شفافخوانی در آواز ایرانی به روایت آلبوم دلهای شب

ارزش یک آواز فقط به توان حنجره و پیچوتاب ملودی نیست. اگر واژهها در میان نغمهها گم شوند، شعر نیز بخشی از اثر خود را از دست میدهد. آلبوم «دلهای شب» با صدای رضا محمدمهر، از این منظر شنیدنی است؛ هم برای شیوه آوازی متفاوتش و هم برای دقتی که در بیان زبان فارسی دارد.
هوشنگ سامانی
تنظیم برای مجله هنرآموز
ارزش یک آواز فقط به توان حنجره و پیچوتاب ملودی نیست. اگر واژهها در میان نغمهها گم شوند، شعر نیز بخشی از اثر خود را از دست میدهد. آلبوم «دلهای شب» با صدای رضا محمدمهر، از این منظر شنیدنی است؛ هم برای شیوه آوازی متفاوتش و هم برای دقتی که در بیان زبان فارسی دارد.
صدایی بیرون از الگوهای آشنا
آلبوم «دلهای شب»، نخستین تجربه رضا محمدمهر در مقام خواننده موسیقی دستگاهی، با تنظیم امیرعباس ستایشگر از سوی شرکت آوای خورشید منتشر شد. آنچه مرا به نوشتن درباره این اثر واداشت، تفاوت شنیدنی آن با الگوهای غالب در بسیاری از تولیدات موسیقی دستگاهی بود.
در بسیاری از آثاری که هنگام شنیدن «دلهای شب» مبنای مقایسه من بودند، در بخش آهنگسازی رد پای محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، محمدعلی کیانینژاد و حمید متبسم شنیده میشد؛ در آواز نیز دو خوانش محمدرضا شجریان و شهرام ناظری، با سهمی پررنگتر برای شجریان، حضوری گسترده داشتند. ارزش این هنرمندان روشن است، اما موسیقی دستگاهی ایران به همین چند الگو محدود نمیشود. گوهرهای دیگری هم در موسیقی آوازی این سرزمین هست که کمتر به گوش مخاطب میرسد. کمشنیده شدن آنها، دلیل کمارزش بودن هنرشان نیست.
رد پای حاتم عسگری در آواز محمدمهر
محمدمهر آموزش آواز را نزد حاتم عسگری آغاز کرده و شاگردی او را افتخار خود میداند. به باور او، عسگری تنها عرضهکننده میراث گذشتگان نیست؛ بر پایه همان داشتهها، نغمههای تازه نیز میآفریند. این نگاه در شناخت مسیر آوازی محمدمهر اهمیت دارد.

نخستین ارزش «دلهای شب» برای من، شنیدن همین شیوه متفاوت است. وقتی خوانندهای صاحبسبک در آثار منتشرشده حضور پررنگی ندارد، خواندن شاگردانش میتواند به شناخته شدن و گسترش شیوه او کمک کند. «دلهای شب» از این جهت فرصتی است برای شنیدن گوشهای از میراث و نگاه آوازی حاتم عسگری.
واژه نباید قربانی نمایش صدا شود
نکته مهمتر در خوانش محمدمهر، توجه او به بیان درست واژگان فارسی است. در این اثر، کلمات با چنان دقتی ادا میشوند که حتی یک زبانآموز فارسی نیز مجال بیشتری برای فهم آنها دارد. در مقابل، گاه در برخی اجراها خود ما فارسیزبانان هم برای فهم شعر دچار مشکل میشویم؛ چه رسد به کسی که تازه این زبان را میآموزد.
شفافخوانی را نباید با سادهانگاری در هنر اشتباه گرفت. پیچیدن واژهها در لابهلای ملودی، بهخودیخود آواز را هنریتر و حرفهایتر نمیکند. اگر خواننده چنان شیفته نمایش صدای خود شود که شعر سعدی و حافظ به حاشیه برود، چیزی از نسبت درست شعر و آواز کاسته است. به تعبیر منوچهر همایونپور، که از دوست گرامی حسین علیشاپور نقل میکنم، برخی صدای خود را از شعر سعدی و حافظ بیشتر دوست دارند.
این همان نقطهای است که باید در آن درنگ کرد. خواننده قرار نیست مقداری واژه را در مخلوطکن حنجره بریزد و محصول را به شنونده تحویل دهد. شعر معنا و لحن دارد و وضوح بیان، بخشی از مسئولیت خواننده در برابر آن است. در «دلهای شب»، توجه به این مسئولیت بهروشنی شنیده میشود.
پاسداشت فارسی محدود به یک گونه موسیقی نیست
زبان فارسی برای بسیاری از ما، حتی آنان که زبان مادری دیگری دارند، اهمیت فرهنگی ویژهای دارد. این زبان همچون نخ تسبیح، فرهنگهای بومی ایران را به یکدیگر پیوند میدهد. از همین رو، هرکس به فارسی میخواند و سخن میگوید، در حفظ و انتقال آن نقشی دارد.
در این زمینه، مرز میان موسیقی دستگاهی، پاپ و دیگر گونهها تعیینکننده نیست. خوانش شجریان از این منظر ارزشمند است و خواندن دیگر فارسیزبانان جهان نیز، با هر گونه موسیقی، میتواند به زنده ماندن زبان کمک کند. معیار، فقط نام سبک نیست؛ باید شنید با واژهها چه میکنند.
بارها به دوستان خواننده گفتهام آوازهای گوگوش را نیز از همین زاویه بشنوند؛ نه برای تقلید جنس موسیقی او، بلکه برای روشنی بیان فارسی. به باور من، او شفافترین خوانشهای فارسی را در موسیقی ارائه کرده است. اگر رئیس فرهنگستان زبان بودم، از این جهت بالاترین نشان پاسداشت فارسی را به او پیشکش میکردم. روشن خواندن واژهها، خدمتی است که میتوان آن را در هر گونه موسیقی قدر دانست.
تصویر اصلی: تصویر آرشیوی برگهایی از جنگ اشعار سعدی و حافظ در مجموعه موزه متروپولیتن؛ تصویر زمینهای برای بحث شعر و آواز، نه جلد آلبوم دلهای شب. عکس/اثر: سلطانعلی مشهدی؛ تصویر آرشیوی موزه متروپولیتن، Frederick C. Hewitt Fund, 1911؛ منبع تصویر؛ Public Domain / CC0 (Met Open Access). تبدیل به WebP و کاهش ابعاد/حجم در صورت نیاز؛ بدون برش، بازسازی، دستکاری یا حذف نشان عکس.
منبع این نوشته
هوشنگ سامانی، «پاسداشت زبان پارسی در موسیقی ایرانی»، وبلاگ موسیقی ما.