاره می‌کنند

دودوک در روایتِ شناخته‌شدهٔ ارمنی، با رپرتوار، شیوهٔ جمله‌بندی و نقش‌های اجراییِ ویژه‌ای همراه است. بالابان نیز در موسیقیِ آذربایجانِ ایران و جمهوریِ آذربایجان حضور دارد و با سنت‌های مرتبطِ منطقه در پیوند است. یونسکو در پروندهٔ بالابان/می نیز بر تنوعِ منطقه‌ایِ اندازه، مواد و جزئیاتِ ساختمان تأکید می‌کند.

بنابراین، در گفت‌وگو با مدرس یا سازنده، نامِ ساز را به یک سؤالِ دقیق‌تر تبدیل کنید: این نمونه برای کدام رپرتوار و شیوهٔ اجرا ساخته و آموزش داده می‌شود؟ ممکن است در کاربردهای محلی، نام‌ها یا شکلِ برخی اجزا هم‌پوشانی داشته باشند. شناختِ این پیوستگی، تفاوتِ روایت‌های موسیقایی را از بین نمی‌برد؛ کمک می‌کند آن‌ها را با دقتِ بیشتری ببینیم.

برای هنرجو، پیامدِ عملی روشن است. اگر شیفتهٔ یک اجرای مشخص شده‌اید، نامِ نوازنده، قطعه و سنتِ آن را ثبت کنید. صرفِ خریدنِ سازی با نامِ مشابه تضمین نمی‌کند که همان زبانِ جمله‌بندی یا رنگِ ضبط را به دست آورید. بخشِ بزرگی از آنچه می‌شنویم، دانشی است که در اجرا و آموزش منتقل می‌شود.

عکس واقعی یک قمیش دوبل دودوک با حلقه تنظیم و درپوش محافظ کنار آن

قمیش پهنِ دوبلِ دودوک همراه با حلقهٔ تنظیم و محافظ جداشدهٔ سرِ قمیش.

در رنگِ صدا دنبال چه تفاوت‌هایی بگردیم

دودوک در معرفیِ یونسکو با رنگی گرم، نرم و اندکی تودماغی توصیف شده است. برای بالابان نیز در منابعِ اجرایی توصیف‌هایی مانند نرم، نفس‌آلود و گاه اندوهگین دیده می‌شود. هم‌پوشانیِ همین واژه‌ها نشان می‌دهد که یک صفتِ احساسی نمی‌تواند مرزِ قابل‌اعتمادی میان دو ساز رسم کند.

به‌جای پرسیدنِ «کدام غمگین‌تر است؟»، سه ویژگی را جداگانه بشنوید. نخست، شروعِ نت: صدا چگونه شکل می‌گیرد؟ دوم، بخشِ میانیِ نت: چه میزان مؤلفهٔ روشن، خش یا صدای هوا حس می‌شود؟ سوم، پایان: نوازنده نت را چطور رها می‌کند و به جملهٔ بعدی می‌رود؟ این پرسش‌ها توصیفِ دقیق‌تری از همان اجرای خاص می‌دهند.

رجیستر را هم در نظر بگیرید. مقایسهٔ یک نمونهٔ بم و آرام با نمونه‌ای زیر و پرقدرت، لزوماً مقایسهٔ منصفانهٔ دو نامِ ساز نیست. فاصلهٔ میکروفن، ریورب و پردازشِ ضبط نیز برداشت را تغییر می‌دهند. نتیجهٔ مناسب این است که بگوییم «در این دو اجرا چنین تفاوتی می‌شنوم»، نه اینکه آن را بی‌درنگ به تمامِ سازها تعمیم دهیم.

قمیش در تجربهٔ نوازنده نقشِ اصلی دارد

قمیش فقط قطعه‌ای جانبی برای به‌صداانداختنِ بدنه نیست. اندازه، بازشدگی، جنس و آماده‌سازیِ آن بر نحوهٔ پاسخ‌گرفتن اثر می‌گذارد. یک هنرجو ممکن است روی دو قمیشِ یک ساز، تجربهٔ بسیار متفاوتی داشته باشد. پس دشواربودنِ شروعِ صدا همیشه نشانهٔ نامناسب‌بودنِ خودِ ساز برای آن فرد نیست.

هنگامِ بررسیِ دودوک یا بالابان، بهتر است مدرس همان ترکیبِ بدنه و قمیش را امتحان کند و نشان دهد چه پاسخی از آن انتظار دارد. سپس هنرجو در محدوده‌ای ساده و راحت تجربه کند. اگر ساز تنها با فشارِ نامتناسب پاسخ می‌دهد، موضوعِ تنظیم و تناسبِ قمیش باید بررسی شود؛ اصرارِ بیشتر، جای تشخیصِ علت را نمی‌گیرد.

