سازهای ایرانی

صدای بالابان در کنار سازهای دستگاهی ایران

بالابان آذربایجانی با بدنهٔ چوبی، سوراخ‌های انگشت‌گذاری و قمیش در نمای کامل

چرا باید صدای موسیقی دستگاهی را تنها در ترکیب آشنای تار، سه‌تار، نی، کمانچه، سنتور و تنبک جست‌وجو کرد؟ بالابان می‌تواند رنگ دیگری به این مجموعه بیفزاید. این ساز بادی، با صدایی پرحجم، فرصتی برای بازنگری در مرزی فراهم می‌کند که میان سازهای «بومی» و سازهای رایج در موسیقی دستگاهی کشیده‌ایم.

هوشنگ سامانی
تنظیم برای مجله هنرآموز

چرا باید صدای موسیقی دستگاهی را تنها در ترکیب آشنای تار، سه‌تار، نی، کمانچه، سنتور و تنبک جست‌وجو کرد؟ بالابان می‌تواند رنگ دیگری به این مجموعه بیفزاید. این ساز بادی، با صدایی پرحجم، فرصتی برای بازنگری در مرزی فراهم می‌کند که میان سازهای «بومی» و سازهای رایج در موسیقی دستگاهی کشیده‌ایم.

نام‌هایی مانند بومی یا فولکلور را ما به سازها می‌دهیم. این نام‌ها می‌توانند خاستگاه و کاربرد یک ساز را روشن کنند، اما نباید امکاناتش را از پیش محدود سازند. بالابان را نیز می‌توان بیرون از همین محدودیت ذهنی شنید.

تصویر شاخص — نمونه‌ای از بالابان آذربایجانی؛ تصویرِ ساز عباس زند یا هم‌نوازی توصیف‌شده در مقاله نیست. نشان حق نشرِ عکس حفظ شده است. عکس: MrArifnajafov / ویکی‌مدیا کامنز؛ CC BY-SA 3.0. تغییرات تصویر: فقط کاهش متناسب اندازه در صورت نیاز، فشرده‌سازی WebP و افزودن حاشیهٔ سادهٔ خنثی برای قالب افقی؛ بدون بزرگ‌نمایی عکس، برش، بازسازی، روتوش یا حذف نشان صاحب اثر.

یک خانواده صوتی با نام‌ها و فواصل متفاوت

این ساز و گونه‌های آن در غرب و شمال غرب ایران، قفقاز و آناتولی حضور دارند. در فرهنگ‌های ترکی، کردی و ارمنی، به‌ترتیب با نام‌های بالابان، نرمه‌نای و دودوک شناخته می‌شوند؛ هرچند فواصل مورد استفاده در این فرهنگ‌ها یکسان نیست.

دو نوازندهٔ بالابان در اجرای جشنوارهٔ لز اوریانتال فرانسه
شیرزاد فتحعلی‌اف، سمت چپ، و شهرت علی‌اف در حال نواختن بالابان در جشنوارهٔ لز اوریانتال، فرانسه، ۲۰۱۳؛ این تصویر متعلق به اجرای عباس زند نیست. عکس: Jean-Pierre Dalbéra (dalbera) / ویکی‌مدیا کامنز؛ CC BY 2.0؛ تغییرات: کاهش اندازه و فشرده‌سازی، بدون برش یا حذف نشان.

تجربه هم‌نوازی با تارباس

در یک دیدار دوستانه با عباس زند، فرصتی پیش آمد تا دقایقی صدای بالابان او را با تارباس همراهی کنم. اجرا بداهه و خالی از اشکال نبود. تارباس هم سازی چهار سیمه بود که خودم سرهم کرده بودم؛ تجربه‌ای ساده برای شنیدن ترکیب این دو صدا، نه اجرایی رسمی و کاملاً پرداخت‌شده.

بااین‌حال، ترکیب به نظرم شنیدنی آمد و می‌توانست بخشی از ظرفیت بالابان را برای غنی‌تر کردن رنگ صوتی موسیقی دستگاهی نشان دهد. عباس زند با علاقه از آن به‌عنوان سازی «پهلوان» یاد می‌کرد؛ تعبیری که نگاه او به توان و حضور صدای ساز را نشان می‌دهد.

در این تجربه، حجم صدای بالابان در مقایسه با نی برجسته بود، گرچه گستره صوتی آن به نی نمی‌رسید. حضور پرقدرت صدا را نباید با گستره بیشتر اشتباه گرفت. آنچه اهمیت دارد، شنیدن یک رنگ تازه است و آزمودن جای آن در موسیقی دستگاهی.

منبع اصلی

هوشنگ سامانی، «ساز پهلوان»، وبلاگ فرهنگ و موسیقی ما، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲.

https://our-music.blogfa.com/post/375