روشِ آماده‌سازیِ قمیش را نیز نباید از یک ویدئوی عمومی به همهٔ نمونه‌ها تعمیم داد. مقدار و شیوهٔ رطوبت‌دهی، تنظیمِ حلقه یا بست و نگه‌داری می‌تواند به ساختِ آن وابسته باشد. تراشیدن، بریدن یا تغییرِ خودسرانهٔ قمیش، راهِ مناسبِ شروع نیست. شباهتِ ظاهریِ اتصال نیز تضمین نمی‌کند که قمیشِ دو ساز قابل‌جایگزینی باشد.

دو هنرجوی بزرگسال در حال گوش دادن به نمونه‌های ضبط‌شده با هدفون و دو ساز قمیشی روی میز

برای مقایسهٔ شنیداری، نمونه‌هایی با رجیستر، شدت و کیفیت ضبط نزدیک به هم انتخاب کنید.

انگشت‌گذاری و کوک را برای همان ساز یاد بگیریم

دیدنِ سوراخ‌های مشابه ممکن است این تصور را ایجاد کند که جدولِ انگشت‌گذاریِ هر دودوک برای هر بالابان هم معتبر است. چنین نتیجه‌ای را نباید بدونِ بررسی پذیرفت. طولِ بدنه، محل و تعدادِ سوراخ‌ها، کوکِ پایه و شیوهٔ آموزش در نمونه‌های مختلف می‌توانند تفاوت داشته باشند.

حتی با دانستنِ نامِ نت‌ها، اجرای یک جملهٔ منطقه‌ای به فاصله‌ها، تکیه‌ها و انعطاف‌های مشخصی نیاز دارد. اگر همهٔ جمله‌ها را صرفاً به چند نتِ ثابت روی نمایشگرِ تیونر تقلیل دهیم، بخشی از زبانِ اجرا از دست می‌رود. تیونر برای بعضی بررسی‌ها مفید است، اما شنیدنِ الگوی معتبر و بازخوردِ مدرس جایگاهِ اصلی دارد.

برای مقایسهٔ عملی، از مدرس بخواهید یک عبارتِ کوتاه را روی سازِ موردنظر بنوازد و دربارهٔ نت‌های پایه و تغییرهای ظریف توضیح دهد. سپس همان عبارت را آهسته تقلید کنید. این کار روشن می‌کند که تفاوتِ مسیرِ آموزشی در کجا قرار دارد: شکلِ دست، کنترلِ قمیش، حرکتِ صوتی یا سبکِ جمله‌بندی.

نقشِ ساز در گروه چه چیزی را عوض می‌کند

در یکی از شکل‌های شناخته‌شدهٔ اجرای دودوک، یک نوازنده ملودی می‌نوازد و دیگری صدای ممتدِ همراه، یا درون، را نگه می‌دارد. این نقشِ دوم، زمینه‌ای می‌سازد که حرکتِ ملودی در برابرِ آن شنیده شود. مهارتِ نگه‌داشتنِ صدای پایدار، کارکردِ موسیقاییِ مشخصی دارد و تنها نمایشِ طولِ نفس نیست.

بالابان نیز می‌تواند در نقشِ تک‌نواز یا همراه شنیده شود. برای نمونه، در مجموعهٔ مستندِ «Spiritual Music of Azerbaijan» از اسمیتسونیَن فولک‌ویز، نامِ رافائل عسگروف به‌عنوان نوازندهٔ بالابان در گروه ثبت شده است. چنین نمونه‌ای نشان می‌دهد بررسیِ ساز در کنارِ آواز و سازهای دیگر، اطلاعاتی می‌دهد که از یک نتِ تنها به دست نمی‌آید.

این دو مثال نباید به تقسیم‌بندیِ خشک تبدیل شوند که یکی فقط با درون و دیگری فقط با گروه اجرا می‌شود. همچنین نفس‌گردان، هرجا در اجرا به کار رود، مهارتی جداگانه است و نباید معیارِ نخستینِ انتخابِ ساز یا تمرینِ فشردهٔ مبتدی باشد. برای شروع، صدای کوتاهِ سالم از نظرِ اجرایی، کنترل‌شده و خوش‌کوک هدفِ روشن‌تری است.

یک مقایسهٔ شنیداریِ منصفانه طراحی کنیم

دو نمونهٔ معتبر انتخاب کنید که ساز و نوازندهٔ آن‌ها مشخص باشد. فیلم‌های معرفیِ دودوک و بالابان/می در صفحاتِ میراثِ ناملموسِ یونسکو، برای آشنایی با بافتِ اجرایی و شکلِ ساز نقطهٔ شروع‌اند. هنگامِ مقایسه، بخش‌های نزدیک از نظرِ رجیستر و شدت را انتخاب کنید و صدای پخش را تا حدِ ممکن هم‌سطح نگه دارید.

بارِ اول فقط رنگ را توصیف کنید و از نسبت‌دادنِ احساسِ قطعی پرهیز کنید. بارِ دوم به جمله گوش بدهید: نت‌های کشیده بیشترند یا حرکت‌های سریع؟ لرزشِ صدا کجا می‌آید؟ پایانِ عبارت چگونه است؟ بارِ سوم به همراهی توجه کنید. ممکن است آنچه به‌عنوان تفاوتِ دو ساز حس کرده‌اید، تا حدی از نقشِ آن‌ها در تنظیم آمده باشد.

برای اطمینان، یک نمونهٔ دوم از هر ساز نیز بشنوید. اگر توصیفِ اولیه در نمونهٔ دوم عوض شد، یافتهٔ مهمی دارید: دامنهٔ بیانِ آن ساز از یک کلیپ گسترده‌تر است. هدفِ این تمرین، موفق‌شدن در مسابقهٔ تشخیصِ نام نیست؛ ساختنِ واژگانِ شنیداری برای توضیحِ سلیقه و انتخابِ مسیرِ یادگیری است.

گفت‌وگوی آموزشی نوازنده با مدرس درباره ساز و قمیش

برای انتخاب ساز، دسترسی به مدرس و قمیش مناسب به اندازهٔ علاقه به رنگ صدا اهمیت دارد.

برای انتخابِ ساز چه سؤال‌هایی بپرسیم

نخست بپرسید کدام رپرتوار شما را بیشتر جذب می‌کند و چه کسی می‌تواند همان مسیر را آموزش دهد. سپس دسترسی به قمیشِ مناسب، امکانِ بررسی و تنظیمِ ساز و راحتیِ فاصلهٔ سوراخ‌ها را بسنجید. در سازی که پاسخِ قمیش بخشِ مهمِ تجربه است، برنامهٔ تهیه و نگه‌داریِ قمیش به اندازهٔ خریدِ بدنه اهمیت دارد.

در جلسهٔ آشنایی، نام و کوکِ دقیقِ ساز، نوعِ قمیشِ پیشنهادی و نمونه‌های شنیداریِ درس را بخواهید. به‌جای پرسیدنِ «کدام آسان‌تر است؟»، بپرسید در چند جلسهٔ نخست چه مهارتی تمرین می‌شود و چگونه می‌توان پیشرفت را شنید. کیفیتِ شروعِ صدا، ثباتِ یک نت و وضوحِ یک جملهٔ کوتاه، معیارهای قابل‌مشاهده‌تری هستند.

دودوک و بالابان را می‌توان هم نزدیک دید و هم با دقتِ فرهنگی و اجرایی از یکدیگر شناخت. اگر در حالِ انتخاب هستید، راهنمای دودوک هنرآموز و راهنمای بالابان هنرآموز را کنارِ چند اجرای مستند بخوانید. انتخابِ خوب از پیوندِ علاقهٔ شنیداری، سنتِ موردنظر و امکانِ یادگیریِ واقعی شکل می‌گیرد.

اعتبار تصاویر

تصویر اصلی؛ تصویرسازی اختصاصی با هوش مصنوعی برای هنرآموز؛ تصویر بازسازی‌شده است و سند عکاسی نیست.

تصویر ۱؛ عکس: Hrair Hratchian؛ قمیش ساختهٔ Félix Vartoumyan. Wikimedia Commons، CC BY-SA 4.0؛ بدون تغییر. متن مجوز؛ CC BY-SA 4.0؛ صفحهٔ منبع

تصویر ۲؛ تصویرسازی اختصاصی با هوش مصنوعی برای هنرآموز؛ تصویر بازسازی‌شده است و سند عکاسی نیست.

تصویر ۳؛ تصویرسازی اختصاصی با هوش مصنوعی برای هنرآموز؛ تصویر بازسازی‌شده است و سند عکاسی نیست.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر

۱ ـ UNESCO Intangible Cultural Heritage — Duduk and its music؛ ساختمان و سنت اجرایی دودوک

۲ ـ UNESCO Intangible Cultural Heritage — Craftsmanship and performing art of balaban/mey؛ تنوع منطقه‌ای و نقش‌های اجرا

۳ ـ Smithsonian Folkways — Spiritual Music of Azerbaijan، دفترچهٔ آلبوم؛ نوازندگان و تعریف بالابان

۴ ـ Charlotte Fey Albright — Bālābān، Encyclopaedia Iranica؛ نام‌گذاری و حضور ساز در آذربایجان ایران